شاتل‌لند - گیم‌سنتر
فروشگاه گیفت کارت
 
فروشگاه اورجینال کی فروش محصولات MSI
دانلود فیلم و سریال - مدیاسیتی
بهترین بازی سال 2016 از دید پردیس‌گیم

سال گیمی (واحد تقویم گیمرها) امسال، برخلاف چند سال گذشته به شدت پربار و درخشان بود، انقدر که ما در تحریریه پردیس‌گیم برای انتخاب بهترین تجربه سال که چه عرض کنم، حتی برای تعیین لیست کاندیدها هم خون دادیم، حتی مثلا سیستمی که برای بهترین ها در نظر داشتیم، تعداد کاندیدها، اسم جوایز، همه این موارد چیزهای به ظاهر ساده‌ای بود که بارها در جلسات حظوری بر سرشان بحث و شور کردیم و خلاصه جنگی برپا بود که آن سرش ناپیداست، و نهایتا همه ما امیدواریم از نتیجه کار راضی بوده باشید.

نکته‌ای که در رابطه با انتخاب‌های پردیس‌گیم باید بدانید این است که تمامی انتخاب‌ها بر مبنا آرای حدود 20 نویسنده رسمی پردیس‌گیم مشخص شده‌اند که همین موضوع سبب کلیت و عدالت و دربرگیری تمامی جنبه‌ها در انتخاب برنده‌ها شده است. 

و در نهایت به عنوان حسن ختام سال 2016، به معرفی بهترین بازی سالِ پردیس‌گیم می‌پردازیم ...

علیرضا رمضانی مقدم: همیشه بازی‌های خوب برای من در دو دسته طبقه بندی می‌شوند؛ دسته اول بازی‌هایی که تنها در همان لحظات تجربه کردنشان اثرگذار هستند و یا حتی شاید بهترین بازی سال به نظر برسند و دسته دوم بازی‌هایی که بعد از اینکه تمام شدند، تازه آغاز می‌شوند! مثال‌هایی همچون "درخشش" و یا "ادیسه فضایی" کوبریک، نمونه‌ای از این آثار هستند که پس از اینکه تمام می‌شوند بیننده را با کوله‌باری از افکار تنها می‌گذارند.

"دارک‌سولز 3" نیز بدون شک در دسته دوم قرار می‌گیرد، جایی که اثر برای اینکه در ذهن و دل مخاطب خود ریشه بدواند دست به دامان جلوه‌های بصری و عناصر ناموجه و گاها دست‌ و پا گیر گیم‌پلی نمی‌شود، جلوه‌ها و عناصری که شاید بتواند در کوتاه مدت گیمر را جذب کند اما درنهایت، اثر پا فراتر از یک "تجربه لذت‌بخش" نمی‌گذارد. میازاکی در آخرین ساخته ذهن مغشوش خود چنین کاری نمی‌کند، دست به سمت بدیهی‌ترین و لاینفک‌ترین شیرازه‌ بازی‌های امروزی دراز نمی‌کند. شیرازه‌هایی که اگر آن‌ها را از بازی‌های دیگر بگیرید از هم می‌پاشند. دارک سولز خیلی چیزها ندارد! حرکات پارکور ندارد، انفجارهای عظیم ندارد، از آن صحنه‌های جذاب فرار با ارابه و اسب ندارد، مبارزات زیر آب که پیش‌کش شناکردن هم ندارد و حتی جهانی باز و گسترده که در هر گوشه آن شاهد اکوسیستمی خاص باشیم نیز ندارد.

با این همه، هر گیمری که تا آخرین میان‌پرده بازی پیش رفته باشد درک خواهد کرد که دارک‌سولز همچون جنونی ادواری به بخشی از وجودش تبدیل می‌شود. شاهکاری که استانداردهای نوینی برای بی‌همتا بودن می‌آفریند و تمام داشته‌های خود را به نحوی قابل ستایش، به‌جا و به موقع رو می‌کند. از محتوای داستان بازی شروع کنیم که در تمام مدت تعلیق است و سوالاتی که در ذهن مخاطب افسار پاره می‌کنند. مخاطبی که در نهایت درمی‌یابد هر کسی از ظن خود یار این اثر می‌شود! باید هرچه بیشتر و بیشتر با محیط و شخصیت‌های بازی در‌آمیخت تا شاید اندکی به کنه ماجرا واقف شد.

