فروشگاه گیفت کارت
 
خرید گیفت کارت

Destiny مقاله

صفحه شخصی من وبلاگ من - دبیر تحریریه و منتقد سابق پردیس گیم
تصویر نویسنده
10 مسئله دیگری که باعث عصبانیت گیمرها می‌شود!

10 مسئله دیگری که باعث عصبانیت گیمرها می‌شود!

"جمع آوری و ترجمه شده از منابع مختلف"

شکی در این نیست که صنعت گیمینگ پیشرفت بسیاری نسبت به گذشته کرده است. ولی با وجود این پیشرفت، همچنان شاهد یک سری مسائل آزار دهنده در بازی‌ها هستیم. مسئله‌هایی که مشکلات بسیاری پشت آن‌ها نهفته شده است، ولی به صورت پی در پی در بازی‌های مختلف پیدایشان می‌شود و این موضوع تا حدی پیش رفته است که دیگر هیچ گیمری تحمل وجود آن‌ها را در بازی‌هایش ندارد و با دیدنشان، حسابی عصبانی می‌شود. قبلا به 10 مورد از این قبیل مسئله‌هایی که گیمرها را عصبانی می‌کنند، پرداخته بودیم. ولی حالا می خواهیم تا 10 مورد دیگر از آنها را نیز مورد بررسی قرار دهیم.

10 مسئله ای که باعث عصبانیت گیمرها می شود!

10- باس های Bullet Sponge

باس‌های دارای ویژگی Bullet Sponge (نیاز به شلیک مقادیر بسیاری از گلوله برای نابود شدن) بیشتر در بازی‌های MMO یافت می‌شوند. این نوع از باس‌ها، میزان جان بالایی در اختیار دارند و اغلب برای نابود کردن آن‌ها به تاکتیک‌های خاصی نیاز است. ولی بعضی از بازی‌ها دیگر در این مورد واقعا شورش را در می‌آورند و دشمنانی را برابر بازیکنان قرار می‌دهند که علیرغم داشتن جان بالا، هیچ ویژگی خاصی ندارند و از تکنیک‌های مختلف نیز استفاده نمی‌کنند. مثلا یک دشمن که کت و شلوار پوشیده است و توسط یک هفت تیر به شما شلیک می‌کند، از یک تانک هم قدرتمندتر ظاهر می‌شود.

یکی از این عناوین، بازی Destiny بود که در سال اول عرضه‌اش به شدت از این مشکل رنج می‌برد و باس‌های آن علیرغم داشتن میزان جان بسیار بالا، تکنیک‌های خاصی را استفاده نمی‌کردند و به استراتژی خاصی نیز برای نابود کردن آن‌ها نیاز نبود.

9- ماموریت های جانبی تکراری

از این‌جا دفاع کن، حالا برو و از آن طرف هم دفاع کن، برو و این تعداد دشمن را بکش، حالا برو و سردسته‌ی دشمن‌هایی را که کُشتی را هم از بین ببر، حالا همه‌ی این کارها را دوباره از اول انجام بده و... فکر می‌کنم دیگر خودتان بهتر می‌دانید. یک سری از بازی‌ها برای ساعت‌ها فقط اعمال تکراری را به عنوان ماموریت‌های جانبی در برابر بازیکن قرار می‌دهند. بازی‌هایی همچون Mad Max و The Division و Mafia III گزینه‌های بسیار مناسبی برای این مورد به شمار می‌روند؛ عناوینی که اکثر ماموریت‌های آن‌ها به اعمال تکراری و مخصوصا کشتن چندین باره‌ی دشمنان خلاصه می‌شد و هیچ تنوع خاصی در آن‌ها قابل مشاهده نبود.

البته در این میان، بازی‌هایی همانند The Witcher 3 و Borderlands 2 واقعا نعمتی هستند؛ بازی‌هایی که حتی کوچک‌ترین ماموریت‌های جانبی آن‌ها نیز از پیش زمینه‌ی داستانی مناسبی بهره می‌برند و درست همانند ماموریت‌های اصلی، در ذهن بازیکن ماندگار می‌شوند.

