نماوا
فروشگاه گیفت کارت
 
بازی تانکی آنلاین
گیمر باش فروش گیفت‌کارت - سریع و ارزان
مصاحبه جذاب و چالشی با دیوید کیج: زمانی بخاطر هدفم در بیان احساسات می‌گفتند که دیوانه‌ام!
نویسنده:
صفحه شخصی من وبلاگ من - یک گیمر شهریوری که عاشق فیفا و فوتباله! ...
User_image

 

یقینا یکی از مهم‌ترین و البته پرحاشیه‌ترین بازی‌سازان دنیای بازی آقای "دیوید کیج" است، شخصی که بلندپروازی‌های فراوانی دارد و می‌خواهد بازی‌ها را فراتر از یک ابزار سرگرمی نشان دهد. با وجود اینکه کیج تا به امروز آثار مهمی را خلق کرده و سابقه زیادی در دنیای بازی دارد، اما هنوز هم رویکرد کیج در بازی‌سازی مخالفان زیادی دارد. آخرین هجمه‌ی خبری که علیه کیج ایجاد شد، مربوط به کنفرانس خبری سونی در نمایشگاه پاریس بود، جایی که نمایش جدید بازی Detroit: Become Human حاوی صحنه‌هایی خشونت‌آمیز علیه کودکان و زنان بود و این باعث شکل‌گیری اعتراضات فراوانی شد.

سایت GameSpot در خلال نمایشگاه مصاحبه‌ای را با آقای کیج داشته و در این مصاحبه جذاب و چالشی، کیج تقریبا به تمامی حواشی بازی و انتقاداتی که از او می‌شود، پاسخ داده است. در ادامه از شما دعوت می‌کنیم که این مصاحبه را مطالعه نمایید:

چرا شما برای کنفرانس پاریس این بخش را نمایش دادید؟ آیا هدف خاصی را دنبال می‌کردید؟

نکته‌ی مهمی که باید در مورد دیترویت در نظر داشته باشید این است که بازی قصه‌ی یک شخصیت نیست، بلکه قصه‌ی سه شخصیت است. ما سعی کردیم که طی نمایش‌های بازی شما را با این سه شخصیت آشنا کنیم و نشان دهیم که آن‌ها چقدر با هم تفاوت دارند. ما در E3 شخصیت "کانر" را نشان دادیم که درگیر یک گرگان‌گیری بود و همچنین مارکوس را نیز به شما معرفی کردیم که مشغول هدایت جریان‌های یک انقلاب بزرگ بود. در پاریس نیز ما شخصیت "کارا" را معرفی کردیم که البته می‌توان گفت که اولین شخصیت بازی بود که شما او را می‌شناختید زیرا در یک تک‌دمو سال 2012 با او آشنا شدید. هرچند در آن زمان چیزی که دیدید فقط یک دمو ساده از نمایش تکنولوژی ما بود اما نهایتا آن دمو تبدیل به دیترویت شد.

ما در نمایش‌های بازی شاهد افزایش حضور اندرویدها و البته آشنایی با جنبه‌های حقوقی آن‌ها در زندگی بشر هستیم.  توضیحی در مورد نوع جای‌گیری این رویکرد در روایت بازی دارید؟

طبیعتا من نمیتونم که همه چیز را توضیح دهم چون این داستان را برای شما خراب می‌کند! اما فقط همین را بگویم که سه خط داستانی که در بازی شاهد هستید، در آغاز بسیار متفاوت و دور از هم هستند اما در خلال بازی بشدت به هم متصل می‌شوند. بنابراین ما سه قصه را درون بازی داریم که هر یک آغاز، نقطه‌ی میانی و پایان دارند اما بر روی هم تاثیرگذار هستند. مثلا تصمیمی که در یکی از قصه‌ها می‌گیرید می‌تواند بر روی مسیر پیشبرد داستان در قصه‌‌ی دیگری نیز تاثیرگذار باشد. اما یادتان باید که در این سه قصه یک چیز مشترک است، ما فقط کنترل اندرویدها را در دست داریم‌! ما باید همیشه کنار آن‌ها باشیم تا ببینیم که دست به چه انتخاباتی می‌زنند.


