شاتل‌لند - گیم‌سنتر
فروشگاه گیفت کارت
 
فروشگاه اورجینال کی فروش محصولات MSI
نقد و بررسی Observer


یادداشت سردبیر

راستش را بخواهید یک حقیقت کلی وجود دارد که ادبیات همیشه خدا در خلق ژانر و مضامین داستانی حداقل 30 سال از مدیوم‌های دیگر منجمله سینما جلوتر است، یعنی که در حوزه ادبیات ژانری هر اتفاقی که روزی رخ داده، مثلا پدیده "زامبی‌ها" یا مقوله "وحشت کیهانی" 30 سال قبل از اینکه سینما رویشان دست بگذارد به یک عنصر روتین در ادبیات بدل گشته بودند ولی با تمام این اوصاف در این زمینه حداقل یک مثال نقض خیلی مهم وجود دارد و آن چیزی نیست جز Bladerunner اثر "ریدلی اسکات" و برگرفته از کتابی به نوشته "فیلیپ کی.‌دیک"، اولین اثر "سایبرپانک" تاریخ.

وقتی که به فیلم ریدلی اسکات و سپس تفاوتش با اثر کی.دیک نگاه می‌کنیم متوجه می‌شویم که تفاوت اصلی ماجرا از همان سبقه ادبی‌ نشاءت می‌گیزد که اتفاقا کی.دیک خروجی نسل چندمشان است، یعنی علمی‌تخیلی نویسان دوران طلایی که قهرمانانی از جنس "دانش" و "فضیلت" را برای پیشبرد داستان انخاب می‌کردند، یعنی افرادی که شاید در حداکثر همزادپنداری برای من خواننده تجلی نقشی پدرانه و الگو وار باشند، تا یک "من ‌برتر" فرویدی.

ریدلی اسکات ولی با اثرش معادلات را کاملا برهم زد، علم الزاما دیگر طرف خوب ماجرا نیست، مردان علم الزاما ادم خوب‌ها نیستند، آن‌ها تبدیل به یک مشت هوس‌ران شده‌اند که با علم‌شان به قدرت نامشروع می‌رسند، جهان سایبرنت این بار جهنم مدرن است، و خب طرف پانک ماجرا مشتی انسان زخم خورده تحت سلطه که می‌خواهند از این اوضاع جان سالم به در برده و در نهایتِ امر فرار کنند.


Bladerunner با تلفیق این دنیای کی.دیکی با جهان عادی و ترس از جنگ سرد و چندین و چند مضمون ژانری دیگر (به خصوص عناصر کارآگاهی) ولی خب راستش این برگ برنده سینما خیلی زود از بدنه آن رخت بربست و سایبرپانک از طریق 3گانه ماتریکس تبدیل شد به یک رونمای اکشن.

ولی این اتفاق مرگ این ژانر نبود، صنعت گیم با توجه به پتانسیل‌های جهان‌سازی در چند سال اخیر بیشترین بهره را از سایبرپانک برده، امثال وارن اسپکتر و کن لوین با فرنچایزهای‌شان جان تازه‌ای بدین ژانر دمیدند و ان را با مسائل بیولوژیکی و نقد مذهب وارد یک فاز تازه کردند، تیم‌های مستقل از سوی دیگر شروع به قصیدن و نغمه‌سرایی در این ساب‌ژانر محبوب نمودند و انقدر کارشان درست بود که امثال Transistor در رویکرد نوینش در این ژانر به یک غایت چه در بازی‌ها و چه در ادبیات بدل گشت و امروز گویا نوبت به Observer است، یک بازی مستقل، از تیمی که شاید تا به حال حتی اسمش را هم نشنیده باشید، افرادی که در همان فریم اول بازی‌شان چندین و چند نمود تازه و بدیل را به یک داستان کلاسیک کارآگاهی وارد می‌کنند و تلاش بر این می‌دارند داستانی را که شاید 10‌ها بار پیشتر تعریف شده با یک رویکرد و دیدگاه تازه به بهترین شکلش در غالب کنایه‌ای چون شبیه ساز پیاده روی به تصویر در بیاورند.

