نماوا
فروشگاه گیفت کارت
 
بازی تانکی آنلاین فروش محصولات MSI
ایده پرداز ژوبین (چارخونه) فروش گیفت‌کارت - سریع و ارزان
نقد و بررسی The Station

نقد و بررسی The Station

نقد و بررسی The Station

"به قلم علیرضا محزون"

بازی‌سازان مستقل همیشه در طرح و پیاده‌سازی ایده‌های جدید و انقلابی پیش‌قدم بوه‌اند؛ ایده‌هایی که گاهی اوقات پایه‌گذار شیوه‌های جدیدی در روایت داستان یا معرفی گیم‌پلی متفاوت می‌شوند. سال گذشته عنوان Hellblade: Senua's Sacrifice با سبک متفاوتی که برای داستان‌گویی انتخاب کرده بودt یکی از همین بازی‌های انقلابی بود. امسال نیز تا اینجای کار شاهد دو بازی مستقل Subnautica و  Celeste بوده‌ایم که هر کدام سرشار از ایده‌های جدید در روایت داستان، مکانیزم‌های گیم‌پلی و حتی طراحی هنری هستند. حال پس از تجربه‌ی این بازی‌های موفق با یک بازی مستقل دیگر به نام The Station طرف هستیم که اولین تجربه‌ی سازندگان آن محسوب می شود؛ سازندگانی که بر خلاف بسیاری از استودیو‌های مستقل تلاش زیادی در جهت گنجاندن ایده‌های نوآورانه در بازی خود نکرده‌اند و همین باعث می‌شود که احساس کنیم با بازی چندان جدیدی روبه‌رو نیستیم.

The Station یک بازی ماجراجویی علمی-تخیلی است که داستان خود را با چند سوال کلیدی پایه‌ریزی می‌کند که شاید در ذهن بسیاری از انسان‌ها وجود داشته باشند: ارتباط برقرار کردن با یک تمدن هوشمند در سیاره‌ای دیگر چه تاثیراتی بر تمدن ما خواهد داشت؟ آیا ممکن است که فهم ما را از علم، فرهنگ، هنر و حتی دین به چالش بکشد؟ اگر این تمدن در درون در حال جنگ و خونریزی باشد چطور؟ آیا مطالعه‌ی این تمدن می‌تواند به ما در ساخت آینده‌ای بهتر کمک کند؟

حالا در دنیای بازی، دانشمندان با کشف یک تمدن جدید در فضا این فرصت را به دست آورده‌اند تا به سوالات مطرح شده پاسخ دهند، اما این تمدن درگیر یک جنگ داخلی است و در سراشیبی سقوط و نابودی قرار دارد. پس ارتباط برقرار کردن با آن خالی از خطر نیست و امکان دارد زمینه‌ساز حمله‌ی آن‌ها و حتی نابودی تمدن ما باشد. بنابراین یک شرکت تحقیقاتی تصمیم می‌گیرد تا تیمی با تجربه متشکل از یک کاپیتان، یک مهندس و یک محقق را با یک سفینه‌ی فضایی به نزدیکی سیاره‌ی بیگانه بفرستد تا تمدنِ آن‌ها را مطالعه کنند. هر چند ماموریت در ابتدا به خوبی پیش می‌رود اما پس از گذشت چند هفته، ارتباط این تیم با زمین به طور کامل قطع می‌شود. حالا شما ماموریت می‌یابید تا هر چه زودتر خود را به سفینه‌ی فضایی رسانده و پرده از اتفاقات رخ داده بردارید. همه‌ی این اطلاعات در ابتدای بازی از طریق یک راوی به گیمر داده می شود و در واقع می‌توان شروعِ بازی را ورودِ شما به سفینه‌ی فضایی دانست.

