نماوا
فروشگاه گیفت کارت
 
فروش لپتاپ و الترا بوک فروش محصولات MSI
بازی تانکی آنلاین فروش گیفت‌کارت - سریع و ارزان
چرا Persona 5 یکی از بهترین بازیهای ساخته شده تا به امروز است؟

 

چرا Persona 5 یکی از بهترین بازیهای ساخته شده تا به امروز است؟

 "به قلم علیرضا رزمجویی"

تجزیه‌ی Persona 5 غیرممکن است. این از جمله موارد بسیار نادری است که مهندسی معکوس ابدا برای درک ساختار آن جواب نمی‌دهد. نمی‌توان فرمول گیم‌پلی آنرا شکافت و از آن تقلید کرد زیرا P-Studio از معجونِ انحصاری و مرموز خود برای متحد کردن عناصر مختلف استفاده کرده است. عناصری که پرداختن به تک تک آنها به صورت مجزا، پرده از تجربه‌ی سحرآمیز آن برنخواهد داشت. در واقع درخشش Persona 5 فقط و فقط در پس غرق شدن در چرخه‌ی گیم‌پلی آن نهفته است و تنها افرادی که آنرا تجربه‌ کرده‌اند به ارزش‌ واقعی آن واقف‌اند.

بنابراین سعی خواهیم کرد همانگونه که Persona 5 خود را ارائه می‌دهد و البته بدون لو دادن چیزی، از معنویاتِ عضویت در Phantom Thieves براتان بگوییم؛ حتی اگر کلمه‌ها برای توصیف آن کافی نباشند. این مقاله دعوتنامه‌ای برای تجربه‌ی بهترین بازی 2017 است. دعوتنامه‌ای مخصوص کسانی که هنوز با پرسونای خود آشنا نشده‌ و خود را در شلوغی‌های توکیو گم نکرده‌اند.

تحریف زمان

با اینکه Persona 5 برای تکمیل شدن بیش از 100 ساعت از وقتتان را به خود اختصاص می‌دهد، اما چارچوب بازی بر پایه‌ی مدیریت زمان بنا شده است! در واقع بازی از همان ساعات ابتدایی باعث می‌شود گذر زمان در دنیای خود را فراموش کرده و خود را وقف چرخه‌ی روز و شب آن بکنید. مواجهه با آزادی عملِ کنترل شده‌‌ای که ساعات شبانه‌روزتان را به قسمت‌هایی مساوی تقسیم کرده است و به صورت منظم از شما می‌خواهد که آنها را با رویدادهایی کاملا دلخواه پر کنید، بصورت ظالمانه‌ای اعتیادآور است! ممکن است در ابتدا طیف انتخاب‌هایتان وسیع نباشد، اما پس از چند ساعت مانند یک تاجر پرمشغله، همه چیز را اولویت بندی خواهید کرد و به صورت حریصانه‌ای به دنبال پرمنفعت‌ترین فعالیت ممکن خواهید بود.  این رویکرد را در نسخه‌‌های گذشته نیز تجربه کرده‌ایم اما یکی از نکات مهمی که P5 را به یک شاهکار بی‌بدیل تبدیل کرده است، ثبات در کیفیت است.

در تمام طول بازی، هیچ رویداد و فعالیتی را در توکیوی P5 پیدا نخواهید کرد که اثری از ملالت در آن دیده شود. از گفت‌وگوهای ساده‌ای که به یک بحث چالش‌زا و فلسفی منجر می‌شود تا یک شغل پاره‌وقت که به صورت زیرکانه‌ای به مشکلات جامعه اشاره می‌کند یا حتی یک کتاب خواندنِ ساده که فقط به یک ورق زدنِ تهی خلاصه نشده و چیزی برای گفتن دارد. تحسین‌برانگیز‌ترین ویژگی Persona 5 این است که از ابتدا تا انتها بدون هیچ وقفه‌ای، یک لذت خالص است؛ لذتی که گاهی از جنس هیجان است، گاهی از رضایت و گاهی نیز از آرامش.

 

