نماوا
فروشگاه گیفت کارت
 
بازی تانکی آنلاین فروش محصولات MSI
فروشگاه آنلاین پال استور فروش گیفت‌کارت - سریع و ارزان
نگاهي جامع به ژانر استراتژي

نگاهي جامع به ژانر استراتژي

"به قلم علیرضا محزون"

بدون شك قدرت تفكر مهم‌ترين ويژگي انسان و عامل برتري او بر موجودات ديگر است. اين ويژگي به ما اجازه مي‌دهد تا پديده‌هاي اطراف خود را درك و تحليل كنيم، عواقب كارهايمان را بسنجيم و براي آينده‌ي خود برنامه‌ريزي كنيم. از ابتدايي كه بشر در اين كره‌ي خاكي خود را شناخته است همواره از قدرت تفكر در كارهاي روزمره‌ي خود، تعامل با ديگران، پيشرفت در علم و تكنولوژي و هزاران مورد ديگر استفاده كرده است. همه‌ي اين‌ها به انسان كمك كرد تا كيفيت زندگي خود را بهبود ببخشد، مرزهاي علم و دانش را جا‌به‌جا كند و حتي به درجه‌اي از پيشرفت در تكنولوژي برسد كه بتواند سياره‌هاي ديگر را فتح كند. اما در نقطه‌ي از تاريخ، انسان يا شايد انسان‌هايي به اين نتيجه رسيدند كه لازم نيست اين قدرت شگفت‌انگيز تنها در اختيار پيشرفت علم يا مسائل روزمره قرار گيرد و شايد بتوان آن را با سرگرمي درآميخت. اين نقطه را مي‌توان سرآغاز پيدايش طيف جديدي از بازي‌ها دانست؛ بازي‌هايي كه ديگر در آن‌ها قدرت جسماني يا شانس حرف اول را نمي‌زدند و براي پيروزي در آن‌ها نياز به انديشيدن و گرفتن تصميمات درست ضروري بود.

شايد اكنون پس از گذشت قرن‌ها از اختراع شطرنج، هنوز اين بازي را مي‌توان بهترين نمونه‌اي دانست كه تفكر و سرگرمي اين چنين در هم تنيده باشند. شما براي پيروزي در بازي شطرنج به چه چيزهايي نياز داريد؟ جواب ساده است: درك درست از موقعيت مهره‌هاي خود و حريف، پيش‌بيني حركت‌هاي احتمالي او و گرفتن تصميم صحيح يا در يك كلام استراتژي مناسب. امروزه بازي‌هايي كه در آن‌ها تصميمات شما تاثير بسزايي در شكست و پيروزيتان دارند و براي پيروزي در آن‌ها به يك برنامه‌ريزي دقيق با توجه به حركت‌هاي حريف نياز داريد به بازي‌هاي استراتژي معروفند. علاوه بر شطرنج بازي‌هايي نظير Risk و Go نيز در زمره‌ي بازي‌هاي استراتژي قرار مي‌گيرند.

با ظهور بازي‌هاي ويدئويي و افزايش چشم‌گير محبوبيت آن‌ها، طولي نكشيد تا بازي‌هاي استراتژي ويدئويي نيز وارد بازار شدند؛ بازي‌هايي كه در آن‌ها مديريت درست و تصميمات شما حرف اول را مي‌زدند. عنوان Invasion را كه در سال 1972 عرضه شد و يك بازي مشابه Risk بود مي‌توان اولين بازي ويدئويي در ژانر استراتژي دانست. از آن زمان تاكنون بازي‌هاي بي‌شماري در زير‌ژانرهاي مختلف عرضه شده‌اند و كمتر گيمري را مي‌توان يافت كه اين ژانر پرطرفدار را تجربه نكرده باشد.

