شاتل لند
فروشگاه گیفت کارت
 
افسانه‌ی تراوین فروش انواع موس و کیبورد گیمینگ
گیمر باش بهترین سایت فروش گیفت کارت
نقد و بررسی عنوان The Awesome Adventures of Captain Spirit

نقد و بررسی The Awesome Adventures of Captain Spirit

"به قلم علی رجبی"

The Awesome Adventures of Captain Spirit، هرچند که شاید نتوان اسمش را یک "بازی" گذاشت، اما همچنان هدف خود را در ایجاد شوق‌و‌انگیزه برای Life is Strange 2 به خوبی به سرانجام می‌رساند.

همه ما زمانی در خیالات خود یک ابرقهرمان بزرگ بودیم که به جنگ ابرشرورهای فکری مان می‌رفتیم، درواقع سعی داشتیم از این واقعیت یکنواخت اطرافمان فرار کنیم. این دقیقا ماجرای "کریس"، قهرمان جدیدترین روایت مجموعه Life is Strange است. داستان حول "کریس اریکسون" (Chris Erikson)، کودکی 9 ساله می‌گذرد که با پدر خود در محله Beaver Creek زندگی می‌کند. وی که به تازگی با مرگ مادر خود کنار آمده، سعی دارد با زندگی در دنیای خیالی خودش، تحت هویت ساختگی Captain Spirit، خود را از واقعیت تلخ اطرافش دور کند و کمی آرامش ذهن یابد، هرچند که این مسئله برای پدر "کریس" صدق نمی‌کند و از همان دقایق ابتدایی بازی شما متوجه خواهید شد که "چارلز"، پدر "کریس"، مردی شکسته و سردرگم است که نمی‌داند دقیقا چگونه باید با فرزندش رفتار کند و نیازهای عاطفی‌اش را برطرف کند.

رویه Dontnod در قباال این بازی روشی جالب است. همانطور که در ابتدای این متن گفته شد شاید نتوان اسم این تجربه را یک "بازی" نامید، بلکه چیزی نزدیک به دموی P.T است که بازیکن را در یک حیطه محدود رها می‌کند تا خودش با عناصر داستانی، شخصیت‌ها، قابلیت‌های موجود و دیگر موارد آشنا شود. بازی به شما جزئیات دقیقی از داستان نمی‌دهد، طوری که اگر بازیکن شخصیت کنجکاو و جست‌وجوگری نباشد و صرفا بخواهد این مقدمه را هرچه سریعتر به اتمام برساند، در آخرین لحظات متوجه می‌شود که یک فیگور مادری هم در داستان بوده که ظاهرا در یک تصادف فوت کرده و باری را بر روی دوش "کریس" و پدرش گذاشته است. هنگام کشف این حقیقیت، نتوانستم خودم را از مقایسه این واقعه و نحوه مرگ پدر "کلویی"، یکی از 2 پروتاگونیست مجموعه اول، نگه دارم. طوری که "چارلز" کریس را بخاطر آن "تصادف" بخصوص سرزنش می‌کرد مرا یاد عذاب وجدان‌های "کلویی" و یا خود "مکس" از آن واقعه انداخت، که البته یک حس نوستالژیای شیرین داشت!

همانطور که اشاره شد، بازی در گستره محیطی محدودی رخ می‌دهد، اما این بدان معنی نیست که اعمال موجود در بازی هم محدود هستند، برعکس شما برای لذت از این مقدمه کوتاه کارهای بسیاری می‌توانید بکنید و به راحتی می‌توانید 4 ساعت از وقت خود را به این بازی اختصاص دهید. این خود نکته‌ای بسیار مثبت است، زیرا در وهله اول شما را از خستگی صرفا صحبت کردن و انتخاب کردن نجات داده و در وهله دوم بازی را از تبدیل شدن به یک Walking Simulator نجات می‌دهد.

 اعمال یاد شده اکثرا مرتبط با شناخت شخصیتی "کریس"، وقایع اطرافش، رازهای حول خانواده‌اش و مواردی از این قبیل است.برای مثال شما با یافتن مسیر پناهگاه مخفی Captain Spirit، درنهایت به صندوقچه‌ای می‌رسید که حاوی چندین عکس از مادر وی و وسایل ارزشمند دیگر است، و یا با بازی کردن و بررسی اسباب بازی‌هایش، به شناخت کاملی از بعد دیگر افکار "کریس"، یعنی محل زندگی Captain Spirit خواهید رسید، که واقعا نکته جالبیست. اگر ویژگی خاص Life is Strange اول، بازگشت در زمان بود، و ویژگی خاص Before the Storm حاضرجوابی‌های تند "کلویی"، ویژگی خاصی که این فصل دارد اعمال قهرمانانه و خاص Captain Spirit هستد. با فشردن دکمه‌ای برای برخی از افعال، حالت "قهرمانی" فعال شده و شما یک کار را بصورت ویژه انجام خواهید داد، برای مثال به جای اینکه یک شی را به سادگی به سطل زباله بیاندازید، آن را چون یک دشمن فرض کرده و با یک شور خاص و تخیلی جدا به سطل خواهید انداخت. البته این آپشن جالب بعضی مواقع نتایج عکس هم دارد!

دربرخی حالات هم بازی پا را فراتر گذاشته و شما را به ذهن این کودک می‌برد، دنیای عجیب و خیالی "کریس" که در آن ابرشرورها و هیولاهای متعددی برای شکست دادن وجود دارد، مثل "آب گرم کن" خبیث (!) که در ذهن کریس توده ای از یک ماده غلیظ است. این صحنه‌های اندک اما جذاب قهرمانی خود رنگ و رویی تازه به بازی می‌بخشند.

