شاتل‌لند - گیم‌سنتر
فروشگاه گیفت کارت
 
فروشگاه اورجینال کی فروش محصولات MSI
صندلی های گیمینگ dxracer فروش کنسول‌‌های بازی و لوازم جانبی

Fallout 4 نقد و بررسی

صفحه شخصی من وبلاگ من - بازیهای Fallout و Mass effect 2 و Half l...
تصویر نویسنده
نقد و بررسی Fallout 4

انتظار چند ساله برای Fallout زمانی طاقت فرسا تر می شد که عرضه ی نسخه ای جدید توسط Bethesda یا هر تیم دیگری برای طرفداران در هاله ای از ابهام قرار داشت . هیچ خبر تایید شده ای وجود نداشت و Bethesda تمام خبرنگارانی که سعی در کندن اطلاعات از نسخه ی بعدی Fallout داشتند را به دنبال نخود سیاه می فرستاد . اطلاعات نسخه ی بعد مانند قطعات پازل در اینترنت پخش می شد و هیچ کس حتی از وجود تصویر کامل مطمئن نبود ! اما زمانی که Bethesda یک شمارش معکوس 24 ساعته در صفحه رسمی خودش قرار داد و پس از آن یک تریلر منتشر کرد ، طرفداران از یک چیز مطمئن بودند و آن این بود که نسخه ی بعدی توهم نبوده . و حالا بعد از 7 سال انتظار زمان پرسیدن سوال بزرگ فرا می رسد : آیا ارزشش را داشت ؟

در Fallout 4 داستان یکی از ساکنین "Vault 111"روایت می شود که درست قبل از وقوع انفجار بزرگ درون محفظه ای مهر و موم شده قرار می گیرد ، جایی که در آن پس از انجماد به خوابی 200 ساله فرو می رود . پس از بیدار شدن ، او جست و جویش را برای پیدا کردن پسر خردسالش که از درون محفظه شاهد دزدیده شدنش بود شروع می کند . لذت بردن یا نبردن از داستان Fallout 4 درست مثل سایر عناصر بازی ، به شخصیت شما و این که تا چه حد حاضرید از اشتباهات آن چشم پوشی کنید بستگی دارد . اگر با دید منطقی وارد شوید از همان ابتدای بازی ، شخصیت شما به عنوان فردی که تازه به دنیای وحشی پسا آخرالزمانی قدم گذاشته به نظر زیادی آماده می آید . اگر همین داستان از دید فردی که دردنیای پس از انفجار بزرگ شده و شاهد یک ماجرای کودک ربایی بوده روایت میشد ، علاقه نشان دادن شخصیت اصلی به ماموریت های جانبی توجیه پذیر می بود .

به هر حال اگر هدف از قرار دادن بازیکن در نقش کسی که تازه پا به این دنیای وحشی گذاشته همزاد پنداری بوده ، شاید نتوان با پدری که فرزندش را جلوی چشمانش دزدیده اند و تنها یک ساعت بعد مشغول بازیگوشی هایی می شود که ربطی به موضوع اصلی ندارد همزادپنداری کرد. با پیش رفتن داستان و گشت و گذار ، با کاراکترهای بیشماری ملاقات خواهید کرد . بعضی از آن ها همراه شما خواهند شد و بعضی از آن ها با کمی کلنجار بیشتر ، حتی پا را فراتر از یک دوستی معمولی خواهند گذاشت . درست به مانند Dragon Age ،دوستان شما نسبت به انتخاب دیالوگ ها و اعمالی که انجام می دهید عکس العمل مثبت و منفی نشان می دهند . همچنین ادای دیالوگ توسط کاراکتر ها قابل قبول انجام شده و برای اولین بار در سری فال اوت ، شخصیت اصلی داستان هم صحبت می کند .