 

8- ماموریت‌های اسکورت کردن

بگذارید همین الان یک چیزی را مشخص کنیم: همه ما از این نوع ماموریت‌ها خیلی خیلی بدمان می‌آید. مثلا در Resident Evil 4 که مجبور بودیم تا از اشلی محافظت کنیم، یا در Golden Eye 007 که مداوما باید مواظب ناتالیا می‌بودیم، یا حتی ماموریت‌های جانبی Saints Row 3 که از همین نوع اسکورت کردن بودند، همه‌شان بد هستند! نمی‌خواهیم بگوییم که این نوع از ماموریت‌ها مشکلی دارند، بلکه مشکل اصلی این ماموریت‌ها کارکترهایی هستند که وظیفه اسکورت کردن آن‌ها به ما محول می‌شود؛ چون اغلب با یک سری همراه AI احمق سروکار داریم که اصلا نمی‌توانند از خودشان دفاع کنند و انتظار دارند که ما این کار را برایشان انجام دهیم. وقتی هم که این شخصیت‌های احمق به خاطر خرابکاری‌هایی که خودشان مرتکب شده‌اند کشته می‌شوند، بازی ما را مجازات می‌کند!

7- بازی های ایپزودیک

در ابتدا، کمتر کسی با فرم ایپزودیک در بازی‌هایی مثل The Walking Dead یا The Wolf Among Us مشکل داشت. این موضوع به خاطر این بود که این بازی‌ها اصالتا به صورت ایپزودیک بودند؛ یعنی تجربه‌ی مستقلی را در هر قسمت ارائه کرده و سوالات بسیاری هم درباره ادامه داستان مطرح می‌کردند. ما حسابی می‌توانیم درباره این که چگونه Telltale آن جادوی خودش در این نوع بازی‌ها را از دست داده، صحبت کنیم؛ ولی مشکل اصلی اینجاست که فرمت ایپزودیک در حال حاضر، واقعا خسته کننده شده است.

آخرین نسخه‌ی سری بازی Hitman نمونه‌ی بسیار خوبی برای این موضوع است. این نسخه، بهترین گیم پلی در تاریخ این سری از زمان Blood Money را ارائه می‌داد؛ ولی جدا کردن تجربه‌ی کلی در طول چند ایپزود و مجبور کردن بازیکن به تکرار چندین باره‌ی ماموریت‌ها به جای داشتن محتوای داستانی بیشتر، حسابی به آن ضربه زد. این موضوع باعث می‌شود تا به این موضوع فکر کنیم که Square Enix چگونه می‌خواهد این سیستم را در Final Fantasy VII Remake پیاده سازی کند.

6- نیاز به Grind کردن بسیار زیاد

هر بازی RPGای شامل مقداری Grind کردن (تکرار چندباره‌ی یک عمل خاص برای بدست آوردن منابع لازم) می‌شود. ولی این Grind، اغلب برای این به کار می‌رود که به تدریج به آیتم‌های بهتر دسترسی پیدا کنید و وارد بخش‌های بهتر آن بازی‌ها شوید؛ نه این که کل بازی را به خودشان اختصاص دهند. مثلا به Torchlight II نگاه کنید. این بازی ترکیبی خارق العاده از ماموریت‌های سرگرم کننده، توانایی‌های قدرتمند و لوت‌های خوب را دارد که می‌تواند نه تنها شما را برای مدتی طولانی درگیر خودش کند، بلکه Grind کردن در آن اصلا به چشم نمی‌آید.

حالا بروید و نگاهی به The Division (مخصوصا در در ماه‌های اول عرضه‌اش) بیندازید؛ عنوانی که رتبه "Level" آیتم‌های آن روی مقداری خاص متوقف می‌شد و مجبور می‌شدید تا برای ساخت یک آیتم High-End که ممکن بود بسیار هم افتضاح از آب درآید، مدتی بسیار طولانی را صرف می‌کردید.

 

5- باگ‌ها و مشکلات فنی

بازی‌ها اکنون بزرگ‌تر از هر زمان دیگری شده‌اند. برای همین، قابل درک است که مقداری مشکل فنی داشته باشند. ولی اگر قرار است که بودجه‌ی مورد استفاده برای ساخت بازی‌ها تا این حد افزایش پیدا کند، چرا نباید یک مقدار از آن بودجه به بخش Q&A و رفع مشکلات و باگ‌های آن بازی‌ها اختصاص پیدا کند تا بازیکنان مداوما مورد آزار و اذیت قرار نگیرند؟ بله، درست است که حتی بازی بزرگی همچون ویچر 3 نیز در زمان عرضه از ایراداتی رنج می‌برد، ولی میزان ایراداتی که آن بازی در زمان لانچ داشت، بسیار کمتر از عناوینی همچون Assassin's Creed Unity و Mass Effect: Andromeda بود.

