شاتل‌لند - گیم‌سنتر
فروشگاه گیفت کارت
 
فروشگاه اورجینال کی فروش محصولات MSI
صندلی های گیمینگ dxracer TGF
خانواده‌ی پردیس‌گیم در هفته‌ای که گذشت - قسمت 16
نویسنده:
صفحه شخصی من وبلاگ من - یک گیمر شهریوری که عاشق فیفا و فوتباله! ...
User_image

دوستان عزیز پردیسی امیدوارم حال همتون خوب باشه و چه در زندگی شخصی چه در زندگی گیمینگ هفته خوبی سپری کرده باشید. یک هفته دیگر هم به پایان رسید و بار دیگر همراه شما هستیم تا با یکدیگر قسمت دیگری از طرح "خانواده پردیس‌گیم" را رقم بزنیم. در این قسمت نیز مانند قبل می‌خواهیم از تجربیات سرگرم‌کننده خود در هفته‌ی گذشته بگوییم، حالا می‌خواهد گیم باشد و یا فیلم و سریال و حتی کتاب!؛ اینجا محلی برای بحث دوستانه میان ما خانواده پردیس‌گیم است. 

مقدمه رو بیشتر از این طولانی نکنیم و بریم سراغ گپ و گفت این هفته!

علیرضا رزمجویی - خبرنگار و نویسنده پردیس‌گیم

پروفایل من

هفته با Danganronpa V3: Killing Harmony شروع شد؛ پس میشه گفت هفته‌ی خیلی عجیب و مفرحی بود! هیچ وقت فکر نمی‌کردم از دیدن دوباره‌ی Monokuma انقدر خوشحال بشم اما به جرئت می‌تونم بگم که واسم خیلی راحت به یکی از شخصیت‌های نمادین صنعت گیم تبدیل شده.

با اینکه بشدت ترجیح می‌دادم که نسخه‌ی PS Vita رو تجربه کنم ولی به هر حال سراغش رفتم و باید بگم حرفهای زیادی هستش که بزودی در نقد بازی قراره بگم. فقط اینکه خیلی خوشحالم که Spike Chunsoft با هر نسخه بی‌پرواتر و صریح‌تر عمل می‌کنه و همیشه توی بخش‌های مختلف بازی یه چیزهایی هستش که به زندگی خارج از بازی و اتفاقات واقعی مرتبط می‌شه.

خیلی‌ها می‌گن سیاست و بقیه‌ی مسائل حساس رو تا حد ممکن باید از بازیها دور کنیم ولی بنظرم وقتی توسعه‌دهنده‌ای با اینکار بازی خودش رو در خطر انتقاد و هجوم بی‌مورد افراد متعصب قرار می‌ده، اونم عنوانی که سالها برای ساختنش تلاش کردن و از خیلی چیزا خودشون رو محروم کردن؛ حتما یه پیام و دیدگاه قدرتمندی پشتش داره که ارزش اینهمه ریسک رو داشته.

حالا Spike Chunsoft این چیزا رو خیلی هوشمندانه توی بازیهاش قرار می‌ده و از اونجایی که معمولا بازی‌های همه‌پسندی رو عرضه نکرده، اصلا درگیر جنجال و تعصب نمی‌شن و خوشحالم که با قدرت دارن ادامه می‌دن. به تازگی هم یه شعبه‌ی جدید توی آمریکا زدن که بازیهاشون رو خودشون بصورت مستقل برای غرب عرضه کنن. 

دقیقا همین مسئله رو در مورد Wolfenstein II هم داشتیم که خیلی‌ها از ماهیت نازی‌کشی بازی انتقاد می‌کردن (حالا نمیدونم چرا کسی باید از چنین افرادی حمایت کنه!) ولی نمی‌دونن که بیشتر از 30 سال هستش که ماهیت Wolfenstein همینه و چرا باید به خاطر یه عده که نمی‌خوان غیر از نظر خودشون نظر بقیه رو قبول کنن، DNA یک سری باقدمت و محبوب رو تغییر بدن! حالا که صحبت از Wolf II شد، بازی رو روی آخرین درجه‌ی سختی دوباره شروع کردم و باید بگم که واسه مردن آماده باشید! برای گرفتن تمام تروفی‌ها باید بازی رو روی آخرین درجه‌ی سختی و بدون هیچ سیوی تموم کنید. از الان می‌تونید با پلاتینیوم بازی خداحافظی کنید :)) هفته‌ی پیش که من چک کردم فقط 4 نفر توی دنیا بازی رو پلات کرده بودن!!

