شاتل‌لند - گیم‌سنتر
فروشگاه گیفت کارت
 
فروشگاه اورجینال کی فروش محصولات MSI
صندلی های گیمینگ dxracer TGF

Far Cry Primal نقد و بررسی

صفحه شخصی من وبلاگ من - نویسنده مجله بازی نما و مثل همیشه پردیس
تصویر نویسنده
نقد و بررسی Far Cry Primal

نقد و بررسی Far Cry Primal

"به قلم حسین رضایی"

شاید باورتان نشود؛ اما جدیداً آرزو می‌کنم، یوبیسافت هیچ وقت دیگر بازی پرفروش نسازد! کافیست که جیب‌هایش کمی سنگینی کند، بدون فکر مثل یک کودک نابالغ تصمیمی نامعقول می‌گیرد. تقریباً از همان زمانی که Far Cry 3 واقعاً گل‌کاشت، این را می‌دانستم که روزی لبنیات سازی یوبیسافت در آینده خودش را در قالب فارکرای هم در خواهد آورد. اکنون هم می‌بینیم که یوبیسافت با بهانه ایده حجری‌ها می‌خواهد یه فاکرای جدید را به خوردمان بدهد. خوشبختانه، گیمرها آن‌قدر باهوش هستند که دم به تله ندهند. یقین دارم که همین الان یوبیسافت از فروش Far Cry: Primal راضی است؛ او اصلاً خرج زیادی نکرده است. ما آن‌قدر باهوش هستیم که فرق بین دو تا بازی را خوب درک کنیم. بله؛ وقت آن است که آنچنان توبه‌ای به یوبیسافت بزنیم که دیگر از این بازی‌ها برسر فرانچایز‌های محبوب‌مان در نیاورد. اگر همین راه را ادامه دهد، به سیم آخر زدن‌های گیمر‌ها شروع می‌شود.

Far Cry: Primal، یک بازی مجهول است که شاید شما را ساعت‌ها سرگرم کند و یا حتی کاری کند که تحمل یک دقیقه بازی کردنش را نداشته باشید. خودش را به خوبی با استفاده از فرمول‌های اجدادش بالا می‌کشد و در نهایت دست و پا می‌زند که غرق نشود. با این که به هزاران سال قبل از میلاد مسیح هستیم، اما همچنان المان‌های تکراری در آن به وفور وجود دارد. در عوض، سازندگان به شما دنیایی را هدیه داده‌اند که انگار یک‌راست شما را به زمان حجری‌ها فرستاده‌اند. وقتی که قدم در دنیای بازی می‌گذارید، قشنگ حس می‌کنید که باید برای بقا بجنگید. باید بکشید تا زنده بمانید، باید خون بریزید تا قبیله‌تان را نگه‌داری کنید. این به خاطر دنیای پویا و بکری است که بازی به شما هدیه می‌دهد. همان طور که در پیش نمایش بازی هم به طور متعدد گفتم، اگر FC:P تنها یک چیز داشته باشد که بتواند به آن افتخار کند محیط و جک و جانورهای آن است. وگرنه بازی همان نسخه چهارم است که انسان‌هایش کمی وحشی تر، بی‌حجاب‌تر و البته خوش‌زبان‌تر شده‌اند.

عده‌ای از افراد زخم خورده، که Wenja نام دارند، دیگر صبر و حوصله‌شان به آخر می‌رسد و عزیمت بر سرزمین اوروس می‌کنند. آن‌ها خیال یک سرزمین خوب برای شکار، زندگی و... را در ذهن خود می‌پرورانند. اما به جاده خاکی می‌زنند و در نهایت آنچنان توسط قبیله‌های آن‌جا مورد استقبال قرار نمی‌گیرند. شما در نقش فردی به نام تاکار باید، این قبلیه را کنار هم جمع کنید و سر و سامان‌شان دهید. این سرو سامان دادن، فقط مربوط به اتحاد و این جور خزعبلات نیست، این موضوع به آن معناست که شما مسئول هستید، برای آن‌ها سقفی بسازید که زیرش زندگی کنند، قبیله‌ای تشکیل دهید که کمتر خون‌شان ریخته‌شود و در نهایت با فکرتان، یک سرزمین درست و حسابی‌ برای‌شان بسازید. به شخصه، با این موضوع خیلی حال کردم. زمانی که آن‌ها خودشان را بی ادعا مطیع شما می‌دانند و گوش به فرمان هستند، نشان دهنده یک روابط عمیق بین شخصیت‌هاست. اما اشتباه نکنید، ما اصلاً با یک شخصیت پردازی خوب روبرو نیستیم؛

