فروشگاه گیفت کارد
 
مرکز پلی استیشن پانا: نماینده محصولات لاجیتک در ایران
فروشگاه اورجینال کی گیفت گیفت: فروشگاه معتبر انواع گیفت کارت
نقد و بررسی فصل اول Batman: The Telltale Series
نویسنده: Pcgamer75
User_image

Batman: The Telltale Series

"به قلم علی قربانی"

پس از پایان اپیزود چهارم و از بین بردن هاروی دنت و یا پنگوین بنابر انتخاب شما، همه چیز برای رویارویی نهایی و سرنوشت ساز با "بانوی آرکهام" آماده است. امنیت گاتهام و مردمانش در خطر است و تنها بتمن می‌تواند معادله را عوض کند. پس از چهار اپیزود پر افت و خیز، زمان نتیجه گیری رسیده است. آیا تل‌تیل توانسته پایانی شایسته بر اولین اقتباس خود از دنیای کمیک های DC داشته باشد؟

عرف ساختارهای سریالی این است که اپیزود آخر یک جمع بندی باشد که در آن رویارویی بدمن اصلی و قهرمان داستان، نقطه قوت بشمار می‌رود. هرچه کارگردانی و روند روایی رسیدن به این رویارویی بهتر و جمع و جورتر باشد، نتیجه دلچسب‌تر است. اپیزود پنجم بتمن هم از این قاعده مستثنی نیست. بانوی آرکهام "آلفرد" را دزدیده تا مطمئن شود بتمن انگیزه شخصی هم برای مبارزه نهایی داشته باشد. بنظر می‌رسد "بروس وین" جوان، علاوه از عدالت طلبی نیاز به انگیزه شخصی هم دارد تا بتواند با تمام توان به مبارزه دشمن شماره یک شهر برود. اما این انگیزه شخصی یک مشکل اساسی دارد. تل‌تیل در طول این پنج اپیزود کوچترین تلاشی را در جهت شکل دادن به رابطه بین بروس و آلفرد انجام نداده و به یکباره تصمیم می‌گیرد این کم کاری را با چند انتخاب دیالوگ ساده در این اپیزود جبران کند. تدبیر اندیشیده شده دیر بکار گرفته شده، و توانایی پرکردن حفره‌های داستانی بوجود آمده را نیز ندارد.

یکی از نقاط عطف پایان اپیزود سوم، مشخص شدن هویت بانوی آرکام بود که این افشای هویت، یکی از اتفاقات هیجان‌انگیز این فصل بود. سرانجام در این اپیزود به سوال اصلی که حول این شخصیت بوجود آمده بود پاسخ داده می‌شود. چه چیزی باعث شده چهره دوست داشتنی گاتهام، تبدیل به دشمن شماره یک این شهر شده باشد؟

پاسخ این سوال بسیار جالب است و این موضوع مسیر تکامل شخصیتی بانوی آرکام را بسیار خوب و جدی کرده است. پیش‌زمینه داستانی بانوی آرکهام بسیار تاریک می‌باشد و از این نظر جسارت سازندگان را ستایش می‌کنیم. اما با این وجود این مسیر مثبت در نهایت بانوی آرکهام یک شخصیت تک بعدی باقی می‌ماند و نقطه قوتش تنها به لحظه معرفی چهره پشت نقابش محدود می‌شود و پس از آن تبدیل به یکی دیگر از دشمنان تکراری و خسته کننده بتمن می‌شود که پیشتر بارها شبیه به او را دیده و خوانده‌ایم. 

بارها در نقد اپیزود‌های قبلی گفته بودیم که رابطه بین بروس و سلینا بسیار غیرمنطقی پیش می‌رود و این تلاش عجیب و غریب تل‌تیل برای تلقین بعد انسانی و احساسی به "سلینا کایل"، برخلاف شخصیت معرفی شده در کتاب‌های مصور، مطابق انتظاراتشان پیش نرفته و نتیجه رابطه‌ای غیرمنطقی و هالیوودی شده. در این اپیزود سلینا در اقدامی به شرکت وین دستبرد می‌زند و هنگام فرار با بروس روبرو می‌شود. در طی این رویارویی، سلینا اعلام می‌کند که از ابتدا هدفش همین کار بوده و بروس و هاروی برای او تنها ابزاری برای رسیدن به این هدف بوده‌اند. همه چیز خوب پیش می‌رفت تا اینکه لحظاتی بعد سلینا گفت در ابتدا اینطور بود و سپس بروس برایش مهم شده. بسیار عجیب است که سازندگان تلاش کرده‌اند شخصیت اصیل و کمیک‌بوکی سلینا کایل را حفظ کنند و در عین حال دوست نداشته‌اند از آن رابطه مشمیز کننده و تکراری بین وی و بروس دل بکنند! در نهایت اما سلینا بروس را تنها می‌گذارد تا سازندگان به اشتباه خودشان اعتراف کرده و مهر تاییدی بر ناتوانی خودشان در پیش بردن این رابطه احساسی زده باشند.

