فروشگاه گیفت کارت
 
خرید گیفت کارت مای گیفت ارزان ترین گیفت کارت ها
جنگ خان‌ها هیولا
نقد و بررسی Mass Effect: Andromeda

 

نقد و بررسی Mass Effect: Andromeda

"به قلم محمد حیدری"

5 سال از آخرین دیدار ما با فرمانده‌ی محبوبمان "شپرد" گذشت ...

حال در دورانی متفاوت، قهرمانی تازه شانه‌های خود را برای بدوش کشیدنِ 2 بارِ بسیار سنگین آماده می‌کند. نجات حیات در کهکشان و حفظِ میراثی ارزشمند به قیمتِ 10 سال خاطره‌ی هواداران سری. آیا شانه‌های بظاهر نحیفِ این قهرمان، توانایی حمل همزمانِ چنین بارهای ثقیلی را دارد؟ برای یافتن پاسخ، با ما همراه باشید در ...

صحبت کردن در مورد آخرین نسخه از سری‌بازی "مس‌افکت" چندان آسان نیست و دلیل آن نیز کاملا مشخص است:

"اندرومدا همانند سفره‌ای بزرگ و مملو از غذاهای خوش‌رنگ و لعاب است که برخی از آنان همانند ظاهرشان بسیار لذیذ و خوش‌طعم و برخی دیگر بسیار شور، بسیار شیرین و یا بشدت بی‌مزه از آب درآمده‌اند! از طرفی، دیگر افرادِ حاضر بر روی این سفره آنگونه که باید همنشین‌های مناسبی نبوده و همین موضوع لذت حضور در این ضیافت را بیش از پیش کاهش‌ می‌دهد."

حال سوال اصلی اینجاست که پس از چنین میهمانی مفصل، کدامیک از ویژگی‌های ذکر شده بیشتر بر روی قضاوتِ نهایی شما در مورد ضیافت تاثیر خواهند گذاشت؟ تجربه‌ی غذاهای لذیذ یا نکات منفی میهمانی و یا حتی مهم‌تر از همه، بی‌توجهی‌های میزبان به برخی نقص‌های واضح؟

داستانِ "مس‌افکت:اندرومدا" در میان کشتی‌فضایی عظیمی با نام "هایپرین" آغاز می‌شود. پروژه‌ای از "جین گارسن" و جایی که شما در نقشِ شخصیتی با نامِ پیش‌فرضِ "اسکات/سارا رایدر" و بعنوان فرزندِ "اَلِک رایدر" از خواب مصنوعی بیدار می‌شوید. پس از بهوش امدن و معاینات اولیه، فورا مطلع می‌شوید که باید در ماموریتی مهم و دوشادوش پدرتان به تحقیق و جستجو بر روی سیاره‌ای که پیش‌تر بعنوان یکی از مکان‌های بظاهر قابل‌زیست انتخاب شده بوده است بپردازید. صحبت را کوتاه کنم، داستان بازی و شخصیت‌پردازی این عنوان از همان ابتدا بشکلی بسیار سطحی آغاز شده و تقریبا همه‌ی کسانی که اندک بویی از داستان‌نویسی و یا داستان‌شناسی برده باشند را ناامید خواهد کرد.

درست از زمانِ بیدار شدن شخصیتِ بازی از خواب مصنوعی 600 ساله و شنیدن جمله‌ی We Made it از زبان او (دقت کنید،تنها چند ثانیه پس از خارج شدن ازحالت خوابِ بسیارعمیق و طولانی) حدس ‌میزدم که قرار است به احتمال زیاد سهل‌انگاری‌های کوچک و بزرگِ منطقی زیادی را در داستان بازی مشاهده کنم و درست همین اتفاق هم افتاد. از روند بسیار کلیشه‌ای و مبتدیانه‌ی انتخاب شما بعنوان جانشین "الک رایدر" (pathfinder) گرفته تا اولین مواجهه‌ی‌تان با دشمنان اصلی‌ بازی، آنهم به بالیوودی‌ترین و کلیشه‌ای ترین شکل ممکن، لحظه‌ به لحظه‌ این حس به شما القا می‌شود که سازندگان در روایتِ منطقی، حرفه‌ای و تاثیرگذار آنچه که بعنوان داستان در ذهن داشته اند با شکست مواجه شده‌اند.

