شاتل‌لند - گیم‌سنتر
فروشگاه گیفت کارت
 
فروشگاه اورجینال کی فروش محصولات MSI
صندلی های گیمینگ dxracer فروش کنسول‌‌های بازی و لوازم جانبی

NieR: Automata مقاله

صفحه شخصی من وبلاگ من - سردبیری در حسرت دیدن قهرمانی لیورپول
تصویر نویسنده
بهترین‌های سال 2017 از دید پردیس‌گیم - بخش دوم


با نزدیک شدن به پایان هر سال به رسم سنت نوبت به جمع‌بندی رویدادها و وقایع مهمِ آن سال می‎رسد و چه چیزی واجب تر از انتخاب بهترین تجربیات گیمینگ سال!؛ خوشبختانه امسال به لطف عوامل مختلفی همچون جا افتادن کنسول‎های هشتم و اقبال روز افزون تولیدات مستقل یکی از پربارترین سال‎های گیمینگ دهه اخیر به حساب می‎آمد و میزان تنوع و کیفیت تجربیات تا اندازه‎ای بالا بود که صرف انتخاب نامزدهای هر بخش ساعات زیادی را از تیم تحریریه به خود اختصاص داد.

نامزدهای برترین بازی‌های سال 2017 از دید پردیس‌گیم 

بهترین‌های سال 2017 از دید پردیس‌گیم - بخش اول

هفته‌ی گذشته با نامزدهای برترین بازی‌های سال 2017 از دید پردیس‌گیم آشنا شدید و شب گذشته نیز بخش اول از بهترین‌های سال را تقدیم شما کردیم. حال از شما دعوت می‌کنیم که با بخش دوم از انتخاب‌ بهترین‌ها همراه باشید. سخن را کوتاه کرده و از شما دعوت می‌کنیم که به مرور بخشِ دوم  از برترین‌های سال از دید پردیس‌گیم بپردازید: 

 

علیرضا رزمجویی: Horizon: Zero Dawn با تمام عظمت و افتخارات خود، می‌تواند جوانه‌ای برای شکل‌گیری یکی از بزرگترین فرنچایز‌های آینده باشد. Horizon: Zero Dawn به ما دنیا و شخصیتی را معرفی کرد که مطمئنا تا سالها مرکز توجه بسیاری از گیمرها خواهد بود. دنیایی که حتی پس از صرف صدها ساعت از آن خسته نشده‌ایم و نمی‌توانیم برای ماجراجویی‌های دیگری که در آینده انتظارمان را می‌کشد، صبر کنیم. "گوریلا گیمز" با "هورایزن" به تمام استدیوها نشان داد که تغییر در سبک و به جان خریدن ریسک‌های بزرگ، می‌تواند نتیجه‌ای خیره‌کننده داشته باشد. در پایان باید بگوییم: "هورایزن" فوق‌العاده بود، اما این تازه شروع ماجراست!

احسان عباسی نسب: شاید مهم‌ترین عاملی که باعث شده "Hellblade" را بالاتر هر عنوان مستقل دیگری در سال 2017 قرار بدهیم، تاثیری است که توسعه این عنوان خوش‌ساخت بر روی آینده بازی‌های مستقل خواهد گذاشت. Hellblade تماما ساخته استدیو "نینجا تئوری" است. بازی روی پای خودش ایستاده و از دام همه محدودیت‌هایی که ناشرهای بزرگ برای بازی‌هایشان پهن می‌کنند رها شده است. نه خبری از مولتی‌پلیری هست، نه محتویات سیزن‌پس و نه حتی درخواست چشم‌بسته‌ای برای گرفتن 60 دلار علف خرس. با این وجود، کمبود‌هایی مانند تیم کوچک و بودجه اندک نتوانستند از میزان درخشش کاسته و آن را به زیر بکشانند. شهامتی که سازندگان برای ساخت Hellblade  به خرج داده‌اند حقیقتا قابل‌تحسین است. در نهایت باید گفت که دنیای گیمینگ به امثال Hellblade بی‌نهایت مدیون است. بازی‌هایی که با دستان به‌ظاهر خالی، مرز‌های بین بازی‌های مستقل و AAA را میشکافند و تاریخ‌سازی می‌کنند.