Observer پتانسیل خفه شدن در میان هیاهوی توخالی بزرگان را کاملا در خود دارد، اما بیایید تا وقتش هست ما گیمرها این اثر را خود دریابیم.


نقد و بررسی عنوان Observer

"به قلم علی رجبی"

بعد آنکه فیلم Blade Runner بعنوان یک اثر ابدی، جایگاه خود را در ذهن بینندگان تثبیت نمود، عناصر اتمسفر "سایبرپانک" بسرعت در فرهنگ و دنیای بازی و سینما، پخش شد و طی سال‌های متعدد، ما شاهد عناوین بیشتری با این سبک و سیاق بوده‌ایم که هرچند دنیای روایات آن‌ها کماکان از جهاتی یکسان بود اما نتایجی خارق‌العاده را برای مخاطبان خود به ارمغان آوردند. امروز استودیویی، قصد بر جمع‌آوری آثار اولیه این تحول علمی‌تخیلی کرده که سرانجامش، عنوانی‌است با نام Observer.

داستان بازی حول کارگاهی به اسم Daniel Lazarski، در سال 2084 رخ می‌دهد (که توسط Rutger Hauer نقشش ایفا می‌شود). در این عصر، دنیا تحت یک فاجعه جهانی رو به خرابی رفته‌ است که طی آن هزاران هزار آدم تقویت شده با ابزار مکانیکی، کشته شده‌اند و جنگ‌های متعددی میان ابرقدرت‌های دنیا، به وقوع پیوسته‌ است. در این میان، کمپانی بزرگی به اسم Chiron از فرصت استفاده کرده و کنترل همه چیز را به دست می‌گیرد. کارگاه داستان ما، دستورات خود را از سمت آنان دریافت می‌کند و با ابزارهای خاص خود، وارد ذهن افراد شده تا بتواند سرنخ‌هایی را بدست آورد و بدان وسیله، جرایم مختلف را حل کند. به این افراد، مراقب یا Observer گفته می‌شود. بیشتر بازی در منطقه‌ای از Krakow رخ می‌دهد یا شاید بهتر است بگویم بدترین مناطق آن، جایی که ساکنانش را در گوشه کنار خیابان و یا پنهان شده در انواع اقسام پناهگاه‌های کثیف می‌یابید که از عالم و آدم فراری‌اند و تنها دوا و چاره آنان، مخدرهای شیمیایی یا رباتی‌ است.

 

بعنوان یک بازی کارگاهی، Observer سریعا بازیکن را وارد نقش اول داستان می‌کند، طوری که شما قدم به قدم در ابتدا متوجه نیت پروتاگونیست و سپس، هم‌فکر وی شوید. بررسی نقاط مختلف صحنه جرم، حل‌کردن معماهای مرتبط و چیندن سرنخ‌ها کنار هم برای رسیدن به پاسخ نهایی، چیزهایی هستند که عمده گیم‌پلی بازی را تشکیل می‌دهند، اما این بازی را همچنان باید یکی از جذاب‌ترین عناوین سایبرپانک روایتی دانست زیرا که وجود مکان‌های تاریک و البته، جزئی و دقیق، خاطرات سیاه و پیچیده مظنونان و مواردی مشابه، باعث می‌شوند که ذهن و تفکر شما همچون یک میوه تازه از راه رسیده، سرزنده بماند و احساس تکرار چندانی نکند. داستان بصورت اول شخص روایت می‌شود، بعد از دقایق ابتدایی کم کم Lazarski تجهیزات خود را نمایان می‌کند و شما شروع به اسکن کردن مواد می‌کنید. با پیشروی بازی، تکنولوژی Dream Eater معرفی می‌شود، ابزار خاصی که برای داخل شدن به افکار و رویاهای دیگران ساخته شده‌ است و بخش‌های مهم و اعظم داستان، حول این ویژگی رخ می‌دهند. یکی از بهترین‌ بخش های این عمل، برخورد با صحنه‌های روان‌شناختی و پیچیده بسیار ترسناک و زیبایی‌است که گهگاهی شمارا به لرزه هم در می‌آورد.

