نماوا
فروشگاه گیفت کارت
 
بازی تانکی آنلاین فروش محصولات MSI
نمایشگاه TGC فروش گیفت‌کارت - سریع و ارزان
نقد و بررسی Kingdom Come: Deliverance

 

نقد و بررسی Kingdom Come: Deliverance

"به قلم سید مهدی میرشاهدهی"

تقریبا همیشه در عناوین نقش‌آفرینی، مشغول نجات دنیا هستیم. اهریمنی قدرتمند دنیا را تهدید می‌کند و در حالی که همگان از مقابله با آن درمانده‌اند، مشخص می‌شود که شخصیت اصلی داستان که ما باشیم، سرنوشتش این است که دنیا را از این خطر بزرگ نجات دهد. جای خالی نقش‌‌آفرینی‌هایی که داستانی شخصی داشته باشند، همیشه برای من حس می‌شد. Kingdom Come: Deliverance تا حدودی خلا این گونه عناوین را پر می‌کند.

«کینگدام کام» یک نقش‌آفرینی بلندپروازانه و متفاوت است. در حالی که اکثر عناوین این ژانر در دنیایی فانتزی یا علمی تخیلی رخ می‌دهند، «کینگدام کام» در بستری تاریخی – به طور دقیق در اوایل قرن 15 میلادی و در پادشاهی بوهم – جریان دارد. نه فقط این، بلکه گیم‌پلی بازی نیز تا حد امکان نزدیک به واقعیت طراحی شده است. در «کینگدام کام» نخواهید توانست به تنهایی یک لشگر را شکست دهید، شخصیت اصلی بازی نیز نه یک مبعوث شده، نه Dragonborn و نه یک Witcher، بلکه تنها فرزند یک آهنگر ساده است و "هِنری" نام دارد. «کینگدام کام» برای همه نیست و با تمام بلندپروازی‌ها و ایده‌هایش، می‌توان آن را شبیه یک الماس نتراشیده شده دانست.

 

بازی در حالی شروع می‌شود که مادر «هنری» او را از خواب بیدار کرده، چند سوال درباره‌ی شب گذشته پرسیده و سپس از او می‌خواهد که به پیش پدرش برود. بسته به جواب‌هایی که انتخاب می‌کنید، Statهای اولیه‌ی «هنری» تعیین می‌شوند. همین ابتدای کار، تمرکز بازی بر روی واقع‌گرایی مشخص می‌‌شود زیرا که «هنری» احساس گرسنگی دارد. در این عنوان نیاز به خوردن و خوابیدن دارید و انجام ندادن این کارها می‌تواند تبعات سنگینی برای شما در پی داشته و به مرور حتی به مرگتان ختم شود. از طرف دیگر اگر در خوردن زیاده‌روی کنید، موقتا از نوار استقامت «هنری» کم می‌شود. این موارد هر چند که قطعا به مذاق همگان خوش نخواهند آمد، به نظر نویسنده‌ی این مطلب به غرق شدن بازیکن در دنیای بازی کمک می‌کند. هر چند، متاسفانه بازی گاهی اصرارش بر واقع‌گرایی را به یک‌باره کنار می‌‌گذارد. البته غیرواقعی بودن به خودی خود ایراد نیست، اما در عنوانی که ادعای واقعی‌گرایی دارد، وجودش واقعا آزاردهنده است. مثلا شب‌ها که مخفیانه به اردوگاه راهزنان نفوذ کنید، تعدادی از آنان بدون زره و با یک لباس ساده خواب هستند. حال کافی است یکی از راهزنان بیدار شما را ببیند و اینگونه در کمتر از یک لحظه و به طور ناگهانی، راهزنی که پیش از این بدون زره خواب بود، با زره کامل به مقابله‌ی شما می‌آید.

