فوتبال رو آنلاین ببین!
 
 
 
 
موضوع: Hitman Story Dossier
 
برو به صفحه از 5
 
گیمر باش !
فروش گیفت کارت
کانال اینستاگرام پردیس گیم
کانال تلگرام پردیس گیم
#1
16 مرداد 1391 ساعت 01:03:26 (2628 روز پيش)
Ardalan007


تاریخ عضویت:1389/04/30
تشکر کرده: 997
تشکر شده: 1251 بار
 pc 
 پرونده داستانی هیتمن|Hitman Story Dossier


قسمت 4 اضافه شد!


پرونده داستان سری هیتمن


در حالی که در انتظار انتشار نسخه پنجم از سری بازی های هیتمن هستیم،تصمیم براین شد که مقاله ای جهت بالا بردن سطح اطلاع کاربران سایت از داستان این سری تهیه شود.تا کاربرانی که نسخه های قبل را بازی نکرده اند از داستان این سری مطلع شوند



امیدواریم از این مقاله نهایت استفاده را ببرید.قرار بود این مقاله در 4 قسمت تهیه شود و هر قسمت در یک تاپیک مجزا باشد.اما تصمیم بر این شد که همه آن ها در 1 تاپیک باشند.لازم به ذکر است قسمت اول و دوم که قبلاً منتشر شدند در این نسخه به صورت اصلاح شده وجود دارد.زیرا در نسخه های قبل اشکالاتی بود.همین تاپیک هم در حال اصلاح است.



داستان نسخه اول| Hitman:Codename 47.



در دهه 50،مردی با نام  Dr. Otto Wolfgang Ort - Meyer پس از این که در جلسه ای علمی مورد مورد تمسخر قرار گرفت، شروع به تحقیق در مورد شبیه سازی انسان ها (Human Cloning) کرد.


ظاهراً او به راز هایی در مورد کروموزوم ها پی برده و آن ها را تغییر داده. بنابراین او قادر به ساخت سری های متفاوتی از کلون ها می شود. شماره ی کروموزوم تغییر یافته، شماره ای است که او به کلون ها می دهد.


در دهه 60، دکتر اُرت مِیِر موفق به ساخت سری 47 در آزمایشگاه خود که در تیمارستانی (Asylum Building) در رم واقع می باشد می گردد.


نکته:بار کد (640509-040147) به معنای


64:تاریخ تولد 05:روز تولد 09:ماه تولد 04:سری 01:کلاس 47:تعداد کروموزوم ها  


متن پنهان: 



در سی سال آینده تنها 47 به صورت غیر معمول بلند می شود و یاد می گیرد که چطور می تواند یک فرد را از پای در بیاورد. در این زمان همه کلون ها جهت شناسایی بار کدی بر پشت سر خود داشتند.از سری هایی که نجات یافتند می توان 17،47و48 را نام برد.


حدود سال های 1998 یا 1999، 47 از آزمایشگاه Ort-Meyer می گریزد و به گونه ای با سازمان  International Contract Agency (ICA)تماس می گیرد.به نظر می رسد که این هدف ارت مایر بوده است.


به هر حال علت دقیقی مشخص نیست. ولی همه می دانیم که 47 گزینه بسیار مناسبی برای این سازمان بوده است.


این سازمان او را به عنوان یک Hitman  استخدام می کند(Hitman به معنای یک قاتل حرفه ای که از اسلحه استفاده می کند می باشد.)


نگاهدارنده (Handler) 47 درICA ،دایانا برن وود نام دارد.


متن پنهان: 


در 2 یا 1 سال آینده او افرادی را از پای در می آورد که من آن ها نام می برم


1)    فردی به نام Lee Hong که در Hong Kong  زندگی می کند از پای در می آورد.(او در میان این مرحله فردی به نام Agent Smith_که او هم ماموری از ICAمی باشد_ را نجات می دهد. در این عملیات فرد دیگری به نام Lei Lingتوسط 47 نجات می یابد)


2)    Pablo Ochoa در کلمبیا


3)    Franz Fuchsدر بوداپست


4)    و Boris (aka Arkadij Jegorov) در Rotterdam


نکته عجیبی که 47 متوجه آن می شود این است که این افراد همگی با هم در ارتباط بوده اند.