پس از بررسی اولین سیاره در کمال تعجب متوجه می‌شوید که وضعیت اصلا به آن خوبی که قبل‌تر در مورد "جهان‌های طلایی" پیش‌بینی کرده بودید نیست و سطح و شرایط عجیبِ جَوی/محیطی این سیاره با یک زیستگاه قابل‌سکونت فاصله‌ی و تفاوت‌های محسوسی دارد. صد‌البته این مساله که چگونه با وجود اطلاعِ "الک رایدر" از احتمال بالای وقوع این تغییرات طی زمان، این موضوع نادیده گرفته شده و تیم بجای بازگشتِ سریع به مقر‌اصلی "نکسوس" بشکلی بسیار غیر‌حرفه‌ای خود را با دستانِ خود در دامِ بلایی بسیار واضح می‌اندازند سوالات منطقی زیادی را در ذهن بازیکن‌های نکته‌بین ایجاد می‌کند.

پیشروی بیشتر در این ماموریت باعث آشنایی شما با برخی تکنولوژی‌های باستانی و مهم‌تر از همه، مواجهه با نوعی نژاد بیگانه با نام "کت" می‌شود که بنظر می‌رسد بدنبال استفاده‌‌ای خاص از این بقایای باستانی هستند. بقایایی که احتمالا در تغییرات بوجود آمده نقش مستقیمی دارند و این، نقطه شروعیست برای وقایع اصلی داستانِ بازی که بطور خلاصه به روایتِ رقابت و تقابل میان شما و این نژاد برای استفاده از این میراثِ باستانی، آنهم با اهدافی کاملا متفاوت و متضاد، می‌پردازد. یکی برای ایجاد شرایط مناسب برای حیات، و دیگری برای نابودی.

کلیتِ داستانِ بازی و شاخه‌های فرعی آن را بهیچ عنوان نمی‌توان با آثار فاخرِ این ژانر و حتی سه‌گانه پیشین مقایسه کرد و برخی از معدود لحظاتِ زیبای آن نیز آنچنان قوی نیستند که بتوانند باعث نادیده گرفته شدن و یا بخششِ ضعف‌های بی‌شمارِ داستانِ "اندرومدا" شوند. روندی کسل کننده و قابل پیش‌بینی که در ترکیب با پایانی فوق‌العاده ساده و ناامید‌کننده به پسرفتی بسیار محسوس در داستان‌‌نویسی سری منجرشده است. از نظر شخصیت پردازی "مس‌افکت: اندرومدا" نه تنها هیچگونه پیشرفتی نسبت به سه‌گانه‌ی پیشین خود ارائه نکرده بلکه در کمال تاسف چندین قدم به سمت عقب نیز برداشته است. برای هواداران قدیمی سری که ساعت‌ها وقتِ خود را با شخصیت‌هایی همچون "ثین کریوس"، "جک"، "گرس والکارین"، "موردین سولس" و غیره در "نورماندنی"ِ فقید! گذرانده‌اند، اکثر شخصیت‌های فعلی همچون کرکتر‌هایی بی‌روح بنظر می‌رسند که بشکلی عجولانه و بدون ظرافت تنها برای خالی نبودنِ عریضه! طراحی و در بازی گنجانده شده‌اند.

البته ذکر این نکته کاملا ضروریست که این موضوع کلی نیست و چند نمونه‌ی جالب و بیاد ماندنی همانند شخصیت دوست‌داشتنیِ "پلسریا بی‌سِیل" نیز در میان کرکتر‌های بازی خودنمایی می‌کنند اما باز‌هم متاسفانه کفه‌ی ترازو از نظر کمی، شدیدا به سمت شخصیت‌های بی‌روح و گاها بسیار لوس و نچسب سنگینی می‌کند. وجود بسیارغیرضروری خواهرِ شما در طول داستان، که تنها به مهره‌ای برای احساسی‌تر کردن وقایع پایانی بازی بدل می‌شود نیز خود مثال واضحیست از خلق بی‌موردِ شخصیت‌های کاملا زاید و بقول معروف اکسیژن تلف‌کن در داستان  و محیط بازی! از دیدِ مفهومی ، بعضی از دیالوگ‌های بازی پتانسیل کاندید شدن بعنوان برخی از بدترین و بی‌معنا‌ترین دیالوگ‌های تاریخ این ژانر را دارا هستند.