واقع‌گرایی بازی در صورتی که بازی آزادی عمل کافی در اختیار بازیکن قرار نمی‌گذاشت کاملا بی‌فایده بود و می‌توانست بازیکن را از دنیای بازی جدا کند. اما خوشبختانه «کینگدام کام» به عنوان یک نقش‌آفرینی آزادی عمل مناسبی نیز در اختیار بازیکن قرار می‌دهد. برای مثال، در ابتدای بازی پدر «هنری» از او می‌خواهد که طلبش را از یکی از اهالی روستا گرفته و با پولش زغال بخرد. «هنری» برای گرفتن طلب پدرش، می‌تواند به خانه‌ی بدهکار رفته و از او دزدی کند، مستقیما با او صحبت کرده و سعی کند طلبش را از او بگیرد، یا از دوستانش کمک بخواهد. برای تهیه‌ی زغال نیز تنها راه پیش‌رو خرید آن نیست، بلکه امکان دزدیدن آن نیز وجود دارد.

 

با کمی پیشروی در داستان، به روستای «هنری» حمله شده و اکثر اهالی روستا از جمله پدر و مادر «هنری» جلوی چشمانش به قتل می‌رسند. «هنری» تصمیم به انتقام از قاتل پدر و مادرش می‌گیرد اما او فقط فرزند یک آهنگر است و این کار برای یک رعیت ساده، به هیچ‌وجه آسان نیست.

 همان‌طور که گفته شد «هنری» فقط فرزند یک آهنگر است و بنابراین جز کمی مهارت در آهنگری، در چیز دیگری مهارت ندارد. برای نمونه در ابتدای بازی او به سختی می‌تواند با یک شمشیر یا کمان کار کند و در استفاده‌ از آن‌ها مهارتی ندارد. سیستم‌ ارتقای شخصیت بازی نیز با اکثر عناوین هم‌سبک متفاوت است. در این عنوان با انجام کارها و استفاده از چیزها، مهارتتان در آن‌ها افزایش می‌یابد. یعنی برای مثال هر چه بیش‌تر با کمان خود کار کنید و یا اسب سواری کنید، مهارتتان در تیراندازی و اسب سواری بیش‌تر خواهد شد. این مورد کاملا با بازی و رعیت بودن «هنری» هم‌خوانی داشته و به خوبی حس پیشرفت کردن شخصیت او را به بازیکن القا می‌کند. بعد از افزایش مهارت در کاری یا بهتر شدن Statهایتان، می‌توانید یک Perk در آن مهارت یا Stat انتخاب کنید. این Perkها معمولا صرفا یک عدد نیستند و تاثیر نسبتا زیادی در بازی دارند. مثلا Perkهای مختلف مهارت شمشیرزنی کمبوهای جدید در مبارزه برای شما باز می‌کنند. برخی از Perkها نیز با یکدیگر سازگار نیستند و امکان داشتن همزمان آنان ممکن نیست. برای مثال یکی از Perkهای Speech مهارت Speech شما را در صحبت با رعیت‌ها افزایش می‌دهد و یکی دیگر از Perkها در صحبت با نجیب‌زادگان. اینکه کدام Perk مهم‌تر است به شما بستگی دارد.

 

از آنجایی که بازی فانتزی یا علمی تخیلی نیست، جستجو در محیط بازی ممکن است به اندازه‌ی عناوین مطرح این سبک مانند The Witcher 3 یا Skyrim لذت بخش نباشد. هر چه باشد ممکن نیست حین پرسه زدن در بازی ناگهان به یک گرگینه یا یک خرابه‌ی باستانی اسرارآمیز بربخورید. اما واقعی بودن دنیای بازی به معنای جذاب نبودن آن نیست. دنیای بازی واقعا پویاست. NPCهای بازی هر کدام برنامه‌ی روزانه‌ی خود را دارند و طبق آن عمل می‌کنند و دنیای بازی حول بازیکن نمی‌چرخد. آن‌ها در یک مکان نمی‌ایستند تا شما ماموریت را انجام داده و به پیش آن‌ها برگردید. اگر شب هنگام و در وقت خواب به پیش آن‌ها بروید به شما می‌گویند از خانه‌ی آن‌ها به بیرون بروید یا "بگذار بخوابم". وقتی به شما می‌گویند صبح یا غروب به مکانی بیا باید همان هنگام به آنجا بروید. حتی اگر زیادی معطل کنید، ممکن است از صبر کردن خسته شده و خود آن را انجام دهند. آن‌ها حتی به ظاهر شما نیز واکنش نشان می‌دهند. می‌خواهید با یک نجیب‌زاده صحبت کنید؟ بهتر است که از قبل حمام کرده باشید. می‌خواهید کسی را بترسانید؟ با زره و شمشیر خونی به سراغ آن‌ها بروید. البته شاید این مسائل به مذاق همگان خوش نیاید و واقع‌گرایی بیش از حد بازی برایشان خسته‌کننده و یا دست و پا گیر باشد. مخصوصا که بازی پر از باگ و مشکلات تکنیکی بوده و سیستم ذخیره‌سازی آن به معنای واقعی کلمه افتضاح است و لطمه‌ی زیادی به بازی می‌زند.