آخر هفته هم یه ندایی از درون می‌گفت که همه‌ی کنسول‌هارو بفروش و برو Switch بخر که فعلا در مقابلش مقاومت کردم!

در مورد فیلم‌ها هم پیشنهاد می‌کنم یه بار دیگه Kill Billها رو ببینید؛ به اندازه‌ی اولین بار می‌چسبه!

سید محمدرضا مجاب - نویسنده و منتقد پردیس‌گیم

پروفایل من

این هفته رو با یک اشتباه هولناک شروع کردم و اونم رفتن به سراغ ماشین‌های 3 بود. واقعا میگم که حتی به‌ عنوان یک انیمیشن متوسط هم به دلم ننشست و از هر نظر نگاه میکنم دوستش نداشتم. خیلی با کارهای ماندگار پیکسار فاصله داره و حتی به اندازه‌ی شماره‌ی یک (که فکر میکنم بهترین بود تو این سری) هم خوب نیست، و بعضا احساس میکردم مخاطب ماجرا باید سن و سال کمتری داشته باشه تا بتونه لذت کافی رو ببره:دی

اما از نظر گیمینگ هفته‌ی پرباری بود! Unravel رو خیلی وقت بود دوست داشتم تهیه کنم و به لطف جمعه‌ی سیاه محقق گشت:دی بازی یک پلتفرمر بسیار جالبه و حس و هوای خیلی قشنگی داره... هرچند بدون ایراد هم نیست و امیدوارم تا پایان بتونه روند خوب ابتداش رو حفظ کنه.

و Mirror’s Edge Catalyst رو هم بالاخره تهیه کردم! هرچند خیلی توصیه و هشدار (از جانب اطرافیان و آشنایان:دی) دیدم که تاکید داشتن بازی به هیچ وجه در حد و اندازه ی اون نسخه‌ی به یاد ماندنی سال 2008 نیست، اما با همه‌ی این حرف‌ها خیلی سبک و سیاق بازی رو دوست دارم. یادم میاد سر نسخه‌ی قبل چندجا به دلیل سرعت گیم‌پلی و FOV صفحه بهم حالت دل به هم خوردگی دست داد، بنابراین بد نیست اگه سراغ بازی میرید یه کیسه‌ی هواپیما محض احتیاط با خودتون داشته باشید:دی

همینطور The Vanishing of Ethan Carter رو تموم کردم. یک «شبیه ساز راه رفتن» به شدت خوش ساخت و باکیفیت که حتی اگه روند داستانی و معماهاش جذبتون نکنه، گرافیک تکنیکی و کیفیت محیط آنچنان خودنمایی میکنه که نمیتونید به این سادگی‌ها بازی رو رها کنید! کم پیش میاد که یه عنوان مستقل تا این حد از نظر فنی سطح بالا باشه. باید بگم واقعا از بازی لذت بردم و کاش همه‌ی «شبیه ساز راه رفتن» ها اینجوری بودن!

احسان عباسی نسب - نویسنده و خبرنگار پردیس‌گیم

پروفایل من - وبلاگ من

بیاییم یه لحظه این بحث‌ خسته‌کننده لوت‌باکس‌ها رو فراموش کنیم و سر یه مشکل خیلی خیلی بزرگ‌تر تمرکز کنیم: بعضی از بازی‌ها از قوی‌ترین مواد مخدر هم اعتیادآورترن!

اعتیادی که من (و ظاهرا چند میلیون پلیر دیگه) به یه پدیده خانمان‌سوز به اسم PUBG پیدا کردیم و بعید می‌دونم حالا حالاها بتونیم ازش کنده بشیم. شخصا هر دفعه که بعد از ورود به اون جزیره معروف و رسیدن به آرمانی‌ترین شرایط ممکن برای اول شدن، یهو از ناکجا آباد توسط یه چیتر هدشات میشم، با عصبانیت به خودم میگم "الان وقتشه این لعنتی رو برای همیشه فراموش کنی". ولی روزها پشت سر هم می‌گذره و این اتفاق هیچ وقت رخ نمیده.....