محتوی گیم‌پلی بازی در یک کلمه بی‌نقص است. درواقع اثر بر روی لبه یک تیغ حرکت می‌کند که یک سمت آن ساده نشدن گیم‌پلی و سمت دیگر ناامید نکردن گیمر است و باید گفت "دارک‌سولز‌3" با شکوه تمام بر روی تیغ حرکت می‌کند و دستاورد این حرکت چیزی نیست جز ایجاد حسی خالص از ارضای درونی در گیمر. درحالی که دیگر بازی‌ها به این فکر می‌کنند چه مکانیزم جدیدی را در لابه‌لای گیم‌پلی وارد کنند تا محصولشان جذاب‌تر شود، خالق ارواح پلید کاری با مخاطب می‌کند که پس از هر موقعیت دشوار به این فکر کند که اوه یعنی واقعا شد؟ این هم به خیر گذشت؟ و لحظاتی در سکوت محیط که تنها صدای تپش‌های قلبش آن را درمی‌نوردد محو شود. اما تمامی این تعابیر به این معنی نیست که اثر، در قالب کم و کسر دارد بلکه برعکس فرم تبدیل به بزرگترین برتری نسخه سوم بازی نسبت به پیشینیانش شده است.

جلوه‌های بصری بازی در انتقال حس مالیخولیایی ذهن کارگردان کولاک می‌کند. موسیقی که چنان با روح بازی عجین شده است که هرگز نمی‌توان آن را جدا از اثر تصور کرد. مبارزات که در این نسخه می‌توان از هرکدامشان فیلمی گرفت و با بهترین صحنه‌های مبارزاتی در فیلم‌ها و انیمه‌ها مقایسه کرد و خیلی موارد دیگر که اثبات‌کننده پیشرو بودن نسخه سوم بازی است. در انتها باید بگویم دارک‌سولز 3 ادعای محبوبیت ندارد! آخرین حلقه از این سه‌گانه شگرف همانند چاهی تنگ و تاریک است که در شلوغای خیابان‌های شهری پر زرق و برق واقع شده است. تنها آنان که استوار بر این خوان گام می‌نهند، خواهند دریافت که این چاله عجایب چه جهان عمیقی را پیش روی آلیس گشوده است!

سینا ربیعی: سال 2016 سال جریانات نو، اوج و تعالی‌ها بود، جریاناتی نظیر داستان‌سرایی بدون دیالوگ Inside و تجربه آنلاینِ شوک‌آورِ Overwatch، تعالی‌هایی نظیر پایان سفر نیتن‌دریک و اوج جلا و شکوه فورتزا، اما از بین تمامی این دستاورد‌ها همان فرمول کهنه میازاکی بود که ژرف‌ترین تجربه را برای ما داشت، تجربه‌ای که باب فکر و تامل را تا ماه‌ها پس از آن درون ما ایجاد کرد.

فرمول خلق‌شده بدست "هیدتاکا میازاکی" در نسل هفتم با Demon Souls، سرآغاز مسیر فنی و البته فکری بود، مسیری که در حدی موفق واقع گشت که یک شاخه جدید را در بین عناوین اکشن و نقش‌آفرینی پدید آورد و این فرمول اکنون در سال 2016 با "دارک سولز 3" به اوج تعالی خود رسیده است، سال 2008 میازاکی الماسی را رو کرد که در سال 2016 به اوج زیبایی، جلا و شکوه خود رسید. "دارک سولز 3" حاصل تمامی داشته‌ها و دستاوردهای نسخه‌های پیشین است که از لحاظ داستانی به عنوان حلقه نهایی پازل فکری میازاکی به بهترین شکل ممکن در سر جای خود قرار گرفت.