از همان ابتدای بازی ،  بازیکن می تواند با انتخاب دیالوگ های مختلف  داستان را به چهار حالت طنز آلود ، مثبت گرا ، منطقی و منفی گرا و یا ترکیبی از همه ی آن ها پیش ببرد . چگونگی رفتار کاراکتر شما معمولاً پاداش یا جزایی آنی خواهد داشت و مانند Mass Effect  نیازی به سرمایه گذاری بلند مدت روی شخصیت نیست. گفتن این که انتخاب ها در Fallout 4 بی تاثیر است ، می تواند غیر منصفانه باشد . مطمئنا تمامی انتخاب ها نقش کلیدی در مسیر داستان ندارند اما مثلاً در اواخر بازی ، داستان اصلی به نقطه ای می رسد که با یک انتخاب می توان تا 3 ساعت داستانی متفاوت با انتخاب های دیگر را دنبال کرد و این نشانه ای مثبت در Fallout 4 است . نکته قابل ذکر دیگر این است که هر از چند گاهی در بین دیالوگ ها گزینه های ویژه به چشم می خورند که بر خلاف New Vegas  که انتخاب آن ها بسته به میزان بالا بودن یک مهارت خاص ، گاهی اطلاعات ، گاهی جذبه و ... بود ، در Fallout 4  انتخاب همه ی  آن ها تنها نیازمند بالا بودن یک مهارت خواهد بود .

اما بزرگترین نکته در مورد بستر داستانی بازی این است که خیلی زود به این حقیقت پی می برید داستان بازی تنها بهانه ایست برای لذت بردن از گشت و گذار و اکتشاف در دنیای زیبا و بی کران Commonwealth  که بر خلاف داستان از عمقی بی انتها برخوردار است! اگر در گذشته ، زمان زیادی را در سرزمین های Mojave و Capital Wasteland گذراندید ، درست احساس بازگشت به زندگی قدیمی خود را خواهید داشت . زندگی قدیمی با پوسته ای جدید و زیباتر از گذشته . بعد از ساعت ها قدم زدن در دنیای جدید Bethesda  ، همچنان از دیدن مناظر دوردست خود لذت می بردم .  با تعیین کردن یک هدف کشف نشده ی دور در نقشه ، خود را برای یک ماجراجویی جدید و غیر قابل پیش بینی آماده کنید . برای طرفداران پر و پا قرص Fallout  پیشرفت بصری بازی کاملاً مشهود خواهد بود .انیمیشن های روان تر ، کیفیت بافت بهتر ، وسعت دید بیشتر که همه ی آن ها پس از گذشت هفت سال انتظار می رفت و فکر نمی کنم کیفیت بازی در راضی نگه داشتن طرفداران قدیمی مشکلی داشته باشد.

اگر چه از آن دست دیگر ، شاید کیفیت بصری Fallout 4 برای غیر طرفداران و کسانی که تازه پا به دنیای آن گذاشته اند کمی قدیمی و خارج از رده به نظر بیاد .. البته این حرف در مورد محیط بازی صدق نمی کند چرا که بدون شک ، استاندارد های یک بازی جهان باز نسل هشتمی و مولتی پلتفرم که فوق پویا است در آن رعایت شده و حداقل کلام این است که اجرای آن در کنسول های نسل هفتمی غیر ممکن بود . به جرات می توان گفت تا به حال هیچ بازی دیگری در القای حس قرار گرفتن در یک محیط آلوده رادیواکتیوی بهتر از Fallout عمل نکرده . با وارد شدن به محیط های آلوده ی شمالی، بازی پلیر را از یک محیط دپرس آخرالزمانی به محیطی فوق دپرس و آخرالزمانی منتقل می کند !  و درست زمانی که در آن گرد و غبار آلوده به همراه صدای خش خش پیپ-بوی مشغول قدم زدن هستید و بیشتر از هر زمان دیگری احساس تنهایی می کنید ، خود را در نبردی سهمگین با یک Death Claw خواهید یافت .

ممکن است در دل مناطق آلوده با فرقه ای جدید با عقاید مذهبی عجیب برخورد کنید و یا در دور افتاده ترین و متروک ترین نقطه ی دنیا غاری بیابید و در آن با روحی جدید آشنا شوید . زمانی که در محیطی تاریک قدم میزنید با روشن کردن چراغ Pip-Boy ، نورآرامش بخش آن  محیط اطراف شما را در برمیگیرد که برای اولین بار به رنگ دلخواه قابل تغییر می باشد . این دستگاه حالا به جای نمایش چند عکس ثابت ، به مجموعه ای پویا و پر از انیمیشن تبدیل شده ، حالا تمامی آیتم های کوله ی شما در صفحه  پیپ-بوی حالتی زنده تر به خود گرفته اند . وقتی به عنوان یک Fallout باز ، در نسخه های نسل هفت به کاوش کردن می پرداختید ، گاهی با کشف یک محیط جدید ، احساس می کردید که محیط ها تکراری و شبیه به یکدیگر هستند ، مثلاً در Fallout 3 کشف بسیاری از مکان ها به ایستگاه های مترو ختم می شد و  بعد از مدتی کشف یک ایستگاه جدید به نظر تکراری می آمد .

