نماوا
فروشگاه گیفت کارت
 
بازی تانکی آنلاین فروش محصولات MSI
فروشگاه آنلاین پال استور فروش گیفت‌کارت - سریع و ارزان
نقد و بررسی Yakuza 0
نویسنده:
صفحه شخصی من وبلاگ من - سردبیری در حسرت دیدن قهرمانی لیورپول
User_image

برداشت اول: به قلم محمد تقوی

"یاکوزا زیرو" ماکزیمم خصلتهای یاکوزایی را دارد. یعنی با یک داستان پیچیده، پرمحتوا و هیجان انگیز روبروییم و فرم پیش‌زمینه‌ای که دارد از غیرقابل پیش‌بینی بودنش نکاسته. "کازوما کریو" اژدهای خاندان دوجیما، به مانند تمام بازی‌های سری پروتاگونیست قصه‌ی یاکوزاست. برای طرفداران، ‌دیدن کازوما پیش از شهرت خاص و عامش در میان اعضای خاندان توجو و تکامل شخصیتی او از یک جوان خام و کم تجربه به یکی از مهم‌ترین مهره‌های یاکوزا حس جالبی دارد.

اما کازوما تنها مرد ژاپن نیست که بار سنگین گذشته را بر دوش می‌کشد. طرفداران نسخه‌ی چهارم "گورو ماجیمای" حقه باز و صد البته دوست داشتنی را به یاد دارند. او نیز به مانند کازوما به دنبال رستگاری است. اما راه او برای رسیدن به آرامش و بازگشت به آغوش گرم یاکوزا (!) بهایی دارد و این بهای سنگین شاید گریبان وی را بگیرد. داستان یاکوزا بالاخص زیرو، تنها این نیست. فداکاری، شجاعت و مهم‌تر از همه وفاداری، خصلت‌های یک یاکوزای واقعی‌اند و داستان زیرو با ظرافت به همه‌ی آن‌ها سر می‌زند، تمام مضامین ممکن را دربرمی‌گیرد و از آن‌ها به بهترین نحو استفاده می‌کند. داستان زیرو، بی‌شک بزرگترین قوتش است و در حین تجربه‌اش بارها فریاد خواهیم زد «ایکاش مافیا ۳ این گونه بود!»

آن عنصری که روایت زیرو را از فرش به عرش می‌برد، دوبله‌ی فوق العاده‌ی بازی است. سگا در کار صداگذاری سنگ تمام گذاشته و حاصلش چیزی فراتر صفاتی مثل دل نشین یا گوش نواز است. تک تک صداگذاران زیرو با مهارت در نقش‌شان فرو می‌روند و دنیای کثیف و مستهلک یاکوزا را زنده می‌کنند. پشت هر صداییْ از ترس نگهبانان کم اهمیت و فدایی گون تا ابهت اعضای ارشد خاندان دوجیما، همگی مو به تن مخاطب سیخ می‌کنند. به مانند همیشه دوبله ژاپنی و صداگذاری انگلیسی است اما ما اعتراضی نداریم چون از این بهتر نمی‌شد. در کنار این‌ها، موسیقی حضور کمرنگ‌تری دارد ولی در همان لحظات هم کارش را به خوبی انجام می‌دهد. مخلوط کردن موسیقی شرقی در محیط با نوای هارد راک مبارزات به طرز عجیبی دلچسب‌اند و هماهنگ از آب درآمده‌اند.

جایی که از پرزنتیشن کلی می‌لنگد، گرافیک بازی است. آنچه کمی دلسرد کننده است، نوسان کیفی و عدم ثبات (شاید ناشی از کمی تنبلی به خاطر عرضه‌ی سالانه!) است. مثلا در مقابل میان پرده‌های CG پرجزئیات و نسل هشتمی، میان پرده‌های ساخته شده با موتور بازی کم رمق و نسل ششمی‌اند، برخی گوشه‌ها کم رمق‌اند و گاهی هم بیش از حد شسته رفته. اما وضعیت کلی در حدی نیست که تجربه‌ی بصری بازی را چندان ناخوشایند کند. صد البته حاصل کلی بد نیست. بالعکس به راحتی از محیط زنده‌ی توکیو و اوساکا با وجود اندازه‌ی مینیمال‌شان (به خصوص در مقابل غولی مثل GTA V)، نورپردازی نئون و پویا و صد البته محیط‌های پرجزئیات و کنش مثال زد. جدا از این‌ها میان پرده‌های صداگذاری شده‌ی بازی چه از دید کارگردانی و چه از نظر کیفی فوق العاده‌اند و زحمات تیم سگا در زنده سازی چهره‌ها شایسته‌ی تحسین فراوان است.