"دارک سولز 3" حاوی بخشی از تکان‌دهنده‌ترین و عمیق‌ترین لحظاتی بود که در یک بازی ویدیوی تجربه کردیم و ماحصل آن عمیق‌ترین و باارزرش‌ترین بازی سال 2016 شده است و یک خداحافظی با شکوه با سری جریان‌ساز "دارک سولز"

محمد تقوی: رسیده‌ایم به آخرین روزهای سال 2016 و خب عجب سال پربرکتی بود! 12 ماهی پر از فراز و نشیب با بازی‌های معرکه و تجربیات فراموش نشدنی. اما به راستی چگونه "دارک سولز 3" با وجود این حجم عظیم از بازی‌های به یاد ماندنی قلب‌های (عموم!) ما را ربوده؟ تعهد بالای هیدتاکا میازاکی، توجه بی‌نظیر From Software به تک تک عناصری که در بازی قرار می‌دهند و یا موضوعی پنهان‌تر؟

ارمغان "دارک سولز 3" در مقایسه با پیشینیانش در آن است که این بازی، بهترین‌های سری را در قالبی مطمئن و تضمین شده به تصویر می‌کشد. بگذارید ساده‌تر بگویم. در دنیای موسیقی خواننده‌های موفق و محبوب، بهترین آثارشان را در یک آلبوم جمع کرده و ارائه می‌دهند و DS3 دقیقا یک Greatest Hits (اسمی که بر روی آن آلبوم‌ها گذاشته می‌شود) است. نکته‌ی پنهان که بازی را اینقدر درخشان می‌کند در آن است که این بهترین اجزاء به درست‌ترین شکل در کنار هم گرد آمده‌اند و برخلاف هیولای فرانکنشتاین، وصله پینه‌ای و نامنظم چیده نشده‌اند. درست است؛ بخش قابل توجهی از DS3 تکرار اکثر عناصری است که در بازی‌های قبلی دیدیم اما این تکرار اولا پوششی جدید دارد، ثانیا تمام بازی همگون است؛ هیچ گاه احساساتی مثل حشو، اضافه کاری‌های بیهوده و افت هیجانی در بازی ظاهر نمی‌شوند. موضوعی که برخی از بازی‌های پیشین From Software به صورت مقطعی دچارش می‌شدند.

صد البته این اجزائی که ما اینقدر از هماهنگی‌شان صحبت کردیم، از دید کیفی به اوج رسیده‌اند. از محیط‌های بسیار متنوع تا جاگذاری و نحوه‌ی چینش دشمنان و باس فایت‌ها، از سلاح‌های بی‌نظیری که بازی به شما هدیه می‌دهد تا صحنه‌های خاطرانگیزی مثل ورود به Irythill و یا مبارزه با پادشاه بی‌نام، و حال به لطف ورود به نسل کنونی کنسول‌ها، حتی گرافیک فنی بازی پا به پای طراحی هنرمندانه و شایسته‌ی تحسین‌اش می‌آید. موسیقی هم مطابق همیشه نقطه‌ی درخشان ارائه‌ی صوتی-بصری بازی است.

با این توصیف‌ها، نهایت کاری که می‌توان کرد آن است که بازی را به جایگاه حقیقی‌اش رساند. "دارک سولز 3" مجموعه‌ای است از صحنه‌ها، جایی که کل‌اش حتی بهتری از تک تک اجزایش ظاهر می‌شود. اثری که اگر آخرین بازی سری باشد، پرونده‌ی آن را به بهترین شکل به پایان رسانده و بازی‌ای است شایسته‌ی مقام پرشکوه "بازی سال"