علی رجبی: شاید در نگاه اول، با خود بگویید "آری، NieR: Automata هم یک بازی ژاپنی دیگر است، تعدادی شخصیت اعمال قهرمانانه انجام داده و داستان به خوبی و خوشی به پایان می‌رسد."، اما نه، اینطور نیست، درواقع قبل از انتشار رسمی آن، هیچکس انتظار نداشت که آخرین ساخته "یوکو تارو"، عنوانی سرتاسر غافل‌گیری، حیرت‌ و حماسه باشد، اما محصول نهایی چیزی فرای پیش‌بینی‌هایمان بود. بازی‌ای که لحظه به لحظه‌اش شمارا به صندلی‌تان میخ‌کوب می‌کند. در نیمه ابتدایی، شایدی شما با کمتر صحنه‌هایی روبه‌رو شوید که "ذهن‌تان" را منفجر کند، اما با ورود به وادی دوم، متوجه خواهید شد که Automata، قرار است یکی از بی‌رحمانه‌ترین تجربیات پادآرمان‌شهری را برایتان رقم بزند. بازی از حساب‌رسی به هیچکس دریغ نمی‌کند و شما دائما حس دل‌شوره خاصی را تجربه می‌کنید که گویا قرار است ثانیه‌ای دیگر، اتفاقی رخ دهد که سقف فکرتان را روی سرتان خراب کند! در مجموع، Automata نه تنها یکی از بهترین تجربیات نسل فعلی بوده بلکه به لطف داستان زیبا و احساسی‌اش، به یکی از غیرمنتظره‌ترین تجربه‌های نسل نیز تبدیل شده است. اگر دنبال نسخه ویدیوگیمی سریال Game of Thrones هستید، Automata آغوش گرم شما را با خواهد پذیرفت!

سید مهدی میرشاهدهی:  Prey به دلیل انتظارات نابجا و دید اشتباه موجود نسبت به آن، به شدت مظلوم واقع شده است. بسیاری در حالی که انتظار یک شوتر اول شخص یا یک بازی در سبک مخفی‌کاری داشتند، سراغ بازی رفته و از آن ناامید گشتند. اما این عنوان قرار نبوده و نیست که یک شوتر اول شخص یا یک عنوان مخفی‌کاری باشد. Prey همانند ساخته‌ی قبلی استودیو یعنی Dishonored، یک Immersive Sim است. طراحی مراحل Prey مثال زدنی‌ست و بازیکن آزادی عمل زیادی برای از بین بردن دشمنان و به طور کلی پیش‌روی در بازی دارد.  Prey به خوبی حق به یدک کشیدن نام این سبک را ادا می‌کند.

محمد تقوی: اصطلاح "گل کاشتید" شایسته‌ی بخش سازندگی نینتندو است! بخش بازیسازی نینتندو خوشبختانه حتی در بدترین لحظات این شرکت، خودش را به عنوان یکی از غول‌های دنیای بازی مطرح کرده اما موفقیت و فروش بالای سوئیچ در یک سال اولش بیشتر از هر چیزی مدیون انحصاری‌های فوق العاده‌اش است. در کنار دو فراشاهکار Breath of the Wild و Super Mario Odyssey، نینتندو نسخه‌ی هشتم ماریو کارت را به بهترین شکل ممکن به سوئیچ انتقال داد، Splatoon 2 را با کلی محتوای جدید عرضه کرد و در همکاری غیرمنتظره‌ای با یوبی‌سافت، یکی از خلاقانه‌ترین و احمقانه‌ترین بازی‌های امسال را عرضه کرد! برای همه‌ی این‌ها، نینتندو یکی از بهترین سال‌هایش را پس از چندین شکست و سقوطی غیر قابل باور پشت سر گذاشت و حالا به راحتی آن بالاها جولان می‌دهد، جایی که برحق بر آن ایستاده و ما را حسابی به آینده‌ی این شرکت دوست داشتنی امیدوار می‌کند.

سینا ربیعی: سال 2017، صحنه رقابت تنگاتنگ و دیدنی سونی و نینتندو بود، از یک سو سونی با پدیده امسالش یعنی Horizon همگان را شگفت‌زده کرد و با انحصاری‌های متنوعش در ادامه سال و البته ارتقای کیفیت پشتیبانی‌اش از کاربران Plus، کاملا رضایت طرفدارانش را بدست آورد و از سوی دیگر، امسال سالِ شاهکارهای بزرگ نینتندو بود و همینکه در یک سال شاهد نسخه‌ی جدید زلدا و ماریو هستیم خود گواهی بر این ماجراست. اما در مسیر انتخاب بهترین ناشر، ناگهان بحث بتسدا وسط آمد و با در نظر گرفتن این موضوع که با شرکتی طرف هستیم که مولد کنسول نیست، حجم بازی‌های عرضه از بتسدا و البته کیفیت قابل قبول آن‌ها ما را شگفت‌زده کرد. از Wolfenstein II: The New Colossus و The Evil Within 2 و Prey بگیرید تا نسخه‌های واقعیت مجازی DOOM و Fallout و Skyrim، نسخه ابتدایی Quake Champions، بازی موفق و البته آندرریت Dishonored: Death of the Outsider، بازی کارتی Elder Scrolls: Legends و در آخر گسترش‌دهنده‌های ارزشمند Elder Scrolls Online. وقتی این لیست بلندبالا را نگاه می‌کنیم، آنگاه باید کلاه را به نشانه‌ی احترام از سر برداریم. البته باید اعتراف کنیم که انتخاب اول ما در این بخش نینتندو بود، اما وظیفه یک ناشر صرفا عرضه بازی نیست، بلکه پشتیبانی از بازی هم محسوب می‌شود. کسانی که Switch دارند بخوبی مشکلات اجرایی برخی از بازی‌ها در حالت داک و البته محدودیت‌های بعضا عجیب و غریب بخش آنلاین Splatoon که به طور مستقیم به ضعف ناشر ارتباط دارد را تجربه کرده‌اند و تنها بخاطر این ضعف‌ها، ما بتسدا را بالاتر از نینتندو قرار می‌دهیم و در بخش بهترین استودیو، از شاهکارهای خلق شده بدست "استودیوهای نینتندو" تقدیر کردیم.