حالا تمام رویدادهای لذت‌بخش، هوشمندانه و به یادماندنی نهفته در بازی را در نظر گرفته و یک سیستم بی‌نقص پاداش را بر روی آن اعمال کنید. نتیجه یک مجموعه‌ی مهارنشدنی از تنوع و جذابیت است که ضمن غرق کردن شما در خود، لحظه به لحظه شما را تشویق می‌کند. سیستم پاداش را می‌توان یکی از اصلی‌ترین المان‌های نقش‌آفرینی نامید اما معمولا خارج از مبارزات، توجه آنچنانی به آن نمی‌شود. با این حال P5 در تمام رویدادها از آن بهره می‌برد و به لطف همین رویکرد، تمام اعمالی که انجام می‌دهید، ثمربخش بوده و شما را در مسیری که به آن علاقه‌مند هستید هدایت می‌کند. در واقع همه‌ی عناصر بازی در راستای آفریدن همان نقشی که برگزیده‌اید، همکاری کرده و پاداش علاقه‌مندی و توجه خود را دیر یا زود برایتان فراهم می‌کنند. این رویکرد باعث شده است همیشه برای پیشرفت در بازی هیجان‌زده باشیم. چه به عمیق کردن رابطه با Confidantها بپردازیم و چه انجام یک سرگرمی یا حتی سینما رفتن را برگزینیم، همیشه سودی نصیب‌مان می‌شود که بصورت مداوم یادآوری می‌کند: نه تنها در حال لذت بردن از دقایق خود هستی، بلکه همیشه در حال پیشرفت نیز هستی. حسی رضایت بخش که نه تنها باعث می‌شود 100 ساعت از وقت خود را به بازی اختصاص دهید بلکه پس از پایان نیز دوباره وسوسه‌تان می‌کند تا گزینه‌ی New Game Plus را بفشارید.  

معنویت نوبتی

اگر اشتیاق مبارزه و چالش به سراغ‌تان آمد، با ورود به پَلِس‌ها و Mementos می‌توانید خود را از بند زمان رها کنید و به محیطی وارد شوید که شما را محدود نمی‌کند. در نسخه‌های گذشته حداقل چند بار تجربه‌ کرده‌ایم که بدلیل محیط‌ها و دانجن‌های تکراری، رویارویی با دشمنان فقط به یک مسئولیت و چالش ناخواسته تبدیل می‌شد که برای پیشروی در داستان باید آن را پشت سر می‌گذاشتیم اما Persona 5 کاری کرده است که مبارزات نوبتی به یکی از منابع اصلی لذت تبدیل شود. تمام پلس‌ها نه تنها از نظر ظاهری و موسیقی متفاوت‌اند بلکه از لحاظ ساختاری نیز به شکل قابل ملاحظه‌ای متنوع‌اند. گیم‌پلی، روند رویارویی با سایه‌ها و نوع معماها با ورود به هر پلس جدید (یا بعضا حتی بخش‌های داخلی پلس‌ها)، حسی نو را منتقل می‌کنند. متحول شدن سیستم مخفی‌کاری و کنترل بسیار روان که با قابلیت‌های بسیار وسوسه‌کننده‌ی خود اجازه می‌دهد مانند یک دزد متبحر در محیط‌ها مانور داده و به بهینه‌ترین شکل ممکن با دشمنان رودر‌رو شد، کمک شایانی به سرعت و ظرافت جابه‌جایی در بازی کرده است.     

 

اما این لحظه‌ی برق‌آسای برخورد با دشمنان است که به سرعت همه چیز را دوباره نظم می‌بخشد و در چارچوبی به نام مبارزات نوبتی، بی‌نقص‌ترین سیستم نبرد چند سال اخیر را ارائه می‌دهد. بسیاری از تازه‌واردان ممکن است با شنیدن مبارزه‌ی نوبتی به سرعت قید تجربه‌ی بازی را بزنند اما اجازه دهید دلایلی برای امتحان کردن آن به شما بدهم. مبارزه‌ای نوبتی را تصور کنید که در آن نیازی به آنالیز‌‌های مکرر دشمنان و چک کردن Stats ندارید و تمام چیزی که نیاز دارید با یک رابط کاربری شیک بر روی صفحه‌ی نمایش نقش بسته است. دشمنانی که حتی فرعی‌ترینِ آنها نیز یک شخصیت منحصر‌بفرد و ظاهری برجسته داشته و بعد از ملاقات اولیه، نقاط ضعف و قوت آنها از یادتان نخواهد رفت. سلاح‌هایی که از طیف بسیار گسترده‌ای بهره‌مند شده‌اند و ضرباتی که از تیراندازی گرفته تا Melee و طلسم‌ها، انتخاب‌هایی بیشتر از همیشه را در اختیارتان قرار می‌دهد. با این تغییرات، سرعت مبارزات نوبتی به شکل قابل‌ملاحظه‌ای بالا رفته است و روند اضافه شدن چالش‌های جدید به قدری روان در بازه‌های مختلف تعبیه‌ شده‌اند که اگر لِوِل موردنیاز را کسب کرده‌ باشید، به بن‌بست خوردن در مبارزات بعید است.

