شاتل‌لند - گیم‌سنتر
فروشگاه گیفت کارت
 
فروشگاه اورجینال کی فروش محصولات MSI
صندلی های گیمینگ dxracer
نقد و بررسی Cuphead

 

نقد و بررسی Cuphead

"به قلم پرهام آقاخانی"

قرن بیستم میلادی به عنوان عصر طلایی انیمیشن‌های آمریکایی شناخته می‌شود. زمانی که کمپانی‌های والت دیزنی، Metro Goldwyn Mayer و برادران وارنر، و همچنین انیماتورهایی همچون Tex Avery، ویلیام هانا، جوزف باربرا و Max Fleischer پا به میدان گذاشتند و با انیمیشن‌هایی همچون Steamboat Willie و Popeye و تام و جری، تاثیر شگرفی بر روی این صنعت گذاشتند. هرچند به دلیل رشد صنعت انیمیشن و نیاز به واقع گرایی بیشتر، سبک خاص طراحی این انیمیشن‌ها از رده خارج شد. اکنون نزدیک به پنجاه سال از آن زمان می‌گذرد و با عنوانی با نام Cuphead سروکار داریم که براساس همان انیمیشن‌های قدیمی و سبک Rubber Hose شکل گرفته و قرار است تا ادای احترامی باشد بر این بازه‌ی تاریخی.

 

داستان بازی بسیار سر راست است. دو برادر با نام‌های Cuphead و Mugman درست برخلاف آموخته‌های کتری پیری با نام Elder Kettle، از خانه زیاد دور شده و بعد از رسیدن به کازینوی شیطان، وارد آن‌جا می‌شوند. در ابتدا شانس با آن‌ها یار است و می‌توانند تا پول خوبی را بدست بیاورند تا این که شخص شیطان ظاهر می‌شود و معامله‌ای بسیار وسوسه کننده را مطرح می‌کند. اگر Cuphead و Mugman بتوانند تا در دور بعدی او را شکست دهند، تمام پول موجود در خزانه شیطان به آن‌ها تعلق می‌گیرد. ولی اگر آن‌ها موفق به این کار نشوند، بهای آن را با روحشان خواهند پرداخت. Cuphead به خاطر طمع زیاد این پیشنهاد را قبول می‌کند ولی در انتها از شیطان شکست می‌خورد. خوشبختانه آن‌ها موفق می‌شوند تا شیطان را متقاعد کنند که فرصتی به آن‌ها بدهد؛ پس شیطان لیستی از بدهکارانش را به Cuphead و Mugman داده و به آنها یک روز فرصت می‌دهد تا روح تمامی افراد لیست را جمع آوری کنند و مورد بخشش قرار گیرند.

اینجاست که سفر Cuphead و Mugman در دنیای Inkwell Isle و همچنین گیم پلی بازی آغاز می‌شود. بازی از دو نوع مختلف از مراحل تشکیل شده است. نوع اول مراحل، بخش‌های Run & Gun هستند که قسمت کوچکی از کل مراحل را شامل می‌شوند. در این مراحل بازیکن وظیفه دارد تا همانند سایر عناوین پلتفرمر، از سمت چپ به راست حرکت کند و با از میان برداشتن دشمنان، به نقطه‌ی انتهایی آن‌ها برسد. برای تحقق این امر نیز مجموعه‌ای از تکنیک‌ها در دسترس بازیکن قرار گرفته است. بازیکن می‌تواند دو نوع اسلحه مختلف را برای کارکترش تعیین کند و در هر زمانی بین آن‌ها جابجا شود، توسط تکنیک پری "Parry" کردن به دفع گلوله‌ها و دشمنان صورتی رنگ بپردازد، با تکنیک Dash، به سرعت از سویی به سوی دیگر جابجا شود و با استفاده از حملات EX و Super Art (که میزان استفاده از آنها با کارت‌هایی در انتهای تصویر مشخص می‌شود)، ضربات سهمگینی را به دشمنان وارد کند. نکته جالب اینجاست که هیچ اجباری در انجام این مراحل وجود ندارد. ولی در صورت انجام ندادن آن‌ها، نمی‌توان به جمع آوری سکه‌ها و خرید آپگریدهای مختلف از فروشگاه داخل بازی پرداخت.