پيش از صحبت در مورد زيرژانرهاي سبك استراتژي ضروريست تا كمي تعريف خود را از اين ژانر روشن‌تر و محدودتر كنيم. در تعريف اوليه‌ي خود از بازي‌هاي استراتژي مهم‌ترين ويژگي اين بازي‌ها را تاثير انتخاب‌هاي شما در پيروزي و شكست و هم‌چنين نياز به يك برنامه‌ريزي دقيق با توجه به حركات حريف عنوان كرديم. تقريبا تمام بازي‌هاي ويدئويي كم يا زياد اين ويژگي را در خود دارند. براي مثال دو عنوان محبوب ماه‌هاي اخير يعني Fortnite و PUBG را در نظر بگيريد. تمام تصميمات شما در اين بازي‌ها از آغاز تا پايان مثل محل فرود آمدن، استفاده از اسلحه‌ها، حمله كردن يا منتظر ماندن و موارد ديگر تاثير مستقيم در پيروزي يا شكست شما دارند. اما چرا اين بازي‌ها در سبك استراتژي قرار نمي‌گيرند؟ در واقع در ژانر استراتژي ما با يك جهان بزرگ‌تر طرف هستيم و شما به طور هم‌زمان كنترل چيزهاي زيادي را در اختيار داريد. حال مديريت بهينه و استفاده‌ي درست از چيزهايي كه در كنترل شماست و به طور هم‌زمان پيش‌بيني بازي رقيبتان و مقابله با آن كليد پيروزي در اين سبك محسوب مي‌شود.


در ادامه سعي مي‌كنيم تا نگاه جامعي به زيرژانرهاي سبك استراتژي انداخته و بازي‌هاي معروف در هر كدام از اين زيرژانرها را برشماريم:

بازي‌هاي تاكتيكي

امروزه بازي‌هاي تاكتيكي نيز در زيرمجموعه‌ي بازي‌هاي استراتژي قرار مي‌گيرند هر چند تفاوت‌هاي آشكاري با آنچه ما به صورت كلاسيك بازي‌هاي استراتژي مي‌ناميم دارند. در بازي‌هاي تاكتيكي تمركز اصلي بر مبارزات است. معمولا در اين گونه بازي‌ها كنترل گروهي از واحدها به شما واگذار مي‌شود و شما بايد براساس توانايي‌هاي هر كدام از اين واحدها، خصوصيات نيروهاي دشمن و هم‌چنين نقشه‌ي بازي براي حملات خود برنامه‌ريزي كنيد. در اين سبك از بازي‌ها، يكي از اصلي‌ترين ويژگي‌هاي بازي‌هاي استراتژي كلاسيك يعني micromanagementها (خرده مديريت‌ها) غايب هستند. به عبارت ديگر شما نيازي نيست نگران مديريت منابع، ساخت و ساز‌ها و يا توليد نيرو‌هاي جنگي باشيد. سري XCOM را شايد بتوان محبوب‌ترين بازي تاكتيكي عرضه شده تا كنون ناميد.

استراتژي‌هاي نوبتي و Real-time

شايد بتوان اين تقسيم‌بندي را مهم‌ترين تقسيم‌بندي براي بازي‌هاي استراتژي دانست. قطعا اولين تصميم هر بازي‌سازي كه قصد عرضه‌ي يك بازي استراتژي را دارد اين است كه بازي من بايد يك استراتژي Real-time (RTS) يا يك استراتژي نوبتي (TBS) باشد. در بازي‌هاي Real-time، ما با يك خط زماني پيوسته طرف هستيم كه تمام تصميمات شما بلافاصله در نتيجه‌ي بازي تاثيرگذار خواهند بود. اين بدين معني است كه شما و حريفتان مي‌توانيد به صورت موازي با هم به مديريت منابع، ساخت و ساز و هم‌چنين دفاع و حمله بپردازيد. اما در استراتژي‌هاي نوبتي كه بيشترين شباهت را با بازي‌هاي تخته‌اي مثل شطرنج دارند بازي به شما زمان محدود يا نامحدودي را اختصاص مي‌دهد تا حركات خود را بسنجيد و پس از مطمئن شدن از آن‌ها احتمالا با فشردن دكمه‌ي End turn، نوبت را به حريف بدهيد. عناوين Into the Breach و Company of Heroes را مي‌توان به ترتيب نمونه‌هايي از استراتژي نوبتي و استراتژي Real-time دانست.

