شاتل‌لند - گیم‌سنتر
فروشگاه گیفت کارت
 
فروشگاه اورجینال کی فروش محصولات MSI
صندلی های گیمینگ dxracer فروش کنسول‌‌های بازی و لوازم جانبی
مصاحبه با بازیگر نقش سنوئا: از چالش خجالتی بودن تا رویای ساخت نسخه بعدی Hellblade

عنوان Hellblade: Senua’s Sacrifice تقریبا یک ماه پیش بودجه خود را برگرداند؛ یعنی 3 ماه بعد از عرضه بازی و 6 ماه زودتر از زمان مورد انتظار استودیو. بخش بزرگی از موفقیت بازی را می‌توان به پای Melina Juergens (ملینا یورگنز)، ویرایشگر استودیو Ninja Theory که نقش "سنوئا" را برعهده داشت، نوشت. عملکرد وی حیرت‌انگیز بود و جایزه The Game Awardsـی که اخیرا بدست آورده نیز گواهی بر این ادعا است.

روز بعد از The Game Awards "یورگنز" در فستیوال Fun & Serious شهر بیلبائو بود تا از طرف تیم Hellblade جایزه بهترین طراحی روایی و بازی مستقل را دریافت کند. در همین هنگام وبسایت PCGamesN با او پیرامون احساسش به بازی، تکنولوژی‌های ویدئویی در بازی‌ها و اهمیت حرکت با جریان موجود در صنعت بازی مصاحبه‌ای انجام داده که در ادامه آن را مطالعه می‌کنید.

PCGamesN: شما به تازگی جایزه Game Award برای بهترین اجرا و عملکرد را برنده شده‌اید. تبریک!

ملینا یورگنز: بله اصلا انتظارش را نداشتم. در آن لحظه با خودم می‌گفتم "چه اتفاقی داره می‌افته؟" بله من خیلی خیلی خوشحالم. مخصوصا به این خاطر که این جازه را از دستان "اندی سرکیس" (Andy Serkis) دریافت کردم. من عاشق کار‌های او هستم؛ پس دریافت این جایزه از طرف وی واقعا باعث افتخار من بود.

قبل از این کار هیچ تجربه‌ای در زمینه بازیگری نداشتید؛ درست است؟

نه هیچی. بازیگری آخرین چیزی بود که می‌خواستم انجام دهم. من خودم از مشکلات اضطرابِ واقعا بدی رنج می‌برم؛ پس اگر 3 سال پیش به من می‌گفتید که جلوی مردم به بازیگری بپرداز، این کار تبدیل به بدترین کابوسم می‌شد. ولی الان تقریبا دارم به‌ آن عادت می‌کنم پس مشکلی نیست.

چه شد که شما برای این نقش انتخاب شدید؟

کاملا اتفاقی بود. من تقریبا 6 سالی است که به عنوان ویرایشگر فیلم و ویدئو در Ninja Theory کار می‌کنم و کار من در پروژه Hellblade ساخت خاطرات سازندگان و قسمت‌های پشت‌صحنه بود. پس همیشه در پشت‌صحنه فیلم‌برداری‌ها حضور داشتم. آن‌ها یک بازیگر برای نقش سنوئا داشتند ولی وی در آخر به نحوی از ایفای این نقش کنار گذاشته شد. بعد از رفتن وی آن‌ها به من گفتند: "می‌توانی بیایی و این کلاه را امتحان کنی؟ " آن‌ها تنها از من خواستند تا چند بار بپرم تا بتوانند تکنولوژی را امتحان کنند.

بعد از چند هفته، قصد امتحان‌کردن صحنه‌ای را داشتند. "تمیم آنتونیادس" (tameem antoniades)، رئیس بخش طراحیِ استودیو فیلم‌نامه را به من داد و گفت "می‌توانی این صحنه را برای ما بازی کنی تا ببینیم تمامی تکنولوژی‌ها در کنار یکدیگر کار می‌کنند؟ " و من با خودم گفتم که "نههه! من نمی‌خواهم که جلوی همکارانم صحنه‌ای را بازی کنم." من آدم واقعا خجالتی و کم‌رویی هستم و علاوه بر این صحنه مورد نظر آن‌ها نیز صحنه بسیار دراماتیکی بود چرا که دادکشیدن و گریه‌کردن‌های زیادی داشت. ولی به هر حال در آخر آن را انجام دادم. بعد از اتمام صحنه "تمیم" گفت: "وای، خیلی خوب بود. دوست داری این نقش برای تو باشد؟" و من با خودم گفتم که خب پس کار ویرایشگری ویدئو چی؟ در آخر این گونه شد که در 3 سال گذشته هر دو وظیفه را برعهده داشتم! 