شما در E3 مصاحبه‌های زیادی داشتید و به دنبال آن نظرات مخالفی نسبت به پیام بازی شکل گرفت. سپس شما گفتید که دنبال این نیستید که در بازی یک پیام خاص را بگنجانید، بلکه می‌خواهید که سوالاتی را در بازی شکل دهید که مخاطبین به دنبال پاسخ دادن به آن می‌روند و ممکن است پاسخ برای هر مخاطب متفاوت باشد. همچنین گفتید که می‌خواهید بازی فراتر از یک داستان ساده در مورد اندرویدها باشد. آیا شما می‌توانید قصد و هدف خود را به طور واضح‌تر روشن کنید؟ ما در این نمایش شاهد حمله و خشونت علیه یک کودک و یک زن جوان بودیم و در این شرایط چطور می‌گویید که به دنبال انتقال هیچ پیامی در بازی نیستید؟ یعنی شما می‌خواهید که بازی شما چنین چیزی را بدون هیچ نکوهشی تایید و به نمایش بگذارد؟

سوال پیچیده و جالبی بود. اما بگذارید منم از شما یک سوال بپرسم! یک بازی در مقایسه با فیلم و یا کتاب بسیار متفاوت است. متفاوت از این لحاظ که در فیلم و کتاب خالق چیزی را خلق می‌کند و به شما می‌دهد اما توانایی تغییر آنرا ندارید بلکه صرفا ممکن است که در حین تجربه واکنش‌هایی داشته باشید. درسته؟

بله موافقم

اما بازی منحصربفرد است. منحصربفرد از این لحاظ که بازی‌ها عاملی برای تعامل مخاطب و خالق محسوب می‌شوند. من زمینه‌ای را انتخاب می‌کنم و بر مبنای آن زمینه سوالاتی می‌پرسم. اما روی مخاطبم کنترلی ندارم که چه چیزی انتخاب می‌کند و چه مسیری را می‌رود! اینجا نقطه‌ی تضاد بین بازی‌ها با سینما و کتاب هستند. در سینما و کتاب شما صرفا یک خط ساخته شده توسط خالق را تجربه می‌کنید و ممکن است در آن یک پیام قطعی وجود داشته باشد. اما من آدم رادیکالی نیستم، من به دنبال انتقال پیامی به بشریت نیستم. من فقط به طرح سوال و چالش علاقه دارم و فکر می‌کنم که این سوالات باعث می‌شوند تا مردم به هم متصل شوند.

اما مشکل اینجاست که در این ژانرها و این داستان‌هایی که شما سراغ آن می‌روید، سوالات زیادی در گذشته طرح و پاسخ داده شده و ایجاد چیز جدیدی کار سختی است. اما آیا دیترویت واقعا چیز جدیدی است؟ دیترویت چی داره که باعث میشه نسبت به آثار دیگه این ژانر (در سینما، کتاب و ...) متمایز بشه؟ چه سوالی می‌خواد بپرسه که در گذشته پرسیده نشده؟ من می‌خواهم بگویم که وقتی شما سوالات تکراری می‌پرسید حداقل بهتر است که یک پیام ارزشمند در بازی گنجانده شود! بخصوص اینکه وقتی شما یک خشونت خانگی علیه زنان را نشان می‌دهید بهتر است چنین چیزی در راستای رسیدن به هدف خوبی باشد.

ببینید شما منظور مرا درست درک نکردید. من نمی‌گم که بازی چیزی برای گفتن نداره! بلکه حرف من این است که این چیزی که شما دنبالش هستید و اسمش را پیام می‌گذارید را من به عنوان خالق نمی‌گویم بلکه من با همکاری مخاطبینی که بازی را تجربه می‌کنند خواهیم گفت و به آن می‌رسیم.