باور کنید حین شنیدن برخی از مکالمات، تنها به این فکر می‌کردم که یک نویسنده چطور توانسته بدون احساسِ عذاب وجدان، چنین دیالوگ‌ها و شوخی‌های لوس و بی‌مزه‌ای را برای این سری فاخر و محبوب در ذهن خود خلق کرده باشد. همین موضوع، در کنار انیمیشن‌های صورت بسیار افتضاح و بمعنای واقعی کلمه خجالت آورِ، باعث شده تا بسختی بتوانید آنگونه که باید با شخصیت‌های مهمِ بازی ارتباط برقرار کنید.

سیستم انتخاب دیالوگ‌های بازی پیشرفت کاملا محسوسی نسبت به نسخه‌های پیشین داشته و دسته‌بندی انتخاب‌های شما بشکلی بسیارقابل‌فهم‌تر و منطقی‌تر طراحی شده است اما متاسفانه ضعف‌های ذکر شده در بخش نویسندگی، باعث شده این پیشرفت هم نتواند آنگونه که باید کمکی به برقراری ارتباط عمیق میان شما و شخصیت‌های بازی بکند. صحبت‌ها و انتخاب‌های عاطفی برای جلب نظر جنس‌ موافق هم از این قاعده مستثنی نیستند و گاها برای جذب عاطفی یکی از اعضای خدمه باید برخی از نچسب‌ترین دیالوگ‌هایی که تابحال در زندگیتان شنیده‌اید را تحمل کرده و یا دست به انجام ماموریت‌های معروفِ سری، یعنی "لویالتی میشن‌ها" بزنید که بهیچ عنوان با ماموریت‌های مشابه در سه‌گانه‌ی اصلی از نظر میزان عمق و جذابیت قابل مقایسه نبوده و تاثیر چندان عمیقی در روند و یا فاز پایانی بازی نیز نخواهند داشت.

نکات ذکر شده، در موردِ قهرمانِ داستان و همچنین "آرکان"، بعنوان یکی از دشمنان اصلی که رهبریِ بخشی از "کت"‌های درگیر با شما را بر عهده دارد نیز صدق می‌کنند. شخصیت "آرکان" بعنوان یک کرکتر منفی به کلیشه‌ای ترین شکل ممکن خلق شده و تقریبا در طول بازی هیچ نکته‌ی متمایزکننده‌ای وجود ندارد که بتواند او را از نظر رفتاری/ بک‌گراند/غیره، به شخصیتی ماندگار همچون "سارن آرتریوس" در ذهن هواداران بدل کند. از سویی دیگر، اگر با شوق و انتظار این نکته که انتخاب‌های شما تاثیرات عمیقی بر روند و یا پایان بازی ایجاد می‌کنند به "مس‌افکت:اندرومدا" نزدیک می‌شوید، باید خدمتتان عرض کنم که  "ناامیدی" تنها هدیه‌ی این نسخه به شما، پس از تجربه‌ی کاملِ آن خواهد بود."

 

همانطور که در ابتدای مقاله نیز تلویحا اشاره شد، خوشبختانه "مس‌افکت:اندرومدا" در برخی زمینه‌ها نه تنها ضعیف عمل نکرده بلکه گاها پیشرفت‌ بسیار چشمگیری نسبت به نسخه‌های پیشین خود داشته است.

از نظر جلوه‌های بصری و بطور کل طراحی گرافیکی، این عنوان دو روی کاملا متضاد و متفاوت را به مخاطبین ارائه می‌دهد. قسمت طراحی "انیمیشن" و "چهره‌ی" شخصیت‌ها که به طرز حیرت‌آوری ضعیف کار شده (و در بخشی جداگانه به آن خواهیم پرداخت) و قسمت طراحی محیطی که بجرات یکی از چشم‌نواز‌ترین تجربه‌های فضاییِ موجود را برای بازیکنان به ارمغان آورده است. جدای از برخی مشکلات افت‌فریم و همچنین برخی‌ ایراداتِ و تاخیر‌ها در لود‌شدنِ تکسچر‌های محیطی، تقریبا همه‌ی سیارات قابل‌گشت و گذارِ بازی به زیبایی‌ هرچه‌ تمام‌تر طراحی شده‌اند تا جایی که هر از چندگاهی همانند بنده وسوسه شده و بی‌اختیار با چرخاندن آرامِ دوربین به اطراف، به تماشای تصاویر بسیار زیبا و چشم‌نوازِ در دوردست‌ها خواهید پرداخت.  با وجود اینکه دنیاهای قابل گشت‌و‌گذار آنقدر‌ها که شخصا پیش از عرضه‌ی بازی تصور می‌کردم پرتعداد نبودند اما همه‌ی آن‌ها از نظر کیفی و همچنین تنوع محیطی در سطح قابل قبولی قرار دارند و بهیچ عنوان پیمودن مسافت‌های طولانی با وسیله‌ی نقلیه‌ی‌تان در آن‌ها آزار دهنده نخواهد بود.