و خب الان اینجا هستید با یک جایزه Game Award! رویکرد شما برای این نقش چه بود و چرا فکر کردید که می‌توانید به خوبی از عهده آن بر بیایید؟

من فکر می‌کنم که من و سنوئا چیزهای مشترک زیادی داریم. چرا که من قبل از این هیچ تجربه‌ای در بازیگری نداشتم و نمی‌دانم که چگونه بازی کنم. در آخر تنها از متود‌ها و روش‌های اولیه بازیگری پیروی کردم و در کنار آن از تجریه‌هایی نظیر آسیب روحی و اضطراب‌های موجود در زندگی خودم کمک گرفتم. و بین آن‌ها و صحنه‌های Hellblade ارتباط برقرار کردم.

پس بیشتر آن واقعا برمبنای احساسات بود. وقتی در نقش سنوئا گریه می‌کردم، واقعا در حال گریه‌کردن بودم. صحنه‌های موشن‌کپچر بسیار واقع‌گرایانه بودند، احساسات واقعی، اشک‌های واقعی، جیغ و فریاد‌های واقعی. گاهی اوقات نیم ساعت در یک اتاق می‌نشستم تا خودم را برای یک صحنه آماده کنم و به فضای بسیاری تاریکی در ذهنم برسم. هیچ‌کس اجازه صحبت با من را نداشت؛ فقط می‌نشستم، چشم‌هایم را می‌بستم و خودم را تا حد ممکن در موقعیت تصور می‌کردم. وقتی آماده می‌شدم، تنها بلند شده و آن‌ها با گفتن "خیلی‌خب. او آماده است. بیایید شروع کنیم" فیلم‌برداری را شروع می‌کردند. اینکه خودتان را در چنین موقعیتی قرار دهید واقعا سخت است.

شاید اضطراب من یکی از دلایلیست که بازی و اجرای من خوب از آب درآمد چرا که خود سنوئا نیز از مشکلات سلامتیِ ذهنی رنج می‌برد. پس شاید واقعا بین ما رابطه و وابستگی خاصی وجود داشته است.


آیا تجربه شما در Hellblade باعث‌شده که تصمیم بگیرید در آینده نیز به بازیگری ادامه دهید؟

بله بدون شک من دوست دارم باز هم چنین کاری انجام دهم. منظورم اینست که من هم‌چنان ویرایشگر فیلم و ویدئوی Ninja Theory باقی خواهم ماند ولی اگر در کنار آن چنین موقعیت‌هایی پیش آید، بله عاشق این هستم که آن را انجام دهم. بعد از مراسم The Game Awards و بعد از اینکه برنده شدم، افرادی به سراغم آمدند و من نمی‌دانم که آیا پیشنهاد‌های آن‌ها جدی خواهد شد یا نه ولی در مجموع اتفاق جالبی بود.

در بازی‌های ویدئویی یا دنیای فیلم و سریال؟

 هیچ مشکلی با هیچ‌کدام‌شان ندارم. تمام چیزی که می‌دانم بودن در اتاق موشن‌کپچر است پس نمی‌دانم که بازیگری و ایفای نقش در یک فیلم چگونه خواهد بود ولی بدم نمی‌آید که آن را نیز امتحان کنم.

 

آیا درباره فعالیت در زمینه بازیگری مردد شده‌اید؟ چرا که پیش از این به اضطراب‌تان اشاره کردید...

بله. فکر می‌کنم که کمی درباره ایفای دیگر نقش‌ها نگران هستم چرا که در توسعه Hellblade با همکارانی کار می‌کردم که برای 6 یا 7 سال آن‌ها را می‌شناختم و به همین دلیل فضای کاملا راحتی در اختیار من بود. ما صحنه‌ها را در دفتر خودمان فیلم‌بردای و ضبط می‌کردیم و اتاق جلسات‌مان را به اتاق موشن‌کپچر تبدیل کرده بودیم؛ بنابراین محیط بسیار راحتی در اختیار داشتیم. گرفتن نقشی متفاوت با افرادی متفاوت در محیطی متفاوت احتمالا کمی ترسناک خواهد بود ولی مطمئنا آن را امتحان خواهم کرد و احتمالا همان‌طور که در Hellbalde اوضاع خوب پیش رفت و نتیجه خوبی خاصل شد، آن جا نیز چنین اتفاقی رخ دهد. این چیزی بود که من از این پروژه یاد گرفتم؛ که چیزهای مختلف را امتحان کنم و فقط آن‌ها را انجام دهم!

ولی شما هنوز به ویرایشگری ویدئو مشغول خواهید بود، حداقل برای مدتی – چه چیزی سبب شد شما به چنین کاری روی آورید؟

این نیز کاملا اتفاقی رخ داد، همانند همه چیز. در اصل من کارم را به عنوان یک عکاس شروع کردم: عکاسی و ویرایش آن عشق و علاقه اصلیِ من بود بنابر این در شهر برلین به عنوان یک عکاس تمرین می‌کردم. از طرف Ninja Theory به من پیشنهاد شد تا از پشت‌صحنه مراحل توسعه و صحنه‌های Devil May Cry عکس‌برداری کنم؛ پس تمرین را کنار گذاشتم و برای این کار به لس‌آنجلس رفتم.