هرچه جلوتر می‌روید، با کابوس‌های بیشتری روبه‌رو می‌شوید. حالتی عجیب و خسته به شما دست می‌دهد اما شوق ادامه و رسیدن به انتهای داستان، شما را بیشتر از پیش به جلو سوق می‌دهد که بعد از اینجا چه قرار است رخ دهد؟ با گذشت چند ساعت، دیگر آرامشی که ابتدای بازی داشتید از دست می‌رود، به مرحله‌ای می‌رسید بازکردن یک در حتی در فواصل چند اینچ، برایتان استرس‌زا و ترسناک خواهد بود و باور کنید که این حس، کاملا بجا و طبیعی‌ است زیرا که تنها سازندگان بازی می‌دانند پشت یک در لعنتی، داخل ساختمانی تقریبا جن زده به شکل دیجیتالی!، چه چیز و چه کسی منتظرتان می‌باشد. حتی در مواقعی چرخاندن دوربین در زوایای 180 درجه هم عواقبی فراموش‌نشدنی دارد. این ترس، ترسی مانند وحشت Resident Evil نیست، بلکه وحشتی‌ است که ناشی از تعلیق دلهره و استرس‌ است. دو قدم دیگر چه پیش می‌آید؟ طبقه بالاتر چه کسی در انتظار ماست ؟ سوالاتی که به مراتب در ذهن شما رخ می‌دهند و باعث دلهره می‌شوند، یا بهتر‌ است بگویم ترسی روان‌شناختی. چیزی که مدت‌هاست از نظر سازندگان گم شده و جایگاه خود را به Jump scare های بیهوده داده‌ است اما Observer با این‌کار، باعث دلگرمی ما می‌شود.


عناوین سایبرپانک امروزی، بیشتر سعی دارند تا با اشخاص و فیگور‌های ایفاکننده نقش، بازی کنند و بدین شکل سعی کنند تا ذهن مخاطبان خود بازی کنند اما Observer، از فیگوراتیو بودن می‌گریزد، در عین اینکه یک سایبرپانک کاملا کلاسیک‌ است، سعی در پیشروی ژانر خود به آخرین حد ممکن‌ را دارد. از سمت دیگر، ارجاعات مختلف نظیر برج بالارد و یا 1184، از دیگر موارد جذاب بازی‌ است. برای مثال آهسته متوجه می‌شوید که مجتمعی که در آن به بازی‌کردن می‌پردازید، بخش بخش‌ است و شما هرچه بالاتر می‌روید متوجه می‌شوید که شرایط رو به بدتر شدن و سیاهی بیشتر پیش می‌رود که ارجاعی‌ است به برج بالارد.

یکی از عواملی که میزان تاثیرگذاری و القای احساس خاص این بازی کمک می‌کند، صداگذاری فوق‌العاده ماهرانه‌اش می‌باشد. از صدای کشیده و اعصاب‌خردکن درهای فرتوت و قدیمی گرفته تا گوش دادن به نویز های گوش خراش دیجیتالی که در توهم افکار دیگران رخ می‌دهد. همه این‌ها دنیایی پویا را می‌سازند تا بتوانند تا حد ممکن، مخاطب خود را تحت تاثیر جو بازی قرار دهند و وی را درون قلب Observer بکشند. تنها خرده و ایرادی که می‌توان گرفت، وجود برخی صحنه‌های عجیب در اوایل بازی‌ است، منظور از عجیب این‌ است که این مراحل صرفا با روند داستان هم‌خوانی ندارند و کمی اضافی حساب می‌شوند، مواقعی که بازیکن احساس می‌کند کاملا از فضای بازی خارج‌ شده است و باید کمی دیگر تحمیل کند تا بتواند پی داستان اصلی را بگیرد. هرچند این‌ها به راحتی فراموش می‌شوند زیرا هرچه بیشتر در قصه این بازی فرو می‌روید، راز‌های بیشتری برایتان فاش می‌شود و خیلی آرام و بی‌صدا، یادتان می‌رود که چند دقیقه پیش چه چیزی را تجربه کردید. این نقطه قوت Observer‌ است، معنی‌داشتن.