نامه هایی که در میان آنان رد وبدل می شده هاکی از این بوده که آنان در پی ساختن ارتشی فرمانبردار که سرباز های آن دارای قدرت هایی فرا تر از یک انسان معولی است و استادی که بر روی این مسئله کار می کند.


47 و ICAبه دنبال این مسئله افتادند.ظاهراً همه ی آنان به علاوه دکتر اُرت مِیِر زمانی عضوی از لژیون خارجی فرانسه بوده اند.در سال 2000 پس از کشتن هدف ها ICA پی می برد که همه ی افرادی که 47 آن ها را کشته بود به هم مرتبط بودند و توسط یک مشتری (اُرت مایِر)دستور قتل آنان رسیده است. که آن مشتری خواستار کشته شدن 47 می باشد! او در عوض یک پاداش ناچیز و نامناسب (نسبت به ترور های قبلی) قرار شده که فقط یک نفر به نام Dr. Kovacs را بکشد.مکان ماموریت وی جایی نیست به جز همان تیمارستان در رم! وقتی 47 به تیمارستان می رسد با نام مستعار خودش (Tobias Rieper) وارد می شود.گارد امنیتی به پروفسور می گوید:" Mr. Rieper has arrived" پس از آن پروفسور به پلیس رم اطلاع می دهد و درخواست می دهد که تیم S.W.A.Tبه آن جا بیایند. 47 ،Dr. Kovacs را از پای در می آورد.به هر حال 47 دکتر را طی ملاقات کوتاهش با او"the one with the needle" خطاب می کند.اشاره به خاطرات گذشته 47 با دکتر زمانی که47 داشت بزرگ می شد. پس از این وقایع 47 تیمارستان را می گردد و دوباره Agent Smith را پیدا می کند که به او در هنگ کنگ کمک کرده بود. اسمیت، 47 را به یک راه پله مخفی که در زیر آسانسور  راهنمایی می کند که 47 را به یک آزمایشگاه مخفی می برد.طبقه پایین اکو صدای دکتر اُرت مِیِر شنیده می شود که نشان می دهد او از کلون هایی که می توانایی فکر کردن برای خودشان را دارند نفرت دارد. او تعداد زیادی از 48 ها را رها می کند که اصلاً راجب ماموریت هایی که به آنان می دهد سوال نمی پرسند.یعنی دقیقاً همان چیزی که اُرت مایِر می خواست!



دکتر از 48 ها می خواست که 47 را از پای در آورند. خوشبختانه 47 یک مینی گان قدرتمتند پیدا می کند و همه 48 ها را از پا در میاورد.



نکته مهم:



سری 48 نسبت به 47 قدرت بیشتری دارند.



پس از کشتن سری 48 ، 47 آزمایشگاه مخفی را جستجو می کند و هیچ کس دیگری را پیدا نمی کند.


درعوض 47 تالاری پیدا می کند که کلون ها در آن رشد می کنند و نام هایی روی آن دیده می شه. که رو هر کدومشون یک اسم دیده می شود.


1)    Otto Ort-Meyer


2)    Franz Fuchs


3)    Pablo Ochoa


4)    Lee Hong


5)    Arkadij Jegorov


اون پی می بره که خودش از نقات قوت هر یک از این چند نفر کلون شده و بهتر هم شده.(به عبارت دیگر او با دیدن آن مکان پی می بره که یک انسان معمولی نیست و شبیه سازی شده است)


47از این ماجرا خبر دار شد و فهمید که سازنده دیوانه خودش بهش خیانت کرده _و می خواسته ارتشی از کلون های تکامل یافته بسازه که فقط فرمانبری می کنند  _


وظیفه جدید 47 انتقام است...


حال او با استفاده از بدن مرده یک کلون از بازرسی الکترونیکی می گذرد، او به اتاق شخصی پروفسور می رسد و گردن وی را می شکند.


فرار کردن 47 در نسخه 3 مشخص می شود



پایان داستان نسخه اول



نسخه دوم: Hitman 2:Silent Assassin




بازی با کات سنسی شروع می شود که دو مرد با نام های Mystery man و Sergei Zavarotko در حال صحبت کردن در مورد برادر Sergei _که توسط 47 در نسخه اول کشته شد._ هستند.Mystery man به سِرجِی در مورد اینکه برادر او کلون (شبیه سازی) شده است صحبت می کند و سِرجِی باور نمی کند و می گوید که چه کسی حاضر است یک احمق مثل برادر من را شبیه سازی کند؟!میستری من سرجِی را به جایی می برد که این شبیه سازی رخ داده است.یعنی Asylum در Romania .