 

جمع آوری سکه‌ها یکی از مهم‌ترین اعمال در تمام بازی و دلیلی برای انجام مراحل پلتفرمینگ به شمار می‌رود؛ چون تنها از این طریق است که می‌توان از فروشگاه بازی، Charmها (همان آپگریدها) و اسلحه‌های جدید خریداری کرد تا از آن‌ها در نوع دوم مراحل یعنی مبارزه با باس فایت‌ها استفاده کرد. باس فایت‌ها چیزی نزدیک به 90 درصد از مراحل بازی را به خودشان اختصاص داده‌اند و درست برخلاف مراحل پلتفرمینگ، اتمام آن‌ها برای ادامه‌ی بازی ضروری است. باس‌های بازی به شدت متنوع طراحی شده‌اند و نه تنها از لحاظ طراحی یادآور یک سری از شخصیت‌های انیمیشنی هستند، بلکه نحوه‌ی مبارزه با آنها نیز در برخی مواقع بسیار شبیه به عناوین کلاسیکی همچون Contra، مگامن، متال اسلاگ، Gunstar Heroes یا حتی Ikaruga می‌شود. مبارزه با باس‌ها به دو شکل انجام می‌پذیرد: رویارویی به صورت یک عنوان ساید اسکرول کلاسیک یا کنترل یک هواپیما و نبرد بر فراز آسمان به سبک عناوینی مانند Rayman Legends. هر کدام از این مبارزات از چندین فاز مختلف تشکیل شده‌اند و به محض این که مقدار مشخصی از ضربه به باس وارد شود، او تغییر شکل داده و از حملات جدیدتری استفاده می‌کند تا کار برای بازیکن سخت‌تر از قبل شود.

اگر گول ظاهر بازی را خورده و تصور کرده‌اید که با بازی خیلی ساده‌ای سروکار دارید، کاملا در اشتباه هستید. درجه سختی بازی به خاطر تعداد جان‌های محدود کارکترهای اصلی (3 در حالت معمولی و 4 با Charm مخصوص) و ازدیاد دشمنان و تهدیدها در مراحل، واقعا بالاست و این سختی در مراحل نهایی، بسیار بیشتر از قبل می‌شود. باس‌های بازی نیز نه تنها با هر بار تغییر فاز، قوی‌تر از قبل می‌شوند و از حملات مرگبارتری استفاده می‌کنند، بلکه صدها ضربه برای نابودی آن‌ها مورد نیاز است. همچنین شما هیچ وقت قادر به مشاهده‌ی میزان جان باقی مانده‌ی باس‌ها نیستید و تنها پس از مرگ است که بازی به شما نشان می‌دهد که چقدر با انتهای مرحله فاصله داشتید. به همین خاطر، انتخاب اسلحه‌های درست برای فازهای مختلف، زمان بندی دقیق و به خاطر سپردن حملات، اهمیت بسیار زیادی برای پیروزی دارد.

متاسفانه با این وجود، باز هم تعدادی از باس‌های بازی کمی ناجوانمردانه به نظر می‌رسند؛ چون نه تنها تعدادی از آن‌ها حملاتی به شدت چیپ و در مواردی غیر قابل دفع دارند، بلکه بازی نیز در طول مبارزه با آن‌ها مجبورتان می‌کند که حواستان را برای رد کردن 3 یا 4 مانع و حمله‌ی دیگر جمع کنید. به عبارت دیگر، بسیار پیش می‌آید که در موقعیت‌هایی قرار گیرید که هیچ راه فراری نداشته باشید یا این که یکی از دشمنان از پشت سایر حملات و بدون این که او را ببینید، به شما نزدیک شود.

 

Cuphead از همان ابتدا قرار بود تا ظاهری مشابه انیمیشن‌های قدیمی و مخصوصا آثار Max Fleischer داشته باشد و اکنون که بازی عرضه شده، باید گفت که سازندگان بازی واقعا به هدفشان رسیده‌اند. استفاده درست از برخی ویژگی‌های گرافیکی، همانند Chromatic Aberration و افکت‌های فیلم‌های کلاسیک همانند Film Grain، در کنار طراحی‌های آبرنگی کارکترها و پس زمینه‌ها، باعث شده تا این عنوان از لحاظ ظاهری بیشتر شبیه به کارتون‌های اوایل قرن بیستم میلادی به نظر برسد تا یک بازی ویدئویی! انیمیشن‌های دست ساز بازی نیز بسیار روان و پرجزئیات طراحی شده‌اند. مکمل این ظاهر خیره کننده نیز بخش صوتی بازی است که بسیار عالی ظاهر شده است.

صداگذاری بازی درست همانند گرافیک، با در نظر گرفتن همان دوره‌ی تاریخی انجام پذیرفته است. بازی از افکت‌های صوتی‌ای همانند صدای نویز نوارهای گرامافون استفاده می‌کند که به همراه چند خط دیالوگ (بخش فروشگاه و احیا کردن بازیکن‌ها) و آهنگ‌های هم‌خوانی شده‌ی آن،  با حالتی اکو دار پخش می‌شوند که به شدت یادآور تعدادی از کارتون‌های قدیمی است. آلبوم موسیقی متن بازی نیز از قطعاتی با سبک جاز "Jazz" به همراه تعدادی قطعات پیانو تشکیل شده است که کاملا با فضای بازی هم‌خوانی دارند و نه تنها شنیدنی هستند، بلکه هیچ وقت و بعد از بارها تلاش برای نابودی باس‌ها، تکراری و خسته کننده نمی‌شوند که دستاوردی بزرگ برای بازی محسوب می‌شود.