بسیار خوشحال هستم که اعلام کنم این موضوع در Fallout 4 جایی برای نگرانی ندارد ، به شخصه بیشتر از 100 ساعت در بازی وقت گذراندم و هنوز هم وقتی به یک محیط جدید می رسیدم احساس تازگی و کشف یک چیز جدید می کردم. جدا از اکتشاف ، بدون شک یکی از سرگرم کننده ترین بخش های فال اوت ، بخش جدید ساخت و ساز و رهبری مردم است .  با پیشروی در بازی به محیط های کوچک و بزرگی بر می خورید که می توانید از آن ها به عنوان اقامت گاه خود استفاده کنید

. به افراد مختلف اسکان دهید ، برای اقامت گاه خود یک موج رادیویی محلی راه بندازید و از افراد مختلف برای پیوستن به سکونت گاه دعوت کنید . کنترل بازی بهتر شده و حالا قدم زدن در وستلند حس واقع گرایانه تری القا می کند اگر چه متاسفانه  باگ  و افت فریم به حدی در بازی زیاد است که نمی توان از آن چشم پوشی کرد . این مشکلات در نقش آفرینی های های قبلی بتزدا نیز دیده می شد و اگر کسی قبلاً با آن ها دست و پنجه نرم کرده باشد می تواند خود را  با بازی جدید هم سازگار کند .

صفحات بارگذاری نیز زیبا و یادآور لود اسکرین های اسکایریم می باشند اما بعد از این که متوجه می شوید باید اوقات زیادی را در لودینگ  بگذرانید شاید آنقدر ها هم حس خوبی  به آن ها نداشته باشید .معمولاً یکی از بزرگترین ایراداتی که به rpg های بتزدا گرفته می شود ، سیستم خشک مبارزات آن می باشد . گفتن این موضوع امن است که سیستم شوتینگ در Fallout 3 و NV  دقیقاً بهترین چیزی نبود که از آن انتظار می رفت . همین موضوع در مورد مبارزات با سلاح سرد چه در اسکایریم و چه در فال اوت صدق می کرد . حالا در فال اوت 4 بتزدا با تمام قوا سعی در بهبود این سیستم کرده و به شخصه احساس می کنم تا حد زیادی موفق بوده . گان پلی بازی نه این که بی ایراد باشد ولی یقیناً با دقت و جزئیات زیادی کار شده و بسیار لذت بخش تر از هر بازی بتزدائیسم دیگر تا به امروز می باشد .

 مبارزات روان تر شده ، سیستم V.A.T.S تغییرات خوبی داشته و هوش مصنوعی دشمنان بهبود یافته . البته باید تاکید کرد که بالا بودن هوش مصنوعی دشمنان در زمان مبارزه ، نسبت به یک RPG  بتزدا بالا رفته و این طور نیست که در دنیای بازی های امروز حرف خاصی برای گفتن داشته باشد . از طرفی دیگر هوش مصنوعی یاران شما  طوری طراحی شده که بیشتر از آن که کمک یار شما باشند ، مایه دردسرتان هستند ، اکثر اوقات یا دیر به میدان نبرد می رسند یا پخش زمین شده اند . اگر جنبه ی داستانی آن در کار نباشد احتمالاً عده ای تنها سفر کردن را ترجیح می دهند. سیستم جدید Perk ها نیز از جمله تغییرات بزرگ و مثبت Fallout به شمار می آیند و حالا شامل انبوهی از انیمیشن های بانمک شده اند .

طراحی مراحل در فال اوت 4 احساسات ضد و نقیضی منتقل می کند . مراحل شامل ماموریت های اصلی ، فرعی و ریز ماموریت ها می شوند .از طرفی هر مرحله داستان منحصر خودش را دارد و از طرفی دیگر اکثر آن ها به کشت و کشتار های همیشگی ختم خواهند شد . در واقع  در روند تکمیل ماموریت ها مانند MGS ، ایجاد تنوع به شما و این که چگونه با دشمنان معامله کنید بستگی دارد . همچنین تعداد سلاح در فال اوت در حد استاندارد و قابل قبولی قرار دارد ولی چیزی که آن را بالاتر از حد استاندارد قرار می دهد ، تعداد زیاد ماد ها و تنوع ارتقاء آن ها ست که مانند سایر بخش های دیگر نیازمند مهارت های ویژه ی خود می باشد. شاید باور این که می توان یک چوب بیس بال  ساده را به چه اشکالی در آورد سخت باشد .