نكته‌ي جالب اين‌جاست كه برخي بازي‌ها توانسته‌اند اين دو سبك به ظاهر آشتي‌ناپذير را در گيم‌پلي خود پياده‌كنند. بهترين مثال از اين دست بازي‌ها سري Total War است. در اين سري هنگامي كه مشغول گذراندن وقت خود در نقشه‌ي بازي هستيد در واقع داريد استراتژي نوبتي را تجربه مي‌كنيد اما وقتي وارد ميدان نبرد مي‌شويد بازي تبديل به يك RTS مي‌شود.

Multiplier Online Battle Arena - MOBA

اين زيرژانر از بازي‌هاي استراتژي را كه Action Real-Time Strategy (ARTS) نيز ناميده مي‌شوند مي‌توان در زيرمجموعه‌ي استراتژي‌هاي Real-time قرار دارد. در اين سبك ما شاهد تلفيقي از اكشن و نقش‌آفريني با ويژگي‌هاي بازي‌هاي استراتژي هستيم. در اكثر بازي‌هاي اين ژانر چند تيم در مقابل يكديگر قرار مي‌گيرند و گيمر كنترل تنها يك كاراكتر در يكي از اين تيم‌ها را برعهده دارد. حالا گيمرها بايد با كار تيمي و بهره‌گيري درست از ويژگي‌هاي كاراكتر خود به دشمن حمله كرده و پايگاه او را نابود كنند. در اين دست از بازي‌ها معمولا خبري از ساخت و ساز يا توليد نيروهاي جنگي نيست. در عوض گيمر با كسب تجربه و امتياز مي‌تواند ويژگي‌هاي كاراكتر خود را ارتقا بخشد.

جالب است بدانيد كه دو مورد از محبوب‌ترين بازي‌هاي چند سال اخير يعني Dota 2 و League of Legends در گروه بازي‌هاي MOBA دسته‌بندي مي‌شوند.

دفاع از قلعه

شايد بتوان اين زيرژانر را يكي از هيجان‌انگيز‌ترين و نفس‌گيرترين زيرژانرهاي استراتژي دانست. شما كنترل يك پايگاه را در اختيار داريد و بايد موج‌هاي حملات دشمنان به پايگاه خود را دفع كرده و از چالش‌ها پيروز بيرون آييد. در اين راه بازي به شما امكان ساخت، تعمير و ارتقا انواع استحكامات دفاعي مانند ديوارها و هم‌چنين اسلحه‌هاي پيشرفته را مي‌دهد.

قديمي‌ترين بازي دفاع از قلعه Space Invaders نام دارد كه يك بازي آركيد است و در سال 1978 عرضه شد. بازي‌هاي دفاع از قلعه‌ امروزه به هر دو صورت Real-time و نوبتي ساخته مي‌شوند. عنوان Planets Vs. Zombies را مي‌توان يكي از پرطرفدارترين بازي‌هاي سبك دفاع از قلعه دانست. در ماه‌هاي اخير نيز بازي They are billions كه به صورت دسترسي زودهنگام بر روي استيم قابل خريد است توانسته است جايگاهي براي خود در ميان دوست‌داران اين سبك دست و پا كند.

4X

زيرژانر 4X را مي‌توان به جرئت عميق‌ترين و پيچيده‌ترين زيرژانر بازي‌هاي استراتژي دانست. نام 4X از حرف دوم چهار كلمه‌ي eXplore، eXpand، eXploit و eXterminate به معني كاوش، گسترش، استخراج و انهدام وام گرفته شده است. در اين دست از بازي‌ها، گيمر با فرستادن نيروهايش به نقاط مختلف نقشه، محيط اطراف خود را كشف مي‌كند؛ با ساختن شهرهاي جديد قلمرو خود را گسترش مي‌دهد؛ منابع را استخراج كرده و از آن‌ها براي ساخت و ساز و توليد نيروهاي خود استفاده مي‌كند؛ و درنهايت با حمله به رقيبان خود درصدد نابودي آن‌ها برمي‌آيد.