بنابراین شما می‌خواهید که دیترویت یک روند و تجربه مشترک بین شما و مخاطبین باشد؟

دقیقا؛ مردم ممکن است چیزی که دوست دارند و یا دوست ندارند را درون بازی ببینند اما مردم به بازی گوش می‌دهند و می‌فهمند که بازی در مورد عده‌ای است که با تمام وجود به دنبال رسیدن به حقوق اولیه خود هستند. آیا شما اینجا یک اتصال مشترک بین مردم و بازی را می‌بینید؟ 

بله من اینجا شاهد یک اتصال هستم

دقیقا این چیزی است که رسانه‌ی ما یعنی "بازی" را منحصربفرد می‌کند. من از شما یک سوال می‌پرسم و شما به دنبال جواب دادن به آن می‌روید و ممکن است که در این مسیر برای خود یک معنی و پیام هم درست کنید. اما این مسیری که شما رفتید، در اصل حاصل تعامل من به عنوان خالق و شما بوده است و بخاطر اینکه چنین ابزار مهمی برخلاف فیلم و کتاب در بازی‌ها وجود دارد، من عمیقا خوشحال هستم. همچنین من فکر می‌کنم که دیترویت یک سوال دیگر را هم می‌خواهد از مخاطب بپرسد. آیا بازی‌ها می‌توانند در مورد هر چیزی که می‌خواهند صحبت کنند؟ آیا بازی‌ها باید فقط رسانه‌ای برای سرگرم کردن مردم باشند؟ این یک سوال جالب و مهم برای من است که من به آن جواب نمی‌دهم و جواب آنرا به مخاطبینم واگذار می‌کنم.

نمایش پاریس هم در این راستا بود؟ دنبال این هدف بودید؟ چون من وقتی واکنش‌های مردم را می‌دیدم، حتی با در نظر گرفتن بازی خونینی مثل Wolfenstein II: The New Colossus که اخیرا عرضه شده، اما آن‌ها بیشتر بخاطر خشونتی که در بازی شما بود آشفته شده بودند.

همیشه یک سوال برای من بی‌فایده بوده. اونم اینکه این چه معنی داره؟ این چه هدفی داره؟ امیدوارم که بازی من یک معنی برای شما داشته باشد و مطمئنم که دیترویت چیزی که ارائه می‌دهد، محترم و مشروع است. همه پیش خودشان ما را قضاوت می‌کنند اما ما این صحنه‌های خشن را بخاطر این قرار نمی‌دهیم که خیلی جالب است! نه اینطور نیست ... این صحنه‌ها قطعا هدفی دارند و بازیکنان هر کدام براساس رفتار خود به دنبال آن می‌روند. همچنین این اصلا برای من قابل قبول نیست که بگوییم خشونت اگر در سینما باشد ایرادی ندارد اما در بازی‌ها ایراد دارد! چون بازی‌ها برای تفریح هستند! اصلا با این دیدگاه موافق نیستم با این وجود ارزش‌های اخلاقی قطعا برای من مهم هستند.

اما تو باید اینو در نظر بگیری که اگر چیزی در یک فیلم یا کتاب باشد، اتفاق توسط خالق افتاده و تمام شده و مخاطب دخالتی در آن نداشته اما در بازی‌ها ما اگر بگذاریم که خود مخاطب چنین کاری  را با میل خود انجام دهد، ایا خلاف این ارزش‌های اخلاقی که میگی نیست؟ 

این یک موضوع و سوال بسیار مهم برای من است. این قلبِ آینده‌ی صنعت گیم است. آیا ما در بازی‌ها می‌توانیم در مورد هر چیزی که می‌خواهیم صحبت کنیم یا نه؟ آیا گیم هم مانند سایر مدیوم‌های هنری است؟ آیا ما یک چیز خیلی خاص و عجیب و متفاوت از بازی و ادبیات هستیم که می‌توانیم در مورد هر چیزی صحبت کنیم به غیر از چالش‌های دنیای حقیقی؟ آیا ما فقط نقش اسباب بازی را داریم؟


پس اینطور که من برداشت کردم، شما به دنبال پیشرفت سطح داستان‌سرایی بازی‌ها و بردن آن‌ها به موضوعاتی بیان نشده هستید؟ شما احساس می‌کنید که برای این پیشرفت باید به این موضوعات گفته نشده پرداخت شود. درسته؟

