فروشگاه گیفت کارت
 
خرید گیفت کارت مای گیفت ارزان ترین گیفت کارت ها
جنگ خان‌ها هیولا
نگاهی دوباره بر مموراندا

نگاهی دوباره بر مموراندا

نگاهی دوباره بر مموراندا

"به قلم پرهام آقاخانی"

اگر اخبار بازی‌های ایرانی را دنبال کرده باشید، حتما می‌دانید که یکی از بزرگ‌ترین مشکلات این صنعت در کشورمان، این است که اکثریت سازندگان، تنها به دنبال کپی برداری ویژگی‌های عناوین موفق هستند تا الهام گرفتن از آن‌ها و همین مورد، تاثیر بسیار بدی بر روی کیفیت نهایی عناوین آن‌ها گذاشته است. با این حال، هنوز هم یک سری از سازندگان پیدا می‌شوند که خلاف جریان موجود حرکت کنند و با الهام گیری درست از منابع مختلف، تجربه‌ای منحصر به فرد را به بازیکنانشان ارائه دهند. یکی از این استودیوها، استودیوی ایرانی Bit Byterz است که با الهام گیری از داستان‌های یکی از نویسنده‌های توانای ژاپنی، یعنی آقای هاروکی موراکامی، عنوانی با نام مموراندا را خلق کرده‌اند. حدود یک سال و نیم پیش، این بازی به صورت جهانی در فروشگاه‌های دیجیتالی‌ای همانند استیم و GOG در دسترس قرار گرفت. ولی مدت کوتاهی است که این بازی با پشتیبانی از زیرنویس فارسی بر روی فروشگاه هیولا نیز عرضه شده تا کاربران فارسی زبان نیز بتوانند به راحتی و با هزینه‌ای کمتر نسبت به نسخه‌ی جهانی، به تجربه‌ی آن بپردازند. ما نیز به همین مناسبت، قصد داریم تا باری دیگر، نگاهی به این بازی بیندازیم.

از آنجایی که این بازی قبلا در پردیس گیم نقد شده است و تغییرات آن در نسخه‌ی مربوط به فروشگاه هیولا، فقط به بومی سازی برای کاربران فارسی زبان خلاصه می‌شود، قصد نداریم که به قصد نمره دادن، به بررسی آن بپردازیم؛ بلکه می‌خواهیم تا از یک نگاه دیگر و به عنوان کسی که با داستان‌های هاروکی موراکامی آشنایی ندارد، آن را مشاهده کنیم و شاید هم در طول این مسیر، به نکاتی بر بخوریم که شاید کمتر کسی متوجه آن‌ها شده باشد.

همانطور که قبلا هم اشاره کردیم، مموراندا با الهام گیری از آثار هاروکی موراکامی ساخته شده است؛ آثاری که از سبک‌هایی همچون سوررئالیسم و همچنین رئالیسم جادویی بهره می‌گیرند. داستان بازی در مورد دختر جوانی با نام میزوکی است که در به یاد آوردن هویت خودش، دچار مشکل شده و برخی اوقات نمی‌تواند نامش را به یاد بیاورد. پس او برای حل مشکلاتش، تلاش کرده و با شخصیت‌های مختلف و بعضا عجیبی نیز در طول این مسیر روبرو می‌شود. هسته‌ی داستان بازی به خوبی شکل گرفته است، اما با وجود این بستر مناسب برای داستان گویی، بازی به خاطر وجود یک سری از مشکلات نمی‌تواند که در جذب مخاطب، موفق عمل کند. اولین مشکل به شخصیت‌هایی که در طول بازی به آن‌ها برخورد می‌کنید، برمی‌گردد. شخصیت‌های بازی و اتفاقات داستانی، از روی داستان‌های نوشته شده توسط موراکامی طراحی شده‌اند که قطعا برای کسانی که به مطالعه‌ی آثار او پرداخته‌اند، جالب است. ولی مسئله‌ی اصلی اینجاست که یک مخاطب عادی که هیچ اطلاعی از این داستان‌ها ندارد، نمی‌تواند متوجه آن‌ها شود و همین باعث می‌شود که نتواند آن طور که باید، با بازی ارتباط برقرار کند. این مورد مخصوصا در کنار یکی دیگر از ایرادات اصلی بخش داستانی، یعنی شخصیت پردازی بد کارکترها، بیشتر خودش را نشان می‌دهد. تمام شخصیت‌های بازی و مخصوصا خود میزوکی، علیرغم پتانسیلی که برای تبدیل شدن به شخصیت‌هایی بسیار خوب و به یاد ماندنی دارند، نه تنها فقط در حد یک تیپ باقی می‌مانند و از آن فراتر نمی‌روند، بلکه در مواردی نیز کاملا اضافی به نظر می‌رسند و بود و نبودشان تاثیری بر داستان نمی‌گذارد. از این رو، درست همان گونه که در نقد و بررسی بازی به آن اشاره شده بود، شاید بهتر بود که داستان بازی بیشتر روی روابط میزوکی با پدرش و همچنین دوستش تمرکز می‌کرد. اینگونه نیازی به چندین و چند کارکتر مختلف نبود و شاید نتیجه‌ای بهتر در قسمت داستانی حاصل می‌شد.