البته خوشبختانه یا متاسفانه اوایل هفته پیش، از بالا دستور رسید که بازی Black Mirror رو مورد بررسی قرار بدم و خب نتیجه اون بررسی هم که دیروز روی سایت اومد و احتمالا شما خونده باشینش؛ یه بازی پولیش نشده و پر از عیب‌های جورواجور که اعتبار سه‌گانه قبلی‌اش رو به فرش که چه عرض کنم، به زیرفرش برد.

اما هفته‌ای که گذشت یه پایان شوکه‌کننده نه فقط برای من، بلکه برای تمام مردم فوتبال‌دوست ایران داشت. همان‌طور که احتمالا بقیه دوستان اشاره کردن، بالاخره هم‌گروهی‌هامون تو جام‌جهانی 2018 روسیه مشخص شدن. من اصلا دوست نداشتم یه قرعه سخت به ما بخوره ولی خب، تقدیر این‌طوری می‌خواست و در نهایت شد آنچه شد. روبه‌رو شدن با امثال رونالدو و ایسکو و اینیستا و راموس و خیلی فوق ستاره دیگه شاید ترسناک به‌نظر برسه اما لذت‌بخش و به‌یادموندنیه. با توجه به گذشته که از تیم باغیرت کیروش به یاد دارم، مطمئنم باز هم می‌تونن با یه بازی شایسته –حتی اگه با باخت همراه باشه- ما رو شادمان به خیابون‌ها بکشونن و باعث افتخارمون بشن. و اینکه فراموش نکنیم "عزت دست خداست."

در پایان، شاید اکثرا ندونید ولی تقریبا دو هفته و اندی پیش بود که صبر دانشجویان دانشگاه صنعت‌نفت (از جمله نگارنده) لبریز و استارت یکی از بی‌سابقه‌ترین اعتصابات دانشجویی زده شد. اعتصابی که علی‌رغم حصول نشدن نتیجه‌ای هنوز هم ادامه داره و بدون شک تا زمان احقاق حق‌ قانونی (که با نامردی محض از ما گرفته شده) به پایان نخواهد رسید.

فکر کنم حالا دوباره وقت اون رسیده که به سراغ قفسه بازی‌های استیمم برم و دنبال یه اسم آشنا بگردم..... Playerunknown’s Battlegrounds.

یاسین رئوفی - سردبیر بخش سینمای پردیس‌گیم

پروفایل من

هوا روز به روز سردتر می شه و آلرژی فصلی منم دقیقه به دقیقه تشدید پیدا می کنه. بعد فکرشو بکنین در این موقعیت بخوام درمورد هفته ای که گذشت بنویسم، قاعدتا اگه بخوام مثلا درمورد فعالیتی که در حیطه ی سرفه کردن داشتم صحبت کنم خودش به تنهایی برای ستون این هفته کفایت می کنه :دی 

به هرحال، این هفته، هفته ی تقریبا هیجان انگیز و با نظمی رو سپری کردم خوشبختانه.

همین اول کار بگم که برین Yakuza 0 بخرین و اصلا هم نگران این نباشین که قراره بعدش چندین قسمت دیگه رو هم تجربه کنین، انقدر که این بازی خوش ساخت و جذابه که بعد از یه مدت معتادش میشین. 

درکمال ناباوری تصمیم گرفتم The Order - 1886 بازی کنم ! و خب خیلی زود هم تموم شد. چیز خاصی درموردش نمی گم چون چیز خاصی برای ارائه دادن نداشت واقعا :دی و یکی از هیجان انگیزترین اتفاقات این هفته هم مربوط میشه به استارت خوردن Horizen : Zero Dawn ، راستش اون اوایل که بازی عرضه شده بود زیاد بهش خوش بین نبودم، اما چندشب پیش وقتی بازی رو شروع کردم فقط 5 دقیقه تو بخش منوی اصلی بازی داشتم به منظره نگاه می کردم و آهنگ معرکه ش رو گوش می دادم :دی شک نکنین که یکی از زیباترین بازی های امساله.