زمانی که به آنجا می رسند فیلم کشته شدن ساکنان و دکتر های تیمارستان را توسط 47 را که توسط دوربین ها گرفته شده بود می بینند.سِرجی فرد داخل فیلم را نمی شناسد و درباره او از میستری من می پرسد.او متوجه می شود که مرد داخل فیلم 47 است.سِرجی به فکر استخدام او می افتد.


همان طور که می دانیم 47 پس از وقایع تیمارستان ناپدید می شود و به فکر زندگی تازه ای،به دور از جنایت و قتل می افتد.او در کلیسایی در سیسیلی پیش پدر ویتوریو زندگی می کند.او در باره گناهانش با ویتوریو حرف می زند و به عنوان یک باغبان زندگی می کند.


روزی پدر توسط مافیای محلی دزدیده می شود و مافیا از 47 درخواست مبلغ 5000000 دلار می کند.برای تقاضای کمک 47 دوباره با ICA تماس می گیرد و از آنان در خواست کمک می کند و ICA با وجود قبول کردن در خواست کمک وی در مقابل از 47 کاری می خواهد. به هر حال 47 به قصد کشتن رئیس مافیا و نجات دادن پدر عازم خانه ی او می شود و پس از کشتن رئیس مافیا پدر را در آنجا نمی یابد!


47 به دایانا در این باره صحبت می کند و می فهمد که قبل از رسیدن 47 ، پدر توسط تعدادی فرد روسی برده شده.


همان طور که گفتیم 47 باید در قبال اطلاعات فردی را ترور کند.او به سن پترزبورگ می رود و او را ترور می کند.پس از کشتن جنرال و برگشتن به سیسیلی،ICA می خواهد باز هم 47 برایشان کار کند.به علاوه  مشتری از کار 47 بسیار خوشش آمده و باز هم می خواهد برای او کار کند! 47 با گرفتن مبلغ 100000 دلار پیش و مبلغ اصلی 300000 حاظر می شود که باز هم برای مشتری کار کند.او دوباره به روسیه اعزام می شود و 3 جنرال دیگر را می کشد.هدف مشتری خلاص شدن از شرّ نوعی مدرک است. 


در پی کشتن آخرین جنرال،47 کیف دستی را که دزدیده است را باز می کند و می فهمد که فردی دوستانی در ژاپن با سلاح های جدی دارد که آن دوست Masahiro Hayamoto نام دارد. این فرد هدف بعدی 47 است که او و پسرش را در ژاپن می کشد. از این فرد هم سیستم هدایت موشکش را برای مشتری می دزدد.


در مالزی فردی به نام Charlie Sidjan ظاهراً مقداری نرم افراز نظامی را از دزدیده که باید به سفارش همان مشتری کشته شود.47 هم او و هم برادر را کشت.


مشتری متوجه می شود که فردی چیز هایی را از او دزدیده است.


47 به پنجاب فرستاده می شود تا چند افسر نیرو های شبه نظامی تروریستی محلی و افراد دیگری را بکشد.سپس او یک Helipad (محلی که هلیکوپتر می نشیند)را تخلیه می کند تا دستگاه هسته ای  که از مشتری دزدیده شده برگردانده شود.


دوباره مشتری متوجه می شود که به او خیانت شده است.این بار توسط یک فرقه نزدیک هند.


47 برای کشتن رئیس فرقه به هند می رود.پس از کشتن وی 47 مردی را پیدا می کند که از نظر ظاهری کاملاً شبیه اوست!که به 47 با یک کلت شلیک می کند تا بتواند فرار کند.


مشتری در کل این سری همان سِرجِی است!او به طرزی در معرض رسانه ها قرار گرفت و توطئه اش فاش شد.


او بسیار عصبانی است.نمی داند چگونه توطئه اش فاش شده،در حالی که همه شاهدانش توسط 47 کشته شده بودند.


میستری من که هنوز با سِرجِی کار می کند پیشنهاد می کند که احتمالاً 47 ماجرا را می دانسته و آن را فاش کرده.پس او را بکشیم.


دوباره به 47 توسط کسانی که برایشان کار می کرد خیانت شد.