سید محمدرضا مجاب: سه گانه‌ی "مَس افکت" یک دستاورد برای نسل هفتم صنعت گیم بود. ساخت یک نقش آفرینی علمی‌تخیلی که گیمر را به معنای واقعی کلمه در کهکشان و شگفتی هایش غرق کند کار هر کسی نیست و استودیوی خوش نام Bioware با ظرافت تمام آن را به سرانجام رساند. باوجود اینکه "مس افکت" قصد نداشت پیچیدگی و حالت کلاسیک عناوین نقش آفرینی را دنبال کند و بیشتر به سمت یک عنوان Action/RPG میل می کرد، اما لذت جمع آوری یک تیم برای دفع خطر نابودی کهکشان، همراه با روند داستانی مثال زدنی این سری و البته شخصیت پردازی‌هایی که مختص خود Bioware است، این سری را به یکی از مطرح ترین نقش آفرینی های نسل هفتم تبدیل کرد. اما نسخه ی جدید این سری، راه خود را از عناوین قبلی به طور کامل جدا کرده است.

به جای کهکشان راه شیری، وقایع نسخه ی جدید در کهکشان Andromeda  و در یک بازه ی زمانی متفاوت نسبت به 3گانه اتفاق می افتد. انجین بازی نیز به Frostbite 3 تغییر کرده تا بهترین جلوه های بصری نسل جدید را به تصویر بکشد. حتی سازندگان قبلی نیز روی نسخه ی جدید کار نمی کنند و ساخت بازی به استودیوی Bioware Montreal سپرده شده. باوجود اینکه تا به حال نمایش های معدودی از بازی دیده‌ایم، ولی می توان گفت که Andromeda  تمرکز بیشتری بر روی گشت و گذار، جمع آوری منابع، و ساخت وسایل و تجهیزات خواهد داشت. Open World شدن بازی کمک شایانی به تقویت گشت و گذار در آن کرده و بازگشت وسلیه ی نقیله ی محبوب نسخه ی اول ( Mako ) از همین حالا بیانگر این است که مدت زیادی را به کندوکاو سیارات مختلف خواهیم گذراند! با اضافه شدن جت پک به بازی می شد شاهد تغییر روند گیم پلی و تمرکز کمتر روی کاورها نسبت به نسخه ی های قبل بود. به نظر می رسد Andromeda قرار است یک شیوه ی جدید را در سری Mass Effect پایه گذاری کند، و بعید نیست ساخته ی جدید Bioware بتواند موفقیت های Dragon Age Inquisition در سال 2014 را تکرار کند.

در همین رابطه:

Uncharted 4: A Thief's End بهترین بازی سال 2016 از دید کاربران پردیس‌گیم

بهترین‌های سال 2016 پردیس‌گیم - بخش دوم

بهترین‌های سال 2016 پردیس‌گیم - بخش اول

نوشته شده در: 5 دي 1395
دسته: مطلب متفرقه، Dark Souls III
این ویدئوها رو دیده‌اید؟
  • Dark Souls III - The Ringed City DLC Announcement Trailer
  • Dark Souls 3 - Launch Trailer
  • Dark Souls III - Ashes of Ariandel
 

آموزش آنریل انجین 4آموزش آنریل انجین 4

آموزش یونیتی سه بعدیآموزش یونیتی سه بعدی

آموزش یونیتی دو بعدیآموزش یونیتی دو بعدی

آموزش سی شارپ در یونیتیآموزش سی شارپ در یونیتی

آموزش واقعیت مجازی در یونیتیآموزش واقعیت مجازی در یونیتی

آموزش گیم میکر استودیو آموزش گیم میکر استودیو GameMaker
 
 
ثبت دیدگاه
 
جهت ثبت دیدگاه باید سه روز از ثبت نام شما گذشته باشد.
 