صدرا شریعتی: شاید شما هم از طرفداران این بازی باشید. شاید شما هم بالای ۱۰۰ ساعت XCOM 2 را بازی کردید و با خود گفتید که دیگر کار من تمام است اما وقتی با این DLC آشنا شدید حسی به شما دست داد که انگار دوباره باید ۱۰۰ ساعت دیگر به تجربه بازی بنشینید. همه‌چیز این بسته الحاقی حس یک بازی تازه را می‌دهد؛ War of the Chosen همه چیز را بهبود داده و ویژگی‌های بازی را به‌ گونه‌ای دست‌کاری کرده که نهایت پیشرفت در تجربه بازیکن را رقم زده است. آن‌قدر تغییرات تحسین‌برانگیز است که اگر این بسته الحاقی داستان جدیدی از خودش داشت، می‌شد آن را به عنوان نسخه سوم XCOM قبول کرد و این چیزی است که در هر DLC معمولی نمی‌بینید و البته عامل تمایز War of the Chosen در مقایسه با سایر نامزدهای ما در این بخش است.

کسرا کریمی اصل: فارغ از ابعاد فنی و کیفی بی‎نهایت بالایی که دست به خلق یکی از مسحور کننده‎ترین تجربیات شنیداری سال در Hellblade زده، و همچین ستایش رسیدن به چنین کیفیتی با بودجه و تیمی محدود، رویکرد سازندگان و تبیین و بازتعریف نقش صداها و اصوات و کارکردشان در تمامی بخش‎های بازی و بلاخص دخول کردن آن در مبحث روایت و گیم‎پلی هیچ جای سوالی را برای برنده این بخش برای ما در تیم تحریریه پردیس‎گیم باقی نگذاشت، هل‎بلید یکی از شنیدنی‎ترین بازی‌های چند سال اخیر است.

محمد تقوی: از میان عناصر پرزنتیشن، شاید موسیقی موثرترین است و این را هم باید در نظر گرفت که مدیوم تعاملی چون بازی‌ها، جایی است که می‌توان دست به کارهای به یادماندنی زد. موسیقی NieR: Automata دقیقا جایی است که به اثری در مورد ربات‌ها، موجودیت عواطف و زندگی می‌بخشد! مسئله حتی کیفیت کاری موسیقی نیست چون تک تک نامزدهای دیگر کیفیت بالایی را ارائه می‌دهند. اما Automata با موسیقی بازی‌ می‌کند، تن‌ها را بالا و پایین می‌دهد، بر حسب نیاز یک ساز را حذف و یا اضافه می‌کند، از حس نوستالژی به خوبی بهره می‌برد و در نهایت حسی که به ما می‌دهد، انگار که موسیقی هم موجودی زنده در بازی است و تلاش می‌کند با ما حرف بزند! این نکته که سازندگان موسیقی، Keiichi Okabe و Keigo Hoashi از موسیقی ژاپنی که در بازی‌های دیگر می‌بینیم دوری نمی‌کنند بلکه آن را ارتقا داده‌اند در کنار این میکس تحسین برانگیز، موسیقی Automata را به یکی از دلنشین‌ترین و به یاد ماندنی‌ترین بخش‌های سال 2017 تبدیل می‌کند و انتظارات را برای آینده بالا می‌برد، بسیار بالا!

احسان عباسی نسب: بگذارید همین ابتدای کلام تعارف‌ها را کنار گذاشته و با استفاده از صفات تفضیلی به تعریف از برنده این بخش بپردازم. Playerunknown’s Battlegrounds یا به اختصار PUBG بدون هیچ‌شک و شبهه‌ای و با اختلاف لذت‌بخش‌ترین، هیجان‌انگیز‌ترین و دیوانه‌وار‌ترین تجربه‌ای را به شما ارائه می‌دهد که از یک عنوان تماما آنلاین انتظار دارید. بازی  در محدوده‌ای که برایتان مهیا کرده، آزادی بی‌‌حد و حصری را تقدیمتان می‌کند تا به هر سبک و استراتژی دلخواهی برای بقا تلاش کنید و همین باعث شده که حتی پس از 100‌ها ساعت تجربه (چه تنها و چه با دوستانتان) به هیچ وجه یکنواختی و تکرار در روند پلی‌دادنتان وارد نشده و تازگی‌ را احساس کنید. PUBG اثری است که بالاتر از تمام موفقیت‌های هاریکین‌ استایلش، حالا یک نماد در سبک خود به شمار می‌رود. دیگر همه بتل رویال را با نام PUBG می‌شناسند و برندان گرین، خالق این اثر نیز بر روی دست‌نیافتنی‌ترین قله‌های محبوبیت ایستاده. گرچه جاده بتل‌رویال هنوز پتانسیل‌های بسیاری برای تسخیر پول و زمان بازیکنان دارد اما همین‌حالا خیلی‌ از سازنده‌ها می‌خواهند شانس خود را در چنین شاخه‌ای امتحان کنند پس دیدن آثاری خلاقانه‌تر و سرگرم‌کننده‌تر دور از انتظار نیست. با تمام این حرف‌ها در حال حاضر این PUBG است که مقتدرانه می‌تازد و جادو می‌کند.

