نماوا
فروشگاه گیفت کارت
 
بازی تانکی آنلاین
گیمر باش فروش گیفت‌کارت - سریع و ارزان

Persona 5 مقاله

صفحه شخصی من وبلاگ من - سردبیری در حسرت دیدن قهرمانی لیورپول
تصویر نویسنده
بهترین بازی سال 2017 از دید پردیس‌گیم

سال گیمی (واحد تقویم گیمرها) امسال، به یقین نقطه اوج نسل هشتم بود، سالی که در هر ژانر شاهد تجربیات فوق‌العاده متنوع و ارزشمندی بودیم و شدتِ این کیفیت در حدی بود که حتی انتخاب نامزدها هم ساعت‌ها زمان را از تحریریه پردیس‌گیم گرفت. اکنون به خانِ هفتم می‌رسیم، بهترین بازی سالِ 2017، بخشی که بیشترین بحث و حاشیه هم مربوط به آن است.

اما پیش از هر چیز، بهتر است که سیستم انتخاب بهترین‌های پردیس‌گیم را برای شما پردیسی‌ها شرح دهیم. در طول فرآیند انتخاب نامزدها و بهترین‌های سالِ پردیس‌گیم، بیش از 20 نویسنده نقش داشتند، نویسندگانی که هر یک در یک ژانر تخصص داشته و همین باعث شد که بتوانیم تمامی ژانرهای بازی و پلتفرم‌ها را تحت پوشش قرار دهیم. انتخاب‌ها به هیچ عنوان صرفا از طریق رای‌گیری انجام نشد، بلکه انتخاب‌های نهایی با بحث مستقیم و گفتگوی چندساعته‌ی بین نویسندگان صورت گرفت و چیزی که شما در ادامه مشاهده می‌کنید، حاصل این تلاش‌های چندین ساعته‌ی تیم تحریریه پردیس‌گیم است.

این شما و این بهترین بازی و موردانتظارترین بازیِ سالِ پردیس‌گیم:

پردیس‌کست - ویژه‌برنامه بهترین‌های 2017

کسرا کریمی اصل: مشکلی که در هنگام نوشتن نقد "پرسونا 5" با خود داشتم، دوباره در این موقعیت خطیر یعنی نوشتن برای بهترین بازی سال گریبانم را گرفته، اینکه چه‎طور و چگونه در مدح و شیفتگی از اثری صحبت کنیم که از نظر سطح استاندارد بالاتر از سواد و تفکراتمان است، درست نقطه‎ای که می‎دانی صرفا صفت افضل استفاده کردن کافی نیست و شاید حتی در بدترین حالتش تمسخرآمیز جلوه کند.

توفیق اجباری دیگر اینکه در یکی از بهترین سال‎های تاریخ تولیدات گیمینگ چه از نظر کمی و کیفی قرار داریم و همین امر هم به نوعی ما را وادار می‎کند که بر چهارچوب استدلالی خود بر چرایی بهترین بودن پرسونا بیش از پیش کار کنیم، پس من صرفا نکته‎ای که برایم "پرسونا 5" را بسی ارزشمندتر از آثار دیگر امسال می‎کند در اینجا بازگو می‎کنم.

هنر صرفا برون‎ریزی نیست، هنر قرار نیست که صرفا ما را مدهوش کند، به وجود بیاورد یا که به تحسین وادارد، هنر هیچگاه در طول تاریخش بی‎خاصیت نبوده و نباید باشد.

بیان دغدغه‎ها به یک زبان زیبایی‎شناسانه و انتقادی در عین حال با ذکر یک بدیل، یک رویکرد که چه کنیم و چه نکنیم.

"پرسونا 5" به مانند تمامی نسخه‎های قبلی یک ستینگ دبیرستانی دارد، از طردشدگان در حصار یک سیستم، دقیقا خود ما در 12 سال اسارت مدرسه، و بعد دنیای بیرون با تمام کثافات و ناملایماتش، و چقدر نزدیک به زندگی عادی، چقدر از این آدم‎های بد و نجس کم ندیدیم و کم برخورد نداشتیم.