ذخیره‌سازی در بازی در نقاط مشخصی از ماموریت‌ها و در صورت خوابیدن و حمام کردن انجام می‌شود. نوشیدنی‌های خاص و گران‌قیمتی به نام saviour schnapps نیز قابلیت ذخیره‌سازی را دارند. تا اینجا همه‌چیز خوب به نظر می‌آید. مشکل از اینجا شروع می‌شود که Auto-Saveهای بازی کافی نیستند و تنها می‌توانید تعداد محدودی saviour schnapps با خود حمل کنید. باگ‌های بازی نیز این مسئله را بدتر می‌کنند. در یکی از ماموریت‌ها من باید مسیری نسبتا طولانی به یک جنگل را طی می‌کردم تا برای 3 پرنده تله بگذارم. بعد از حدود 45 دقیقه در حال برگشت از یک جنگل بودم که دو راهزن راهم را سد کرده و من را کشتند. بار دوم پیدا کردن پرنده‌ها حتی بیش‌تر از 45 دقیقه طول کشید. اما این بار به یک باگ برخوردم و امکان گرفتن پرنده‌ی سوم وجود نداشت. سخت‌گیری و واقع‌گرایی بازی در این مورد باعث چالش بیش‌تر نشد، بلکه تنها حدود یک ساعت از وقت من را تلف کرد. حتی امکان Save & Exit در بازی وجود ندارد (البته قرار است در پچ 1.3 به بازی اضافه شود) و اگر مجبور شوید به دلیلی ناگهان از بازی خارج شوید، احتمالا حداقل یک ساعت از پیشروی خود در بازی را از دست خواهید داد.

 

یکی دیگر از چیزهایی که سازندگان در آن تا جای ممکن به واقعیت وفادار بوده‌اند، مبارزات بازی است. آن‌ها حتی به سراغ استادهای شمشیرزنی رفته و سلاح‌های مختلف را بر روی زره‌های مختلف امتحان کرده‌اند تا همه‌چیز را مبتنی بر واقعیت ساخته باشند. می‌توانید از 6 جهت به دشمنان ضربه زده یا در مقابل ضربات آنان دفاع کنید. می‌توان مدیریت نوار استقامت در مبارزات را مهم‌ترین نکته برای پیروزی در آن‌ها دانست. حمله‌های دشمنان ابتدا نوار استقامت شما را خالی می‌کنند و سپس نوار سلامتی. همچنین کم شدن نوار سلامتی حداکثر نوار استقامت شما نیز کاهش می‌دهد. با Block کردن ضربات دشمنان استقامتتان کاهش می‌یابد اما با Parry کردن ضربات نه تنها استقامتتان کاهش پیدا نمی‌کند بلکه امکان ضد حمله را نیز خواهید داشت. بنابراین زمان‌بندی نیز در مبارزات مهم است. علاوه بر مدیریت نوار استقامت و زمان‌بندی، انتخاب سلاح متناسب با تجهیزات دشمن نیز مهم است. گرز از شمشیر کندتر است اما در مقابل زره از شمشیر موثرتر و بالعکس. این موارد همراه با باز کردن کمبوهای جدید از طریق Perkها باعث شده‌اند که مبارزات تک به تک بازی لذت بخش دربیایند. اما مشکل از آنجایی شروع می‌شود که مجبورید همزمان با بیش از یک دشمن بجنگید. البته مبارزه با بیش از یک نفر قطعا در واقعیت نیز دشوار است، اما مبارزه با بیش از یک نفر در «کینگدام کام» بیش ازینکه دشوار باشد، خوب طراحی نشده و بد درآمده است، زیرا که برای دفاع در مقابل ضربات دشمنان، حتما باید بر روی آن‌ها Lock کنید و با تاخیری در که جابجا کردن Lock بین دو دشمن وجود دارد، مبارزه با بیش از یک دشمن تا حدودی عذاب‌آور شده است.