شاید مهلک‌ترین ضربه‌ای که داستان خورده‌است از همین شخصیت‌ پردازی و البته روایت نامنظم آن باشد. وگرنه خود هسته اصلی داستان خوب شکل گرفته است. اما شخصیت‌های بازی در روند بازی به شدت روی مخ‌تان هستند. ما دیگر مثل گذشته شاهد شخصیتهای منفی کله خراب نیستیم. شاید غایت دشمنی کاذب را بتوان در سر رو روی شخصیت اودام دانست. اما واقعاً فارکرای است و یک شخصیت منفی بکری که حتی اگر بازی افتضاح باشد، به شوقش آن را پیش برد. از آن طرف، به رسم طلسم چندین ساله، ما با یک تکه سنگ در قالب شخصیت اصلی روبرو هستیم، که کار خاصی انجام نمی‌دهد و پس از مدتی یک ترمیناتور خفن می شود. نه تنها شخصیت‌های اصلی، بلکه سایر شخصیت‌های اصلاً تو دل برو نیستند. خصوصاً با آن صداگذاری نه چندان مناسبه ای که زحمات چندین ماهه تیم زبان‌سازان یوبیسافت را زیر سایه بسی سیاه خود فرو برده‌اند.

تقریباٌ در همان یک ساعت اولیه بازی، سازندگان این تفکر را به شما تحمیل می‌کنند که دنیای بازی یک دنیای عادی نیست. در وهله اول سعی می‌کنند که شما را با تنوع محیط گول بزنند. اما نباید دم به تله بدهید؛ محیط بازی همان محیط های قبلی است که با کمی حالت وحشی بودن و با چند مشت جانور رنگ حجری بودن را به خود گرفته‌است. سازندگان حتی زحمت تغییر نقشه بازی را به خود نداده‌اند و با یک کپی درست و حسابی، از همان نقشه‌ی نسخه چهارم استفاده کرده‌اند؛ دست‌شان هم درد نکند که حداقل جای رودها را عوض نکردند. این ضعف بزرگ را سازندگان حتی توانستند با یک فضاسازی بکر توسط جانوران و انسان‌های حجری،  جبران کنند. این‌که در گوشه‌های نقشه‌ی بازی حمله دست جمعی قبیله‌ها را به چند ماموت مشاهده می‌کنید، در حالی که به صورت عجیبی فریاد می‌زنند، یک راست شما را نزد عصر حجری می‌فرستند. اگر سازندگان یک کار مفید در طول گیم پلی بازی کرده‌باشند، آن همین مورد است. اما چه فایده دارد؟ یک بازی که بخش چند نفره ندارد، مسلماً باید داستانی گیراتر داشته باشد. در این موقع باید به یوبیسافت گفت:" ماذا فازا؟ بخش چند نفره را حذف می کنی و بعد آن طرف تر داستان را مزخرف جلوه می دهی؟"

همانطور که گفتم، بقا در بازی مهم‌ترین حرف را می‌زند. یقیناً سه قبیله وحشی کنار هم آب‌شان در یک جوی نمی‌رود و مطمئن باشید که کلاه‌تان چند باری در هم می‌رود. گذشته از این موارد، این‌که در طول بازی خودم را به در و دیوار زدم تا بلکه یک کمپ و مقداری گوشت و چقلی پقل جمع کنم، به شخصه اندکی برایم لذت بخش بود. این لذت البته به لطف محیط‌های متنوع چند محسوس تر شده است. گیمر باید محیط را خوب بررسی کنید و به اقتضای آن، به دلش بزنید. وجود قبیله‌های متفاوت در این محیط‌های دیگر چالش را سقفش می‌رساند. زمانی مغزتان به مرز انفجار می‌رسد که وجود تفکر‌های گوناگون قبیله‌ای را در بین آن‌ها با تمام وجود درک می‌کنید. مثلاً کاملاً حس می‌کنید که افراد قبیله Izila کمی گذشته‌شان تحسین برانگیزتر است و Wenja ها زخم خورده محسوب می شوند.

راستش را بخواهید، من در بازی، از نسخه سوم و چهارم بیشتر کشته شدم. و دستم خودم هم نبود؛ محیط بازی بسیار خشمگین‌تر از قبل شده است و وجود حیوانات گوناگون، عملاً شما را به یک رقابت سخت دعوت می‌کنند. خصوصاً زمانی که با دسته‌ای از ماموت‌ها و انسان‌ها همراه با آن هوش مصنوعی نسبتاً خوبی که دارند مواجه می‌شوید، آن‌جاست که باید با یک ذکر خدایی به دل‌شان بزنید تا بلکه بتوانید یک لقمه نان حلال کسب کنید. گذشته از این موارد،به سبب نبود سلاح‌های دهن صاف کن، اوج تکنولوژی شما یک تیر و کمان است که آن هم در نبرد‌های نزدیک به کارتان نمی‌آید. انتخاب سلاح‌های سرد دیگر مثل نیزه هم دربرابر هجوم چند تایی گرگ‌ها آنچنان به کارتان نمی‌آید. از آن بدتر حتی سیستم نبرد با سلاح‌های سرد بازی هم تغییری نکرده است. یعنی تیر و کمان، همان تیر و کمان است  که در خلاقانه ترین حالت می شود دو تیر با آن پرتاب کرد وگرنه نواقصی که از آن در نسخه‌های قبلی وجود داشت هنوز هم برطرف نشده‌اند.