پرسونا اینجاست و در این برخورد است که شکوفا می‎شود، فارغ از تمامی عالی بودن‎ها، فارغ از گرافیک هنری خارق العاده، مهندسی داستان شگرف و گیم‎پلی نوآورانه و بی‎نقص، درست در نقطه‎ای که بازی بعد از ساخت یک جهان خارق‎العاده، به مبارزه و اصلاح با آن می‎پردازد. داستان افرادی که سکوت نکردند، نسبت به جهان اطراف خود بی‎تفاوت باقی نماندند و برای ساختن و اصلاح آن جنگیدند، داستان افرادی می‎توانیم که از الان به بعد به مانندشان باشیم و عمل کنیم، با رخنه کردن به قلب‎ها و شکستن سایه‌های شومی که موجبات پدیداری این پلیدی‎ها را فراهم آورده‎اند.

پرسونا بازی امروز است، در موقعیتی که هر لحظه چون سیکلی تکراری مدام با ضرب آهنگ رعب آورش تکرار می‎شود و شاید یک حرکت و همت از ما، به مانند نوجوانان طرد شده دبیرستان شوجن برای تغییرش کفایت کند.


محمد تقوی: به نظرم آن نقطه‌ای که پرسونا 5 را این قدر متفاوت و قدرتمند می‌کند، در به تصویر کشیدن صحیح یک جامعه‌ی مدرن و در عین حال بحران زده است. از بانکداران ریاکار و سران قدرت طمعکار تا نقاشان متقلب و معلمان ظالم، پرسونا 5 با ظرافت هر چه تمام‌تر جامعه‌ای را به تصویر می‌کشد که ملموس و واقعی است و به زیبایی شما را در وسط این جامعه قرار می‌دهد، بی‌آنکه دستتان را بگیرد و یا راهنمایی بکند. دنیای پرسونا بدون نیاز به گرافیک فوتورئالیستی و با همان سبک بصری همیشه چشم نواز سری، از صدها عنوان پرادعا و بزرگ عمیق‌تر و واقعی‌تر است، هر چند که جبر ذاتی سری مخاطبش را در مسیری کنترل شده هدایت کند.

بخشی از این جریان زندگی در پرسونا 5 به مدد شخصیت‌های فوق العاده و چند لایه‌ زنده می‌شود. بازی‌های انگشت شماری هستند که بتوانند هر شخصیت را به خوبی در داستان جا بدهند و آن‌ها را جذاب کنند. اما پرسونا این کار را به راحتی انجام می‌دهد؛ آن هم نه با یکی دو تا بلکه با سی و یا حتی چهل شخصیت متفاوت! و معجزه اینکه تک تکشان شخصیت‌ پردازی عمیق و بی‌مانندی دارند و احساسات مخاطب را برمی‌انگیزند. از دوستان باوفا و اغتشاش‌گری که شخصیت اصلی در کنار خود جمع می‌کند، تا دشمنان خبیث و بدفطرتی که این گروه بر ضدشان انقلاب می‌کند، مغازه‌دارانی که به فکر منافع شخصی‌اند، آدم‌هایی که در گوشه و کنار خیابان با آن‌ها مواجه می‌شوید و داستان زندگی‌شان را به مرور افشا می‌کنند و خب همه‌ی این‌ها "انسان‌"اند: می‌خندند، رنج می‌برند، گاهی دنیا به کامشان است و گاهی نه و در واقع در این دنیا زندگی می‌کنند.

سوال اصلی که برای بسیاری پیش آمده اینکه آیا با وجود عدم علاقه به بازی‌های نقش آفرینی ژاپنی، تجربه‌ی پرسونا 5 ناامیدکننده خواهد بود؟ در پاسخ به این صحبت، به نظرم یک نکته کافی است. بازی‌های امثال پرسونا 5، مثل الماس در میان جواهرهای دیگر هستند؛ بازی‌هایی که شاید هر چند سال یک بار چشممان به جمالشان روشن شود. برای همین محروم کردن خودمان از چنین تجربه‌هایی تا حدی غیرمنطقی است، به خصوص برای اثری که سعی در شکستن موانع موجود دارد. در نهایت پرسونا 5 بهترین نقش آفرینی ژاپنی است که در این چند سال آمده و به لطف تجربه‌ی به یاد ماندنی‌اش، در میان بهترین‌های نسل و یا حتی تاریخ هم قرار دارد.