ولی حیف که تعدادی از مشکلات فنی به تجربه‌ی کلی بازی لطمه زده‌اند. بارها پیش می‌آید که به باگ یا گلیچ‌های مختلفی برخورد کنید که برخی از آن‌ها همانند ضد ضربه شدن ناگهانی دشمنان، می‌توانند گیم پلی بازی را خراب کنند. همچنین با این که بازی به صورت پیش فرض کنترلرهای پلی استیشن و Xbox را پشتیبانی می‌کند؛ ولی متاسفانه از شناسایی سایر کنترلرها عاجز است و نمی‌تواند فرمان‌های وارد شده توسط آن‌ها را درست اجرا کند. علاوه بر این، استفاده از برخی کنترلرها نه تنها می‌تواند به طرز عجیبی باعث ایجاد لگ و افت فریم‌های ناگهانی در بازی بشود، بلکه در کمال تعجب می‌تواند باعث حذف شدن قسمت‌هایی از رابط کاربری بازی (به عنوان مثال، نشانگرهای ورود به مراحل و مکان‌ها) نیز شود.

بازبینی تصویری:

 

باس‌ها پس از هربار مرگ با جملات مختلف و بعضا قافیه‌دار، شما را مورد لطف قرار می‌دهند.

 

با گشت و گذار در مراحل، می‌توان به جمع آوری سکه‌های مخفی پرداخت یا میانبرهای متعددی را کشف کرد.

 

توسط منوی Equip Card می‌توان به تعویض توانایی‌ها و اسلحه‌ها، و همچنین مشاهده لیست مراحل پرداخت.

 

با مراجعه به این دریاچه در Inkwell Isle II می‌توانید از تعداد دقیق مرگ‌هایتان با خبر شوید.

 

بازی بعد از اتمام هر مرحله، بر اساس یک سری فاکتورهای خاص به شما امتیازی را اعطا می‌کند.

نکات مثبت

- سبک گرافیکی خیره کننده و پرجزئیات

- صداگذاری و موسیقی عالی

- گیم پلی سخت و درگیر کننده

- ارزش تکرار بالا

- اشارات فراوان به انیمیشن‌های کلاسیک

نکات منفی

- دشواری بیش از حد بعضی مراحل (مخصوصا مراحل پایانی)

- پشتیبانی بد از برخی کنترلرها

- باگ‌ها و گلیچ‌های متعدد

سخن آخر: انتظار طولانی برای عرضه‌ی Cuphead واقعا ارزشش را داشته است. سبک گرافیک بسیار زیبای بازی و صداگذاری عالی آن، کاملا تداعی کننده‌ی انیمیشن‌های اوایل قرن بیستم میلادی و مخصوصا کارتون‌های دیزنی و Max Fleischer است. گیم پلی بازی نیز در عین سخت بودن، بسیار رضایت بخش است و اندک ایرادات آن نیز چیزی از ارزش کلی‌اش کم نمی‌کند.

Verdict:

The long wait for Cuphead was really worth it. Its great graphics and fantastic soundtrack are fully reminiscent of early 20th century animations and especially Disney & Max Fleischer cartoons. The gameplay, while being hard & not pulling any punches, is very satisfying and its few problems do not diminish its total value.

Score: 9 - PC Version

نوشته شده در: 17 مهر 1396
دسته: نقد و بررسی، Cuphead
این ویدئوها رو دیده‌اید؟
  • Cuphead Trailer - E3 2017
  • تماشا کنید: 12 دقیقه گیم پلی هیجان انگیز عنوان Cuphead
 

آموزش آنریل انجین 4آموزش آنریل انجین 4

آموزش یونیتی سه بعدیآموزش یونیتی سه بعدی

آموزش یونیتی دو بعدیآموزش یونیتی دو بعدی

آموزش سی شارپ در یونیتیآموزش سی شارپ در یونیتی

آموزش واقعیت مجازی در یونیتیآموزش واقعیت مجازی در یونیتی

آموزش گیم میکر استودیو آموزش گیم میکر استودیو GameMaker
 
 
ثبت دیدگاه
 
جهت ثبت دیدگاه باید سه روز از ثبت نام شما گذشته باشد.
 