من همیشه معتقد بودم و هستم که بازی‌ها به مانند سایر فرم‌های هنری نظیر سینما، تئاتر، ادبیات و ... دارای یک سبک بیان منحصربفرد هستند. اما مشکل این است که شما نمی‌توانید این حرف مرا جایی بگویید اما بازی‌هایی در بازار باشند که دقیقا خلاف این را نشان می‌دهند. من سعی می‌کنم در بازی‌هایم معنایی قرار دهم، بله من اصلا از خشونت استفاده می‌کنم، از خشونت علیه یک زن اما این کار من بخاطر دفاع از خشونت نیست بلکه خشونت در بازی من چیزی برای رسیدن به معنای نهایی است. در بازی من اندرویدها باید تابع انسان‌ها باشند. اگر یک انسان بگوید که حرکت نکن باید بایستد. اما اگر اندروید بخواهد که زندگی کند، بخواهد که آزاد باشد و حس زنده بودن را بدست بیاورد چه؟ او اگر برخلاف گفته‌ی انسان حرکت کند، تبدیل به یک شخص و معنا برای خود می‌شود. او این کار را با عشق انجام داده تا زنده شود. او از یک دختر کوچک در برابر پدر خشمگینش دفاع می‌کند و همه این موارد در راستای یک مسیر طولانی هستند و نباید زود قضاوت شوند.

اما بله در این مسیر شما خشونت را می‌بینید، در این مسیر شما خشونت علیه زن و کودک را می‌بیند. اما آیا نمایش چنین چیزهایی در بازی‌ها غیرقانونی است؟ ما نباید اصلا به این حوزه‌ها وارد شوید؟ این سوال مهمی است!

و ارائه چنین چیزی که بخواهد حاصل تعامل خالق و مخاطب باشد بسیار سخت است و فکر میکنم که اگر بخواهید از مسائل معنادار فاصله بگیرید این دشوارتر شود.

ببینید پیشرفت در هر مدیومی زمان‌بر است. معمولا جلوی تغییرات گرفته می‌شود اما با تلاش و صبر تغییرات هم از راه می‌رسند. زمانی که من در Fahrenheit و Heavy Rain حرف از بیان احساسات می‌زدم، برخی‌ها می‌گفتند تو دیوانه هستی. آخه بازی‌ها را چه به احساس؟ ما طی این سال‌ها مجبور بودیم که به این سوالات پاسخ دهیم و دید این افراد را بازتر کنیم و الان هم موفق شدیم، چون شما بازی‌های زیادی را می‌بینید که دقیقا هدفی که من 10 سال قبل داشتم را دنبال می‌کنند، همان هدفی که روزی بخاطرش به من دیوانه می‌گفتند.

اما امروز سوالات دیگری وجود دارد. مثلا آیا بازی‌ها حق بیان هر چیزی را دارند؟ من فکر می‌کنم که .... چطور بگویم ... بازی‌ها تا حدی روشن و مقدس شناخته می‌شوند. دیدگاه خیلی از مردم این است که ما باید بازی کنیم تا خوشحال و سرگرم شویم و درست نیست که مضامین خشونت‌آمیز و منفی در بازی باشد. اما سعی داریم که در مقابل این دیدگاه بایستیم و بگوییم که "ما بازی می‌کنیم اما در کنار بازی تعامل هم برقرار میکنیم" و تعامل برقرار کردن بازی‌ها با شما به معنای این است که بازی سوالاتی را از شخص شما می‌پرسد و جواب شما نیز تنها جواب شخص شما است نه منِ خالق و این خیلی جالب است. 

ما هنوز صحنه‌های زیادی را نشان ندادیم، صحنه‌هایی فوق‌العاده که باعث اتصال و همدلی شدید شما با شخصیت‌ها می‌شود و شما می‌توانید همراه با آن‌ها مسیر بازی را جلو بروید و براساس دیدگاه خود به زندگی آن‌ها شکل دهید. این هدف من به عنوان یک بازیساز است. 