صداگذاری بی شک از نقاط قوت بازی به شمار می رود . آهنگ زمینه متناسب با جو بازی نواخته شده اما چیزی که مانند گذشته بیش از همه جلب توجه می کند ، آهنگ های  دهه پنجاهی ست که از رادیو پخش می شود . در ابتدا شاید این موضوع که بعضی از آهنگ ها از نسخه ی 3 به بازی منتقل شده اند کمی غیر حرفه ای به نظر برسد ، اما آهنگ های جدید بر روی آن سرپوش می گذارند و می توان گفت تجدید خاطرات آنقدرها هم توی ذوق نمی زند . مجری رادیو دایاموند سیتی خیلی زود می تواند اعصاب ها را خط خطی کند و همیشه طوری صحبت می کند که انگار حرفی را نا تمام گذاشته !  رادیو به همراه تمامی افکت های صوتی دیگر به القای هر چه بیشتر حس زندگی در فضای پس آخرالزمانی کمک می کند .

یکی از چالش برانگیزترین اعمال در عرصه ی بازی سازی  ، داینامیک ساختن یک اثر می باشد ، و  وقتی صحبت از پویایی و واکنش گرایی به میان آید ، آن جا جاییست که Fallout  وارد می شود .  شاید هیچ بازی دیگری در تاریخ تا این حد داینامیک و اینتراکتیو نبوده . وقتی وارد یک محیط می شوید و 10 ها آیتم می بینید ، به این معناست که 10 ها آیتم تعریف شده و واکنش گرا در اختیار دارید که می توانید به صورت جداگانه بلند کنید ، انبار کنید و هر جای دنیا که می خواهید رهایش کنید . با وقت گذراندن در دنیای بتزدا ، فرد احساس می کند حتی در جایی که حضور ندارد یک زندگی در جریان است . وقتی وارد یک شهر پر رفت و آمد می شوید و از کنار شخصیت های مختلف می گذرید ، آن ها معمولاً جمله ای خلاصه وار از وضعیت کنونی شهر و زندگی اجتماعی خود به زبان می آورند . با گوش دادن به رادیو خبر های جدید مربوط به Commonwealth را دنبال کنید که معمولاً مربوط به اتفاقاتی ست که شما باعث و بانیش بودید .

ممکن است در سفر هایتان به شهری کوچک و آرام  برخورد کنید که همه به طرز مشکوکی صمیمی و دوستانه رفتار می کنند . همین صمیمیت بیش از حد حس کنجکاوی را بر می انگیزد و سوال های زیادی ایجاد می کند و با دنبال کردن جواب آن سوال ها ممکن است آن روی دیگر شهر نمایان شود ! طنز تلخ همواره از ویژگی های بارز فال اوت بوده و هست . اسکلتی که روی تخت به همراه یک خرس عروسکی خوابیده ، یا جنازه ای پوسیده که روی مبل جلوی تلوزیون نشسته و به تصویری که بر روی آن نوشته "لطفاً  منتظر بمانید" خیره شده  و سایر شوخی های محیط با مخاطب ، هر از چند گاهی تلنگری به مرز دنیای قبل و بعد از انفجار می زند .

نکات مثبت :

تجربه ی کاوش در دنیای آخرالزمانی با اتمسفری خارق العاده

بهبود گان پلی

بهبود سیستم ارتقای سطح

تنوع بالا در شخصی سازی عناصر مختلف

واکنش گرایی بی نظیر بتزدائیسم !

نکات منفی :