دوستان کسی میتونه راهنمایی کنه که چطور میشه دو نفره بازیش کرد رو پی سی ؟
ممنون بابت نقد خسته نباشید
جز معدود بازیایی بود که از بس عاشق و منتظرش بودم قبل خوندن نقداش و روز اول گرفتمش خواستین اساسین و گاد رو هم براتون نقد. می کنم روز اول :دی !شک نکنید که تبدیل به یکی از بهترین و خاطره انگیزترین بازیای زندگیتون میشه انیمشن اکثر کارکترا بشدت فانه و اکثرشون واقعا خنده داره حس و حال و لذتی که بعد از شکست دادن یک باس خیلی سخت و بعد از دو ساعت سر و کله زدن باش هست غیر. قابل وصفه ، واقعا نمیدونم چه حس و چه شوریه که همش بعد. هربار مردن با خودت می گی خیله خوب فقط یک دست دیگه میرم و تمام اما تمامی نداره و همینجور. یک دست یک دست میری جلو
کمک غول چراغ جادو گیر کردم خیلی باس سختیه مخصوصا دوتا فاز اخرش
بخاطر نقد خوب تشکر میکنم از نویسنده..............
Cuphead یکی از بهترین و خاص ترین بازیه های زندگیم هست ، واقعاً از تجربه این بازی لذت میبرم، البته بعضی مواقع خیلی سخت میشه
و خیلی اعصاب خرد کن
ولی واقعا جز بهترین هاست به نظرم. خیلی باهاش کیف کردم.
نقد عالی
واقعا هرچقدر بازیش می کنم بیشتر مجذوبش میشم و خستگی نداره
واقعا به سازنده هاش تبریک میگم
Cuphead شدیدا باحال و سرگرم کنندس مخصوصا سبک گرافیکیش شدیدا منو یاد کارتون های بچگیم میندازه (کارکتر اصلی هم که نسخه ادیت شده کارکتر میکی موس هست که فقط کلش با یه فنجون جا به جا شده :|)، ولی از حق نگذریم بازی شدیدا سخت هستش و بعضی از مراحل اشک آدمو در میارن!
در کل شدیدا پیشنهاد میشه
نقد عالی بود خیلی ممنون.
منتظر اضافه شدن حالت co op هستم تا تجربش کنم . بازی از هر نظر عالی عمل کرده و تجربه ی نابی رو به گیمرها ارائه میده.
فقط ایکاش از دشواری بیش از حد بعضی بازی ایراد نمیگرفتین نطر من تمام لذتش به همین سخت بودنشه .
بشینی ساعت ها try بدی . لذتی که شکست دادن یک boss بسیار دشوار میدرو هیچ چی تو دنیا نمیده نطر من .

TheLoneGamer مدیر تالار گیم 2 امتیاز 17 مهر 96، 17:07

حرف شما درسته و همونطور که داخل متن هم گفتم، سختی بازی منطقیه. ولی بعضی از باس ها واقعا حملات چیپ ای دارن یا به قدری حرکات دقیق میخوان که میتونه به صورت ناگهانی درجه سختی بازی رو ببره بالا. مثلا فاز آخر باس Dr. Kahl's Robot شامل یک سکانس تقریبا Bullet Hell میشه و در عین حال باید یه سری موانعی که ناگهان پیدا میشن رو وسط اون همه حمله رد کرد. در فاز آخر باس King Dice، باید حرکات و Parryها فوق العاده دقیق باشه تا به حملاتش برخورد نکرد. یا در باس فایت Cala Maria هر لحظه ممکنه که باس از حرکت سنگ کردن کارکتر استفاده کنه که سه ثانیه طول می کشه تا اثرش از بین بره و در این مدت خیلی پیش میاد که سایر حملات به کارکتر برخورد کنن.
آره واقعا منم قبول دارم. بازی بعضی جا ها به طرز احمقانه ای سخت میشه. جوری که شما حس میکنی بازیساز اصلا دلش نمیخواد شما جلو تر بریو تازه من World 2 هست دیگه پناه بر خدا برای آخراش!
باید تجربه شود
یه بازیه خاص از هر لحاظ
وقتی به بازی هایی مثله کاپهد و هیل بلیدو عناوین کوجیما و برخی دیگه بازی ها نگاه میکنم ته دلم محکم میشه خیالم راحت
میگم نه هنوز برا خیلی ها این صنعت ارزش خودش را داره
هنوز همه فقط به فکر پول نیستن
هنوز این هنر بی حدو مرز بی حدومرزه
ممنون از توجهتون به بازی نقدی که کردید
سبک گرافیکی این بازی فوق العاده اس و برای من بسیار جالبه که چطور تونستن تمامی فریم های بازی بصورت دستی طراحی کنن

نقد خوبی بود اقای اقاخانی ممنون
تشکر نقد خیلی خوبی بود ... بازی مثل معروف فلفل نبین چه ریزه یاد من میاره تک تک لحظاتش شمارو غافلگیر میکنه و رویکردش به چالش و سختی هم بشدت دوست دارم ... ولی با ایرادات منفی نقد موافقم و به نظر من هم امتیاز 9 منصفانه اس