نقد و بررسی The Station

شرح وقایعی که بر سرنشینان گمشده‌ی سفینه‌ی فضایی گذشته است از طریق نوشته‌های باقی‌مانده از آن‌ها، ایمیل‌ها و پیام‌های آن‌ها و مهم‌تر از همه صداهای به جای مانده از هرکدام از شخصیت‌ها در گوشه و کنار محیط بازی روایت می‌شود. در گذشته نیز شاهد انتخاب این چنین شیوه‌ی روایتِ داستان در بسیاری از بازی‌ها بوده‌ایم که شاید بتوان BioShock را یکی از بهترین نمونه‌های آن دانست. اما متاسفانه این شیوه‌ی روایت نمی‌تواند در The Station به عمق بخشیدن به داستان بازی و شناساندن هر کدام از شخصیت‌ها موفق عمل کند. بسیاری از چیز‌هایی که درباره‌ی این افراد گمشده می‌فهمیم در سطح باقی می‌مانند و به هیچ وجه روابط بین آن‌ها، مشکلاتشان و حتی آرزوهایشان به درستی به گیمر منتقل نمی‌شوند. برای مثال ما در ابتدای بازی می‌فهمیم که یک رابطه‌ی عاشقانه بین دو شخصیت گمشده وجود داشته است اما اکنون این رابطه به سردی گراییده است. در حالی که این موضوع می‌توانست یکی از ستون‌های اصلی قصه‌ی بازی باشد اما سازندگان هیچ تلاشی برای بسط دادن آن نکرده‌اند. به طور کلی در دورانی که شاهد شیوه‌های جدید و بعضا پیچیده‌ای در روایت داستان هستیم، The Station در پیشبرد داستان ساده‌ی خود به شدت ناتوان است.

محیط سفینه‌ی فضایی و اتاق‌هایی که می‌توان در طول بازی به آن‌ها دسترسی داشت بسیار محدود هستند. بعضی از این محیط‌ها مثل اتاق مهندس خوب طراحی شده‌اند، اما بسیاری از آن‌ها شبیه هم هستند و خلاقیتی در طراحی آن‌ها دیده نمی‌شود. مثلا مشخص نیست که چرا اتاقِ محقق باید مثل اتاق دانشمندان قرن نوزدهم پر از قفسه‌های کتاب باشد. گویا سازندگان فراموش کرده‌اند که قرار بوده است اتاق یک محقق در یک سفینه‌ی فضایی در آینده‌ای نه چندان نزدیک را طراحی کنند.

در بازی امکان برداشتن و بررسی بسیاری از اشیای موجود در محیط وجود دارد. این بررسی در واقع به چرخاندن شی در جهت‌های مختلف و دیدن تمام سطوح آن محدود می‌شود. هر چند که این قابلیت در حل کردن برخی معماها به کار می‌آید اما عملا در نود درصد موارد بی‌کارکرد است.

شاید بتوان نقطه‌ی قوت بازی را طراحی معماهای آن دانست. معماهایی که شاید چندان چالش‌برانگیز نباشند اما هوشمندانه طراحی شده‌اند و در هماهنگی با محیط بازی قرار دارند. در واقع پیش از حل هر معما اطلاعات کافی از ماهیت آن معما به گیمر داده می‌شود تا گیمر متوجه شود که باید چه مکان‌هایی را برای پیدا کردن اشیا موردنیاز جستجو کند. متاسفانه تعداد این معماها بسیار کم است و در طول بازی با بیشتر از دو یا سه معما روبه‌رو نمی‌شویم. عجیب است که سازندگان بازی به جای تمرکز بر روی طراحی معماهای بیشتر که به جرئت می‌توان گفت جز معدود نکات مثبت بازی هستند وقت خود را صرف طراحی محیط‌ها و مکانیزم‌های بی‌کارکرد کرده‌اند. 