در بازي‌هاي 4X، micromanagementها حرف اصلي را مي‌زنند. اين بدين معني است كه شما كنترل بالايي بر امپراتوري خود داريد. براي مثال مي‌توانيد اقتصاد را به نحوي كه مي‌خواهيد مديريت كنيد يا مسير پيشرفت در تكنولوژي را با توجه به برنامه‌هايتان انتخاب نماييد. هم‌چنين micromanagementها باعث شده‌اند تا اين گونه بازي‌ها از ديد برخي گيمرها بسيار پيچيده به نظر آيند. هرچند بازي‌هاي 4X كنوني سعي كرده‌اند تا اين micromanagementها را به يك حد معقول كاهش دهند تا هم از پيچيدگي بيش از حد بازي بكاهند و هم تجربه‌ي آن را براي طيف وسيع‌تري از گيمرها لذت‌بخش كنند.

عنوان Civilization با گيم‌پلي اعتيادآور خود سال‌هاست كه به نمادي از بازي‌هاي 4X تبديل شده است و اكنون پس از عرضه‌ي شش نسخه از سري تقريبا بدون رقيب به نظر مي‌رسد. در سال‌هاي اخير بازي‌هاي 4X ديگري نظير Stellaris نيز به بازار آمده‌ و البته با اقبال نسبي هم رو‌به‌رو شده‌اند.

Wargame

قطعا شما در طول زندگي خود نقشه‌هاي زيادي را ديده و از آن‌ها چيزهاي ارزشمندي آموخته‌ايد. نقشه‌هايي كه گاهي اوقات خيلي ساكن و بي‌روح به نظر مي‌رسند. اما آيا مي‌توان از همين نقشه‌ها براي ساخت يك بازي استراتژي استفاده كرد و در واقع به آن‌ها جان بخشيد. همين ايده‌ي بسيار ساده، نقطه‌ي آغازي براي يكي از زيرژانرهاي سبك استراتژي يعني Wargame شده است. در اين زيرژانر دو يا چند نفر كنترل نيروهاي رزمي را در يك نقشه برعهده مي‌گيرند و بايد با استفاده از تاكتيك‌هاي جنگي مناسب به قلمرو حريف حمله كرده و سرزمين خود را گسترش دهند.

حال اگر اين نقشه، نقشه‌ي جهان باشد و شما كنترل يك ملت را برعهده گرفته باشيد، با زيرمجموعه‌اي از ژانر Wargame به نام Grand strategy طرف هستيم. Grand strategyها معمولا در يك بستر تاريخي جريان دارند و شما بايد ملت تحت فرمان خود را در يك بازه‌ي تاريخي مشخص به سمت پيروزي سوق دهيد. در چند سال اخير، استوديوي Paradox Interactive با عرضه‌ي بازي‌هاي متعددي مانند Hearts of Iron IV و Europa Universalis IV در اين زيرژانر پيش‌تازي مي‌كند.

سخن پاياني

امروزه بازي‌هاي استراتژي با زيرژانرهاي متعدد خود محبوبيت فراواني نزد گيمرها دارند؛ بازي‌هايي كه در آن‌ها تفكر، داشتن برنامه‌ي درست و پيش‌بيني بازي حريف كليد پيروزي است. پلتفرم PC براي ساليان طولاني تنها پلتفرمي شناخته مي‌شد كه گيمر‌ها مي‌توانستند بر روي آن به تجربه‌ي بازي‌هاي استراتژي بپردازند اما در سال‌هاي اخير شاهد عرضه‌ي عناوين استراتژي بر روي كنسول‌ها نيز بوده‌ايم. عناويني مانند Sudden Strike 4 كه شايد چندان موفق نبوده‌اند اما قطعا نقطه‌ي آغازي براي آشتي دادن ژانر استراتژي با كنسول‌ها محسوب مي‌شوند. اتفاقي كه اگر رخ دهد به دنبال آن جامعه‌ي گيمر‌هاي سبك استراتژي افزايش مي‌يابد و در نتيجه بازي‌هاي بيشتر و با كيفيت‌تري در اين سبك عرضه خواهد شد.

نوشته شده در: 4 روز پيش
دسته: مقاله، Company of Heroes 2
این ویدئوها رو دیده‌اید؟
  • Company of Heroes 2
  • Company of Heroes 2
  • Company of Heroes 2
 
 
 
ثبت دیدگاه
 
جهت ثبت دیدگاه باید سه روز از ثبت نام شما گذشته باشد.
 