و اما می‌رسیم به ‌بهترین و شایسته‌ترین بخشِ بازی یعنی سیستم گیم‌پلی و مبارزات، که بی‌هیچ شکی می‌توان از آن به عنوان بزرگ‌ترین پیشرفتِ این نسخه نسبت به نسخه‌های پیشین یاد کرد. تقریبا همه‌ چیز در طراحی گیم‌پلی مبارزاتِ این عنوان روان‌تر و بسیار لذت‌بخش‌تر از قبل پیاده‌سازی‌ شده است. سیستمِ تازه‌ی "جهش" به طرفین و ترکیبِ آن با "پرش" بطرز حیرت‌انگیزی جالب از آب درآمده و همین عنصر به تنهایی سرعت‌ و هیجان ِمبارزات را به شکل خیره‌کننده‌ای افزایش داده است. قدرت‌های بایوتیک بسیار قدرت‌مند‌تر و باکیفیت‌تراز نسخه‌های پیشین در بازی خودنمایی می‌کنند و ترکیب‌ و استفاده‌های بموقع از آن‌ها در مبارزات باعث خلق صحنه‌های بیاد‌ماندنی و بسیار دیدنی‌ای در حین درگیری‌های داخل بازی خواهد شد. سیستم کاور‌گیری "اندرومدا" نیز بشکل خودکار طراحی شده و با نزدیک شدن شخصیتِ شما به موانع مناسب، به شکل اتوماتیک فعال می شود.

استفاده از وسیله‌ی نقلیه نیز یکی از جالب‌ترین قابلیت‌های "آندرومدا"ست که به لطف کنترل روان، طراحی هوشمندانه‌ی سیستم حرکتی (قابلیت سویچ بین دو حالت متفاوت) و قابلیت پرش با ماشین به یکی از عناصر جالب و لذت‌بخشِ گیم‌پلی این نسخه از سری بدل شده است.

در کنار ویژگی‌های مثبت ذکر‌شده، گیم‌پلی بازی از برخی نکات منفی نیز رنج می‌برد. سیستم اسکن‌کردن اشیا در بازی قابلیت جالبیست که برای انجام بعضی ماموریت‌ها و همچنین اِعمالِ برخی ارتقاء‌ها ضروریست اما بدلیل کمبودِ موقعیت‌های خلاقانه و استفاده‌های بشدت تکراری و یکنواخت در بازی پس از تنها چند ساعت به عملی خسته‌کننده تبدیل می‌شود. از طرفی ماموریت‌های فرعی و حتی برخی ماموریت‌های اصلی بازی نیز از نظر ساختاری بسیار شبیه به بگدیگر از آب درآمده‌اند که این موضوع  با گذشت زمان به تجربه‌ی شیرینِ شما از مبارزات و برخی دیگر ازعناصرِ خوب گیم‌پلی بازی لطمه‌‌ی جدی وارد می‌کند.

مسافرت‌های میان سیاره‌ای توسط ویدئو‌های بسیار زیبا اما یکنواخت (در طول زمان) به تصویر کشیده‌ می‌شوند که متاسفانه اینمورد نیز برای کسانی که بشکل مکرر برای انجام ماموریت‌های فرعی مختلف به لوکیشن‌های متفاوت سفر می‌کنند بعلت اتلاف بیهوده‌ی وقت در تصاویر لودینگ‌مانند و تکراری، آزار‌دهنده‌ خواهد شد. در کمرنگتر کردنِ نکات مذکور، موسیقی بازی نیز چندان موفق عمل نکرده و گرچه به هیچ‌ عنوان نمی‌توان آن را ضعیف نامید اما قطعات آن در مقایسه با برخی قطعات بسیار ماندگار سری همچون An End Once and For All هیچ حرفی برای گفتن ندارند. 