جونم سری سولز
صد هزار آفرین به انتخاب ها
مس افکت هم بنظر من از این جهت مورد انتظارتر از رد دد هست که هم مخاطب گیم های طولانی و غنی داره بیشتر میشه (بالاخره بازی باید عوض خرجی که میشه بهت حال بده؛ چه بهتر که طولانی تر باشه این حال) و نکته دیگه اینکه رد دد حتی اگه با کیفیت ترین بازی open world هم باشه باز کلیتش مشخصه و حس میشه که گرافیک مهمترین چیزیش هست که ما رو میتونه تحت تاثیر قرار بده ولی مس افکت کاملا پتانسیل تغییرات گسترده تو نسل جدید رو داره، چیزهای زیادی که میتونه مخاطب رو شگفت زده و درگیر کنه... ولی بهرحال هر دو عنوان مورد انتظار هستن و اون "تر" دیگه مهم نیست و سلیقه ایه
نمردیم و زیرسوال رفتن فرنچایز مس افکت رو هم دیدیم :دی
ما زیر سوال رفتن پدرخوانده و مقایسش با جان سخت هم دیدیم قبلا
بابا باز سینما رو میشه یکم درک کرد، مثل قضیه جوکرها :دی
من نمیدونم مس افکت کی بازی متوسط شد خبردار نشدیم :دی
@Sina Metalboy

"حالا یه سوال دارم خود من برای گاد اف وار احترام زیادی قائلم اما کدوم نسخه گاد اف وار متاش به 96 رسید که حالا بخواد بزرگتر از مس افکت باشه؟ حتی Red dead هم متاش 95 شد"

خواهشا به ادامه ی تحصیل بپردازید. کاملا مشخصه که فاقد رای و نظر شخصی حقیقی هستید و تماما به عدد متاکریتیک متوسل میشید طوری که حتی اگه الان سایت متاکریتیک هک بشه و متای مس افکت بشه 85 با خودتون میگید:
نه اشتباه میکردم فلان بازی واقعا بهتره
خدایا بازی متا چه کمه!

من با متاکریتیک و اون عدد ها مشکلی ندارم مشکل اینجاست که خیلی ها خیلی ها مثل شما تمام چشم و گوششون شده عدد متا و اگه یک بازی 1 عدد کمتر نمره بگیره سریع میاد تو قیاس غلط شما!
شمایی که کل منظومه ی فکریتون محدوده به عدد متاکریتیک
عزیزم بزرگوار چرا بیخود گیر میدی! شما اصلا پست اون دوستمون خوندی؟ طرف اومده میگه مس افکت بازی شاخی نیست! چرا Red Dead و GOW نیستن! خب شما که منظومه فکریتون ابعاد گسترده ای داره میشه بگید برای اثبات این موضوع که مس افکت چیزی کمتر از اون دو بازی نداره باید به چی استناد کرد؟ از دید شما چیزی مستندتر از "نقد" وجود داره؟ متاکریتیک یک عدد نیست! متاکریتیک حاصل تفکرهای مختلف و نقدهای مختلفه حالا انصاف در نظر بگیرید مقایسه من کجاش اشتباهه؟
من کاری با پست اون ندارم.
به افکار خودتون و بار تئوریک پشت افکار خودتون استناد کنید
به تجربه ی خودتون استناد کنید
همونطور که عرض کردم بنده مشکلی با نقد و منتقد ندارم و وجود این دو رو برای هرصنعتی و کلا هرچیزی لازم و ضروری میدونم

هستند کسانی که با توجه به مواردی که اول خدمتتون عرض کردم بازی رو ارزشگذاری میکنن و خب ممکنه با منتقد هایی که نقدشون در متا تاثیر داره اشتراکاتی داشته باشن و خب مشکل اینجاست که شما هیچی از تجربه خودتون نمیگید و مستقیم میرید سر متاکریتیک! شما بیاید داستان بازی و گیم پلی بازی رو نقد کنیدو خب در نهایت بگید ای ملت علاوه بر این دلایلی که من اوردم، بازی متای بالایی هم داره.
این میشه یه حرفی!
اینکه یکراست برید سر عدد متا و اختلاف سر یک شماره و بنابرهمون یک شماره اختلاف بگید گاد او وار به اندازه مس افکت بزرگ نیست عجیبه
مقایستون هم از این جهت غلطه که تعداد ارا و نقد ها با هم فرق داره و متای 96 مس افکت بر اساس
98 نقده و گاد او وار بر اساس 78
و در ضمن برای مقایسه کلی این دو باید مقاله نوشته بشه و تمام جوانب هردو سنجیده بشه نه اینکه "فقط" به عدد یک سایت (حالا هرچه قدر هم معتبر) مراجعه بشه
مشاهده 9 پاسخ دیگر
ایول ایول حق به حق دار رسید دمتون گرم
این بازی کمر منو شکوند ! کل انرژیی که برا یک سال ذخیره کرده بودم رو ازم گرفت !