نقد و بررسی The Station

سازندگان The Station سعی کرده‌اند تا عناصری از سبک وحشت را نیز به بازی اضافه کنند. این عناصر که شامل خاموش شدن ناگهانی چراغ‌ها، لرزش‌های سفینه و حرکت برخی از اشیا می شوند بد از آب درنیامده‌اند و می‌توانند برای چند لحطه حس ترس را به گیمر انتقال دهند. اما مشکل اصلی این‌جاست که در بقیه‌ی لحظات بازی این ترس اصلا وجود ندارد. شاید باید دلیل این موضوع را در بی‌روح بودن فضای بازی، موسیقی نه چندان تاثیرگذار و مهم‌تر از همه روایت نادرست قصه جستجو کرد. اگر سازندگان می‌خواستند حس ترس را به  تمام لحظات بازی تزریق کنند می‌بایست در همان ابتدای بازی، گیمر را با چند غافل‌گیری روبه‌رو می‌کردند تا او باور کند واقعا اتفاق عجیب یا بدی در سفینه‌ی فضایی رخ داده است. قطعا گشت و گذار در فضای بی‌روح سفینه‌ای فضایی که گویا برای هزاران سال است کسی در آن زندگی نکرده است نه تنها حس ترس بلکه هیچ حس دیگری را نیز برنمی‌انگیزد.

The Station به صورت جدی از کمبود محتوا رنج می‌برد. این کمبود محتوا در همه‌ی قسمت‌های بازی از داستان گرفته تا طراحی محیط‌ها به چشم می‌آید. در بدبینانه‌ترین حالت می‌توان بازی را در کمتر ار یک ساعت و نیم به پایان رساند که قطعا برای بازی یک نکته‌ی منفی محسوب می شود. متاسفانه باید The Station را نیز به خیل عظیم بازی‌های ایندی که شکست می‌خورند و به فراموشی سپرده می شوند اضافه کرد. تنها می‌توان امیدوار بود که سازندگان در بازی بعدی خود به صورت جدی در شیوه‌ی داستان‌گویی، طراحی فضای بازی و گیم‌پلی تجدید نظر کنند تا شاید خروجی کار یک بازی بهتر و در عین حال سرگرم‌کننده‌تر باشد.

بازبینی تصویری

 

می‌توانید صحبت‌های شخصیت‌های گمشده را در گوشه و کنار سفینه پیدا کنید

 

یکی از معدود معماهایی خوب بازی

 

طراحی کلیشه‌ای اتاق محقق!

 

بسیاری از محیط‌های بازی شبیه هم هستند

 

اتاق مهندس یکی از معدود مکان‌هایی در بازی که خوب طراحی شده است

نکات مثبت

معماها

برخی لحظات ترسناک

طراحی برخی از محیط‌ها

نکات منفی

ضعف در روایت داستان

طراحی اکثر محیط‌ها

فضای بی‌روح و کسل‌کننده حاکم بر بازی

برخی مکانیزم‌های بی‌کارکرد

کوتاهی بیش از اندازه‌ی بازی

سخن آخر

The Station یک بازی ناامیدکننده است که در داستان‌گویی، ساختن یک فضای درگیرکننده و معرفی شخصیت‌ها ناموفق عمل می‌کند. شاید معماها را بتوان لذت‌بخش‌ترین قسمت بازی دانست که متاسفانه تعداد زیادی از آن‌ها در بازی وجود ندارند. با این اوصاف قطعا The Station را نمی‌توان جز بازی‌هایی دانست که در انتهای سال در خاطره‌ی تعداد زیادی از گیمرها باقی می‌مانند.

Verdict

The Station is disappointing. It is not successful in storytelling, creating an engaging atmosphere, and even introducing the characters. Maybe the puzzles are only enjoyable parts but unfortunately you cannot find many of them in the game. The Station is not one of that games that many gamers will remember at the end of the year.   

Score: 5 – PC Version

نوشته شده در: 13 اسفند 1396
دسته: نقد و بررسی
 
 
 
ثبت دیدگاه
 
جهت ثبت دیدگاه باید سه روز از ثبت نام شما گذشته باشد.