کسرا کریمی اصل: شاید تا همین سال قبل حتی تصور کاری که Ninja Teory در ساخت Hellblade انجام داد برای جامعه گیمرها و همه بازیسازان مستقل یک رویای دور از واقعیت و امری محال بود، اما این رویا خوشبختانه در نهایت به واقعیت بدل شد و این موضوع به احتمال قریب به یقین نه تنها یکی از مهم‎ترین رخدادهای سال 2017 بلکه چند سال اخیر صنعت گیم یعنی از زمانی که کنسول‎ها به عنوان بخشی از چرخه این صنعت سیستم تجاری بازی‎سازی را تحت شعاع خود و سیاست‎هایشان قرار دادند به حساب می‎آید. در زمانی که اصولا نوآوری‎ها در یک رویکرد و یا ایده جزئی فوقش در جزئیات کم اهمیت گیم‎پلی جلوه‎گری کنند، "نینجا تئوری" با ابداع یک سیستم جدید تولید گویی که بنای نظام پوسیده گذشته را از نو کوبیده و دوباره ساخته، و نکته حائز اهمیت اینجاست که حتی برای عوامل اجرایی محدود بازی هم گویی این شیوه ساخت بسیار مهم‎تر از اثر درخشان نهایی بود، طوری که مدت‎ها قبل از معرفی کامل بازی از جزئیات کاری شگقتی که در ساخت اثر انجام می‎دادند و شیوه‎ها اقتصادی خود به طور مکرر صحبت کرده و حتی میثاق خود برای ساخت این جریان را با انتشار ریزترین جزئیات اقتصادی پس از تولیدی بازی به نمایش گذاشتند. از Hellblade به بعد، بازیسازی مستقل، وارد یک فاز کاملا جدید شد، که تاثیرش مثبتش کم کم بر روح بخشی به هویت کشته شده بازی‎ها (توسط ناشران) هویدا میشود.

ایرج لطیفی: نبرد با سای، قمار بر سر مرگ و زندگی‌ست! رویارویی با او، مانند دیگر باس فایت‌های بازی خارق‌العاده است، هم در گیم‌پلی و هم در طراحی برازنده باس که با آن چشم‌ها و لب‌های تاریکش شمایلی‌ست از رشک و حسَد. اما چیزی در این مبارزه نهفته است که او را از دیگر باس‌های بازی متمایز می‌کند، آوردن تِم اصلی پَلِس به گیم‌پلی مبارزه، آن هم به کامل‌ترین فُرم ممکن. فضای غریب کازینو و موسیقیِ خیال انگیزش با هذیان‌های ناخودآگاه سای در هم می‌آمیزند و در مبارزه با او نمود عینی پیدا می‌کنند. همه چیز در اوج است. طراحی محیط باس‌فایت که در حقیقت میز قمارخانه است و ما و او همه درون آن قرار گرفته‌ایم، "سودای سرنوشت" را که نام ساوندترک فوق العاده پلس ششم نیز هست، به استادانه‌ترین شکل نمایان می‌کند. ما در بند جبر سای گرفتار شده‌ایم و برای پیروزی بر او باید با قوانینِ خودش بازی کنیم و این، قماری‌ست شورانگیز بر سر مرگ و زندگی.

علیرضا رزمجویی: لحظه‌ی برتر سال می‌تواند یک شوک سوپرایزکننده، یک جرقه‌ی‌ احساسی، یک صحنه‌ی حماسی یا یک رویکرد جاه‌طلبانه و ریسک‌پذیر باشد اما در اواسط Wolfenstein II: The New Colossus افتخار تجربه‌ی مرحله‌ای را خواهید داشت که تمام این عناصر را با هم در خود جای داده است و مطمئنا پس از این لحظات نفس‌گیر، بازی را متوقف خواهید کرد و چند دقیقه‌ای را برای تنفس، پردازش اتفاقات و البته تحسین آن، اختصاص خواهید داد!