تا به حال هیچ کدوم از دارک سولز ها رو بازی نکرده بودم ، و هرچی هم در مورد دارک سولز شنیده بودم منو از خریدنش منصرف میکرد ، ولی بلاخره با هزار کلنجار با خودم خریدم !
ابتدای بازی برای اونی که این بازی رو تجربه نکرده باشه رو همه میدونن چطوریه ! از مردن متنفر شدن بودم ، همون اولیل تا حذف کردنش هم پیش رفتم تا اینکه یکی از بچها که اون دو نسخه ی قبل رو بازی کرده بود یه جمله بهم گفت که منو به ادامه ی بازی ترقیب کرد ( ( تو این بازی مردن یعنی زندگی )) ! مردن توی این بازی یه چیز طبیعی بود و همینطور جالب برای من برا همین دوباره شروع کردم به بازی کردن با این دید !
اما این بار دیگه حس و حالم مثل قبل نبود !
معنی اصلی تناقض و پارادوکس رو زمانی فهمیدم که به Ancient Wyvern رسیدم ، اژدهایی غول پیکر که فکر نزدیک شدن بهش هم ادم رو از زندگی نا امید میکنه ، پرادوکس از اون نظر که کشتن این موجود غول پیکر خیلی راحت بود با یک ضربه به سرش ! ! ! البته این رو هم بگم بعد چندین بار تلاش این رو فهمیدم
یا وقتی که به باس Yhorm the Giant رسیدم ! Yhorm لعنتی ! کینه ای ! اشک ریختن واقعی رو بعد از تجربه ی یک فایت با این جاینت لعنتی متونید تجربه کنید

میخواهید درصد تحمل وامیدواریتان را تست کنید ؟! به مصاف Abyss Watchers برید ! ! ! یکی از باس هایی که نزدیک بود بخاطرش بازی رو دوباره بزارم کنار این بود ولی امید ، امید داشتم !

چیزهایی که بالا تعریف کردم تنها خاطرات خیلی کوچیکی از این بازی بود ، واقعا این بازی انرژی من رو گرفت ، بعد پایانش و درست ثانیه های اخر قبل زدن ضربه های اخر قلب من ایستاده بود ، شوخی نمیکنم باورکنید در ثانیه های اخر قلب من ایستاده بود نه نفس میکشیدم و پلک میزدم فقط انگشتانم بودن که تکون میخوردند ! ! ! اه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه Cinder لعنتی در جهنم بسوززززززززززززز ، اره من بودم که کشتمت مننننننن ! ! !
فکر کردن به اون لحضه هاهم انرژی میخواد .
و شاید تنها بازیی که هیچوقت دوباره تجربه نخواهم کرد همین دارک سولز 3 لعنتیه
بنظر منم بهترین بازی سال سه بازی دارک سولز 3 و انچارتد 4 و دیس انرد 2 هستن و برایم فرقی نمیکنه کدومشون بشن چون هر سه شون سزاوار این مقام.البته Inside هم لایق اما بنظرم نه به اندازه اون سه تا.اما اورواچ را لایق چنین جایزه ای نمیدونم همونطور که خیلی ها دووم را لایق نمیدونن البته مثال زدم.
البته برای من خدای جنگ مورد انتظارترین بازی سال دیگه.البته اگه منتشر بشه.
با تشکر