افت فریم و باگ در حدی که نمی توان چشم پوشی کرد

مسیر یابی همراهان یا همان AI Path Finding

داستان آبکی

 سخن آخر

Fallout 4 در مورد خوب بودن یا بد بودن نیست ، بیشتر در مورد این است که چه چیز می توانست بهتر باشد یا چقدر بهتر می شد اگر بعضی چیز ها جور دیگری اتفاق می افتاد. چندی بعد وقتی خاطره تجربه ی Fallout را مرور کنید ، احتمالاً همه ی بدی ها و کاستی ها به حاشیه رفته و تنها چیزی که به یاد مانده لذتی ست که از اکتشاف و پی بردن به اسراری که در دل Commonwealth نهفته بوده است . به اوقات خوشی که در بازی سپری کردید فکر کرده و می گویید : "چطور می تونستم همچین چیزی رو از دست بدم! " بتزدا با خلق یک شاهکار دیگر ورود جدی خود را به نسل هشتم کلید زد . شاید پله ی اول را با کمی لغزش برداشت اما به راحتی می توان تصور کرد که با رفع این لغزش ها ، برداشتن گام های بعدی تاریخ ساز خواهند شد . با بستن پرونده ی Fallout 4 دوباره در نقطه ای از تاریخ قرار می گیریم که باید گوش ها و چشم هایمان را برای انتشار کوچکترین شایعه باز نگه داریم و با کنار هم گذاشتن قطعات پازل به تصویر بعدی Bethesda پی ببریم .

اطلاعات منتقد :

"محسن واعظی" بیش از 140 ساعت Fallout 4 را تجربه کرده و با بدست آوردن تمامی تروفی ها آنرا پلات کرده است . نقد بازی براساس نسخه PS4 انجام شده است .

نوشته شده در: 18 آذر 1394
دسته: نقد و بررسی، Fallout 4
این ویدئوها رو دیده‌اید؟
  • Fallout 4
  • Fallout 4
  • Fallout 4
 

آموزش آنریل انجین 4آموزش آنریل انجین 4

آموزش یونیتی سه بعدیآموزش یونیتی سه بعدی

آموزش یونیتی دو بعدیآموزش یونیتی دو بعدی

آموزش سی شارپ در یونیتیآموزش سی شارپ در یونیتی

آموزش واقعیت مجازی در یونیتیآموزش واقعیت مجازی در یونیتی

آموزش گیم میکر استودیو آموزش گیم میکر استودیو GameMaker
 
 
ثبت دیدگاه
 
جهت ثبت دیدگاه باید سه روز از ثبت نام شما گذشته باشد.
 

مطمئنم این بازی رو نرفتی وگرنه این رو نمی گفتی.
درسته که داستان معمولی داره اما گیم پلی فوق العاده و اتمسفرش کاملا این مشکل رو میپوشونه ...
بازی که داستان نداشته باشه مفت نمی ارزه
داستان بهتر از این می خوای؟
مطمئنم شما فن ویچری که این حرفو می زنی و الا داستان داره خوبش هم داره
خب معلوم وقتی شما تو PS4 بازی می کنی افت فریم هم خواهی داشت من درPC رو الترا با فریم ریت 60 بازی میکنم واقعا فوق العاده است
رو کنسول بازی کردن دلیل موجهی برای داشتن نیست،سازنده کم کاری کرده و شکی درش نیست
خیلی ممنون آقای واعظی .
این radهارو چطوری از بین ببرم هرچی دارو میخورم اتفاقی نمیوفته کمک کنیدpleas
1 راهش استفاده از radaway هستش
راه بعدی دکتر تو diamond city که با گرفتن 50 تا در بطری از بین میبرتش
خوب اول بگم خیلی نقد خوب و منصفانه ای بود و خسته نباشید هم میگم
اما این بازی یکی از بزرگترین rpg های تاریخ هست که طبق پیش بینی ها.،بازی بیشتر بر این مبنا بوده که گیم پلی مناسبی زیبای خودش رو مثه نسخه ی قبلی حفظ کنه ولی متاسفانه مثه اسکایریم داستان زیاد جالبی رو ارایه نداد...
اما داستان ساده و گرافیک فنی در حد متوسط هیچی از ارزش این شاهکار کم نمیکنه...
به همه پیشنهاد میکنم حتما این بازی رو تجربه کنید
فقط آقای واعظی 140 ساعتتون تو حلق هممون!!!!
یه هر از گاهی بلند شو به بیرونم سری بزن :))
ولی خسته مبلشی جدا

Mojking کاربر ماندگار 8 امتیاز 17 آذر 94، 23:09

منتقد عزیز خسته نباشی که 140 ساعت باشی کردی ولی خطاب به اقای armangamer عزیز
140 ساعت کمه هنوز برا فال اوت :)
من خودم هنوز وقت نکردم بیشتر 30-40 ساعت بازی کنم(هنوز main quest بازی نکردم:| کلا دارم می چرخم و ایتم میسازم :|) ولی با تجربه ای که از اثار قبلی تاد هاوارد دارم می گم 140 ساعت هنوز خیلی کمه... زیاد تعجب نکن
نقد هم کاملا منصفانه و خوب بود تا اونجایی که بازی کردم و نقد های مشابه را خوندم... بازم خسته نباشی منتقد عزیز