این هفته بالاخره موفق شدم Loveless از آندری زویاگینتسف کبیر رو ببینم. کلا که پیشنهاد می کنم کارای استاد رو ببینین، اما Loveless رو نسبت به آثار شاهکاری مثل Elena  و The Return و حتی Leviathan چند درجه پایین تر می دونم. البته که فیلم خیلی خوبی بود و به نظرم هنر کارگردانی و هوش و تبحری که زویاگینتسف تو میزانسن و حساسیت قاب بندی فیلم داره مثال زدنیه و یه نابغه ی تمام عیاره.

و سرانجام رفتم سراغ سریال Fargo  ، چقدر اشتباه کردم که این همه مدت از این شاهکار غافل بودم، هیچ چیزی از فیلم اصلیش کم نداره و بازیگرها و کارگردانی و داستان و موسیقیش معرکه س. به هیچ وجه از دیدنش پشیمون نمی شین.

و می رسیم به بخش پیشنهاد موسیقی که عاشقشم :دی

آلبوم جدید و معرکه ی Songs of Experience  از گروه U2

آلبوم Bastard  از گروه آلمانی Stalhman  (دوستانی که با رامشتاین خاطره دارن از دستش ندن)

آلبوم Adenium از گروه Tooth Grinder

آهنگ Hope از Roya Torabi

دوستان عزیز پردیسی اکنون نوبت شماست. خوشحال می‌شویم از تجربیات جالب خود در هفته‌ی گذشته برای ما و سایر دوستانتان بگویید ...

نوشته شده در: 13 آذر 1396
دسته: مطلب متفرقه
 

آموزش آنریل انجین 4آموزش آنریل انجین 4

آموزش یونیتی سه بعدیآموزش یونیتی سه بعدی

آموزش یونیتی دو بعدیآموزش یونیتی دو بعدی

آموزش سی شارپ در یونیتیآموزش سی شارپ در یونیتی

آموزش واقعیت مجازی در یونیتیآموزش واقعیت مجازی در یونیتی

آموزش گیم میکر استودیو آموزش گیم میکر استودیو GameMaker
 
 
ثبت دیدگاه
 
جهت ثبت دیدگاه باید سه روز از ثبت نام شما گذشته باشد.
 

s1107 بلاگ‌‌ نویس برتر 13 امتیاز 12 آذر 96، 14:09

تَلَنگُر :

تقریبا بیست روز از وقوع زلزله کرمانشاه میگذره. درسته این اتفاق یک مصیبت محسوب میشه اما بنظر من بعضی از وقایع لازمه که اتفاق بیافته ، حالا هر چقدر هم میخواد که واقعه بدی باشه ...

وقوع این زلزله برای من ، منهای ناراحتیها و عزاداریها ، دارای نکات آموزنده زیادی بود و الان یکی از این نکات که اتفاقا با گیم و گیمری مرتبط هست رو با شما در میان میگذارم.

بعد از حادث شدن مصیبت زمین لرزه در کرمانشاه و پیامدهای مخرب و جبران ناپذیر اون ، که زندگی تمام مردم غرب کشور رو تحت شعاع خودش قرار داد ، من بعنوان کسی که بار سنگین رسالت گیمری رو به دوش میکشم ، با به پایان رسیدن مجالس ختم و... ، با کوله باری از تجربه و پندهای تلخ و شیرین زندگانی ، به پای کنسول و pc یا به عبارتی دیگر ، به دنیای گیم بازگشتم ...

مثل همیشه ابتدا سری به لیست دانلوهای دانلود منیجرم زدم تا اون رو مرتب و برای همان شب آماده دانلود کنم. چیزی که در اون لیست توجهم رو به خودش جلب کرد ، تعدادِ بالای بازیها در صف دانلود بود ...

دیرینگ (لحظه تلنگر ) ...

https://goo.gl/Ud6y7v

برای لحظه ای به چنان فکرِ عمیقی فرو رفتم که نزدیک بود در ژرفای تفکر و تعقل غرق شده و جامعه گیمینگی را بی s1107 کنم

https://goo.gl/1YScts

اما با چنگ انداختن به نیروی قوی و بازدارنده "بابا بی خیلاش" ، ولوم روشنایی فکرم رو کشیدم پایین و با چالاکی تمام ، پَند و نتیجه را از اعماق اقیانوس افکارم قاپ زدم و بیرون جستم ...

https://goo.gl/G2LqKU

لحظاتی پس از خروج :

1- بدون معطلی idm رو بستم ...