خطر اسپویل: پس از دستگیری BJ توسط Frau Engel، یک امید واهی به سراغ او می‌آید. در دادگاه فرصتی مناسب برای گریز بدست می‌آید که به مرحله‌ای بشدت چالش‌برانگیز منتهی می‌شود. پس از چیره شدن بر آن، در حالی که پر از حس پیروزی و غرور هستید، همه‌ چیز نقش بر آب می‌شود. BJ پس از ملاقاتی پراحساس با مادرش، باید به "واقعیت" بازگردد. واقعیتی که در آن شوکه‌کننده‌ترین اتفاق ممکن، انتظارش را می‌کشد. در کمال ناباوری، پروتاگونیست محبوب و قدرتمند ما در ملاعام به صورت ناگواری با مرگ رو‌به‌رو می‌شود. همانطور که در حال کشمکش با شوک و ناامیدی هستید، به عجیب‌ترین شکل ممکن دوباره امید به سراغ‌تان می‌آید. پس از این لحظات، یک BJ جدید، یک حس‌ و حال جدید و البته یک گیم‌پلی جدید انتظارتان را می‌کشد که تجربه‌ی بازی را تماما دگرگون می‌کند. دومینویی از اتفاقات فراموش نشدنی که فقط در چند دقیقه، انواع احساسات ممکن را درونتان فعال می‌کند.

سیدمحمدرضا مجاب: سه گانه‌ی مس افکت از برترین IPهای جدید نسل قبل و شاید یکی از بهترین نقش آفرینی‌های با تم فضایی‌ست که صنعت گیم به چشم خود دیده. پس از اتمام سه گانه‌ی مس افکت، تیم سازنده به خلق یک عنوان کاملا جدید (که حالا به اسم Anthem خطابش می‌کنیم) پرداخت و قرار شد یک نسخه‌ی فرعی از سری مس افکت ساخته شود؛ آن هم به دست یک تیم کم تجربه که تنها سابقه‌ی آنان بخش‌های آنلاین نسخه‌ی سوم بود. باوجود تردیدهایی که در تکرار موفقیت نسخه‌های قبل توسط این تیم جدید وجود داشت، نمایش‌های اولیه‌ی بازی (که تمرکز جالبی بر اکتشاف در کهکشانی جدید داشت) و این حقیقت که «آندرومدا» قرار است یک نسخه‌ی فرعی باشد، امیدها برای تجربه‌ی یک مس افکت ماندگار دیگر را زنده نگه داشت. اما نتیجه‌ی نهایی، چیزی فراتر از فاجعه بود، آندرومدا نه تنها یک «مس افکت» با داستان‌پردازی بی‌رقیب و شخصیت‌های به‌یادماندنی‌اش نبود، بلکه در ایجاد همان حس گشت‌و‌گذار و کشف یک کهکشان جدید نیز شکست خورده بود. آندرومدا نه یک نقش آفرینی عمیق و چالش‌برانگیز بایووری، بلکه یک اکشن/ادونچر سطحی و با رگه‌هایی کمرنگ از المان‌های RPG و روندی تکراری و کند را به گیمر تحویل می‌داد. از همه‌ی اینها گذشته، مشکلات فنی بازی رسما آندرومدا را به یک تجربه‌ی عذاب آور تبدیل کرد و باعث تعجب و تمسخر گیمرهایی شد که به مقایسه‌ی انیمیشن‌های بازی با نسخه‌ی اول مس افکت که در سال 2007 عرضه شد می‌پرداختند! شکست آندرومدا نه تنها برای گیمرها، بلکه برای این سری نیز ناامید کننده بود، زیرا استودیوی Montreal بایوور چندماه پس از عرضه‌ی آندرومدا تعطیل شد و شاید تا سال‌ها ادامه‌ای بر اپرای فضایی بایوور نخواهیم دید.

پایان مرحله دوم

مرحله سوم: انتخاب بهترین بازی سال 2017 و موردانتظارترین بازی سال 2018 - جمعه، ۸ دی ۱۳۹۶ (29 دسامبر)  

با پردیس‌گیم همراه باشید ... ;)

نوشته شده در: 8 دي 1396
دسته: مقاله، NieR: Automata
این ویدئوها رو دیده‌اید؟
  • We All Play!PS4
  • موسیقی بازی‌ها: Nier Automata Arranged & Unreleased Tracks
  • NieR Automata - Open World Gameplay
 

آموزش آنریل انجین 4آموزش آنریل انجین 4

آموزش یونیتی سه بعدیآموزش یونیتی سه بعدی

آموزش یونیتی دو بعدیآموزش یونیتی دو بعدی

آموزش سی شارپ در یونیتیآموزش سی شارپ در یونیتی

آموزش واقعیت مجازی در یونیتیآموزش واقعیت مجازی در یونیتی

آموزش گیم میکر استودیو آموزش گیم میکر استودیو GameMaker
 
 
ثبت دیدگاه
 
جهت ثبت دیدگاه باید سه روز از ثبت نام شما گذشته باشد.
 