زنده سازی ژاپن دهه‌ی هشتاد فقط به در جلوه‌ها نیست. محیط کاموروچو پر شده از فعالیت‌های جنبی و عموما بی‌فایده: از بولینگ و دارت و کارائوکه گرفته تا می‌خواری و مستی و نبرد!‌ همگی از دید مالی جیب خالی کن (هر چند اینجا در دهه‌ی هشتاد ژاپن آنچه کم نمی‌اید پول است.) و تمام این‌ها دو نفره نیز قابل بازی کردن‌اند. تنوع رنگین فعالیت‌های در دسترس گیمر، هر عنوان دیگری را دست می‌اندازد و استاندارد جدیدی تعیین می‌کند. همین به ماموریت‌ها نیز صدق کرده به خصوص ماموریت‌های فرعی که دست کمی از شاهکاری مثل The Witcher 3 ندارد؛ در این حد که به مانند آن بازی نرفتن‌شان را حیف می‌دانستم!‌ داستان‌های فرعی یاکوزا نه تنها کاملا از جو جدی داستان اصلی جدا هستند بلکه بی‌نظیر متناسب با جو دهه هشتاد نوشته شده‌اند. از دست انداختن هولیگانیسم ژاپنی تا مشکلات معمولی مثل همراهی یک دختر خانم در مقابل پدر ایشان (!) ته طنز و هجواند.

آن روی دیگر گیم پلی یاکوزا در نبردهایش است و این بخش با وجود تمام شایستگی‌هایش به پای بازی‌هایی مثل بتمن آرکام نمی‌رسد. برای هر شخصیت، سه استیل مبارزه با سرعت و ضربت مختلف تعریف شده و یک سیستم ارتقا. اما تکرار بیش از حد مبارزه (به خصوص در فصول انتهایی) ریتم هیجان بازی را می‌کاهد. اما این‌ها همگی دلیل بر تجربه نکردن یاکوزا نیستند.

برداشت دوم: به قلم کسرا کریمی اصل

شرق بهشت

1- بازی‌های سری یاکوزا را اصولا ما ایرانی‌ها نمی‌خریم و در نتیجه تجربه نمی‌کنیم، نه که فکر کنیم بازی‌های بدی هستند! نه به هیچ وجه! و خب همیشه هم برنامه‌ای برای خریدشان داریم ولی متاسفانه انقدر که روی دستمان بازی‌های خفن ریخته که اصلا وقت نمی‌کنیم سمتشان برویم و آن موقعی هم که قحط بازی می‌شود و زمان تجربه‌شان فرا می‌رسد متوجه می‌شویم یک چند شماره‌ای از مجموعه عقب افتاده‌ایم.

2- بگذارید اندکی هایپ کنم! یاکوزا 0 یحتمل یکی از مهم‌ترین بازی‌های نسل هشتم و یکی از مهم‌ترین خروجی‌های صنعت گیمینگ شرقی است، بله درست خواندید! برای من از دیدی یاکوزا 0 حتی مهم‌تر از متال‌گیر 5 و آخرین نگاه‌بان است، یعنی حتی در جایی که استادی همچون کوجیما پست‌مدرنیسم را به نهایتش رسانیده و از طرفی هم نهایت مدرنیسم و بیان مینیمالیسم در آخرین ساخته اوئدا به عینیت در‌ آمده این یاکوزا 0 است که خروجی درست درمان‌تر و در عین حال شرقی‌تری دست ما می‌دهد ولی خب چرا؟ واقعا چرا؟

3- به عنوان یک انسان شرقی، همیشه برایم سوال بوده که آیا مفهوم درام با همه جذابیت و پیچیدگی‌ها و در عین حال ساده فهمی‌اش یک مفهوم کاملا غربی‌ست؟ یا که یک نیمچه زمینه‌هایی هم در شرق و نزد ما شرقی‌ها دارد. از خیلی از استادان و صاحب‌نظران به شخصه این سوال را پرسیده‌ام و در اکثر مواقع هم جواب منفی شنیده‌ام، که بله چیزی به نام درام شرقی اصلا و ابدا وجود خارجی ندارد.