از نقاط قوت فصل اول می‌توانیم به Two-Face اشاره کنیم که به خوبی اضمحلال روانی یک بیمار دوشخصیتی را نشان می‌دهد. روند تغییراتش آرام است و به مرور زمان تبدیل به دشمن بتمن، بروس و حتی گاتهام می‌شود. در ابتدا فکر می‌کند در حال کمک به وضعیت شهر است، اما در حقیقت این شخصیت دوم و بیمار اوست که عنان کار را در دست گرفته و تلاش دارد تا شهر را به ورطه نابودی بکشد.

دیگر اتفاق خوب این مجموعه، ایجاد روایت‌های جدید و هیجان‌انگیز در دنیای بتمن است. شاید کمتر کسی به ذهنش می‌رسید روزی پدر و مادر بروس در یکی از اقتباس‌های ممکن آدم بد داستان باشند و کارهایشان در آینده گریبان‌گیر پسرشان شود. بروس‌وین مجموعه هم یکی از بهترین‌ بروس‌هایی است که تابحال در دنیای بازی‌ها دیده‌ایم. به سادگی عاشق می‌شود، عصبانی می‌شود و گاهی تعصبات خانوادگی و احساسی جلوی قضاوت درستش را می‌گیرند. در یک کلام بروس وین بازی انسانی‌ترین اقتباسی است که تا به امروز از این شخصیت در بازی‌های ویدیویی دیده‌ایم.

آزوالد کابلپات حضور و شخصیتی عجیب و غریب دارد. در ابتدا خود را دشمن اصلی بروس معرفی می‌کند که دست بر قضا از دوستان کودکی بروس نیز بوده است. سپس با ورود بانوی آرکهام به صحنه نقشش کمرنگ و کمرنگ‌تر می‌شود. اما این کمرنگ شدن یکنواخت نیست و روندی سینوسی دارد. به یکباره به مناظره نامزد‌های انتخاباتی شهرداری حمله می‌کند و در نتیجه این حمله رعب و وحشت بر فضای شهر حاکم می‌شود. سپس حضورش به چند اشاره اسمی خلاصه می‌شود و دوباره برای تسخیر شرکت وین سر و کله‌اش پیدا می‌شود. اما تمامی این حضور‌ها بسیار قابل منتظره است. یعنی درست در جایی که انتظار داریم یک سنگ دیگر جلوی پای بروس سبز شود، پنگوین از راه می‌رسد و کار را بیش از پیش برای قهرمان داستان سخت می‌کند. رفتار و کارهای آزوالد نیز شبیه به شخصیت‌های دست چندم هالیوودی می‌ماند. مثلا در یک صحنه برای عصبانی کردن بروس، یکی از اشیای خاطره‌ انگیز دفتر او را از بین می‌برد. یا در جایی دیگر هدف خود از رفتار و اعمالش را، بی‌عدالتی‌هایی می‌داند که در حق او و خانواده‌اش انجام شده است.

جوکر نیز حضور کوتاه هرچند تاثیرگذاری در فصل اول دارد که در عین تاثیرگذاری ناامیدکننده بنظر می‌رسد. جوکر شخصیتی آنارشیست و بدون برنامه است و همین غیرقابل پیش‌بینی بودنش وی را تبدیل به یکی از جذابترین دشمنان بتمن کرده است. اما جوکری که در این مدت کوتاه دیدیم، از همین حالا برای آینده‌ای نامعلوم که مطمین است در آن از آرکهام رهایی پیدا می‌کند برنامه دارد و به دنبال طلب از بروس وین است. برای فرار وین از آرکهام برنامه می‌ریزد و آن را اجرایی می‌کند. فرکانس صدایش را بالا و پایین می‌کند که شاید به عجیب و غریب بودنش اضافه کند و مقداری دُز جوکر بودنش بالاتر برود. بنظر می‌رسد پس از بتمن نولان، دست و اندرکاران فیلم، بازی و سریال‌هایی که قرار است بتمن را در کاره خودشان داشته باشند، سعی می‌کنند برای دور شدن از جوکر هیث لجر، تا حد زیادی از استاندارد های کمیک بوکی بتمن نیز دور شوند. 