مبارزات سرعت کمی به خود گرفته‌اند که اگر با چند سلاح خوب آمیخته می‌شد بیشتر به گیمر می‌چسبید. اما این اتفاق نمی‌افتد و بازی در همان یکی دو ساعت اول، حس تکراری بودن را به شما القا می‌کند. به نظرم، یوبیسافت به جای آن که بر روی ارتقا سلاح و کسب آن ها از این ور آن ور، یک سیستم ساخت سلاح درست و حسابی تهیه می کرد، الان من به جای گله کردن از آن حسابی تعریف و تمجید می کردم. اما حیف که این گونه نیست و باید با این اوضاع سوخت و ساخت. خصوصاً اگر شما از آن دست افرادی باشید که خوره‌ی سری فارکرای بوده و راه و رسم آن را بلد هستید. حتی سیستم شکار کردن و آپگرید کردن امکانات نیز دست خوش تغییرات خاصی نشده‌اند و ما با یک مدل ظاهری دیگر از آن روبرو هستیم که آن‌چنان رسالتی را نمی‌تواند کسب کند.

اگر چه گیم پلی بازی خیلی خسته کننده می‌شود اما با این حال یک چیزی در چنته دارد که شاید اندکی شما را سرگرم کند. آن قابلیت چیزی نیست جز رام کردن حیوانات و استفاده از آن ها ضد دشمنان. این قابلیت وقتی شما را غرق در خود می‌کند که تاثیرات مختلف حیوانات را می‌بیند. مثال زیاد هست، می‌توانیم از آن ماموت سواری هایی بگوییم که خودش یک تانک عظیم الخقه است و یا جغدی بگوییم که حکم چشم عقاب AC را دارد، یا از آن گرگی بگوییم که با دندان تیزش امان به دشمنان نمی دهد. مثال زیاد هست و سخن هم بسیار، اما در یک کلام می‌توان گفت، این قابلیت حسابی به شما می‌چسبد. به شخصه، این قابلیت از هدف های اصلیم برای تجربه بازی بود.

خیلی‌ها می‌گویند، گرافیک FC:P  گل کاشته‌است. اوج خلاقیت سازندگان در گرافیک بازی تم کمی حجری بوده است که آن هم بیشتر صدقه سر حیواناتش است. به شخصه آنچنان تغییری در تکسچرها، انیمیشن‌ها، نورپردازی‌ها و امثالهم ندیده‌ام. بازی آن قدر چیز دهن پرکنی ندارد که بشود حتی به آن دل بست. مخالف این حرف نیستم که ما با جلوه های بصری خوبی روبرو نیستیم، اما این جلوه های بصری خوب آیا واقعاً نیازی به یک سر و سامان دادن درست و حسابی نداشت؟ یوبیسافت حتی به خودش زحمت نداده است بعضی از بافت های گیاهان و کوه ها را دوباره شکل دهد تا بلکه شکل باکیفیت تری به خود بگیرند. بله! همین شرکتی که چند وقت پیش ناتی داگ را به دزدی هنری متهم کرد، خودش الان دارد از خودش و صدالبته از ما دزدی می کند. اما چه فایده؟ یوبیسافت حتی شهامت عذرخواهی را هم ندارد!

نکات مثبت

هسته مناسب داستان بازی ( که البته فدای روایت پراکنده و شخصیت پردازی مضحک شده است)