ICA تصمیم می گیرد که چون سرجی تحت تعقیب است،پولی به 47 دهند تا سِرجِی را بکشد.


47 دوباره به سن پترز بورگ می رود ولی سرجی را پیدا نمی کند. در عوض 17 را می بیند که برای کشتن او آمده.او پس از کشتن 17،با هدستی که در گوش 17 بود با سِرجِی حرف می زند و می فهمد کسی که کشته 17 بوده است.


سرجی می گوید که من پدر ویتوریو را گروگان گرفته ام.47 فرار می کند و به کلیسا بر می گردد. او سر جی و محافظانش را می کشد و از کلیسا می رود و می گوید:


"Always knew I didn't belong in this world. I wasn't made for this. But I'll never forget those who betrayed me, and those who never failed my trust. I'll be carrying nothing from Gontranno but this lesson: never trust anyone and rely on your instincts. Forget the past. I'll never find peace here. So, I'll seek justice for myself. I'll choose the truth I like."



پایان نسخه دوم



داستان نسخه سوم |Hitman Contracts 




مدت کوتاهی پس از وقایع نسخه قبل، 47به کار خود با ICA ادامه می دهد.به او یک ماموریت عادی در پاریس داده شده است.


او در آن ماموریت 2 نفر را می کشد،Ambassador Delahunt و یک tenorمعروف؛امّا در حین فرار کردن از محل توسط یک مامور پلیس که از حضور او با خبر شده بوده مورد اصابت گلوله قرار می گیرد.


47،زخمی و خون آلود به اتاقش در هتل فرار می کند،در تعجب است که کسی که او را با تیر زده که بوده.به نظر می رسد که او 47 را می شناخته؛نه لزوماً کاملاً با او آشنایی داشته،شاید در حدی که بداند او می تواند خطر ناک باشد. در این زمان که 47 هوش یاری کاملی ندارد فلش بک های بسیاری از مراحل نسخه اول را بازی می کنیم.مردی ناشناس (ظاهراً یک دکتر)         برای مداوا کردن او میاید،همچنین یک کیف دستی حاوی مهمات و لباس و ... .


زمانی که دوباره هوشیاری خود را بدست می آورد و آماده است که محل را ترک کند. متوجه می شود که تیم SWATهتل را محاصره کرده است.برای او عجیب است که بازرسی که او را زد چقدر راجبش می داند. 47 به همان روش آشنا یعنی پوشیدن لباس مبدل از محل می گریزد. البته قبل از فرار کردن تصمیم می گیرد که همان بازرس را بکشد. سپس او به فرود گاه فرار می کند.


در هواپیما، او با دایانا ملاقات می کند؛ دایانا به او توضیح می دهد که ICAدر حال از دست دادن پشتیبانان و دوستان و قدرتمندی فقط به خاطر 47 است. دایانا فکر می کند که فشار از کجا می آید و به 47 مدارکی طبقه بندی شده می دهد.47 پی می برد که با یک مسئله جدی روبروست و متعجب است که سازمان چنین پولی دارد.هواپیما پرواز می کند.



پایان نسخه سوم        



داستان نسخه چهارم|Hitman: Blood Money




در حالی که تا انتخابات ریاست جمهوری آمریکا 1 سال مانده،شبیه سازی انسان ها (Human Cloning) به امری مهم و بحث بر انگیز مبدل شده (مخصوصاً در بحث های انتخاباتی).در این میان،در یک تصادف رانندگی (به ظاهر تصادف) معاون رئیس جمهور کشته می شود و کنگره، رئیس جمهور وقت را مجبور به انتخاب معاونی می کند که مخالف شبیه سازی انسان ها باشد. Daniel Morris با تایید از سوی کنگره انتخاب می شود. شخص رئیس جمهور (Tom Steward) به ایده شبیه سازی انسان ها علاقه دارد و می خواهد این کار را در ایالات متحده قانونی سازد. او امیدوار است که با حمایت مردم در انتخابات ریاست جمهوری سال آینده از رقیب خود(Frank Morgan) پیشی بگیرد و دوباره رئیس جمهور شود.