UN4GIV3N مدیر تالار گیم 20 امتیاز 17 آذر 94، 23:09

بیرون رفتم رفیق ... گرافیکش بالا بود سیستم نکشید برگشتم !
مشاهده 1 پاسخ دیگر
بازی بسیار عالی هست مرسی از نقدی که تعصبی کار نشده بود همانند نقد بازی های دیگه (مخصوصا کالاف که سایت های ایرانی اکثرا نمره ی کم دادن بهش و سلیقه ی شدید رو به کار بردن ) اما یک سوال اینجا ذهن من رو کمی در گیر کرده و نویسنده در مورد همین جمله ی بسیار خوبی گفته *حالا پس از 7 سال انتظار زمان پرسیدن یک سوال بزرگ فرا می رسد : آیا ارزشش را داشت ؟*
ببینید دوستان اصلا فن بازی نمیخوام در بیارم ، اما فقط بیاید کمی منطقی و از دور نگاه کنیم ، اگر به بازی های دیگه که بیشتر انتقاد ها از اونا میشه که چرخه ی ساختشون کوتاهه ( مثل CoD - FIFA - PES - NBA) و میگیم که هر سال تغییرات خاصی نمیکنن دقت کنیم ، میبینیم که فال اوتی که 7 سال (!) ساختش طول کشیده انصافا تغییراتی که نیاز هستن رو نسبت به نسخه ی 3 این بازی نداشت! ساده ترین مثال شما فقط کافی حتی نرمی گیمپلی و رابط کاربری Witcher 2 و 3 رو با هم مقایسه کنید! ببینید چقدر بهتر کار شده بود و چقدر زیباتر شده بود و تجربه ی بهتری میداد نسبت به نسخه ی قبلیش با اینکه ساخت اون کمتر از 4 سال طول کشید! افزایش گرافیک... بهبود شخصیت پردازی و داستان و ... بماند! اما واقعا انتظار من به شخصه از تاد هاوارد خییییلی بیشتر از فال اوت 4 بود ، خصوصا بعد از بازی که تقریبا میشه گفت در کنار GTA V خیلی ها معتقد هستن بهترین بازی دهه بود!
در کل... جو سازی عجیب و جالبی هست ... به طوری که بازی با نمره ی 81 میشه *بسیار موفق* اما بازی دیگری با همون متا میشه *نسبتا موفق*!
ممنون بابت نقد امروزه به خصوص در سایت های ایرانی کمتر منتقدی پیدا میشه که واقعا منصفانه نقد کنه (البته خداییش با ضعف داستان 8.8-8.5 حقش بود )
خصوصا بعد از بازی که تقریبا میشه گفت در کنار GTA V خیلی ها معتقد هستن بهترین بازی دهه بود!
منظورم اسکایریم بود
البته درست میگی اما بار ها تادهاوارد گفت که ما گروه کوچیک صد نفره هستیم و خیلی نمیشه از ما انتظار داشت....
اما دقیقا منم انتظار داشتم داستان قوی تر و گرافیک بهتری رو بهمون ارایه بده. خصوصا گرافیک در حد نسل قبل خیلی تو ذوقم خورد....
واقعا هم بهینه نشده بود به صورت کامل... بلزی ویچر با گرافیک عالی روی gtx 960 میشه سی فریم گرفت...ultra منظورمه....
چطوری تو بازی بتونم وسایل بیشتری حمل کنم؟

TheLoneGamer مدیر تالار گیم 1 امتیاز 17 آذر 94، 22:09

پرک The Lone Wanderer رو بگیر که یه 2000 تایی فکر می کنم ظرفیت رو افزایش میده(!). البته توجه داشته باش این پرک فقط وقتی کار می کنه که همراهان انسان (یا شبه انسان) نداشته باشی و تنهایی سفر کنی. Dogmeat فعلا این پرک رو تحت تاثیر قرار نمیده ولی چون که به نظر میرسه که یه باگه، ممکنه بعدا فیکس بشه.
داستانش زیادم آبکی نبود . مشکلی که داشت این بود که هر انتخابی کنی آخرش (تقریبا) عین هم میشه و زیاد فرق ندارن