و اما در نهایت مهم‌ترین مساله‌ای که به معنای واقعی کلمه به تجربه‌ی شما از گیم‌پلی بازی لطمه زده و با قدرتِ هرچه تمام‌تر جلوی تبدیل شدن "اندرومدا" به یک عنوانِ خوب و قابل‌قبول را می‌گیرد چیزی نیست جز باگ‌های متعدد و مشکلات تکنیکی ماندگار که از ابتدای بازی سر راهِ بازیکنان ظاهر شده و برخی از آن‌ها (بر خلاف ادعای برخی از منتقدین سایت‌های بزرگ) بطور کل مانع ادامه‌ی بازی توسط شما می‌شوند.

باگ‌هایی همچون بیرون افتادن از سفینه به هنگام راه رفتن درون آن و ناتوانی از بازگشت دوباره، مورد حمله قرار گرفتن و در نتیجه فوت شدن! در حین صحنه‌های مکالمه، ناپدید شدن اتاق‌های درون سفینه‌ی "تمپست"، غیب‌شدن شخصیت‌های بازی، حرکت دشمنان روی پلکان نامرئی!، نقاط چک‌پوینت بسیار عجیب که شما را درست در لحظه‌ی نابود شدن ظاهر می‌کنند!، زوایای دوربین بسیار غیرطبیعی که امکان ادامه‌ی بازی را از شما می‌گیرند و غیره و غیره و غیره تنها بخشی از مشکلاتی هستند که شخصِ بنده در حین اولین تجربه از "مس‌افکت: اندرومدا" با آن‌ها برخورد کردم.

در همین راستا، شما عزیزان و همچنین هواداران قدیمی را به تماشای ویدئوی تحلیلی "شوکه‌کننده‌ی" زیر دعوت میکنم:

360P - 720P - 1080P

بار‌ها حین تجربه‌ی "مس‌افکت:اندرومدا" به این فکر می‌کردم که چگونه ایراداتی تا این حد واضح (که تنها با یکبار تجربه‌ی بازی با چند ده مورد از آن مواجه شدم) از چشم سازندگان پنهان مانده‌اند؟ آیا باید از این ایرادات بسادگی گذشت؟ آیا تبدیل یکی از برترین و محبوب‌ترین عناوین اکشن/نقش‌آفرینی تاریخ به سیرکی مملو از چهره‌های دلقک‌گونه و باگ‌ها و ایرادات بسیار مضحک، توهین به شعور، وقت و عشقِ مخاطبینی نیست که 5 سال برای تجربه‌ی نسخه‌ی تازه‌ی این بازی چشم انتظار بودند؟ 

بخش چند‌نفره‌ی بازی از جهات بسیاری شبیه به بخش‌چند نفره‌ی نسخه ی سوم بازیست و تجربه‌ی بسیار ‌کم‌نقص‌تر و حتی گاها شیرین‌تری نسبت به بخش داستانی بازی ارائه می‌دهد. در حالت اصلی شما به رقابت با دوستان خود پرداخته و پس از مواجهه با سیل عظیمی از دشمنان در نهایت شخصی که بیشترین میزان امتیاز را از آنِ خود کرده باشد بعنوان برنده‌ی بازی زمین را ترک خواهد کرد. سیستم Level گیری شما نیز از دو طریق "تجربه" (همانند بخش تک‌نفره) و کسبِ "باکس"‌هایی انجام می‌شود که با انجام ماموریت‌ها و بدست آوردن پوینت‌های لازم بدست می‌آورید.

هرچند سیستم "باکس"‌های مذکور کاملا تصادفی بوده و بر اساس میزانِ پوینت‌های مصرفی تجهیزات "رندوم" و متفاوتی را در اختیار بازیکنان قرار می‌دهد. با وجود ضعف‌هایی همچون نبود سیستمی مستقیم برای "لول-آپ" کردن سلاح‌ها و همچنین برخی مشکلات گاها گیج‌کننده در سیستم کلیِ ارتفاء‌های بازی، "مس‌افکت:اندرومدا" در بخش چند نفره‌ی خود کاملا موفق عمل کرده و حداقل تا چند ماه می‌تواند تجربه‌ای شیرین را برای شما و دوستان علاقه‌مندتان رقم بزند.