در سال های گذشته،گروهی با نام  Franchise(که به گروهی با نام Alpha Xerox مربوط می شود) وارد این جریان شده و فشار زیادی را بر ICA وارد می کند. آنان تصمیم گرفتند که کلون های خودشان را بسازند و در دولت آمریکا اعتبار کسب کنند. با چنین قدرتی که یافتند،توانستند Daniel Morris را به عنوان معاون رئیس جمهور انتخاب کنند.(عامل انتخاب دنیل موریس این گروه بود). هدف این گروه ساختن کلون هایی بی نظیر برای به توفق رسیدن اعمال مد نظرشان و جلو گیری از هر گونه رقابت در میان رقیبانشان است. به همین دلیل آن ها توسط کلون هایی که ساختند تصمیم گرفتند که رئیس جمهور را بکشند. با این کار شبیه سازی انسان ها دیگر قانونی نمی شد و فقط برای سازمان هایی مثل فرنچایز قابل استفاده است.


رئیس گروه فرنچایز جک الکساندر کِین برای از بین بردن حمایت مردم از شبیه سازی انسان ها بر علیه این موضوع سخنرانی کرده. از سال 2004 سخت مشغول ردیابی 47 است که با استفاده از سلول های مغز استخوان او کلونی بی نظیر بسازد.(همان طور که گفتیم 47 بهترین کلون ساخته شده تا آن زمان بود). همان طور که گفتیم فرنچایز در حال فشار آوردن به ICA می باشد. همان طور که در داستان نسخه قبل گفتیم 47 پس از کشتن 2 نفر در اپرای پاریس توسط فردی مورد ضرب گلوله قرار گرفت و مرگ از بیخ گوش او گذشت. در مدت زمان بهبودی 47 که او نمی توانست کار کند، ICA مشغول رفع مشکلات هاکی از فشار فرنچایز بود.


پس از بهبودی 47 او با دایانا در یک اتاق اعتراف (همون اتاق هایی که تو کلیسا هست و مسیحی ها می رن گناهانشون را اعتراف می کنن) ملاقات می کند. دایانا به 47 می گوید که به نظر می رسد جاسوسی در آژانس وجود دارد. به 47 ماموریتی در مرکزی توانبخشی در شمال کالیفرنیا داده می شود. او با ایجنت اسمیت که در آنجا به عنوان گروگان نگه داری می شده ملاقات می کند. او با استفاده از نوعی سرم، اسمیت را به حالت مرگ کاذب می برد و از همین طریق او را از کلینیک خارج می کند. در همان حال، Tom Stewardبه جمع کردن رای می پردازد. و آی سی اِی هم در حال از دست دادن مامورین خود است. کِین و فرنچایز در حال رد یابی مراحل و کار هایی که 47 می کند هستند.  گروهی از اسسین ها هم به دستور فرنچایز که به دنبال کشتن 47 هستند هم توسط 47 شناسایی و کشته می شوند. 


در پایان، ایجنسی زیر فشار فرنچایز از حال می رود و دایانا باید ارتباطش را با 47 قطع کند. او با 47 منابع اِیجنسی را تجزیه می کند و 47 را به یک ماموریت در نوادا می فرستد. 47،2 نفر دیگر از اسسین های فرنچایز را از بین می برد. در راه بازگشت او به وگاس، اسمیت را در پشت ماشینش پیدا می کند. اسمیت به 47 می گوید که گروهی تصمیم به قتل رئیس جمهور دارند و به کمک 47 نیاز دارد(اسمیت به کمک 47 نیاز دارد). برای اینکه دنیل موریس جای رئیس جمهور را بگیرد و شبیه سازی انسان ها را غیر قانونی کند. 47 در خواست اسمیت را در قبال دریافت الماس می پذیرد.


47 باید معاون رئیس جمهور را شخصاً به قتل برساند.(معاون رئیس جمهور با گروه فرنچایز متحد است)به علاوه باید اسسینی که توسط فرنچایز فرستاده شده تا رئیس جمهور را بکشد را از بین ببرد. نام آن اسسین Mark Parchezzi III aka است. مردی زال موی که از لحاظ جنتیکی کامل است. او هم قصد کشتن 47 را دارد.47 به طور موفقیت آمیز به کاخ سفید نفوذ می کند و دنیل موریس را از پای در می آورد. 47 با اسسین زال موی در اتاق بیضی شکل ملاقات می کند و طی یک مبارزه او را از پای در می آورد.