دوستان عزیز، برادران من، فدای شماها بشم:دی

بنده یک آشپز هستم که یک عدد پیتزای گوشت و قارچ میذارم جلوی شما و میگم کیف کن:دی حالا روی این پیتزا یه ردیف سبزی هم ریختم، شما برمیگردی میگی چه پیتزای سبزیجات خوشمزه ای؟ بابا خود گوریلا مصاحبه کرده گفته بازیمون اکشن/ادونچره با المان های نقش آفرینی! آخه چجور تو لیست RPGها بالاتر از امثال دیوینیتی یا پرسونا قرار بگیره؟ خب خود سازنده داره میگه تمرکز من نقش آفرینی بودن نبوده! اتفاقا این مورد اصلا ایراد نیست برای هورایزن، چون گوریلا تجربه نداره تو این سبک و خیلی باهوش بودن که در همین حد کم نگهش داشتن. ولی وقتی میایم «از دید نقش آفرینی» بررسی کنیم هورایزن رو، خب خیلی ساده س که پایین تر از دیوینیتی هست مثلا.

هورایزن برای من بهترین تجربه ی سال 2017 بود، به شخصه در لیست بهترین بازیهای این نسل بوده که رفتم، ولی اگه حتی چندساعت از بقیه ی RPGهای امسال رو برید میفهمید که چقدر «از نظر RPGبودن» قوی تر از هورایزن هستن. تعجب میکنم که بحث میشه سر این موضوع چون خیلی واضحه.
حالا نمی‌شد ساعت نهار یک مثال غیر از پیتزا گوشت و سبزیجات بزنی سیدجان؟
خوب سید جان مشکل هم دقیقا همینجاست ... یک بازی نقش آفرینی یک چارچوب مشخص نداره که مثلا بگیم ( اوه خدای من چقدر آزادی عملی که من میده زیاده وای چقدر نقشه اش بزرگه و ... ) مهم اینکه از چه دیدی به یک بازی نقش آفرینی نگاه کنیم ...
مثلا بزار یه مثال دیگه برات بزنم فیلم درخشش رو مطمینم همه تون دیدین ... خیلیا اعتقاد دارن این فیلم نه تنها ترسناک بود بلکه ترسناک ترین فیلم تاریخ سینما هم هست ...
در صورتی که برای من این فیلم ذره ای ترسناک نبود و بیشتر thriller بود تا horror یا همین نظر رو نسبت به it هم دارم ...
حالا این نظر هر کسیه که چی چیزی از یک فیلم ترسناک یا یک بازی نقش آفرینی انتظار دارین ...
تموم شد رفت این دیگه واقعا جای بحث نداره که ...
مشاهده 7 پاسخ دیگر
در کل انتخاب هاتون خیلی بهتر هست نسبت به زومجی یا گیمفا که یکی از کاربرا قشنگ نابودش کرد
فقط ناامید کننده ترین بازی بنظرم star wars battlefront 2 میشد انتخاب منطقی تر بود چون حداقل mass effect با اپدیت هایی که براش اومد بهتر شد اونجور که گفته شده
فقط یکم با حرص دنبال میکنم این "بهترین‌های سال 2017" رو....
.
.
.
پول ندارم بازی هایی که میخوام برا امسال رو بخرم دیگه 2018 هم داره شروع میشه....
War Has Changed

دوست عزیز شما اول یاد بگیرید به نظر بقیه احترام بذارید بعد ...

بنده با دوستانی که گاهی اوقات تو پیام خصوصی با هم میحرفیم هم گفتم من تا به الان به این سایتی که میگید وارد هم نشدم یعنی سرچم نکردمش از زومجی هم کم که چه عرض کنم به شدت متنفرم حالا به دلایلی ...
اما میگین HzD رو بهترین بازی سال کردن از اونطرف هم میگید اندکی استقلال نظر ندارن !!!!!
خوب این کاملا پارادوکسه چون الان اغلب سایت های گیمینگ دارن به زلدا جایزه میدن ...
قرار نیست همه آدما و سایتا دید یکسانی نسبت به یک قضیه داشته باشن همونطور که پارسال کل دنیا داشتن به آنچارتد و اورواچ جایزه میدادن .. اما همین پردیس اومد دارک سولز 3 رو گوتی کرد !!!!


در مورد نقش آفرینی هم مهم اینکه از چه دیدی به بازی نگاه کنی !! مثلا پارسال همه دنیا میگفتن الینا فیشر یه پوین مثبت برای آنچارتد بود اما همین پردیس اون رو یک پوین منفی در تلقی کرد و به بازی 8 داد !!!!!!!!!!!
حالا اگه قرار باشه نقش آفرینی رو بازی های مثل ویچر در نظر بگیریم یعنی مثلا اگه یه شمشیر بگیری که damage اش از شمشیر دیگه بالاتر باشه یا نقشه اش خیلی بزرگ باشه بله حرف شما کاملا صحیح ه ... هورایزن یک نقش آفیرینی نیست ( که نظر خودمم همینه !! ) اما کدوم بازی نقش آفرینی دیگه ای هست که این لباسی که میخری از لباس دیگری کمتر قابل تشخیص دادنه !! حالا مهم دید شما نسبت به نقش آفرینی ه ... مهم اینکه چی از یک بازی نقش آفرینی میخوای !!!
حالا اگه دیدین سلیقه شما با یک سایت یا یک نفری همخونی نداره خیلی راحت دیگه دنبالش نکنین مثلا من از سال 2013 دیگه گوتی رو دنبال نمیکنم یا از پارسال نقد های کسری رو یا مقاله های سینمایی سایت های گیمینگ ( حالا هر سایتی !!! )