از همه بدتر نیز آن زمانی است که متوجه می‌شوید سازنده‌ی بازی، به طور کامل محصولش را رها کرده و دیگر قرار نیست که هیچ به روز رسانی‌ای را برای حل مشکلات آن عرضه کند. درست مثل شرایطی که مدتی پیش برای بازی Warhammer 40K: Dawn of War 3 اتفاق افتاد.

4- بخش تک نفره کوتاه

مولتی پلیر و آنلاین بودن سرنوشت آینده‌ی بازی‌ها است؟! لطفا از گفتن چنین جمله‌ی خنده داری خودداری کنید؛ چون بازی‌هایی مثل Uncharted 4 و Metro Last Light و The Witcher 3 و GTA V دقیقا چیزی عکس این موضوع را اثبات می‌کنند و نشان می‌دهند که می‌توان در هر ژانری، یک بخش تک نفره‌ی غنی خلق کرد و یا با ساخت یک عنوان تک نفره‌ی خالص، به موفقیت رسید. به همین دلیل، نبود یک بخش تک نفره‌ی مناسب در بازی‌هایی Destiny اصلا قابل قبول نبود. 

 

3- هم تیمی‌های AI با هوش بسیار پایین!

بعضی از بازی‌ها همانند Half-Life 2 یا BioShock Infinite یا The Last of Us هم تیمی‌های AI بسیار خوبی را در کنار بازیکن قرار می‌دهند. ولی در اغلب موارد، شاهد این هستیم که هم تیمی‌هایی به شدت احمق  و به درد نخور با کارکتر بازیکن همراه می‌شوند. اگر این هم تیمی‌ها درست همانند عناوین MOBA باعث مشغول شدن مبارزان حریف یا تیربارها می‌شدند، می‌توانستیم بدی‌هایشان را نادیده بگیریم. ولی وقتی بازی‌ها به زور، امثال Sheva از رزیدنت ایول 5، تمام همراهانتان در سری Call of Duty یا Mikiko از Daikatana را به جانمان می‌اندازند که هیچ کار مثبتی برایمان نمی‌کنند و بیشتر باعث مرگمان می‌شوند، آن وقت چه دلیلی برای عصبانی نشدن داریم؟

2- کات سین‌های (صحنه‌های سینمایی) غیر قابل رد کردن و طولانی

شاید باورتان نشود، ولی بعضی سازندگان همچنان بر روی استفاده از کات سین‌های غیر قابل رد کردن یا بسیار طولانی در بازی‌هایشان اصرار دارند. به عنوان مثال، بازی Destiny تا یک سال پس از عرضه شدن، اجازه‌ی رد کردن کات سین‌ها را به بازیکنانش نمی‌داد یا انجام دوباره‌ی Max Payne 3 نیز به خاطر نبود توانایی رد کردن کات سین‌ها، بسیار عذاب آور بود . عناوینی همچون سری ناروتو، متال گیر سالید 2 و 4، یا حتی Final Fantasy X نیز به خاطر داشتن کات سین‌هایی فوق العاده طولانی برای روایت کردن داستان، مورد انتقاد قرار گرفتند.

البته بعضی از سازندگان از یک روش متفاوت استفاده می‌کنند و آن هم استفاده از دیالوگ‌هایی است که قبل از هر ماموریت رد و بدل می‌شوند؛ ولی آن‌ها هم راه حل مناسبی به شمار نمی‌روند. بدترین موردی هم که می‌توانیم به آن اشاره کنیم، کات سین‌هایی هستند که با هر بار تکرار ماموریت، مجبور هستید تا آن‌ها را دوباره تماشا کنید. خدا را شکر که اعضای From Software به پخش کات سین‌های غیر قابل رد کردن و آن هم قبل از هر کدام از باس فایت‌های بازی‌هایشان، اعتقادی ندارند.