علی قربانی: اصلا از همان معرفی اولیه‌اش تکلیف طرفداران دوآتیشه مشخص شد. کریتوس دیگر قرار نیست شمشیر دوقلویش را در هوا تاب بدهد و دانه دانه خدایان الیمپوس را رشته رشته کند‍! نمایش اولیه خون داشت، خونریزی داشت، اما خبری از آن کریتوس بی و سر کله‌ای که که بدون ذره‌ای فکر نسبت به عواقب اعمالش دست به هرکاری میزد نبود‍! اما با تمام تازگی‌اش، همان نمایش اولیه میخ را در دل طرفداران کوبید. پرواز اژدهای بزرگ برفراز سرزمین سرد شمالی در کنار موسیقی کوبنده، نوید ماجراجویی دیگری را می‌داد.

کریتوس اینبار درگیر ماجرایی شخصی‌تر شده، کریتوس اینبار می‌خواهد زنده بماند، زنده بماند و به فرزندش زنده ماندن در سرزمین ناشناخته را یاد دهد. چه کسی فکرش را می‌کرد روزی برسد که کریتوس، کابوس الیمپوس‌نشینان، به فکر پسر خردسالش بیوفتد، با مار غول‌پیکر عامل راگناروک ملاقات کند و به بهانه مبارزه با دشمن مشترک، با وی متحد شود. تازگی و جذابیت عنوانی حماسی همچون GoW در گروی نو و تازه بودن است.

سانتامونیکا آگاهانه نسبت به این موضوع، تصمیم گرفته تا بازیکنان را با جهانی غریبه اما هرچند آشنا روبرو کند. تصور گشت و گذار در سرزمین نورث و رویارویی با حماسه و قهرمانان کوچک و بزرگ این تمدن، آن هم در نقش کریتوسی که سالها با او خاطره سازی کرده‌ایم و روزگاری با صدای له شدن گردن هرکول زیرپایش به آرامش روحی می‌رسیدیم، لذتی وصف ناشدنیست. تصور اینکه شاید حتی برای لحظه‌ای، چشممان به جمال یکی از اَزگاردیها روشن شود، لحظه لحظه این انتظار را سخت‌تر می‌کند. ملاقات دوباره پس از سال‌ها با کریتوسی که خسته شده و شاید بزرگترین چالشش آموزش شکار به فرزندش شده، ریش بلند گذاشته و واضحا غبار خستگی و خشونت گذشته بر چهره‌اش نشسته، هیجان‌انگیز است.

اما حقیقتا دلیل این شور و شوق شدید نسبت به بازی چیست؟ قطعا هنجارشکنی و تازگی که سال‌ها پیش بازی به ما ارائه داده بود، با رنگ و بویی جدید قرار است که دوباره به منصه ظهور برسد. داستان‌پردازی منطقی در کنار خشونت توجیه پذیر همان چیزیست که موجب موفقیت بی‌‌اندازه عنوانی چون The Last of Us شد و اکنون در GoW نیز بدرستی ارائه گشته است. تصور اینکه کریتوس بتواند شاید پس از سال‌ها به شخصیت‌پردازی که لایقش بود برسد و بتواند این خشونت بی‌حد و حصرش را در بر سر خدایان ازگارد خالی کند هم هوش از سر می‌پراند؛ خدایانی که شاید اینبار به واسطه داستان پردازی منطقی‌تر، فرصت خودنمایی بیشتری نسبت به زئوسی داشته باشند که سهمش از سه نسخه یک نمایش حماسی در پایان نسخه سوم و چند رجزخوانی بزرگ و کوچک دیگر در دو نسخه اولیه بود.

حال که مشغول نوشتن هستم‌، دوباره متوجه می‌شوم که حقیقتا انتظار برای قدم زدن در برف و سرمای نورث و تجربه مبارزه و رویایی با اساطیر‌ آن، در نقش کریتوسی که روزگاری یک تنه یونان را به خاک سیاه نشاند، سخت‌تر از چیزیست که شاید فکرش را می‌کردیم...