2- کنسول رو روشن کردم ...

3- شروع کردم به شمارش بازیهای نمیه تمام و بازیهایی که مدتها بود که خاک میخوردن و هنوز اونها رو تجربه نکرده بودم ...

و اینک زمان متعجب شدن فرا رسیده بود ...

باورش سخت بود ، چرا که در انتهای شمارش به عدد وحشتناکه 46 رسیده بودم (اون هم بغیر از بازیهای pc)

مگه میشه ؟
مگه داریم ؟
من ؟
46 تا بازی !!!

پس این همه وَلَع ، حرص و طمع برای تهیه و دانلود بازی جدید از کجا سرچشمه میگیره ؟

اینجا بود که به idm برگشتم و دانلود اتوماتیک بازیها رو غیرفعال کردم ...

در نهایت یک لیست از این قبیل بازیها تهیه کردم و از اون موقع شروع کردم به تمام کردن بازیها و خط کشیدن روی اسم اونها در لیست ...

این کار رو با صرف وقتی 36 ساعته برای تمام کردن "نینو گونی : خشم جادوگر سپید" آغاز و با جارو کردن آیکون ها در نقشه AC : BF دارم ادامه میدم ...

کلام آخر : دوستان ، رفقا ، گیمرهای عزیز ، از این برادر کوچیک به شما وصیت و نصیحت ، نه فقط در خصوص گیم و بازی ، بلکه در تمام موارد زندگی ، سعی کنید تا لابلای حرص زدن برای دستیابی به چیزهای جدیدتر ، ببینید که ، آیا در حال حاضر از تمام پتانسیل وسایل ، امکانات و داشته هاتون استفاده میکنید یا نه ؟ بعد به فکر چیزهای بیشتر باشید و برای تهیه اونها اقدام کنید.

پ.ن 1 : من سیاه پوست نیستم ، اون فیلم بود

پ.ن 2 : خودم اسم درستش رو میدانم ، و میدانم که کجا از "ک" استفاده کنم و کجا بخاطر بی جنبه ها از "گ"

پ.ن 3 : AC : BF اصلا اساسین کرید نیست. فقط یه بازی خوش ساخته جهان بازه جذابه که خیلی زیبا و سرگرم کنندست

کوفتتون بشه : بیشتر از بیست روزه که اینجوری https://goo.gl/FAyu2Y میخوابم. جمعه شب مشغول غارت کشتیها در دریای کارائیب بودم که دوباره زمین لرزه شد و تا 5 صبح توی ماشین خوابیدیم (بخوانید سگ خواب)

پ.ن : لحظه وقوع زمین لرزه اصلی (20 روز پیش) هم مشغول بازی کردن نینو گونی (چیه مگه ؟ طرف دوست داره گونی بپوشه خب ) بودم ...

پ.ن 5 : مثل اینکه کره زمین کلا با بازی کردن من مشکل داره منتظره من کنسول رو روشن کنم تا این بره رو ویبره ...

پ.ن 6 : برای پ.ن چهارم ، "4" نزاشتم تا فضولم رو پیدا کنم

پ.ن 7 : اول متوجه نبودِ "4" نشدی ، الان دوباره برگشتی نگاه کردی
ما یه نینجا طبقه بالا داریم به اسم دایی مصطفی که هروقت زلزله میاد، با زیرپوش و شلوارک میاد هممون رو از خواب مرگ نجات میده.
آقا زلزله دست بردار نیست