 اگر قرار است یک بازی را حول محور یک کودک بسازید بهتر است مخاطب را هم به کودک شدن دعوت کنید و این بازی دقیقا این کار را می‌کند. از همان دقایق ابتدایی شما به قدری در سرگرمی‌های "کریس" غرق می‌شوید که فریادهای پدرش برای رفتن پای میز صبحانه را نادید گرفته و به بازی مشغول می‌شوید. البته لازم به ذکر است که بعنوان ساخته‌ای دیگر از Dontnod، تمامی اعمال شما طبق فرم همیشگی این استودیو، عواقبی خواهند داشت، و این مقدمه از این مسئله مستثنی نیست. مواقعی بود که در سر داشتم کارهایی را بکنم که شاید از دید "کریس" کاملا عادی باشند اما از دیدگاه یک شخص بالغ آزاردهنده یا نادرست هستند، و این فکر که تمامی یا لاقل بخش بزرگی از انتخاب‌های حاضر بر Life is Strange 2 اثر خواهند گذاشت، بیشتر مرا آزار می‌داد. البته مقصود از آزار اینجا یک پوئن مثبت است، زیرا شما می‌دانید که برخلاف برخی از عناوین با سبکی مشابه، انتخاب‌های شما "مهم" خواهند بود و جنبه تزئینی نخواهند داشت.

در حیطه فنی بازی هم می‌شود گفت تغییرات خوبی صورت گرفته است. بعد از Before the Storm، بازی باری دیگر توسط Unreal Engine ساخته شده، البته این بار نسخه چهارم که با کنار هم گذاشتن عکس‌های نسخه اول و این عنوان، به این نتیجه خواهیم رسید که نورپردازی، جلبه‌های بصری و ظاهر کلی بازی، حالتی بهتر دارد. Dontnod به واسطه این موتور گرافیکی، فیزیک و حالات بدنی یا صورت بهتری را به ارمغان آورده و از حالت مصنوعی وار نسخه اول دور شده است. شما همچنین قادر هستید که حین تحرک دست به انتخاب بزنید.

سخن پایانی

اگر Dontnod با خیال ایجاد کردن هیجان و به اصطلاح، هایپ کردن مخاطبین خودش دست به ساخت این مقدمه زده، پس باید گفت که آن‌ها کارشان را به خوبی انجام داده‌اند. این تجربه کوتاه چند ساعته دیدگاه کلی از چیزهایی که باید در Life is Strange 2 منتظرشان باشیم را به ما می‌دهد و ما را بیش از پیش برای فصلی جدید از وقایع عجیب زندگی، آماده می‌کند.

Verdict

If Dontnod has created this mere prologue for the single purpose of hyping the 2nd season of Life is Strange, then I must say that they’ve done a pretty decent job. This short but rewarding experience has given us a proper outlook of what to expect from Life is Strange 2 and prepared us for the next set of the strangest events life has to offer

Score: 8

نوشته شده در: 15 تير 1397
دسته: نقد و بررسی
این ویدئوها رو دیده‌اید؟
  • The Awesome Adventures of Captain Spirit
 
 
 
ثبت دیدگاه
 
جهت ثبت دیدگاه باید سه روز از ثبت نام شما گذشته باشد.
 

بازی فوق العاده غمگین ولی زیبایی بود. شخصیت رقاص بار، با اینکه حظور فیزیکی نداشت ولی می شه حدس زد از شخصیت های مهم بازی بعدی باشه. جالب اینکه شغل پدر هم باز محافظت در مدرسه بود که می شه منتظر بود پسر هم به همان مدرسه بعد از تعطیلات سال نو برگرده. مادر بزرگ و پدربزرگ هم شانس خوبی دارن که به بازی بیان و احتمالا با پدر و رقاص بار دچار مشکل بشن. کلا بازی بعدی باید خیلی جذاب و با انتخاب های سرنوشت سازی باشه. هر چند به نظر می رسه کاپیتان اسپیریت با تمام سن کمش، قدرت تبدیل شدن به شخصیت منفی داستان رو هم داره.
کوتاه اما بسیار لذت‌بخش بود. با وجود اینکه یک تجربه‌ی رایگان بود اما موسیقی عالی‌ای داشت. بخش آخر بازی هم خیلی خوب عمل کرد و در به وجود آوردن هایپ خیلی موفق بود. امیدوارم واسه نسخه دوم LiS یه کم گرافیک و طراحی صورت بهتر بشه چون حالت چهره تو بیان احساسات خیلی مهمه. نسخه اول که نمی‌فهمیدی داره گریه می‌کنه یا می‌خنده. در عدم ایجاد تنش بین فن‌های کنسولی هم خوب عمل کردن. (PLAYBOX) :دی
پ. ن: اون مجلات تو کمد پدر کریس چی می‌گه این وسط؟ :دی
پ. ن: علی نمی‌دونم عکس اولی رو اسکرین شات گرفتی یا نه اما منم همچین قهرمانی ساختم. (بتمن :دی) شایدم واسه همه یه جوره؟!
در آخر هم بگم قهرمان داستان کک مکی و رنگ موی مشابه با مکس داره. شاید یه ربطی به هم داشته باشن. :دی
:دی اسکرین شاته، من کلا لایت ارمر یا Med راحت ترم تا Heavy :)) دیدم بعضیا هوی زدن و فرق کرده بعضی عناصرش :دی