آیا در مورد مطرح کردن مباحث زشت و منفی در بازی شما هیچ محدودیتی برای خود قائل نیستید؟

من نمی‌خواهم که خودم را سانسور کنم. من نمی‌خواهم به این فکر کنم که نباید در مورد برخی چیزها صحبت کرد، خیر از دید من باید هر حرفی بیان شود. اما من نمی‌توانم داستانی بگویم که علیه اعتقادات من در مورد نفی نژاد پرستی یا زن‌ستیزی باشد. چنین چیزی در شخصیت و ارزش‌های اخلاقی من نیست. و این بسیار کار را سخت می‌کند چون اگر من یک بازی در مورد نژاد پرستی بسازم و بخواهم عقاید خودم را در آن برقرار کنم، پس در نتیجه باید گزینه‌هایی را برای انتخاب قرار دهم که موافق عقاید من در مورد نژادپرستی باشد و این بازیکنان را محدود به عقاید من می‌کند و عملا آن‌ها فیلم می‌بینند و بازی تجربه نمی‌کنند و نمی‌توانند که دیدگاه خود را در بازی شکل دهند. بنابراین من نمی‌توانم چنین کاری کنم، من عقاید خودم را در بازی به مخاطب تحمیل نمی‌کنم. قطعا برخی از موضوعات هستند که بخاطر ارزش‌های اخلاقی که برای خود قالئم، از رفتن به سمت‌ آن‌ها خجالت می‌کشم.  اما من به دنبال بازی‌هایی هستم که به مخاطب راه‌های مختلف را پیشنهاد می‌دهد. 

مثلا در مورد زن‌ستیزی، شما یک زن‌ستیز نیستید اما اگر یک بازی بر مبنا آن بسازید و ببینید که مردم درخواست می‌کنند تا دستشان برای انتخاب باز باشد، پس در نتیجه شما مجبور هستید که گزینه‌ای را در بازی قرار دهید که مخالف عقاید شما است و این چالش‌برانگیز است.

بله دقیقا خیلی سخت است. در این شرایط مشکل اصلی را کسانی دارند که بازی را "بازی" نمی‌کنند بلکه تماشا می‌کنند. آن‌ها وقتی به یک صحنه که حاوی مضامین خشونت علیه زنان است می‌رسند میگویند "اوه! این زن‌ستیزیه!" اما آن‌ها به عمق و پس‌زمینه‌های داستان دقت نمی‌کنند. این قضاوت زودهنگام است و خیلی راحت است که یک بازی یا یک فرد را با اولین تصویری که ازش دریافت میکنیم قضاوت کنیم و به او برچسب بچسبانیم. اما پیش از قضاوت باید معنا را دریافت کرد. صادقانه بگویم، من به دیترویت و ارزش‌های اخلاقی آن افتخار می‌کنم، بله بازی در مورد چیزهای دشواری صحبت می‌کند، بازی یک خشونت خانگی را به تصویر می‌کشد اما در نگاه کلی اگر بازی را نگاه کنیم هیچ چیزی برای شرمسازی وجود دارد. دیترویت یک بازی با بازیگرانی عالی است و من امیدوارم که مردم از تجربه آن لذت ببرند.

امیدوار هستیم که از مطالعه‌ی این مصاحبه لذت برده باشید. عنوان Detroit: Become Human در سال 2018 بصورت انحصاری برای PS4 منتشر خواهد شد.

مترجم: سینا ربیعی


نوشته شده در: 11 آبان 1396
دسته: مصاحبه
این ویدئوها رو دیده‌اید؟
  • Detroit become human
  • Detroit: Become Human
  • Detroit Become Human Trailer - E3 2017
 
 
 
ثبت دیدگاه
 
جهت ثبت دیدگاه باید سه روز از ثبت نام شما گذشته باشد.
 

انتظار نداشته باش همه هنر تو را درک کنند، قدر هنر را فقط هنر شناس می داند.((ژول ورن))
ممنون بابت مقاله سینا جان عالی بود.میدونید چرا آثار کیج رو هر کسی نمی پسنده؟چون توانایی درک آثار این کارگردان برای هر کس ممکن نیست.دیگه رک تر از این نمیتونستم بگم
مرسي حرف دلمو زدي...
سینا جان درود :) قابل توجه دوستانی که آثار کیج رو فقط فیلم می دونن :دی حتما این مطلب با ارزش رو بخونن
دیوید کیج !

s1107 بلاگ‌‌ نویس برتر 24 امتیاز 10 آبان 96، 23:08

چه صبری به خرج داده در مقابل خبرنگاری که دائم بحث رو به نطقه دلخواه خودش میکشونه ...