موردانتظارترین بازی سال حق Red dead redemption 2 بود ... بهتون قول میدم Mass effect Andromeda ضعیفترین نسخه این سری میشه با اینکه چند ماه دیگه بازی میاد هنوز نتونستم یه خبر امیدوار کننده در موردش بشنوم که بگم واو! این نسخه واقعا پیشرفت کرده ...
جناب پچر (یا پکتر یا هر چی) با این منطق ما در مورد RDR 2 که حتی شخصیت اصلی اش رو نمی دونیم موردانتظارترین بازی سالمون بشه؟
قبل از هرچیز اینو بگم که تکلیف گاد او وار مشخص نشده و معلوم نیست 2017 میاد یا 2018 بنابراین از این مبحث خط میخوره
و خب در رابطه با این بحث باید بگم که دوست عزیز ژست منطقی بودن نگیرید ایا همینکه اسم سری رد دد روشه و سازنده ی بازی راکستاریه که بقال سرکوچه هم میدونه چه شاهکار هایی ساخته (از جمله نسخه قبلی RDR) کافی نیست که مورد انتظار ترین بازی سال یک شخص بشه؟
ببینید اساسا این مبحث مورد انتظار ترین با اتفاقات و تجربه بعد از عرضه فرق داره نگاهی بیاندازید به اردر که قبل عرضه چطور بود و بعد عرضه چطور
پس اسم کرکتر یا حتی اشنایی (که خب توی تریلر ها فکر نکنم شناختی که شکل میگیره به اندازه ی تجربه بازی باشه!) ربط زیادی به منطق نداره تو این قضیه، چون ممکنه همون کرکتری که اسمشو میدونید در نهایت خوب از اب در نیاد و به قول فراستی "کرکتره در نیومده".
شما اگه انتخابت مس افکته بیا بگو چرا و به این دلیلو اون دلیل مس افکت مورد انتظار ترین بازیمه
مثلا بگو من از طراحی محیط بازی های راک استار و سری رد دد خوشم نمیاد و اتمسفر مس افکت بیشتر منو جذب کرده یا پیشینه ی داستانی یا...

در ضمن من یکی از کامتت های Sina-R رو دیدم گفته بود با اختلاف یک رای مس افکت مورد انتظار ترین شده بنابراین واژه ی "ما" رو بکار نبرید چون از قرار معلوم کسانی بودند که به رد دد رای دادن
و در اخر اینکه برای جلوگیری از تعریف کردن از مس افکت و بحث رو به حاشیه بردن باید بگم که بنده خودم مس افکت رو هم دوست دارم.
مشاهده 3 پاسخ دیگر
این فاز پردیس گیم که تحت تاثیر نظر مردم قرار نمیگیره و حس میکنم از روی خودنمایی نیست بلکه صادقانه نظرشون میگن خیلی دوست دارم
من فکر میکنم انچارتد و Inside و Overwatch شایسته تر بودن در بزرگ بودن دارک شکی نیست ولی به قول خودتون دارک سولز نسبت به نسخه های قبلی خیلی پیشرفت نکرده بود و از همون فرمول استفاده کرد
و اینکه اکثر جوایز انچارتد و اورواچ گرفتن اما گوتی دادید دارک سولز! همین باعث شد وقتی بیام توی خبر خیلی سورپرایز بشم
هيچوقت به دارك سولز بها داده نشد...اگر از فرمول جديدي استفاده نكرده پس قبليا بايد يه موفقيتي به دست مياوردن
چيزى كه در مورد آنچارتد تو ذهنم بود ولى نمى تونستم بگم رو آقاى رمضانى گفتن
آنچارتد يه بازى خيلى خوبيه جذاب گرافيك عالى داره ولى فقط در سطح بازى ميمونه
مثل اين كه در سينما بخواين جنگ ستارگان رو با ساخته هاى ديويد لينچ مقايسه كنيد
ممنون از سايت پرديس كه مثل اكثر سايت ها عمل نكردند و بهاى بيشترى دادن به بازى ها
خیلی نکته جالبی گفتی ... اورواچ هم همینطوره چند ساعت میشینیم بازی میکنیم و لذت میبریم اما اینطور نیست تا چند هفته یا حتی ماه فکرمون درگیرش باشه و بازی برامون به یک چالش فکری تبدیل بشه چیزی که دارک سولز 3 هست ... اینطوری به قضیه نگاه نکرده بودم ...
بله دقيقا بازي ها ميتونن چيزي بيشتر از شليك كردن باشه