در نهایت باید بگویم که اگر Persona 5 شما را با مبارزات نوبتی آشتی ندهد، پس هیچ RPG دیگری نمی‌تواند. P5 با مدرنیزه کردن سیستم نوبتی دریچه‌ی جدیدی را به روی مخالفان سرسخت این سیستم باز کرده است که قبلا با این درصد از بازده و کارایی اجرا نشده بود. شاید یک ورژن اولیه‌ از این رویکرد را در Persona 4 تجربه کرده باشیم، اما عرضه‌ی P5 بر روی کنسولی با 70 میلیون مخاطب، می‌تواند به تنهایی محبوبیت این ژانر را بطور قابل‌ ملاحظه‌ای بالا ببرد؛ همانطور که با فروش فوق‌العاده‌ی خود در چند ماه نخست به نظر می‌رسد از همین حالا به هدف خود در جذب مخاطبان جدید و همه‌پسندتر کردن سیستم نوبتی، رسیده است. این نیز دلیلی دیگر است که سالهای سال از Persona 5 در تاریخ عناوین JRPG به عنوان یکی از تاثیرگذارترین عناوین بر روی سبک نقش‌آفرینی یاد خواهد شد و عناوین آینده‌ی سبک کار بسیار سختی را برای رسیدن به استانداردهای جدیدی که P-Studio با P5 خلق کرده است، خواهند داشت.

 

تکامل

جَوی که بر بازی حاکم است را به لطف رویدادهای دبیرستانی، پیشبرد روابط با دوستان و البته موسیقی و سبک هنری نشا‌ط‌‌بخش بازی، می‌توان غالبا مفرح و دوستانه توصیف کرد اما در واقع خط اصلی داستان، به موضوعاتی بسیار جدی‌تر و تاریک می‌پردازد و این یک تعادل تحسین‌برانگیز را ایجاد کرده است که از زیاده‌روی جلوگیری کرده و محیطی را در اختیار قرار داده که در آن می‌توان بصورت همزمان به سناریوهای دبیرستانی، مشکلات و موضوعات روزمره‌ی اجتماعی و جنایت‌ها و ناهنجاری‌های عظیم پرداخت، بدون اینکه ذره‌ای گرفتار زیاده‌گویی و تکرار شود.

برای مثال بازی با تمرکز بر روی موضوع بسیار حساسی مانند سو‌ءاستفاده آغاز می‌شود که هم گذشته‌ی پروتاگونیست با آن گره خورده است و هم جامعه‌ی کنونی با انواع مختلف آن دست و پنجه نرم می‌کنند اما به لطف شخصیت‌های جذابی که در طول بازی به گروه اضافه می‌شود، همیشه دلیلی وجود دارد که از تاریکی‌های داستان برای مدتی دوری کرد و از جاذبه‌های فرهنگ ژاپنی و دیدنی‌های توکیو لذت برد. در واقع Persona 5 مانند یک شبیه‌ساز زندگی عمل می‌کند و پستی بلندی‌های زندگی واقعی را در دنیای خودش بازسازی می‌کند. به همین دلیل به راحتی توانسته داستانی تقریبا 100 ساعته را بصورتی کاملا طبیعی و بدون اینکه حس یک هجوم محتوایی داشته باشد، بصورت استادانه‌ای روایت کند. آن هم داستانی که صرفا برای سرگرمی به وجود نیامده است و کاملا انعکاس جز به جز آنرا می‌توانیم در زندگی خود مشاهده کنیم. از این رو پرونده‌ی Persona 5 پس از به پایان رسیدن، بسته نمی‌شود و تجربه‌ی آن برای مدتی طولانی با شما خواهد ماند.

 

همانطور که در ابتدای مطلب گفتیم، عناصر مختلف Persona 5 در کنار هم درخشش واقعی خود را نشان می‌دهند و این حقیقت بر رابطه‌ی تنگاتنگ موسیقی، محیط‌ها، آرت استایلِ شیک بازی و تمام عناصری که بتوانید در بازی از آن نام ببرید، حاکم است. موسیقی به بخشی از هویت محیط‌ها تبدیل شده‌ است، رابط کاربری نقشی بسیار کلیدی را در مبارزات ایفا می‌کند، پیشروی داستان باعث تغییر دنیای بازی می‌شود، آب‌ و هوای شهر بر وضعیت Mementos تاثیر می‌گذارد و در نهایت تمام اتفاقات مهم در دنیای عادی، تاثیر بسزایی بر پلس‌ها دارد. این شبکه‌ی هماهنگی که با نام Persona 5 خلق شده است، نمونه‌ی بارز یک دنیای به تکامل رسیده است. دنیایی که هیچ اِلِمان اضافه‌ و بی‌هدفی ندارد و جای خالی چیزی در آن احساس نمی‌شود. همه چیز با هم هماهنگ بوده و در یک راستا حرکت می‌کند. نمی‌توان بصورت مستقل یک عنصر را در آن ارزیابی کرد، بدون اینکه توسط ارتباط ظریف و هوشمندانه‌اش با بقیه‌ی عناصر، مات و مبهوت شد. فقط در زیر سایه‌ی چنین دنیایی است که ده‌ها شخصیت خام و بدون هویت، می‌توانند پرورش پیدا کرده و در انتها به پرداخته‌شده‌ترین شخصیت‌های تاریخ Persona تبدیل شوند. و فقط با قرار گرفتن در زیر سایه این دنیا و همراهی با آن است که می‌توانید ارزش واقعی Persona 5 را درک کرده و از نزدیک شاهد تکامل لحظه به لحظه عناصر مختلف آن باشید.


