اول از همه باید بگم که بعد از تحقیقاتم مشخص شد بازی اپن ورلد است و در باره ی داستان مافیا1
من داستان را مانند منتقد داستان های بزرگ و سینما نقد میکنم چون واقعا مافیا ارزشش را دارد
قسمت اول نقد
خوب داستان از اینجا شروع میشود .در رستورانی باز میشود و تامی انجلو که یکی از بزرگترین مافیا های شهر است وارد رستوران میشود تا با بازرسی در مورد هرچی از خوانواده ی سالیاری پدر خوانده ی گروه میداند بیان کند.(اگر در بازی زمانی که تامی در رستوران یا کافه می بینید که تامی همش کافی میخورد یا با عجله جواب پیشخدمت را میدهد نشونه ی عجله داشتن تامی است و اضطرابی که وجودش را فرا گرفته و در معانی کافیی ای که دیر خورده شود و سرد شود نشانه ی شکست است)
پاییز 1920
تامی کنار تاکسی خود ایستاده و سیگاری میکشد که صدای تیر اندازی و سپس تصادف ماشینی را میشنود و کمی بعد 2 مافیا که بعدا میفهمیم اسمشان سام و پائول هست به طرف تام تفنگ را میگیرند و او را مجبور میکنند که انها را از دست مافیا های دیگر فراری دهند اگر توجه داشته باشید گفتگو های بازی عالین و چیزی که نظرم را در مورد بازی جلب کرد جنبه ی اعتقاد تامی به تقدیر بود که واقعا اتفاق در ان نقش به سزایی داشت.سرانجام تامی از دست ان مافیا ها فرار میکند و تامی و پائول را به طرف بار سالیاری میبرد.
صحنه ی سینمایی(دلهره با جلوه های مهشر)سم از دور به تاکسی نزدیک می شوددو نفر از دور تامی را در نظر دارند.دست سم در کتش است به نظر میخواهد چیزی بیرون اورد تامی سعی به روشن کردن ماشین میکند اما ماشین روشن نمیشود.نگاه دیگر به سم تامی بار دیگر تلاش میکند(همواره احساس ترس و دلهره)و سرانجام سم کیسه ی پولی بیرون میاورد و به تام میگوید سالیاری از تو تشکر کرد و گفت هر ا کمک خواستی ما هستیم.... کات
در صحنه ی بعدی تام روی صندلی نشسته و میگوید(ختاب به مامور)اون پول زیادی بود حتی بیشتر از خرج ماشین اما من نمیخوام یک قاتل یاشم حتی اگه برای پول نون شب هم گدایی کنم)
اما تقدیر و باز هم تقدیر.فردای ان روز با بردن مسافرین زیاد تامی به اتفاق اخرین مشتری اش را در نزدیکی بار سالیاری پیاده میکند.و حوس قهوه میکند(باز اشاره و نشانه ای به خود زندگیه تامی)اما قهوه ....چوب بیسبالی شیشه ی ماشین تامی را خورد میکند به نظر همان مافیا هایی هستند که میخواستند سام و پائول را بکشند حالا قصد جان تامی را کردند اما تامی موفق به فرار تا بار سالیاری را میشود و بعد صدای شلیک و بعد سکوت(این در سینما نشان بی قانونی در شهر است که در جای دیگر به این اشاره میشود در جایی که چوبی که روی ان نوشته شده بود باز به طرف بسته چرخ میخورد درحالی که عابران از کنار پیاده رو میگذرند...
وای خیلی خسته شدم اگر دوست داشتین ادامش میدم