نکات مثبت

هاروی دنت

روایت‌های جدید از شخصیت‌های نام آشنا

چرخش لحظه آخری نسبت به شخصیت پردازی سلینا "کایل"

ابعاد تاریک در پس‌زمینه داستانی بانوی آرکهام

نکاط منفی

روند خسته کننده و حوصله سربر بعضی اپیزود‌ها

آزوالد کابلپات یک کلیشه تمام عیار است

جوکر

رابطه بروس و آلفرد در عین ناقص بودن، تکیه گاه نبرد پایانی می‌شود

سخن آخر

فصل اول نکات خوب بسیار معدودی داشت و در نقطه مقابل از ایرادات بسیاری رنج می‌برد. تمرکز سبک جدید بازی‌های تل‌تیل برروی شخصیت پردازی است و زمانی که شخصیت پردازی هنوز ایراد دارد، نمی‌توان انتظار بازی‌های خوب را از این استودیو داشت. فصل اول بتمن یک ایده هدر شده است، هرچند تلاش‌های قابل احترامی برای رسیدن به ایده‌هایش می‌کند، اما در نهایت در باتلاق تکرار میوفتد و روند ناکامی‌های گذشته تل‌تیل را تکرار می‌کند.

 

نمرات نهایی:

Batman: The Telltale Series - Episode 5: City of Light

7/10

Batman: The Telltale Series - Season 1

6/10

Verdict

Batman’s first season has as many strengths as flaws. Telltale’s new games are mostly based on creating lively characters & when characterization is still faulty, expecting a good title from them is farfetched. Batman is a waste of potential, & in spite of tying to execute its concepts, it falls flat & repeats Telltale’s not so good trend as of late

Pros

Harvey Dent
A new narrative with familiar characters
The final twist in Selina Kyle’s characterization
Darker themes surrounding Lady Arkham’s story background

Cons

Some episodes tend to get boring & tiresome
Oswald Cobblepot is a completely cliché character
Joker
Bruce & Alfred’s relationship is half baked

نوشته شده در: 15 دي 1395
دسته: نقد و بررسی
 
 
 
ثبت دیدگاه
 
جهت ثبت دیدگاه، باید وارد شوید!
 

فقط جوکر خودش دلیلیه که این بازی نمرش 6 بشه.بقیه پیشکش
ممنون بابت نقد
نقد خیلی خوبی بود و تجربه من بسیار بسیار شبیه به منتقده از این بازی ولی جالب اینه خیلی هارو دیدم که با این نسخه حال کردن ...
من با خود بازی بتمن حال نکردم، دیگه این که احتمالا جالب نباشه اصن
چی؟ با بتمن حال نکردی؟
با اینکه طرفدار پارازیت ایو هستی
ولی مجبورم دستور حمله رو بهت بدم

حملههههههههههههههههههه
من از راست حمله میکنم
خب نگفتم که بازی بدی بود، من باهاش حال نکردم
من هیچ وقت جرات نمی کنم نقدی رو بخونم
چون اسپویل سگی توش داره
اول تشکر میکنم از اینکه وقت گذاشتید و یه نگاهی حتی گذرا به نقد داشتید
دوم اینکه متاسفانه یا خوشبختانه حق با شماست.
منتقد دو راه بیشتر نداره. اینکه به کلی گویی بسنده کنه و در نهایت ایرادات داستان، روایت و شخصیت پردازی رو در قسمت نقاط ضعف و قوت به رشته تحریر دربیاره که طبق گفته یکی از دوستان در نهایت روی کاربران نوجوون(!) سایت تاثیر میزاره.
و یا اینکه وارد جزییات بشه و روی تجربه بازی برای دوستانی که میخوان بدون هیچ اطلاعات قبلی بازی رو انجام بدن تاثیر منفی بزاره.
دست بنده هم متاسفانه برای نقد این مجموعه مقداری بسته بود و متوسل به راه حل دوم شدم. چرا که تمرکز بازی بر روی داستان، نحوه روایت و شخصیت پردازیش بود که در صورت کلی گویی نتیجه منفی روی کیفیت مطلب میزاشت.
در نهایت پیشنهاد من به شما "سخن آخر" و "نقاط ضعف و قوت" هستش که میتونه تا حدی شما رو از کیفیت بازی مطلع کنه.