47 پس از فرار کردن از کاخ سفید به مخفیگاهش می رود و منتظر نابودی اجناب ناپذیرش توسط فرنچایز می شود.(این تیکه شخصاً خیلی ناراحت شدم و یکم اشکم در اومدK)به هر حال دایانا به 47 می رسد و به او هشدار می دهد که محاصره شده است و هر گونه مقاومت  بی فایده است.دایانا از پشت به 47 یک سرنگ تزریق می کند و 47 روی زمین می افتد و پس از مبارزه ای مختصر می رود. تیم پزشکی به سرعت وارد اتاق می شود و قبل از این که 47 سرد شود از مغز استخوان او نمونه برداری می کنند.دایانا آرام به طبقه بالا می رود و به کِین می گوید که هرگز کسی را نکشته بوده است. کِین دایانا را مطمئن می سازد که دایانا هم اکنون مورد اعتماد او است.روز بعد کِین یک خبر نگار به اسم  Rick Hendersonفرا می خواند که راجع به مسائل کنونی با او صحبت کند. به هر حال این روشی برای کِین است که داستانی درباره 47 منتشر کند. کِین درباره وقایع زیادی و همچنین دروغ های درباره جنبه های ماموریت های 47 صحبت می کند.


کِین از خبرنگار استفاده می کند تا بتواند تبلیغ کند.با دروغ های در مورد 47 به مردم نشان بدهد که چقدر یک کلون می تواند خطرناک باشد.(در واقع از ابتدای داستان هدف گروه فرنچایز جلو گیری از قانونی شدن شبیه سازی انسان بوده است تا کلون ها فقط برای آن ها باشد)کِین تصمیم می گیرد که خبرنگار را به مراسم دفن 47 ببرد. دایانا(پرستار جدید کِین) آن ها را در مراسم همراهی می کند.در آنجا دایانا یک سرم زنده کننده با ماتیک لب خود مخلوط می کند و 47 را می بوسد.(47، چهل سالش شد بالاخره یکی بوسش کردK) به علاوه تفنگ های اصلی اش،یعنی همان AMT HARDBALLERS یا SILVERBALERS را روی سینه او قرار می دهد.در واقع 47 به طور کامل نمرده بود. او در مرگ کاذب بود. یعنی همان وضعیتی که برای ایجنت اسمیت پیش آمد. حال او با سرم زنده کننده ای که دایانا به او منتقل کرده دوباره بر می خیزد. این نقشه دایانا بوده است.47 در حالی بیدار می شود که انبوهی از افراد گروه فرنچایز را می بیند. پس از کشتن همه افراد حاضر از جمله کِین و خبرنگار و ، کشیش از کلیسا می گریزد.


سپس ما یک دفتر در کپنهاگ می بینم که دایانا یک تماس تلفنی دریافت می کند و به تماس گیرنده می گوید که همه منابع آژانس برگردانده شده اند.او می گوید که ارتباطش به 47 قطع شده است.پس از این،47 را در یک فاحشه خانه چینی (47 اهل این کارا نیست K) می بینیم.


اتفاقات بین نسخه بلاد مانی و ابسلوشن در کتابی با نام Hitman:Damnation خواهیم خواند.


 ___________________________________________________________________________________________________________________________________________________________________________________________


 


 آپدیت 7 خرداد 94: متاسفانه منبع جهت نسخه 5 هیچ وقت آپدیت نشد منم قسمت نشد آپدیت کنم این مقاله رو. می تونید بگرید پیدا کنید. ممنون

Ardalan007 آفلاین
 نقل قول  وبلاگ 
103 کاربر از Ardalan007 بابت این پست تشکر کرده اند.
crysis75 , GamesWorld , miladhtcmiladds , 10100 , only Archer , cprr , MAN U , azizahmadi , ANOSHIRVAN , legend ali , ms of hor , mahdisubzero , sky kid 360 , arashfiniks , FINAL , a_mostang , Wesker 47 , Unifier , Alexander Kabir567 , snake2011 , mohammad_1374 , EL  CHE , tatis , matin13 , rider , pedram 2010 , mohsen05 , milad_baxfa , S7tir , ROYAL , Ardalan_360 , arashi , Only Football Games , Jin_kazama , Noire , Taniya , Reza_Drifter , safura , miladosos , A shadow in the dark , code name 47 , ali_xbox , AC 2 EZIO , E M I N E M , BLACK LION , BERNARD , fear , پادشاه تنهایی2 , bankggs , PDAVARZANI , mr  black , john_snake , mohammadjaleh , mninjau , sincara , gasarsa , The Dark Knight , Fx111 , Ali Finisher of Game , saeed marston , shinobi of konoha , L 4 S T , amirxbk , prince_018 , javidss , ALIERVIL , amir224 , Mr Iman , Soheil LP , ariagamer , Dark Mather , AMIR HOSEIN , alighost1000 , BLAK DRAGON , TR4NE , Ahmadreza SDN , siamak_74 , Codename_47 , emaad97 , Little  Monster , Prince of Time , sadrakiller , MILAD_GT , The Hitman , gamesource , matin fn , Milo Burik , ezio adf , pich pichi , THE L O G O , theavengers94 , cole phelps , darkness1 , Master-B , mr Ali Zamani , alihitman99 , cachal , sagad1 , The bat , Agent 77 , the47 , Sina R , MohsenGilani29 , 
#2
16 مرداد 1391 ساعت 01:17:01 (2628 روز پيش)
crysis75
A new era of magic begins