بازبینی تصویری:

 

نکات مثبت

گرافیک محیطی بسیار زیبا و چشم‌نواز

پیشرفت‌های محسوس در مبارزاتِ بازی

(برخی) صحنه‌های عاطفیِ بسیار خوش‌ساخت

تجربه‌ی لذت‌بخش گشت‌وگذار با وسیله‌ی نقلیه

بهبود سیستم دیالوگ‌ها که البته از پتانسیل آن به خوبی استفاده نشده است

نکات منفی

داستانِ سطحی و پرنقص در کنار نویسندگی ضعیف (خصوصا در مقایسه با آثار خوبِ هم سبک)

شخصیت‌پردازی‌های غالبا بسیار ضعیف و ناامیدکننده

ایرادات متعدد فنی و باگ‌های بشدت‌آزاردهنده

کم‌کاری در اضافه‌ کردن نژادهای تازه و متنوع‌تر به بازی (5 سال و تنها 2 نژاد)

افت‌ کیفیِ قطعات موسیقی

کمبودِ محسوس انتخاب‌های دشوار و یا حقِ ایجاد تاثیراتِ عمیق بر روی روند داستان و پایان بازی

پایان‌بندی بسیار کلیشه‌ای

سخن آخر

"مس‌افکت:اندرومدا" با همه‌ی نکات مثبت، بی‌شک ضعیف‌ترین و ناامید‌کننده‌ترین نقطه در طول عمرِ 10 ساله‌ی سری محسوب می‌شود. نقص‌ها و پسرفت‌های بازی در زمینه‌ی روایت داستان، شخصیت‌پردازی‌ضعیف، باگ‌ها و ایرادات فنیِ‌ِ خجالت‌آور و بسیاری دیگر از مشکلات و کم‌کاری‌ها، متاسفانه مانع ازخودنمایی و شکوفایی جنبه‌های مثبت بازی و تبدیل این نسخه‌، به عنوانی در خورِکارنامه‌ی درخشانِ سه‌گانه‌ی پیشینِ "مس‌افکت" می‌شوند.

نقد بازی بر مبنا نسخه PS4 انجام شده است.

Verdict

Despite all the positives Andromeda" is the worst entry in 10 years of Mass Effect. Flaws and setbacks in the narrative, characters and shameful bugs and technical issues and many other problems outweigh the positives from shining and turning the game to a title on par with the trilogy

Score: 6.5 - PS4 Version

نوشته شده در: 20 فروردين 1396
دسته: نقد و بررسی، Mass Effect: Andromeda
این ویدئوها رو دیده‌اید؟
  • Mass Effect Andromeda - Gameplay Series 1: Combat
  • PRO 4K Tech Reveal - Mass Effect: Andromeda
  • Mass Effect: Andromeda | Exploration Discovery | Official Gameplay Series - Part 3
 
گیم آموز
 
 
ثبت دیدگاه
 
جهت ثبت دیدگاه، باید وارد شوید!
 

نقد بسیار عالی بود
خسته نباشید
انگار بلد نبودن با انجین بازی کار کنن که اینهمه باگ داره
خدا رو شکر که مشکل انیمیشن چشم ها و طولانی بودن زمان تراول بین سیاره ها رفع شده ولی هنوز داستان بازی که قلب بازی حساب میشه واقعا برای mass effect مسخرست ترجیه میدادم جوانی های شپرد رو نشون میدادن واقعا نا امید شدم
در تعجبم چجورى سازنده ها قبل انتشار بازى به اين مشكلات پى نبردن
درمورد No Mans Sky باید بگم ساعت 3 نصب شب بزنید شبکه 4 نگاه کنید بیشتر از اون سرگرم میشید
بازی انقدر هم که میگن بد نیست درسته شاهکار نیستش ولی قابل بازی هست و من به عنوان یه فن مس افکت با اینکه خیلی ناامید شدم ولی هنوز هم بازی کردنش لذت بخشه
مقاله خیلی جالبی بود ممنون
مرسی از ویدئو
جالب بود
بازی 20 ساعتی دارم میرم و در مقابل 3 نسخه قبل و بزرگان این ژانر کاملا یک RPG متوسط محسوب میشه ....
کار نام گذاری بازی (عدم قرار دادن شماره ۴ در کنار نام mass effect ) بسیار حرکت خوب و هوشمندانه ای بود .
کلا کاری به این‌نقد ندارم ولی برای تجربه اول از این سری متحیر شدم:|
موندم چرا انقد نمراتش کمن
حالا جدا از شوخی امیدوارم هر چه زودتر با امدیت قابل بازی بشه
اگه‌ از این بازی متحیر شدی استاندارد های پایینی داری
چون سه گانه رو بازی نکردی
مشاهده 1 پاسخ دیگر