پازل‌های بازی، هیچکدام محض سرگرم‌کردن به تنهایی و یا پر کردن فضای خالی نیستند، هریک معنای جدیدی را اضافه می‌کنند و حل کردن آنان، هیچگاه خسته‌کننده نمی‌شود. چیزی که Observer نسبت به دیگر عناوین هم‌سبک خود دارد و باعث برتری‌اش می‌شود، این نکته گران‌بهاست که بازی از ابتدا تا انتها سعی می‌کند هدفمند باشد و بیهودگی را بطور کل از خود بیرون می‌کشد.


نکات مثبت

صداگذاری ماهرانه

روایتی جذاب و پیشروی فضای سایبرپانک به سطحی بالاتر

وجود Rutgar Hauer بعنوان شخصیت اصلی!

نکات منفی

وجود یک‌سری صحنه‌های "کمی خارج از فضای بازی"

افت‌فریم شدید در نسخه کنسولی

سخن آخر

فضای سایبرپانک، فضایی عجیب و حیرت‌آور است و بعنوان یکی از طرفدارانش احساس می‌کنم که واقعیت ما دیگر یک سایبرپانک تمام عیار شده‌ است. سازندگان Observer این را خوب می‌دانند و با ساختش هوشمندی خود را نشان دادند. هرچند ممکن‌ است همه‌پسند نباشد و نیاز به یکی دوتا اصلاح ریز داشته باشد، اما در نهایت عنوانی‌ است ارزشمند و جذاب، اگر شما نیز از عناوینی که بیشتر روی روایت و قصه‌گویی تمرکز دارند علاقه‌دارید، این عنوان را از دست ندهید.

Verdict

Cyberpunk is truly an intriguing environment and as a fan of it, I feel that our world is already drowned into a Cyperpunk-ish spcae. Bloober Team knows this well and with their latest game, Observer, they've shown us their intelligence, though Observer might have some small issues but in overall, it is an excellent and worthy game. If you're a fan of narrative games, be sure not to miss Observer.

Score: 8.5 - PS4 Version

نوشته شده در: 16 شهريور 1396
دسته: نقد و بررسی
 

آموزش آنریل انجین 4آموزش آنریل انجین 4

آموزش یونیتی سه بعدیآموزش یونیتی سه بعدی

آموزش یونیتی دو بعدیآموزش یونیتی دو بعدی

آموزش سی شارپ در یونیتیآموزش سی شارپ در یونیتی

آموزش واقعیت مجازی در یونیتیآموزش واقعیت مجازی در یونیتی

آموزش گیم میکر استودیو آموزش گیم میکر استودیو GameMaker
 
 
ثبت دیدگاه
 
جهت ثبت دیدگاه باید سه روز از ثبت نام شما گذشته باشد.
 

سپاس بابت نقد ... اسم بازیو نشنیده بودم اما الان بشدت مشتاق شدم تجربه اش کنم ...
علی جان خسته نباشی و ممنون بابت نقد بسیار زیبا و بی نقصت
اولا بگم به حدی زیبا از سایبرپانک و خود بازی و عناصر داخلی تعریف کرده بودی گه ادم وسوسه میشه که بازی رو انجام بده و ببینه دقیقا "سایبرپانک چیه"

دوما , این بازی , ساخته ی بلوبر تیم , حاوی نکات و رمزهای زیادیه
بعضیا Layers Of Fear رو تا نصفه میرن و بیخیالش میشن چرا که حتی به محتوای واقعی و محور اصلی پر نبردن
_observer< هم همچنین عنوانیه
پیشنهاد میکنم تو بازی کردنش صبور باشید و یکم با حوصله و علاقه شروعش کنید!