نمی‌خواهم روی حرف بزرگان حرفی بیاورم، اصلا در چنین جایگاهی نیستم ولی به هر حال تا جایی که من می‌دانم ادبیات مثل هر مکانیزم و خروجی دیگری بین خالق و مخاطبش شکل می‌گیرد و عرضه می‌شود و به همین خاطر اگر درام عنصری ناموجود تلقی شود، چیزی به نام ادبیات شرق کلا روی هوا می‌رود، یعنی نیست! وجود ندارد! یعنی هزار و یک شب کشک، کلیله پر، دمنه پر، بیهقی پر ... 

4- شاید مشکل ما در کلمات باشد، یعنی مثلا دیدی که از درام داریم چه بخواهیم چه نخواهیم کاملا غربی است، جای اعتراض هم نیست، به هر حال غربی‌ها در این جا (همچون خیلی جاهای دیگر) توشه پر بار تری نسبت مایی که تا همین 100 و اندی سال پیش به طور جدی وارد ادبیات منثور نشده بودیم دارند، ولی خب نباید این غربی نگری باعث انکار داشته‌های ما شود، و عناصر و دست‌آوردهایش را  نادیده بگیرد.

و خب این دست آورد و تفاوت ها با درام غربی دقیقا در کجاست، بگذارید خیلی خلاصه عرض کنم.

الف: الزاما مسیر روایی شرقی از A به B نیست! بازگشت اولیس و سرانجامش برای هومر شرقی بهانه‌ای است برای بازگویی سفر! و A R N J J هایش، بهترین مثالش همان هزارو یک شب، برای هیچ کس سرنوشت شهرزاد که قهرمان قضیه قرار است باشد مهم نیست، ارزش کلی در سیالات و روایات نهفته است.

ب: مخاطب شرقی سر در هوا نیست (در نتیجه طرفدار جنگ ستارگان‌ها نمی‌شود)، بیشتر سر در گریبان دارد (هامون باز است)، پایان روایت برای او عامل کاتارسیزم نیست به جایش مسیر و سلوک روایت هست که دارای اهمیت است، مخاطب شرقی در خود فرو می‌رود، فاز عارفانه دارد، زرق و برق این چیزها را به تمسخر می‌گیرد، و توجه داشته باشید که این‌ها الزاما نکته منفی یا مثبت نیست، ویزگی‌هایی است که بنا به تاریخش در آن نهادینه شده؛

یاکوزا0 دقیقا بر همین‌ها استوار است!

5- یاکوزا 0، عجیب و غریب است، و اگر با الفاظی چون کلاسیک تعریفش کنید، همان اتفاقی می‌افتد که در کلاسیک نامیدن آثار امثال اوزو در سینما رخ می‌دهد، یعنی یک سوبرداشت بزرگ، باید توجه داشت که الزاما متکی بودن به شرق و عناصر آن یک کهن الگو کلاسیک را ایجاب نمی‌کند، و سازندگان بازی در سگا انقدر باهوش هستند که در دام همین سطحی نگری ها نیفتاده‌اند.

بازی به شکلی در خود فرهنگ دارد، فرهنگ ژاپن یاکوزایی دهه 80 و مقوله که در کلام ساده است و در عمل کلا جز همین بازی نمونه دیگری نداشته.

موضوع این است که خود این فرهنگ در ذاته چیز غریب و به شدت پیچیده‌ایست، سرشار از عناصر شگرف، از یک ژاپن پساجنگ تازه وارد مدرنیته شده گرفته، تا فرهنگ کهن سامورایی و تلفیقش با مافیا که سنتزش چیز هفل هشتی به اسم یاکوزا آز آب در آمده و یک عالمه عنصر دیگر که در بازی  از معماری تا دیالوگ نویسی و مکانیزم‌های گیم‌پلی همه و همه از این روح اشباع شده‌اند.

این اتفاق دقیقا فرق این بازی را با آثار مبتذلی چون مافیا 3 مشخص می‌کند، که همه چیز در آن‌ها در حد حرف و جوک باقی مانده و آخرش هم یک افتضاح تاریخی.