بازبینی تصویری

شب‌های بازی واقعا تاریک هستند و بدون مشعل حتی دیدن جلوی پایتان نیز مشکل است.

بدون شرح...

اممم... فکر نکنید این مورد در واقعیت نیز صدق می‌کند... (برای مشاهده در سایز اصلی روی تصویر کلیک کنید)

بخش Codex بازی اطلاعات خوبی در مورد شخصیت‌ها، مکان‌ها و اتفاقات آن دوره در اختیار بازیکن می‌گذارد. روستای «هنری» - Skalitz - واقعا در سال 1403 سوزانده شده بود.

سیستم لباس پوشیدن در بازی حالت لایه‌بندی دارد.

نکات مثبت:

استفاده‌ی مناسب از عناصر نقش‌آفرینی

دنیای پویا

مبارزات تک‌نفره‌ی عالی

نکات منفی:

باگ! باگ! و باگ!

سیستم ذخیره‌سازی افتضاح

 برخی ایرادات جزئی در گیم‌پلی و مبارزات

سخن آخر

«کینگدام کام» عنوانی بلندپروازانه و متفاوت است که اگر سیستم ذخیره‌سازی افتضاح آن نبود و مشکلات تکنیکی و باگ‌های کمتری داشت، حتی با وجود برخی مشکلات در گیم‌پلی، می‌توانست به یک بازی فوق‌العاده تبدیل شود. «کینگدام کام» یک نقش‌آفرینی عمیق با دنیایی پویا، ماموریت‌هایی جالب و مبارزات نسبتا خوبی است که تجربه‌ی آن به طرفداران سبک نقش‌آفرینی و اشخاصی که با تِم کلی بازی مشکلی ندارند، شدیدا توصیه می‌شود. هر چند که بهتر است مدتی صبر کنید تا مشکلات تکنیکی و باگ‌های آن برطرف شوند.

بررسی فنی بازی Kingdom Come: Deliverance

Verdict

Kingdom Come is an ambitious game and if it wasn't for its awful save system and bugs and other numerous technical issues, it could've been an incredible game. But as it is, Kingdom Come is a deep role playing game with interesting quests and mostly fine combat. So I suggest it for RPG lovers and people who don't have problem wwith the game's themes and setting

Score: 8 - PC Version

نوشته شده در: 23 اسفند 1396
دسته: نقد و بررسی، Kingdom Come: Deliverance
این ویدئوها رو دیده‌اید؟
  • Kingdom Come: Deliverance
  • Kingdom Come: Deliverance
  • Kingdom Come: Deliverance - Ultra Graphics
 
 
 
ثبت دیدگاه
 
جهت ثبت دیدگاه باید سه روز از ثبت نام شما گذشته باشد.
 

ممنون از مهدی عزیز، نقد عالی بود
نقد خوبی بود .... به نظر من اگر بازی از نظر فنی بهینه بود براحتی میتونست متای بالای 80 بدست بیاره چون RPG بشدت عمیق و منحصربفردیه ... حسی که در این بازی بدست اوردم به جرات میگم در بازی RPG دیگه ای تجربه نکردم چون ایده های دست نخورده ای ارائه دادن ... اما به نظر من هم بهتره صبر کنید بازیو بعد از اپدیت ها تجربه کنید
در نکات منفی باید به افت فریم وحشتناک و انیمیشنهای مزخرف هم اشاره میکردی. 8 زیادش هست. ینی این بازی از دید پردیس در حد آنچارتد 4 ...
بازی قشنگی بود فقط بعضی موقع واقعا اعصاب خورد کن میشه و میخوای بری استدیوشونو منفجر کنی
واقعا بازی واقع گرایانه ای هست، یعنی یه lockpick ش واقعا سخته یا تیراندازی ش
واقعا کسی قرون وسطی رو دوست داره بازی خوبیه