آخرین مشکل بخش داستانی نیز، نبود انسجام مناسب در روایت داستان است. بازی با یک هدف خاص یعنی یافتن هویت میزوکی شروع می‌شود. ولی هر چقدر که ادامه می‌دهید، داستان از مسیر اصلی‌اش منحرف می‌شود و به بهانه‌ی آشنایی با شخصیت‌ها و دیدن وقایع مختلف (که همانطور که قبلا اشاره کردیم، از داستان‌های موراکامی الهام گرفته شده‌اند) باید به انجام اعمالی در طول داستان بپردازید که در نهایت هیچ کمکی به روایت آن نمی‌کنند. حتی پایان بازی نیز راضی کننده طراحی نشده است و جوابی مبنی بر موفقیت آمیز بودن یا نبودن فعالیت‌های میزوکی برای به یاد آوردن دوباره‌ی نامش، به بازیکن نمی‌دهد.

البته با وجود این مشکلات در بخش داستانی بازی، این بخش یک نکته‌ی بسیار مثبت دارد. شاید باورتان نشود، ولی کیفیت دیالوگ‌های بازی واقعا خوب است و مثل یک سری از عناوین ایرانی، شاهد دیالوگ‌های عجیب و غریب و یا احمقانه در طول بازی نیستیم؛ هرچند که یک سری دیالوگی که دیوار چهارم را می‌شکنند، چندان با جو بازی تناسب ندارند و ممکن است به مذاق همه خوش نیایند. اما یک مشکل در این بخش وجود دارد که ممکن است از نظر عده‌ای، به عنوان گیر دادن بیخود به بازی محسوب شود: ترجمه‌ی بعضی دیالوگ‌ها به زبان فارسی، اصلا خوب نیست. متاسفانه دیالوگ‌های بازی، ترجمه‌ی دقیقی ندارند و در مواردی می‌توانید شاهد این باشید که یک جمله‌ی کوتاه، ترجمه‌ای در حد چند خط داشته باشد (که به خاطر اتمام دیالوگ، خیلی سریع و قبل از این که بتوانید آن‌ها را کاملا مطالعه کنید، ناگهان توسط بازی رد می‌شوند) یا این که یک دیالوگ فوق العاده بلند در حد سه کلمه خلاصه شود و یک سری از موارد اضافه‌ای که توسط میزوکی یا کارکترها بیان می‌شود را نفهمید! حتی در بعضی موارد هم کلا کلمات تغییر پیدا کرده‌اند و مثلا نام یکی از شخصیت‌های بازی از دبچیک "Dabchick" که اشاره‌ای مستقیم به یکی از آثار موراکامی است، به اسفرود تغییر پیدا کرده است که معلوم نیست چرا چنین تغییری صورت گرفته است.

از بخش داستانی که بگذریم، باید دید که کیفیت معماها در چه سطحی قرار دارند. چون هر چه باشد، مموراندا یک عنوان در سبک ماجراجویی اشاره و کلیک (Point & Click Adventure Game) است؛ سبکی که در آن، معماها بخشی بسیار مهم از بازی را شکل می‌دهند. متاسفانه اینجاست که بزرگترین ضربه به بازی وارد شده است؛ چون به جز معماهای چند دقیقه‌ی اولیه‌ی بازی، سایر معماها به شدت بی منطق هستند و گوی سبقت را حتی از بدترین معماهای این سبک، می‌ربایند. مثلا در قسمتی از بازی می‌بایست یک گیاه خاص را برای تهیه کردن عصاره‌ی آن، له کنید و یک چوب بیس بال نیز در اختیار دارید. اینجاست که بسیاری از افراد سعی می‌کنند تا از چوب بیس بال برای انجام این کار استفاده کنند. غافل از این که راه حل واقعی این است که آن گیاه را به یک گوزن بدهید تا بجود!

اوضاع وقتی بدتر می‌شود که متوجه می‌شوید به جز یک سری معمای خاص و انگشت شمار که در آن‌ها سه Hint در اختیارتان قرار می‌گیرد، هیچ راهنمایی دیگری برای حل معماها و ادامه دادن روند داستانی، وجود ندارد. حتی مکالمه با شخصیت‌های موجود در بازی و یا بررسی دفترچه‌ی میزوکی (که وقایع مختلف و کارهایی که باید انجام دهید، در آن ثبت می‌شوند) نیز نمی‌تواند کمکی در این باره به شما بکند. در نتیجه، اگر نخواهید که از راهنماهای آنلاین استفاده کنید، مجبور می‌شوید تا همین طور دور خودتان بچرخید و آیتم‌های مختلف را روی یکدیگر و یا روی در و دیوار امتحان کنید تا شاید فرجی بشود و بتوانید بازی را ادامه دهید!