نوشته شده در: 11 دي 1396
دسته: مقاله، Persona 5
این ویدئوها رو دیده‌اید؟
  • Persona 5 - Game Mechanics Palaces Trailer
  • Persona 5 the Animation
  • Persona 5 - Launch Trailer
 

آموزش آنریل انجین 4آموزش آنریل انجین 4

آموزش یونیتی سه بعدیآموزش یونیتی سه بعدی

آموزش یونیتی دو بعدیآموزش یونیتی دو بعدی

آموزش سی شارپ در یونیتیآموزش سی شارپ در یونیتی

آموزش واقعیت مجازی در یونیتیآموزش واقعیت مجازی در یونیتی

آموزش گیم میکر استودیو آموزش گیم میکر استودیو GameMaker
 
 
ثبت دیدگاه
 
جهت ثبت دیدگاه باید سه روز از ثبت نام شما گذشته باشد.
 

بسیار عالی . امیدوارم یه روزی بتونم تجربش کنم .
منکه خوشم نیومد و نتونستم کنار بیام باهاش...
بجای ولفنشتین خریدمش و کلی پشیمونی
Arkham knight for ever@
به هیچ وجه.مبارزات اوایل سادس و بیشتر برای اشنایی با این سبکه.بعد به مرور باید کاملا با استراتژی عمل کنی و یه حرگت اشتباه میتونه ورق رو به نفع دشمن برگردونه.همین باعث استرس و هیجان تو مبارزات میشه و خیلی هم لذت بخشه
میگم این عکس پایینی که گذاشتی یه خورده ناجوره
واقعا نمیفهمم چرا انقد جلوی این شاهکار گارد میگیرن بعضیا.من تو عمرم فقط یکی دوتا انیمه دیده بودم که اصلا هم دوس نداشتم ولی با چند ساعت بازی کردن پرسونا عاشقش شدم و الان ۴۰ ساعت پلی دادم و حتس یه کمم تکراری و یکنواخت نشده.حتما حتما حتما تجربش کنید این ابر شاهکارو
مبارزات نوبتی ، بازی رو بی حال و خالی از حس اکشن نکرده؟؟
چون نویسنده مطلب از بازی خوشش اومده وفقط دنبال نکات مثبت بازی است
درود علی جان :)
'' چرا Persona 5 یکی از بهترین بازیهای ساخته شده تا به امروز است؟''

خداوکیلی می خوای دلیل اصلیش رو بگم ....








چون شباهت هایی به The evil within 2 داره


می خواستم دلیل اصلیش رو نگم ولی چیکار کنم که زکات علم نشر آن است



-------------------------------------------------


آقای رزمجویی دستتون درد نکنه، آدرس این صفحه رو نگه میدارم و انشاءالله بعد از تجربه بازی مطالعه می کنم [گل] [لایک]
دوستان می دونم ربطی نداره ولی خواهش می کنم اگه کسی میدونه بگه که با 2 گیگ رم و 1 گرافیک و سی پی یو دو هسته ای می شه فورتنایت رو low انجام داد؟؟؟؟؟؟؟؟؟
متاسفانه نمیشه.چون حداقل 4 گیگ رم و سی پی یو i3 میخواد.
اقای رزمجویی قملت طلا
من فقط یک مسئله مهم به همه کسانی که این بازی نرفتن بگم ... من خودم از انیمه خوشم نمیاد ... با بازیهای JRPG هم ارتباط برقرار نمیکردم و از مبارزات نوبتی هم متنفر بودم اما الان عاشق Persona 5 شدم! حتما بهش یک فرصت بدید و سعی کنید 6 7 ساعت از بازیو برید و قول میدم که بازی شمارو غافلگیر کنه چون یک رویکرد کاملا نوین و جدید از یک بازی JRPG به شما ارایه میده ... تنها لازمه این بازی دو چیزه 1- صبور باشید 2- مقدار کمی اشنایی با زبان انگلیسی برای درک دیالوگ ها الزامیه نمیگم مترجم زبان باشید! مقدار کم و ابتدایی هم کافیه ...
این دقیقا حرفی هست که باید به برخی زد، که اظهار دارن پرسونا کلا مختص کسانی هست که انیمه میبینن و بس، ولی اصلا اینطور نیست