s1107 بلاگ‌‌ نویس برتر 4 امتیاز 12 آذر 96، 15:09

نه متاسفانه ، یه سر رفت کرمان ولی دلش تنگ شد برگشت کرمانشاه

تازه شایعه شده خود زلزله رسما بیانیه داده که اشتباها و بخاطر تشابه اسمی سر از کرمان درآورده ، اگر نه تا پایان سال مهمان خودمونه ...
سلام، من هم این هفته فقط gt:sport بازی کردم و مقداری ac:o. هر دو بازیای خیلی خوبین
مدتی پیش هم انیمه SA:Onlieرو شروع کردم.که تا فعلا اصلا خوشم نیومده ازش
هفته ی خوبی داشتم
طبق معمول world of warcraft به راهه
تو Black friday هم بازی Gta رو شریکی با دوستم خریدیم که خوب بود
Uncharted 4 هم بلاخره تجربه کردم . واقعا بازی خوش ساختیه . اما از لحاظ داستان منو درگیر خودش نکرد
اما شخصیت نیتان عالی بود
Order1886 هم تجربه کردم از لحاظ داستانی واقعا منو گرفت (من عاشق بازی هاییم که توی تاریخه . مخصوصا اروپا امثال انگلیس و فرانسه و ایتالیا . خیلی دوست دارم تاریخ این 3کشورو ) به همین دلیل order به دلم نشست

زندگی من از اول تابستون امسال فقط به یک حالته;
1.بیدار میشم
2.میرم دانشگاه
3.میام
4.دوتا 2 میزنم
5.میخوابم


فقط مرحله 4م فک کنم یه 10 ساعتی وقتمو میگیره...
بعد از دو سال زندگی senuaگونه و بگو مگوهای عجیب با شخصیت های خیالی توی ذهنم به جمع دوستان قدیمیم بازگشتم و طی یه مهمانی خفن با قانون 《انگلیسی را پاس بداریم》 هفته خودم رو با شعار من یک nigga هستم و خواهم بود شروع کردم :دی
آدمیزاد کلا وجودش خستس یا شاید من اینجوری فکر میکنم!!! این حرفم برمیگرده به این معقوله که چرا من و من ها انقدر برای خوندم کتاب تنبل تشریف داریم ؛دی
بگذریم...