بازم تشکر از پرسونای عزیز
نقد عالی بود.
ممنون شکیلا جان مرسی که وقت گذاشتی مطالعه کردی
:دی بنظر من سایبرپانک، قضیه اش مثل ژانر وحشت شده ! وقتی نگاه میکنی، میبینی از هر ۵ تا سایبرپانک، ۳ تاشون که اصلا نیستن و یدک میکشن فقط ! یکیشم بایوپانکه، اخریش فقط سایبرپانکه :دی
راجب‌نکته دوم هم بشدت موافقم
خیلی ممنون بابت نقد. اینو همون سازنده های Layers of Fear ساختن؟
خواهش میکنم سید جان مرسی که مطالعه کردی، آره همونا ساختن اگه از دستپخت اولشون راضی بودی این یکی هم بی شک رضایتتو کسب میکنه !
اوایل بازی شروع بسیار عالی داشت ولی هرچی جلوتر میرفت خسته کننده تر میشد و پایانشم واقعا دوست نداشتم . به شخصه بازی قبلی Layers of fear رو بیشتر پسندیدم و هر اتاقش منو توی حس خاصی میبرد و واقعا جذاب بود . گرچه اینم زیاد بد نبود و اهنگاش بعضی اوقات واقعا ادمو جذب میکرد .

نمره : 7
دلیل اینکه خسته کننده میشد براتون, انتظارات بالاـه!
شایدم هیجان بیشتری نیاز داشتید که نهایتا نتیجه اینه که این بازی مناسب شما نیست:))
ممنون بابت نقد و توضیحات نقد خوبی بود اما چرا راجع به گرافیک بازی و موتور گرافیک و نورپردازی ،کیفیت بافت ها و ......... توضیح ندادید ؟!!!!! راجع به گرافیک هنری و فنی بازی هم که هیچی !!! لطفا نقد ناقص ندید با تشکر
دوست عزیز، در سطر‌های اولیه نقد به دقیق بودن و جزئیات مکان‌ها، و طراحی خوبشون که تاثیرگذاری و حس‌آمیزی رو 2چندان کرده، اشاره شده، جدای از این موارد فکرنمی‌کنم توضیحات مربوط Unreal Engine 4، قابلیت‌هاش و غیره جای بالقوه‌ای در این نقد داشته باشه، بازی‌هایی قبل از این عنوان هم بودن که از موتوری مشابه برخوردار بودن و تقریبا همه با ویژگی‌هاش آشنان، لزومی در تکرار نیست، اما راجب طراحی و جزئیاتش، اشاره شده (که بخش هنری رو کامل می‌کنه) در سطرهای اول، نقد ناقص نیست، صرفا توضیحات مربوط به UE4 چندان لازم نبود که وارد ساختار این مقاله بشه.

ممنون دوست عزیز بابت مطالعه ;)
علی جان خسته نباشی نقد خوبی بود .
بازی رو هنوز تجربه نکردم اما با سبک خاص بازی های این استودیو آشنایی دارم .قطعا observer هم مثل layers of fear تجربه ای خاص در سبکی خاص از لول دیزاین و روایت رو رقم میزنه...
ممنون آرش مرسی که وقت گذاشتی و مطالعه کردی
دقیقا ! خوشحالم که با Layers of fear‌آشنایی ! دقیقا مثل همون یک دیزان و روایت یونیک و باحال داره شک نکن تجربه‌اش ارزشمنده !
ممنون بابت نقد ... عاشق بازیهای سایبرپانکیم ...
بازی های سایبرپانک جمیعا عشق‌اند :دی