و نکته بعدی اینکه هر کسی سلیقه و نظری داره پس اول نظرش رو بشنوین بعد بکوبینش ....
حرف شما کاملا درست .
بنده هم ذره ای اهمیت به Goty و Meta نمیدم .
TmTime عزیز بنده اصلا مشکلی با گوتی شدن هورایزن ندارم و اگر کامنت بنده بخونید چیزی هم در این باره نگفتم

اما برام جالبه شما میگید به نظر بقیه احترام بگذارید ، من چطور باید به نظر سایتی احترام بگذارم که خودش به نظرات کاربرانش احترام نمیگذاره و با قراردادن سیستم تایید نظرات فقط نظرات موافق را تایید میکنه؟ من بارها چندین دقیقه وقت گذاشتم و کامنت تایپ گردم اما دیدم منتشر نشده. شما اگر کامنت های من در پردیس یا زومجی دنبال کرده باشید ابدا اهل توهین نیستم . حالا وقتی یک سایتی در این حد فضای بسته ای داره و انتظار سردبیرش اینه که فقط ازش تعریف بشه برای چی من نباید انتقاد کنم؟ شما همین تیکه ای که به سردبیر پردیس انداختید را اگر به سردبیر این سایت معلوم الحال مینداختید اصلا کامنت شما تایید نمیشد !

نکته بعد اینه TmTime عزیز بحث نپیچونیم. من اصلا مشکلی با بازی سال شدن هورایزن ندارم ، اما هورایزن به هیچ عنوان نمیتونه RPG قوی تری نسبت به Divinity و پرسونا باشه . اگر به تجربه بنده اطمینان ندارید دیگه تنها ابزاری که میمونه نقدهای دیگه هستش. توجه داشته باشید بنده ارزش های هورایزن زیر سوال نمیبرم ، بلکه حرف بنده این هست که هورایزن یک اکشن ادونچر درخشان با گوشه هایی از عناصر RPG هستش .

در مورد استقلال نظر هم خواهش بنده این هست که چون بازی مورد علاقه شما انتخاب شده چشمتون روی حقایق خواهشمندم نبندید ... منم هورایزن را دوست دارم و برای من بهترین IP جدید امسال هست "اما" اینکه یک سایت بیاد تک تک نامزدهاش از TGA کپی کنه کار بشدت بی کلاس و فاقد کیفیت و استقلال نظری هست. بازم از شما خواهشمندم منطقی برخورد کنید و منظور اصلی حرف منو متوجه بشید. کسی ارزش های هورایزن زیر سوال نبرده
مشاهده 3 پاسخ دیگر
توجه کنید که persona 5 یک بازی سلیقه ای هستش و کسایی که انیمه دوست ندارن از بازی هم قطعا لذت نمیبرن در حالی که اگه عاشق انیمه هستید در نگاه شما persona 5 قطعا بهترین بازی سال هستش و نهایت لذت رو از این عنوان خواهید برد همین روند شامل Nier و zelda هم میشه . من تو پست های قبلی هم گفتم انتخاب goty دیگه مثل 10 سال پیش نیست سلیقه ای شده و اگه سایتی اومده Horizon رو بازی سال انتخاب کرده که این عنوان لایقش هم هست لازم نیست بیاین زیر ذره بین قرار بدین انتخاب goty سلیقه ای شده حالا می خواهین قبول کنین یا نکنین .
خود سازنده های horizon هم گفتند بازی Action-adventure با المان های RPG هستش یعنی فهمیدن این جمله اینقدر سخته که زیر هر پستی میاین RPG بودن گیم رو مورد بررسی قرار میدین و فن های این بازی هم مجبور میشن به بحث وارد شن . زیر هر پست HOrizon این عنوان با عناوین Witcher 3 - skyrim و ... مقایسه شده و باز هم میشه که اصلا درست نیست بنده هم دقت کنید هیچ نظری راجع به RPG بودن Horizon ندادم .
War Has Changed بعضی ها هم جوری بار اومدن که بدون شناخت طرف مقابل راجع بهشون قضاوت میکنن حتی راجع به تربیت یافتن و شکل گیری شخصیت فرد .
(خود سازنده های horizon هم گفتند بازی Action-adventure با المان های RPG هستش یعنی فهمیدن این جمله اینقدر سخته که زیر هر پستی میاین RPG بودن گیم رو مورد بررسی قرار میدین)