با کمال احترام به طرفدارای این ژانر ، هیچوقت نتونستم با این ژانر اپنجور که باید ارتباط برقرار کنم البته قبول دارم ژانر فوق العادیه. ولی اصلا به هیچ عنوان با سلیقه س من هماهنگ نیست
خیلی خوب، مختصر و مفید، خسته نباشید
سلام،
از شما تشکر میکنم به خاطر نوشتن این مقاله زیبا ،وجود چنین مقاله ای داخل سایت جاش خالی بود که شما با قلم خوبتون به نگارش در آوردید.
ممنون
امیدوارم بتونم مقاله های بهتری هم بنویسم.
استراتژی فقط وارکرفت ۳. یعنی ژانر استراتژی (و شاید بهتره بگم دنیای گیمینگ) رو متحول کرد. و جالبه که با custom maps هم سبک moba از دلش بیرون اومد، و هم سبک tower defense کلی ایده و نوآوری به دست آورد. بماند باقی mapها که هنوز داره از روی اونا بازی با سبک جدید ساخته میشه.
+ الان نگاه کردم دیدم متای وارکرفت ۳ شده ۹۲
+ وارکرفت ۴...
دوس داشتنی ترین سبک بازی برا من همین استراتژی هست.یه دنیای عجیبی داره که وقتی واردش شدی و ازش خوشت اومد دوس داری دنیای واقعی،شبیه دنیای توی باطی بشع.چیزی هم که بازیا این سبکو برام به شکله دیوانه واری لذت بخش میکنه،حسه امپراطور یا رهبر و همه کاره ی یه شهر یا کشور بودنه.آزادی عمل و درگیر کردنه ذهن هم از چیزایی هست که این نوع بازی ها رو از بقیه سبک ها متمایز میکنه.هست میگن عالی ترین عشق،عشق به خداست...تو بازی ها هم عالی ترین عشق،عشق به سبک استراتژیه
دقیقا درسته
از نظر من استراتژی که در بازی dota2 یا lol به کار میره با بازی های دیگه اصلا قابل مقایسه نیست در این 2 بازی تصمیم گیری سریع،سرعت عمل،فکر کردن،و خلاقیت،زیادی باید به خرج داد و عمل کرد البته این نظر شخصیه
ژانر فوق العاده ایه بهترین دوران زندگیمو با این زانر گذروندم
استارکرفت ۱و ۲
وارکرفت ۳
Rise of nation
Dawn of war retribution
Lord of the rings battle for middle earth 2
Rise of legends
Age of mythology
ژنرالز
Command & conquer tiberium wars
سری stronghold و ....کلی عنوان دیگه ک حضور ذهن ندارم متاسفانه
دو سالی هست به خاطر مشکل چشم و سردرد هام نمیتونم استراتژیک بازی کنم مثل قبل و فاصله گرفتم
ولی ژانر بی نظیریه و هیچوقت تجربه های لذت بخششو‌ فراموش نمیکنم
خیلی عالی و کامل بود.تشکر
از زمان E3 تا الان مقاله های خوبی منتشر شده
پردیس داره خیلی خوب کار میکنه
همینجوری ادامه بده ایول
خوشحالم که خوشتون اومد
کامنت نا مربوط