تاریخ عضویت:1390/12/29
تشکر کرده: 4441
تشکر شده: 17524 بار
احساس امروزم:
حالم بده
 
 pc 
 

ممنون. کارت درسته.


از هیتمن به خاطر سختی زیاد و راههای مختلف برای تموم کردن مرحله خوشم میاد.


آمرزش که دیگه آخرشه

crysis75 آفلاین
 نقل قول  وبلاگ 
1 کاربر از crysis75 بابت این پست تشکر کرده است.
Ardalan007 
 
#3
16 مرداد 1391 ساعت 01:24:09 (2628 روز پيش)
Ardalan007


تاریخ عضویت:1389/04/30
تشکر کرده: 997
تشکر شده: 1251 بار
 pc 
 


crysis75 نوشته:
ممنون. کارت درسته.
از هیتمن به خاطر سختی زیاد و راههای مختلف برای تموم کردن مرحله خوشم میاد.
آمرزش که دیگه آخرشه

بله،همین موضوع هست که بازی را برای کسانی که اون را می فهمند هرگز خسته کننده نمی کنه. 
تو نسخه های قبل اگر روی درجه سختی پرو بزنید هرگز نمی تونید سیو کنید. البته تو نسخه 5 به صورت چک پوینت هست
Ardalan007 آفلاین
 نقل قول  وبلاگ 
3 کاربر از Ardalan007 بابت این پست تشکر کرده اند.
Ahmadreza SDN , Dark Mather , emaad97 
 
#4
16 مرداد 1391 ساعت 11:17:42 (2628 روز پيش)
10100


تاریخ عضویت:1390/03/31
تشکر کرده: 1411
تشکر شده: 986 بار
احساس امروزم:
خوشحال
 
 pc  ps3  ps4 
madman2147 
 

خیلی ممنون عالی بود .هر کی بخواد راز های این بازی بفهمه و تموشمش کنه البته با مخفی کاری خیلی کار سختیه.

10100 آفلاین
 نقل قول  وبلاگ 
1 کاربر از 10100 بابت این پست تشکر کرده است.
Ardalan007 
 
#5
16 مرداد 1391 ساعت 11:38:40 (2628 روز پيش)
Ahmadreza SDN
!!! I don't play with amateurs


تاریخ عضویت:1389/12/08
تشکر کرده: 3322
تشکر شده: 7045 بار
احساس امروزم:
زود رنج
 
 pc  x360 
Ahmadreza PRO 
 

تاپیک خوبی بود. خواستم تشکر بزنم که به خاطر حرفی که خودت زدی فعلا دست نگه داشتم! البته توی پست دومت که نقل قول کردی، تشکر رو جبران کردم!!



Ardalan007 نوشته:
در صورتی که متن تاپیک را کامل نخوانده این دکمه تشکر را فشار ندهید!!!!!!