 

1- پایان‌های افتضاح

به احتمال زیاد، تا سالیان سال شاهد بحث‌های بسیاری در مورد این مسئله خواهیم بود؛ چون همیشه شاهد عرضه‌ی بازی‌هایی هستیم که علیرغم تمام خوبی‌هایشان، با یک پایان فوق العاده متوسط یا حتی افتضاح به اتمام می‌رسند. شما می‌توانید همانند The Last of Us یک قسمت پایانی کوتاه ولی تاثیرگذار را خلق کنید که در خاطر بازیکنان بماند. ولی وقتی برای نجات پاندورا و متوقف کردن Handsome Jack برای مدتی طولانی به نبرد می‌پردازید و آن پایان را دریافت می‌کنید، یا در Mass Effect 3 برای نجات کهکشان با تمام قوا به مبارزه می‌پردازید و چشمتان به آن پایان‌ها می‌خورد، یا وقتی بالاخره No Man's Sky را به پایان می‌رسانید و آن پایان لعنتی را می‌بینید، تلخی آن‌ها برای همیشه در یادتان می‌ماند. 

در نهایت به پایان این مقاله می‌رسیم. حالا و بعد از مرور کردن این نکات زجرآور، می‌خواهیم تا نظر شما را نیز در مورد آن‌ها بدانیم. آیا تاکنون به موارد مشابهی برخورد کرده‌اید؟ آیا فکر می‌کنید که بعد از این دو قسمت، باز هم موردی را جا انداخته‌ایم؟ پس خوشحال می‌شویم که گفته‌هایتان را با ما به اشتراک بگذارید.

مترجم: پرهام آقاخانی

در همین رابطه: 10 مسئله ای که باعث عصبانیت گیمرها می شود!

نوشته شده در: 31 فروردين 1397
دسته: مقاله، Destiny
این ویدئوها رو دیده‌اید؟
  • Destiny
  • موسیقی بازی‌ها: Destiny Music of the Spheres
  • Destiny
 
 
 
ثبت دیدگاه
 
جهت ثبت دیدگاه، باید وارد شوید!
 

چیزی که منو عصبانی میکنه اینکه اولا پایان بازی جذاب نباشه و یه دموی قشنگ هم نشون نده و مورد بعدی گرافیکه حالا هر قدر بازی روان و خوب باشه ولی اگه گرافیک پایین باشه بدجوری میخره تو ذوقم ولی اگه در عین داستان و گیم پلی به جزئیات پرداخته بشه چند برابر از بازی لذت میبرم یه مثالی هم بزنم تو آرکام اورجینز فقط رو شنل بتمن میشه بارش برف رو دید اما رو ذره و ماسک به هیچ وجه اثری از برف نیست! در صورتیکه تو آرکام سیتی این مورد کاملا رعایت شده بود
آخ آخ اسم اسکورت کردن تولیست رو دیدم دلم کباب شد؛چه زجر هایی تو پیدا کردن اشلی کشیدم وقتی هم بایه بدبختی پیداش میکردی همونقدر هم باید مواظبش میبودی؛باگ ها هم اعصاب خوردکن بودن مخصوصا تو تامب رایدر بخش محیط های گرمسیر
به نظر من با اینکه پایان مس افکت 3 غم انگیز بود ولی یکی از بهترین پایان ها بود.
پایان مس افکت ۳ یا خدا زخم هارو دوباره وا کردی
مقاله جالبی بود
به شخصه بیشتر از همه از اسکورت کردن بدم میاد و مراحلی که تو یه تایم محدودی باید تموم بشن
واقعا رو مخن
چیزی ک منو عصبانی میکنه
بازی بدون بخش داستانی
۶۰ دلاری
ناکامل و با محتوای کم
که از همه بدتر لوت باکسم براش بذارن :/
اونکه لوت با‌‌کس نداره
کلا گفتم
مثلا اورواچ
لگگگگگگگگگ
اسپم: دوستان وبلاگ ها چشون شده؟ اوضا روبه راهه؟
آره برای من هم ارور 404 میده
بنده ذلیل و صغیر از شما تقاضا دارم که بخش وبلاگ رو لطفا درست کنید.ممنون.کمال تشکر رو دارم.
وطنم پاره تنم. چرا زدن سایت metacritic رو ترکوندن برادران زحمت کش
لگ خوردن بخاطر پینگ بالا از همه چی بد تره -_-