و آن‌جا بود که فهمیدم آن‌ها – شاید حرفم احمقانه به نظر برسد – ولی آن‌ها چه مبلغ هنگفتی برای ساخت تریلر بازی‌های‌شان به دیگر شرکت‌ها می‌دهند و با خودم گفتم: "فکر کنم بتوانم چنین کاری را انجام دهم.  هیچ‌گاه پیش از این چنین کاری نکرده بودم ولی در نظرم باید حداقل تلاشم را می‌کردم. به کمک نرم‌افزار Sony Vegas چندین تریلر ساخته و آن‌ها را به Ninja Theory نشان دادم. آن‌ها واقعا تحت‌تاثیر قرار گرفتند و از تریلرها خوش‌شان آمد؛ بعد از مدتی به خودم آمدم و دیدم که در حال ساختن تریلرهای بازی Devil May Cry هستم. سپس تریلر‌های Hellblade و چندین پروژه دیگر.

 

شما هم در پشت دوربین و هم جلوی دوربین کار کرده‌اید؟ آیا فکر می‌کنید که اهمیت اجرا و عملکرد در بازی‌های ویدئویی همراه با تکنولوژی در حال رشد است؟

بله قطعا. تنها از میان افراد و شرکت‌هایی که با آن‌ها کار کرده‌ایم. – ما با شرکت 3Lateral در صربستان برای اسکن چهره من و Cubic Motion در منچستر که مسئول حل و پیشبرد تمامی مشکلات و راه‌های مربوط به صورت بودند، کار کردیم و به شما می‌گویم، کاری که آن‌ها انجام دادند شگفت‌انگیز بود. اگر آن‌ها نبودند، عملکرد و کارایی بازیِ من به شگفت‌انگیزی الان نبود؛ هر قطره اشک، هر حرکت کوچک صورت من که در صورت سنوئا نمایان می‌شود و در مجموع واقعی بودن آن. من فکر می‌کنم که اگر به خاطر آن نبود، شما احساسی که هم‌اکنون به این شخصیت دارید را نداشتید.

در رابطه با بازی، چه معنایی برای شما دارد و چه حسی نسبت به آن دارید؟ بودن در پشت صحنه‌ها و داشتن نقشی به این مهمی در موفقیت آن؟ حدس می‌زنم که باید بسیار به آن افتخار کنید؟

بله در واقع حکم یک پروژه کاملا شخصی را برای من داشت. اگر می‌توانستم، احتمالا باقی عمرم برروی Hellblade کار می‌کردم. من عاشق این پروژه شده‌ام چرا که به نوعی یک ماجراجویی شخصی برای من بوده است. از بین بردن فکر‌های بد جامعه و تغییر دیدگاه مردم نسبت به سلامت روانی برای من بسیار مهم بود و به نظرم این پروژه پیام بسیار خوبی در این مورد فرستاده است. فقط می‌توانم بگویم عالی است. من عاشقش هستم. واقعا امیدوارم که قسمت دومی در کار باشد، نمی‌دانم که این اتفاق رخ خواهد داد یا نه ولی در صورت عملی‌شدن شگفت‌انگیز خواهد بود. من برای آن آماده‌ام.

مترجم: رضا خرقانی

نوشته شده در: 28 آذر 1396
دسته: مصاحبه، Hellblade: Senua's Sacrifice
این ویدئوها رو دیده‌اید؟
  • Hellblade - Development diary
  • hellblade
  • Hellblade
 

آموزش آنریل انجین 4آموزش آنریل انجین 4

آموزش یونیتی سه بعدیآموزش یونیتی سه بعدی

آموزش یونیتی دو بعدیآموزش یونیتی دو بعدی

آموزش سی شارپ در یونیتیآموزش سی شارپ در یونیتی

آموزش واقعیت مجازی در یونیتیآموزش واقعیت مجازی در یونیتی

آموزش گیم میکر استودیو آموزش گیم میکر استودیو GameMaker
 
 
ثبت دیدگاه
 
جهت ثبت دیدگاه باید سه روز از ثبت نام شما گذشته باشد.
 

معلوم بود تو game awardهم بنظر خیلی استرس داشت
لامصب خیلی خوبه! :(((
واقعا دمت گرم دختر جون ایول . چقد تواناست واقعا.
دختری که عکاس شد، عکاسی که ادیتور فیلم شد، ادیتوری که بازیگر شد و بازیگری که با اجرای هنرمندانه‌اش، دنیا را مبهوت خودش کرد.....
راه درازیه و درازتر برای کسی که از مشکلات استرسی رنج میبره (به گفته خودش). در هر صورت باید ایشون رو تحسینش کرد.
باسه مشکلات استرس کافی بود یک سر بیاد دانشگاه ما، همه چی اوکی میشد، غنچیه وارد میشه، سلیطه خارج میشه (در این حد)
هم عکاس بوده هم با Sony Vegas بدون تجربه قبلی تریلر ساخته و بعد بازیگری...

ایشون خیلی ماهر هستند!
واقعا کارش عالی بود و جایزه رو به حق دریافت کرد