کامل نخوندم مطلب رو.
مشکل عمده ای که به نظرم تاپیکت داره کمبود عکس های داخل گیم پلی بازی هست.
عکس های داخل گیم پلی هر نسخه رو اگه می ذاشتی لا به لای نوشته خیلی تاپیکت زیباتر می شد و کامل کامل می بود.
در مجموع به خاطر تلاشت واسه ترجمه و وقتی که گذاشتی، تاپیکت قابل ستایش هست!!
موفق باشی.
Ahmadreza SDN آفلاین
 نقل قول  وبلاگ 
1 کاربر از Ahmadreza SDN بابت این پست تشکر کرده است.
Ardalan007 
 
#6
16 مرداد 1391 ساعت 11:43:48 (2628 روز پيش)
Ardalan007


تاریخ عضویت:1389/04/30
تشکر کرده: 997
تشکر شده: 1251 بار
 pc 
 


Ahmadreza SDN نوشته:
تاپیک خوبی بود. خواستم تشکر بزنم که به خاطر حرفی که خودت زدی فعلا دست نگه داشتم! البته توی پست دومت که نقل قول کردی، تشکر رو جبران کردم!!


Ardalan007 نوشته:
در صورتی که متن تاپیک را کامل نخوانده این دکمه تشکر را فشار ندهید!!!!!!


کامل نخوندم مطلب رو.
مشکل عمده ای که به نظرم تاپیکت داره کمبود عکس های داخل گیم پلی بازی هست.
عکس های داخل گیم پلی هر نسخه رو اگه می ذاشتی لا به لای نوشته خیلی تاپیکت زیباتر می شد و کامل کامل می بود.
در مجموع به خاطر تلاشت واسه ترجمه و وقتی که گذاشتی، تاپیکت قابل ستایش هست!!
موفق باشی.

ممنونم از نظرت.به زودی عکس هم اضافه می کنم
نیاز به یک ناظر ترجمه هم دارم ولی کسی را پیدا نکردم
Ardalan007 آفلاین
 نقل قول  وبلاگ 
1 کاربر از Ardalan007 بابت این پست تشکر کرده است.
Dark Mather 
 
#7
16 مرداد 1391 ساعت 13:34:20 (2628 روز پيش)
AMIR HITMAN


تاریخ عضویت:1390/03/20
تشکر کرده: 171
تشکر شده: 393 بار
احساس امروزم:
حالم بده
 
 pc  ps3  ps4  xbox1 
AMIR-HITMAN 
 

هیتمن همیشه یه بازی شاهکار بوده. عینک


http://up.pnu-club.com/images/9wmp5x41a27jobaf2lny.jpg

AMIR HITMAN آفلاین
 نقل قول 
2 کاربر از AMIR HITMAN بابت این پست تشکر کرده اند.
Ardalan007 , mahdisubzero 
 
#8
16 مرداد 1391 ساعت 15:00:06 (2628 روز پيش)
ms of hor
Best One


تاریخ عضویت:1390/03/08
تشکر کرده: 31
تشکر شده: 54 بار
احساس امروزم:
خوابم میاد!
 
 pc  ps3  x360 
 

داداش دستت درد نکنه 


ولی من هیچ کدوم از اینارو بازی نکردم ،کدومش خوبه ؟


hitman : sniper challenge  چطوره ؟

ms of hor آفلاین
 نقل قول  وبلاگ 
2 کاربر از ms of hor بابت این پست تشکر کرده اند.
Ardalan007 , Dark Mather 
 
#9
16 مرداد 1391 ساعت 15:06:06 (2628 روز پيش)
mahdisubzero


تاریخ عضویت:1390/07/24
تشکر کرده: 10
تشکر شده: 2 بار
احساس امروزم:
خوشحال
 
 pc  ps2 
 

مرسی


سری بازی های هیتمن خیلی جالب بوده و همیشه در عصر خودش هم از نظر گرافیک و هم از نظر داستان بهترین بوده


mahdisubzero آفلاین
 نقل قول  وبلاگ 
1 کاربر از mahdisubzero بابت این پست تشکر کرده است.
Ardalan007 
 
#10
16 مرداد 1391 ساعت 15:51:19 (2628 روز پيش)
Ardalan007


تاریخ عضویت:1389/04/30
تشکر کرده: 997
تشکر شده: 1251 بار
 pc 
 


ms of hor نوشته:
داداش دستت درد نکنه 
ولی من هیچ کدوم از اینارو بازی نکردم ،کدومش خوبه ؟
hitman : sniper challenge  چطوره ؟

اسنایپر چلنج یک مینی گیم هست و چیز خاصی نیست
شما می تونید نسخه 4 رو بازی کنید.
Ardalan007 آفلاین
 نقل قول  وبلاگ 
1 کاربر از Ardalan007 بابت این پست تشکر کرده است.
Dark Mather