دیوید کیج میگه سلام ، خبرنگار میگه تو زن ستیزی؟

دیوید کیج میگه بازی دیترویت ، طرف میگه تو محدودیت برای خشونت و چیزهای منفی قائل نیستی ؟
.
.
.
بعد از کنفرانس و نمایشی به اون پر و پیمانی ، این مدل جبهه گیری گیری واقعا نوبره ...

لیاقت جماعتی این چنینی ، فراتر از نمایش پوچ و بی کیفیت امثال مایکروسافت در گیمز کام امسال نیست ...

برای یک لحظه هم شده ، در ذهنتون سونی و پلی استیشن رو از دنیای بازی در نسل هشتم حذف کنید ...

ببینید چیز دندان گیری از دنیای بازی باقی میمانه؟ یا فقط بازیهای آنلاینه رفیق کشی ؟

در نسل هشتم سونی با کنسول پلی استیشن سکان هدایت دنیای بازی رو بدست گرفته و داره اون رو پیش میبره ...

چه خوشتون بیاد ، چه نیاد ...
شاید باور نکنی ولی حال بحث ندارم اونم بحث سر چیزی که سلیقه ای هست و با فردی که دوست داره سلیقه ی خودش رو به دیگران تحمیل کنه.........................
همه چی به سلیقه برنمیگرده گاهی کسی نمیخواد درک کنه ارزش یک اثر رو هی تو ذهنش چیزی میسازه که خودش میخواد ....تنها کسایی که ارزش واقعی بازی های دیوید رو درک میکنن قشر گیمر هستن ....البته این حواشی مربوط به کنفرانس مربوط به سوزش از جای دیگست
مشاهده 11 پاسخ دیگر
ممنون اقای ربیعی بابت ترجمه ارزشمند
بشدت منتظر تجربه این عنوانم با اینکه شیش بار هوی رینو تموم کردم نتونستم همه پایاناشو ببینم جالبیش این بود همه شخصیتارو می تونستی به سوی مرگ بفرستی یا همرو زنده نگه داری تو پایانش خیلی تاثیر داشت خدا میدونه با ازادی عمل و تعداد انتخابایی که این بازی میده چند بار باید بازیش کنم فارنهایت و بیاند هم یه تجربه بیادموندنی بود ، استاد برای ما عاشقان بساز
دیوید معلوم این بازیت مثل heavy rain هست تا بیاند
همه دمو هاش بجز، شورش خوب بوده.هم دمو کارا، هم مذاکره کننده، هم دمو psw که گل سرسبدشون بود
خسته نباشید آقای ربیعی برای ترجمه
اتفاقا من هم موافقم.
یعنی چی نوبت سینما که میشه خشونت عیب نداره اما برای بازی ها عیب داره!!!
و اینکه گاهی اوقات باید خشونت نشون داده بشه ، که به قول خود دیوید کیج باید هدف دار هم باشه! خشونت هایی که دیوید کیج نشون میده بیشتر از منظر روحی هست ! دقیقا عین Heavy Rain...
این که خشونت این بازی رو با ولفنشتاین یا دوم مقایسه کنیم زیاد جالب نیست. این نوع خشونت به نظرم بیشتر ما رو توی فکر می بره تا اینکه مثل بازی DOOM از اون خشونت لذت ببریم.
امیدوارم بازی به شدت عالی بشه و منتقدان به خاطر خشونت در بازی ، علی الخصوص خشونت علیه زنان! ، این بازی رو نکوبونن!
اون حس مرموز و فوق العاده اي كه هنگام بازي heavy rain داشتم ، هيچوقت فراموش نميكنم !!

كيج جون اميدوارم باز هم شاهكار بسازي ؛))
ديويد كيج دقيقا مثل ديويد فينچر تو صنعت گيمه ؛)) ، ديويد فينچر هم ميگه :

( برخي ها ميرن به سينما تا فكر كنن ، همه چي درسته و روبراهه ، اما من اينطور فيلمهايي نميسازم ، همه چيز روبراه نيست ، اين بك دروغ است )