نکته‌ی دیگری که در مورد معماها وجود دارد (و البته نکته‌ی منفی‌ای هم نیست)، این است که خیلی راحت می‌توانید سیر روایی و معماهای بازی را با یک حرکت ناخواسته، به نابودی بکشانید. به عنوان مثال، اگر بتوانید در گاوصندوق موجود در اتاق میزوکی را بدون انجام یک سری معمای خاص باز کنید، آیتم‌های مربوط به آن معما که ممکن است به سایر معماها نیز ربط داشته باشند، به صورت ناگهانی از Inventory حذف می‌شوند و حتی قسمت‌های مربوط به آن معما نیز در دفترچه‌ی میزوکی، خالی می‌مانند. البته جای شکر دارد که چنین مشکلی به هیچ عنوان روی ادامه‌ی بازی تاثیر نمی‌گذارد و باعث نمی‌شود که به خاطر نداشتن یک آیتم خاص، مجبور به تکرار دوباره‌ی بازی از ابتدای آن شوید.

ولی با این که بخش‌های داستان و گیم پلی، مشکلات فراوانی دارند، بخش دیداری و شنیداری بازی کیفیتی مثال زدنی دارد. گرافیک هنری بازی نه تنها یکی از بهترین‌ها در تاریخ بازی‌های ایرانی محسوب می‌شود، بلکه حتی به راحتی می‌تواند که یک سری از بهترین عناوین خارجی را هم پشت سر بگذارد. تمامی محیط‌ها و کارکترها، به زیبایی و بر طبق حال و هوای بازی طراحی شده‌اند و محال است که با دیدن جزئیات خارق العاده‌ی هر صحنه، هنر سازندگان را تحسین نکنید. علاوه بر این، سازندگان نکات مختلفی را در بازی قرار داده‌اند که در عین کوچک بودن، بسیار به ساخت دنیای آن کمک کرده‌اند. مثلا با هر بار عبور از میدان شهر، کارکترهایی به صورت تصادفی در نقاط مختلف آن ظاهر می‌شوند که در عین ساده بودن، باعث زنده جلوه داده شدن محیط می‌شوند.

از طرفی دیگر نیز با بخش صوتی عالی بازی روبرو هستیم. موسیقی‌های بازی بسیار خوب تنظیم شده‌اند و نه تنها کاملا در خدمت بازی و فضای آن هستند، بلکه با ریتم آرام و دلنشینی که دارند، می‌توانند مرهمی باشند بر سردردهایی که بعد از تلاش‌های فراوان برای حل معماهای بازی بدست آورده‌اید. صداگذاری بازی نیز در سطح بسیار خوبی قرار دارد و نه تنها صداگذاران بازی توانسته‌اند کارشان را به بهترین شکل ممکن انجام بدهند، بلکه صدای شخصیت‌ها هم در اکثریت موارد با خصوصیات رفتاری و ظاهری آن‌ها تطابق دارد و از این لحاظ، نمی‌توان مشکلی در آن پیدا کرد.

بازبینی تصویری:

آن جای خالی را در سمت راست دفترچه می‌بینید؟ آن قسمت مربوط به همان معماهایی است که بر حسب اتفاق، انجام نشده‌اند!

بعضی روزنامه‌های موجود در بازی، حاوی مطالب جالبی هستند. ولی عبارات کوچک زیر صفحات، برخلاف چیزی که ممکن است فکر کنید، هیچ ربطی به خود بازی و کلا گیمینگ ندارند و از منابعی همچون خبر آنلاین برداشته شده‌اند

مشکلات همواره در کمین‌اند...

در بازی می‌توانید با استفاده از دکمه‌های + و – قسمت ماشین حساب کیبوردتان، روی صفحه بازی زوم کنید که البته کاربرد خاصی هم ندارد

متاسفانه هیچ گزینه‌ای برای تغییر تنظیمات گرافیکی در بازی وجود ندارد

سخن آخر:

مموراندا هم جزو همان بازی‌هایی است که نقص در تعدادی از بخش‌هایش، باعث کم شدن کیفیت تجربه‌ی کلی و ارزش آن شده است. طراحی‌های هنری بازی عالی است، موسیقی‌ها گوش نواز هستند و اتمسفر آن نیز بسیار خوب است. ولی تمامی این نکات مثبت، فدای طراحی بد معماها و روایت و شخصیت پردازی ضعیف آن شده‌اند. استودیوی بیت بایترز، مشخصا در تلاش برای ساخت یک بازی ماجرایی کلاسیک، نتیجه‌ی مناسبی را ارائه نداده است، اما با این حال و با توجه به اثر فعلی‌شان، می‌توان به ساخت عناوین درخشان توسط آن‌ها در آینده، امید داشت.

نوشته شده در: 24 تير 1397
دسته: مقاله، Memoranda
این ویدئوها رو دیده‌اید؟
  • Memoranda
 
گیم آموز
 
 
ثبت دیدگاه
 
جهت ثبت دیدگاه، باید وارد شوید!