توی دنیای گیمینگ تا اینجا با "ایلوی" تجربه خوبی داشتم و امیدوارم که همین حس تا آخر بازیی باقی بمونه. فیفا و بتل ۱ هم که جز برنامه روزانس و همواره حریف میطلبم ای پردیسی ها
راستی چند وقته که دارم خواب بچه های پردیس رو میبینم! اصلا توی بد دنیایی ول شدم
My nigga my nigga
Miladsnow ای دی مو ادد کن هماهنگ کن فیفا بزنیم (1گل هم آوانس بت میدم )
بهت قول میدم دیگه ادعات نشه
این خانواده ی پردیس کی وقت میکنن تو هفته ای که گذشت این همه کار کنن ما دانشگاه موقع اومدن بازیای بزرگ که میشه به اساتید میگه کوییز بگیرن امتحان ترما هم اصولا موقع برگزاری مراسمای گیمینگه فوت کوزه گریتون رو به ما هم بگین
به نام خدا
ایمان، تقوا، عمل صالح :دی
هفته چپ اندر قیچی بود، کلاس های باشگاه خبرنگاران شروع شد
و با کلی امید و آرزو رفتم نشستم سر کلاس، جمعیت کلاس فک نکنم به ده نفر میرسید ولی همه یا خبرنگار صداوسیما و باشگاه بودن یا پانا، منم که اون وسط با سه چار تا مصاحبه با چارتا بازی ساز ایرانی واسه خودم نشسته بودم
از نظر گیم هم شاید باورش براتون سخت باشه ( به لحن شاطر توی محله گل و بلبل) ولی اصلا بازی نکردم
دیدم همه دارن civil میزنن گفتم مث این که بازیه خوبیه، رفتم نت و rise of nations رو دان کردم، سیستمم نمیکشید خو
ولی انصافا مرگ منم شده برید march of eagles رو بازی کنید، اخه چرا این پارادوکس انقد مظلومه
اقای ربیعی در جایی به من فرمودند که کلاس های روابط عمومی هم برو، اقای ربیعی ضمن تقدیر و تشکر از پیشنهاد برادرانه تان، ما در شهری زندگی می کنیم که این کلاس هارو هم به زور داره! این قرتی بازیا واسه این شهر غریبس، ولی اگه بود چشم،
در نهایت امیدوارم هفته ای زیبا و پر از اتفاق های خوب، انتظار دوستان ( و حتی دشمنان) پردیسی رو بکشه،
خب این هفته نشستم پای درت و dishonored 2. درت ۴ خیلی خوبه ولی dishonored اون چیزی که فک کردم نیست واقعا. نسخه ۱ خیلی خیلی بهتر بود.
از تخفیفای هفته پیش ولفنشتاین جدید و گرفتم که قبلا گفته بودم. هنوز نصب نکردم. بتل ۴ رو دیشب نصب کردم. Unravel رو هم دیشب نصب کردم خیلی بازیه جذابی هست.
هارد کنسول پر.شده متاسفانه.
یه سوال دوستان. اگه یه هارد اکسترنال رو پارتیشن بندی کنم. میتونم مثلا از یکی از پارتیشنهاش برای PS4 استفاده کنم؟؟؟؟؟؟؟؟!
متاسفاه سریالهام ته کشیدن. نداذم چیزی واسه دیدن.
خیلی ممنون از آقا سینا که هغته گذشته یه جواب درست به من و ما داد. ایشاالله که پردیس همینجور به سمت پیشرفت بره.
خیلی ممنون.
یادش به خیر خونه دوستم بودم، گفتم دیسانرد یک رو یه خورده بریم بعد برم خونه، ساعت هفت و نیم شب شروع کردیم، ساعت دوازده شب با فحش های تلفنی پدر از بازی اومدیم بیرون
یه نکته جالبی که باید توجه کرد اینه که آقایان رزمجویی و مجاب در دل طبیعت عکس گرفتن هوا سرده لباس گرم بپوشید دوستان.
این هفته به این نتیجه رسیدم که پیشه معلمی مناسب من نیست و اشتباه کردم! از انواع و اقسام کلاس های تحلیل محتوا و مقاله و تحقیق نویسی گرفته تا روش ها و شیوه های تدریس حسابی وقت گرانقدرمو پر کردن و اجازه انجام هیچ کاری رو به آدم نمیدن اما اینجانب دست از کار نکشیدم و زمان کلاس ها را به فعالیت های مجاور اختصاص دادم (که خب عواقب خوبی هم نداشت، از کلاس انداختنم بیرون) این هفته به تماشای Godless گذشت و یک وسترن بانوان محور رو شاهد بودم که میشه گفت جای کار زیادی داشت و ایده خوبی بود. این هفته با Alan Walker، آهنگساز و DJ جوان آشنا شدم که با اینکه دوسال ازم کوچک تره اما بیش از اندازه رومن تاثیر گذاشته (آهنگای Faded و Sing me to Sleep اش رو حتما گوش کنید)
در آخر آرسنالم باخت!
این عکس من واسه گردنه ی حیرانه وسط تابستون، در حدی هواش روحت رو از بدن بیرون میکشه که واقعا بیشتر از یه آستین کوتاه اونم به خاطر شئونات اخلاقی نمیشه پوشید
ما قبولت داریم سید جان تا باشه از این سفرای پرخاطره
خب هفته خوبى داشتم .
اول از همه تصميم گرفتم بازى no mans sky رو بازى كنم كه ببينم اين بازى جنجالى چه كرده !!!!
خب بازى شروع خوبى داره و خوب جذب مى كنه ادم رو ولى بعد يه مدت كوتاه سريع خسته كننده ميشه
و با اين الكوريتم كه سياره ها همنيطورى ايجاد ميشن باعث شده بازى نيلى بزرگ بشه ولى تنوع كمتر
بعضى اوقات شده بود كه به دو تا سياره برم و هر دوتا عين هم باشن !!!! البته بازى با تريلر ها خيلى تفاوت داشت . و اصن اون چيزى نبود كه انتظار داشتم .
اين اخر هفته هم يكم وقت پيدا كردم و دو سه ساعتى wolfenstein 2 بازى كردم و در برخى جاهاى بازى خيلى به فكر فرو رفتم . تنوع بازى هرچى بيشتر در بازى پيشروى مى كنيد بهتر ميشه .
به هر حال كلا هفته خوبى بود .
با تشكر
TEROR BILLY
خدا لعنتت کنه
یه بار یه نقد تصادفی از salo خوندم گفتم باس برم ببینمش ولی بیخیال شدم، تا این که اون روز تو اسمشو اوردی گفتم حتما باس ببینمش و دیدم، صحنه های اخرش هنوز جلو چشممه
گفتم پيشنهاد نميشه