6- صحنه‌ای را تصور کنید که دو دوست در کنار دست هم نشسته‌اند و گپ می‌زنند، اصولا چقدر از امثال این صحنه را در صنعت گیم مشاهده کرده‌ایم؟ صدها نمونه همین الان در ذهن من دارند رژه می‌روند، مثل بازی‌های بایوور، مثل عناوین راکستار مثل خیلی‌های دیگر...

اصولا قرار است در این صحنه ها چه رخ بدهد، یا یک سری نکات خفن داستانی رو بشود، یا مثلا یک انتخاب سرنوشت ساز یا که حداقل یک سری شوخی با مزه، حالا همین صحنه را در یاکوزا 0 در نظر بگیرید و ببین سازندگانش چقدر دیوانه‌اند.

حدود 25 دقیقه دیالوگ! بدون هیچ گونه انیمیشن و یا میزانسن عجیب و غریب و هیچ نکته خاص ولی در عین حال به طور عجیبی جذاب، صرفا یک جور خاله زنک بازی البته این بار مثلا بین دو تا جوون بزن بهادر یاکوزا، همچین کاری را تارنتینوها اگر انجام بدهند لقب نابغه می‌گیرند و خب حقشان هم هست، ولی سگا چی؟ چرا انقدر در حقش جفا کنیم!

7- یاکوزا 0 از طریق فرهنگ حل شده، به زبان زیبایی‌شناسانه خاص خود دست یافته، و این دست آوردی عظیم است در جهانی که تولیدات صرفا با ذائقه مخاطبان تهیه و تنظیم می شوند. یاکوزا 0 رادیکال است، باید بازی کنید تا متوجه شوید، حتی نسبت به تمامی اسلافش هم در خیلی از زمینه‌ها تندروی بیشتری دارد، به هیچ ساختاری رحم نمی‌کند و در عین حال کامل و زیباست، ولی مشکل اینجاست که بازی دیده نمی‌شود، برای من سوال است چرا یاکوزا بازی نمی کنید! همه از تکراری شدن ها می‌نالند، چرا یاکوزا بازی نمی کنید؟؟

نوشته شده در: 20 اسفند 1395
دسته: مقاله
 
گیم آموز
 
 
ثبت دیدگاه
 
جهت ثبت دیدگاه باید سه روز از ثبت نام شما گذشته باشد.
 

هیچوقت جذب این فرانچایز نشدم.. ن
خیلی ممنون بابت مقاله ی خوبتون
لطفا يه مقاله در مورد داستان كلي فرانچايز بذاريد چون عموما يا تجربه نكردن يا خيلي جسته گريخته بوده
آقا منم با هزار امید و آرزو گرفتم ولی گیم پلیش در حده سونی 1 هس
بی نهایت ممنون بابت مقاله عزیزان
من بدم نمیاد تجربه اش کنم
ولی تریلر دیدم
سیستم مبارزه اش اینطوری بود که این مشت لگد میزد
بعد 4 5 6 نفر دشمن نزدیکش مثل بز نگاه می کردند :-؟
یادت نیس بروسعلی میرفت دعوا یکی یکی میومدن جلو ؟ فکر کن همه با هم یهو میریختن سرش به یه دیقه نرسیده بروسعلی رو له میکردن . اینم مثل همون
بروسعلی رو میگفتن 8 نفر همزمان کمربند مشکی حریف بوده بابا
ولی مثالت باحال بود
من دارمش ولی بازیش نمیکنم
چون اونقدر بازی تاپ اومد این 6 ماه اخیر اصلا وقت نمیکنم
میفروشی؟ چند ؟
چرا باید PS4 بخریم
من همیشه دوست داشتم یه نسخه بازی کنم اما نسب هفت رو 360 داشتم
اما حالا نشون کردم زیرو رو که بعدش هم منتظر 6 بشم
بهتره قبل از نسخه 6 منتظر yakuza kiwami باشید!
کیوامی رو یکی تو دیوار میفروشه. ولی ژاپنیه زیرنویس هم نداره انگلیسی
به درد نمیخوره اینطوری :-؟ ولی گرافیکش رو من دیدم انگار بیشتر از زیرو و 6 بود
اینجوری به نظر میومد
چون ریمستر هم هستش
مشاهده 2 پاسخ دیگر
برداشت 0ام : مصباح بهشتی
یا باید Ps4 رو بخرم یا باید همین جا رسما با صنعت گیم خداحافظی کنم