القای بی‌نظیر حس عصر حجر

سیستم رام کردن حیوانات

نکات منفی

روایت داستان و شخصیت پردازی در داخل دیوار جای دارد

گیم پلی خسته کننده پس از تجربه‌های متعدد

بهره‌گیری کورکورانه از خاصیت های نسخه سوم و صد البته چهارم

سخن آخر

یادتان هست که در اواخر پیش نمایش بازی چه گفتم؟ گفتم که بازی یا پیروزی را می‌گیرد یا با کله زمین می‌خورد. در طول  ساعاتی که بازی را تجربه کردم، اکنون می‌گویم که برای من که این سری را همواره دوست داشته‌ام، یک چیز بی خود است. بازی به هیچ وجه بد نیست ولی آنچنان چیز خاصی ندارد که بشود با آن گفت ما با یک بازی تر و تازه روبرو هستیم. بر خلاف وب سایت ها و مجلات خارجی که خیلی از ما آن ها را می پرستیم، عقیده من چیز دیگری است. فقط کافیست کمی دیدگانتان را تنگ‌تر کنید، تا طمع و پول پرستی یوبیسافت را با تمام وجود درک کنید. بحث در خصوص FC:P بیشتر به سوی سلیقه می‌گراید. اما سلیقه من با بازی خوب رفتار نمی‌کند و لذا کاری کرده‌است که شاید تا مدت‌ها حتی حوصله گفتن اسم یوبیسافت را نداشته باشم. تجربه FC:P خالی از لطف نیست، اما توقع این را نداشته باشید که ساعت های بسیار شما را جلوی مانیوتر میخکوب کند. FC:P در حد یک عنوان معمولی، می تواند افتخار این را داشته باشد، که ساعاتی چند در خدمتش باشید و در نهایت با چند تا لعنت به یوبیسافت با آن وداع بگویید.

نوشته شده در: 20 اسفند 1394
دسته: نقد و بررسی، Far Cry Primal
این ویدئوها رو دیده‌اید؟
  • FarCry Primal
  • Far Cry: Primal - Action Trailer
  • Far Cry Primal
 

آموزش آنریل انجین 4آموزش آنریل انجین 4

آموزش یونیتی سه بعدیآموزش یونیتی سه بعدی

آموزش یونیتی دو بعدیآموزش یونیتی دو بعدی

آموزش سی شارپ در یونیتیآموزش سی شارپ در یونیتی

آموزش واقعیت مجازی در یونیتیآموزش واقعیت مجازی در یونیتی

آموزش گیم میکر استودیو آموزش گیم میکر استودیو GameMaker
 
 
ثبت دیدگاه
 
جهت ثبت دیدگاه باید سه روز از ثبت نام شما گذشته باشد.
 

واقعا بازی ظعیفیه FARCRY3 و 4 کجا و این کجا هیچی برای گفتن نداره
یوبیسافت کلن کارش همینه بازی تند تند میسازه همون بازیهای قبلی مثل AC که برای بهتر کردنش جز باگ چیزی نسیبت نمیشه
خیلی دنباله پوله یوبیسافت
ممنون از شما ... نقد خوبی بود.
نقل قول : "مخالف این حرف نیستم که ما با جلوه های بصری خوبی روبرو نیستیم، اما این جلوه های بصری خوب آیا واقعاً نیازی به یک سر و سامان دادن درست و حسابی نداشت؟"
//فکر کنم جمله اولتون از لحاظ مفهومی ایراد داشت !
فوق العاده نقدتون سلیقه ای و احساسی و بی خود بود اکثرا نقدای پردیس همینجوره
احساس میکنم نویسنده با این بازی لج داره
واقعا یک نقد مضخرف بود همون اول کلمه به کلمه بد تر میشد خودت خوندی اصلا ببینی چقدر کلماتت بی معنی بوده تازه کاری حتما بیشتر تلاش کنف خواهش میکنم کسی که نقد میکنه دو کلاس سواد داشته باشه
اگه دقت کنین نقشه بازی نسبت قبل تغییری نکرده

اون موقع مگه gps بود حداقل رو یه پوستی چیزی نقشه رو طراحی میکردین
ولی بی صبرانه منتظر تجربش کن
نمره 6 برا این بازی خیلی کمه خیلی حال کردم با بازیش ادمو میبره به اون زمان های قدیم
اول تشکر بابت نقد
برخی از نکات درست اما نباید سطح توقعات رو از این نسخه بالا میبردیم
اگه توی ساخت بازی تا این حد عجله نمیشد و سازندگان زمان بیشتری داشتند قطعا با وجود فرعی بودن نسخه، با عنوان قدرتمند تری طرف بودیم و این موضوع باز هم برمیگرده به سیاست های پول پرستانه ی یوبیسافت
اما در مورد گیمپلی، فارکرای هم مثل بسیاری از عناوین پس از رسیدن به اون فرمول ی گیمپلی ناب و طلایی اون رو توی نسخه های جدیدش تکرار میکنه، نوآوری ها و تغییرات زیادی که از نسخه ی سوم شاهدش بودیم، درست مثل سری AC و... که معمولا پس از 2-3 نسخه فرمول گیمپلی رو تغییر میده، همونطور که شاهد هستیم در مورد FC هم قطعا باید این موضوع صورت بگیره و به احتمال فراوون توی نسخه ی بعدی شاهد تغییر گیمپلی خواهیم بود...
شاید اگه ناشر FC استودیوی لایق تری بود الان این سری جزو ابر شاهکار های این سبک بود( البته الان هم نسخه ی سوم و چهارم جزو عناوین قدرتمند به حساب میاد)
«چقلی پقل» ؟
جمع آوری آپشن ها و گیاه ها و امثالهم