چرا پردیس اینطوری شده دیگه شورو شوقی نمونده انگار
خیلی از بخش ها اصلا دیگه کار نمیشن
انگار اخرالزمان تو سایت
کو اون پردیس گیم
Sam sk نیست
بیاد دوباره سایت منفجر میشه :)
نه من هستم ، کم کامنت میذارم...
حالا یکم کمتر بحث کنیم چیزی نمیشه که -_-
مشاهده 1 پاسخ دیگر
Dota 2 رو میشه بخاطر ریل تایم بودنش مهیج ترین نوع در نظر بگیری. برای همین هم هست مسابقات به شدت جذابی داره جوری که تا لحظات اخر نمیشه فهمید کدوم تیم برنده هستش ممکنه یه تیم با کیل 40 به تیمی که 8 کیل داره ببازه. خیلی عوامل دخیله. البته هیچ شباهتی به استراتژیک های دیگه نداره و بیشتر کلمه "استراتژیک" در مورد بازی صادق هست که باید جلوی هر بیلد و هیرو درفت و بن و آیتم بیلد مناسب بری وگرنه هیچ شباهتی به سایرین نداره. البته ریل تایم باعث میشه رفلکس و سرعت عمل هم موثر باشه که در نهایت بازی رو مهیج می کنه و به همین دلیل هم هستش که یه پلیر خوب 6 7k ام ام آر با پلیر 5k تفاوت زیادی داره. حالا ام ام ار های پایین تر بماند. البته مدت زیادی هستش که محیط دوتا مناسب نیست و بیش از حد Toxic شده. خلاصه زندگی ادم رو بیش از حد درگیر می کنه بالاخره بعد از 4 سال تونستم از منجلاب دوتا 2 بیام بیرون و امیدوارم دیگه سمتش نرم.6000 ساعت زمان صرف بازی کردم که واقعا بی هدف بود. شخصا تونستم بازی رو رها کنم ولی هنوز اطرافم کسایی هستن که درگیرن. خلاصه اگر در حال حاضر یه تازه وارد هستین بیشتر درگیر نشین مگر این که یه استعداد فضایی دارین و در حد بازیکن های جهانی می تونین بازی کنین. وگرنه برای سرگرمی هیچ هدف و نتیجه ای نداره. مثل یه LOOP می مونه که زندگی رو ازتون میگیره. نه چیز جدید یادتون میده و نه بعد از مدتی زیبایی هنری جدیدی داره.
من بیش از هشت سال دارم Dota allstars و DOTa 2 بازی میکنم ولی این قسمت رو نفهمیدم که میگی مثل یه loop میمونه و چیز جدیدی یادمون نمیده ... (مقصودم اینه که ، صرفا تو هر گیمی که بتونیم در حد بازیکن های جهانی باشیم باید اون گیم رو بازی کنیم؟و ادامه بدیم ؟ هدف از گیم کردن چیزی جز سرگرمی نیست که البته هر کس یه لیست بازی داره که براش فراتر از سرگرمی هستن)
البته که گیم پلی روان و ریل تایم بودن ، Dota رو به یه بازی بشدت اعتیاد آور تبدیل کرده اما این ما هستیم که باید مدیریت کنیم.
Dota 2 چیزی بهت یاد نمیده از هنر و طراحی و زندگی.(منظورم این نیست طراحی بازی شگفت انگیز نیست منظورم اینه بعد از مدتی بازی کردن چیز تازه ای یا طراحی گرافیکی جدید یا مثلا درس تازه ای بهت یاد نمیده) ولی بازی های داستانی مثل TLOU یا Witcher ممکنه بهت اطلاعات و درس زندگی هم بدن. هدف اول درسته سرگرمیه ولی به نظرم Dota 2 بعد از یه مدت زیاد تبدیل به لوپ میشه یه چرخه تکراری درست استراتژی و حرکتای جالب میشه زد + این که پچ های مختلف میاد ولی در واقع چیز خیلی تازه ای نیست و اگر مدیریت نشه فقط وقتت رو هدر میدی. خیلی ها هستن که نتونستن مدیریت کنن و زندگیشون به فنا رفته خاصیت دوتا همینه ولی اگر کسی بتونه مدیریت کنه واقعا سرگرم کنندس اما مدیریت نشه دیگه سرگرم کننده نیست بلکه زندگی ادمو ازش میگیره. از طرف دیگه دوتا یکی از بدی هاش اینه اونقد ذهن رو درگیر می کنه که حتی وقتی بازی هم نمی کنی باز هم ذهنت درگیر استراتژی و بیلد و ... هست. حالا اینا همه بین ادما متفاوته بستگی داره چقد درگیر بازی باشی. بازی های داستانی حداقل درگیر نمی کنن ادمو بعد از یه مدت تموم میشه و میریم سراغ یه هنر جدید اما دوتا با ادم کاری می کنه سمت دیگر بازی ها نری (اینو خودم دیدم در مورد اکثر پلیر های دوتا که دیگه سمت بازی های دیگه نرفتن تقریبا 90 درصدشون این اتفاق براشون میوفته، اگر هم برن سراغ بازی های دیگه اونا هم PUBG و LOL هستش.)
مشاهده 2 پاسخ دیگر