آرشیو مطالب بهترین‌های 2017 از دید پردیس‌گیم

نامزد‌های برترین بازی‌های سال 2017 از دید پردیس‌گیم

بهترین‌های سال 2017 از دید پردیس‌گیم - بخش اول

بهترین‌های سال 2017 از دید پردیس‌گیم - بخش دوم

نوشته شده در: 10 دي 1396
دسته: مقاله، Persona 5
این ویدئوها رو دیده‌اید؟
  • Persona 5 - Sizzle Trailer
  • Persona 5 the Animation
  • Persona 5 - Launch Trailer
 
 
 
ثبت دیدگاه
 
جهت ثبت دیدگاه باید سه روز از ثبت نام شما گذشته باشد.
 

انتخاب خیلی جالبی بود.... خوشم اومد ...بعد 7 -8 سال عضویت هنوزم از پردیس گیم همیشه عجیب ترین گوتی هارو دیدم !!!‌:دی

امسال هورایزن و زلدا واقعا شوکم کردن و تو دنیای جفتشضون ساعت ها غرق بودمو هستم...

پرسونا هم تجربه نکردم فعلا و نظری ندارم...

اما از بین این دوتا هورایزن رو بیشتر پسندیدم..گرچه از زلدا چیزی بیشتر نداشت اما نسل 8 رو یجورایی کشوند بالا و نشون داد هنوزم میشه خالق آی پی های جدید باشیم و صرفا شیردوشی (حتی شاهکارش) انجام ندیم برا پول.
ولی پرسونا هم باید تجربه کرد بعد نظر داد :دی

گرچه 2018 بیشتر رستگار میشیم...:دی
از دیدگاه مثلا گیمری بخوای ببینی. هر بازی که گرافیک و کیفیت نداشته باشه و کارتونی باشه بهترینه.مثلا زلدا یکی از مزخرف ترین بازی های که تا الان ساخته شده.
حداقل حسنش این بود که زلدا انتخاب نشد, شبا واسه اینکه بخوابیم بجا گوسفند داریم جوایز زلدا رو میشمریم
چقدر پردیس بد سلیقس
راه باز جاده دراز
هم با بازی سال حال کردم هم با موردانتظارترین ...
بانو تائه ازتون راضیه بچه ها :)))

من بین سایت های بازی دنبال سایتی میگشتم که همین طوری چشم بسته نیاد زلدا رو بهترین بازی انتخاب کنه و الحق هم فکر نمیکردم پردیس بیاد این تابو (!) رو بشکنه.

دمتون گرم دوستان :)) اجرتون با بانو تائه :دی
بانوان تائه و ماکوتو و بس! :دی
دوستان پس "بانو" مارا چی؟ :))))
خب از همینجا شکست خوردن بازی God of war به خودم و همه طرفدارهاش تسلیت میگم
باز بهتر از گیمفا
پرسونا فوق العاده هست هرچند که به نظرم زلدا بهتر بود ولی زلدا گیمیه که نظریش کمه و همه میدونن شاهکاره
ولی پرسونا بی شک عالی هست درواقع هرچقد از گاد او وار و دث استرندینگ بدم میاد ولی پرسونا و هورایزن رو دوست دارم
حیف بود پرسونا تو لیست گوتی ها نباشه چون ما تو این لیست بعضی سال ها بازی های ضعیف میبینیم ولی گاهی مثل 2017 و 2007 و 2011 چندین بازی با ارزش میان که میمونیم چی بگیم اگه زلدا گوتی میشد خودم یه جایزه ویژه به پرسونا میدادم
خسته نباشيد ميگم به تيم پرديس گيم
اينكه بدون اثر پذيري از سايتاي ديگه انتخاب هاتون رو مطرح كرديد ك تقريبا همشون هم معقول بودن، همون چيزيه ك پرديس رو تبديل ب يكي از برترين (اگه نگيم برترين) مرجع خبري گيم در كشور ميكنه
و همچنين مرسي از اهميتي ك به NieR در بخش جوايز دادين
خوشم اومد اصلا عکس پرسونا رو دیدم کف کردم... واقعا هم چیزی از زلدا کم نداره، به قول منتقد کوتاکو پرسونا هم مثل زلدا یکی از برترین بازی های ساخته شده هست.
تبریک به طرفداران