Armin_The Order 1886 عزیز با خواندن این جمله جدا من احساس میکنم بعد از کلی بحث هنوز شما متوجه حرف من نشدید ... چون عملا با این حرف کل کامنت و انتقاد منو تایید کردید! حرف منم دقیقا همینه!
یک انسان چقدر میتونه خودشیفته باشه و نظراتشو به زور تحمیل کنه .
حقیقتش سونیک فورسس بعد سونیک مانیا خیلی ناامیدم کرد
باز بهتر از نوبفا
گیمفا هر سال گند میزنخ به خودش و خا*ه مالی سونی رو میکنه
نمیدونم با وجود زلدا و پرسونا و اودیسی چجوری هورایزن گوتی نوبفا رو گرفته
توی لیست پردیس به نظرم کازویا تو تکن 7 باس فایت بهتری بود
دلیل این همه تنفر و نفرت از بازی Horizon Zero Down توی پردیس رو اول و اخرش درک نکردم . اقا خوشت نمیاد بازی نکن . سایت همسایه horizon رو گوتی کرده شما چرا حرص میخورین ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
پردیس به موقعش uncharted 4 رو کوبید حالا نوبت horizon هستش ...
دوست عزیز کی از Horizon تنفر داره؟ متاسفانه بعضی ها جوری بار اومدن که هر حرف مخالفی میشنون بدون اینکه در مغز خودشون تجزیه تحلیل کنن که اصلا طرف داره چی میگه مدام میخوان که واکنش نشون بدن و مخالفت کنن . دوست عزیز اینجا هیچکس مخالف هورایزن نیست ، اگر به خودتون زحمت بدید بقیه کامنت ها را هم ببینید خود من این جمله را در وصف زیبایی هورایزن گفتم

Horizon قطعا بهترین IP امسال و حتی نسل بود

حرف من و مطمئنم هر گیمری که تجربه بازیهای RPG داشته اینه که سطح انتخاب هایی این سایتی که شما سنگش به سینه میزنی عملا به شعور گیمری من حداقل توهین میکنه! اینکه کسی میاد در حضور Divinity و پرسونا میگه که عناصر نقش افرینی RPG هورایزن قوی‌تره و بهترین RPG امساله اصلا نمیدونه RPG یعنی چی ! ایمان داریم که حضور ببینمش و بپرسم ازش RPG یعنی چی نمیدونه یک بازی RPG چیه! باید چه المان های داستان تغییرپذیری داشته باشه، باید چه المان های مهمی در گیم پلی و مسیر پیشرفت بازیکن داشته باشه!
با کوبوندن انچارتد موافق بودم چون زیادی فرمولی شده بود
ولی قبول دارم هورایزن عالیه ولی واقعا خودت قبول داری که از پرسونا و زلدا و اودیسی بهتر بود ؟
به عنوان IP جدید فوق العادست و امیدوارم بهترم بشه (البته اگه مثل انچارتد فرمولی نشه و بزنه تو کار خلاقیت )
مشاهده 1 پاسخ دیگر
نقطه دردناک لیست مس افکته ... sam sk توضیحات خوبی داد و برای خیلی از ما موردانتظارترین بازی امسال بود ... بازی که فکر میکردیم متا بالا 85 یا حتی 90 میاره و یک RPG فوق العاده میشه ... حیف شد ، امیدوارم که بایوور با anthem تلخی این تجربه رو برای ما به شیرینی تبدیل کنه
برید جوایز سایت گیمفا ببینید ... از نامزدها که کپی برداری از TGA هست که نشون میده ذره ای استقلال نظر ندارن بگذریم ، فقط میتونم بگم به شعور خودم احترام میگذارم که در ایران فقط پیگر سایت های زومجی و پردیس گیم هستم ... اقای سردبیر محترم اون سایت داره میگه Horizon اگر نقش افرینی بود من به عنوان برترین نقش افرینی سال انتخابش میکردم!! من همین چند کامنت پایین تر شاهد هستید چه تعریفی از این بازی کردم اما برای بنده عجیبه چطور یک سایت میتونه نقش افرینی های بسیار عمیقی مثل Divinity و Persona را ببینه و بگه Horizon نقش افرینی بهتری بود! خود طرفدارهای Horizon هم قطعا قبول دارن که عناصر نقش افرینی بازی بسیار کمرنگ بود در حدی که خیلی از سایت ها در بخش بهترین اکشن ماجراجویی نامزدش کردن .

دلیل اینکه من این انتقاد اینجا مطرح میکنم اینه که اونجا کامنت منفی قرار بگیره تایید نمیشه و چنین تجربه ای را دو سه بار داشتم که کامنت هام در عین اینکه هیچ توهینی نداشته تایید نشده برای همین ببخشید که وقت دوستان پردیسی گرفتم و این کامنت در زومجی هم میدم
مشاهده 2 پاسخ دیگر
عالی، با انتخابها اکثرا موافقم.
به نظر من پردیس گیم از سایتها و مراسمهای پر ادعای خارجی هم خیلی منطقی تر عمل کرده در این مورد و جای تشکر داره.