شاتل لند
فروشگاه گیفت کارت
 
افسانه‌ی تراوین فروش انواع موس و کیبورد گیمینگ
بهترین سایت فروش گیفت کارت بهترین سایت فروش گیفت کارت
ده لحظه‌ی شوکه کننده در سری Silent Hill

Silent Hill

"ترجمه شده از وبسایت Gamesradar"

لغو شدن ساخت Silent Hill کوجیما بسیار ظالمانه بود. تنها در یکی از راهرو‌های P.T آنقدر پتانسیل ترساندن وجود داشت که شاید بتوان احتمال داد اگر نسخه کامل این عنوان انتشار می‌یافت به علت بیش از حد ترسناک بودن غیر قابل بازی می‌شد. پس بیاید در غم احتمالاتی که برای P.T وجود داشت، نگاهی دوباره به لحظه‌های "جادویی" که در سری Silent Hill وجود دارد بیاندازیم. قطعا در تهیه‌ی این لیست چیزی از فیلم‌ها و نسخه Homecoming بازی انتخاب نشده است. بیاید با یکدیگر روراست باشیم، آن‌ها یک آثار خوبی نبودند. 

این مقاله حاوی اسپویلر می‌باشد. 

Silent Hill

1.یک کوچه‌ی بن بست- Silent Hill

شروع این مقاله با اولین نسخه سری، بهترین روش برای تجلیل از ترس‌هایی که سری Silent Hill ایجاد کرده است می‌باشد. Harry Mason در یک شهر مه‌ آلود به دنبال دختر خود می‌گردد و وارد یک کوچه می‌شود. البته در بازی‌ها و فیلم‌های ترسناک همیشه وارد شدن به یک کوچه‌ی خلوت در جایی مرموز برای شخصیت‌های اصلی ایده‌ای فوق‌العاده به نظر می‌رسد! در ادامه شاهد‌ صحنه‌ای به سبک آثار هیچکاک هستیم. یک نمای هلندی (در سینما نمای کج و زاویه دار دوربین را نمای هلندی می‌نامند)، صدای شیون آژیر، یک سقوط به تاریکی خالص، مقدار زیادی خاک، خون، جنازه‌های آویزان شده و موجوداتی بدون سر که پوست بدنشان کنده شده و با چنگال‌هایشان قصد کشتن شما را دارند. چه قدر دوست داشتنی! Resident Evil در مقابل این عنوان شبیه بازی Gex به نظر می‌رسید. همچنین این عنوان ثابت کرد که بازی‌های رایانه‌ای نیز به راحتی می‌توانند مانند فیلم‌ها، ترسناک و تکان دهنده باشند.

Silent Hill

2.اولین پرستار- Silent Hill

امروزه بازی‌های ترسناک نسبت به 15 سال پیش که Silent Hill عرضه شد بسیار زننده تر شده‌اند، اما از قدیم گفته‌اند " انسان هیچ وقت بار اولش را فراموش نمی‌کند". و اگر بخواهیم راجع به صحنه‌های ترسناک و تصویر سازی‌های کابوس گونه نظر دهیم این صحنه‌ی خاص در Silent Hill قطعا خودنمایی می‌کند. مخصوصا اگر در سنین جوانی این بازی را انجام داده باشید قطعا این صحنه تاثیر بسیاری بر روی شما گذاشته است. پرستار Lisa ی بیچاره (که فقط در Hellworld بازیSilent Hill با او برخورد می‌کنیم که این موضوع خود می‌توانست اخطاری باشد) قبل از اینکه خون از چشم‌ها و دهانش جاری شود، کم‌کم متوجه می‌شود که مشکلی دارد. اما ترسناک ترین‌ بخش قضیه چیست ؟ این است که Lisa در همان وضیعت ‌هم از Harry می‌خواهد تا به او کمک کند اما تنها کاری که از دست Harry بر می‌آید فرار کردن است. عجب آدم بی‌کفایتی.

Silent Hill 2

3.قدم زدن در درختستان – Silent Hill 2

این مورد لیست، صحنه‌ای نیست که به سبک سنتی ترسناک باشد، اما نشان می‌دهد که چه قدر Team Silent نسبت به نتیجه‌ی اثر خود مطمئن بوده است. James Sunderland شخصیت اصلی بازی، به سمت شهر Silent Hill حرکت می‌کند. مسیر حرکت او جاده‌ای پر درخت و پر پیج و خم می‌باشد با تنها یک جاده‌ی فرعی در قبرستان و اینگونه به نظر می‌رسد که این جاده تا ابد ادامه‌ دارد. هیچ اتفاقی در این مسیر نمی‌افتد اما شما به لطف صدا‌هایی که می‌شنوید و قوه تخیل خودتان مدام در انتظار رخ دادن اتفاقی هستید. بعد از مدتی James بالاخره به شهر می‌رسد. شاید این یک شروع نا‌ امید کننده باشد اما باعث می‌شود سر تا سر وجودتان از ترس لب ریز شود.

Silent Hill 2

4.تهدید صامت  Silent Hill 2 - Pyramid Head

Pyramid Head قطعا نمادین ترین دشمن شما در سری بازی Silent Hill می‌باشد.  اما بهترین نکته در باره‌ی Pyramid Head چیست؟ برای این شخصیت هیچ نوع صحنه معرفی عظیمی وجود ندارد و همچنین هیچ cut scene قوی و بزرگی برای اعلام حضور این شخصیت ساخته نشده است. James در حال وقت تلف کردن و گشتن در آپارتمان‌های کنار درختستان است سرش مشغول کار خودش است و سعی می‌کند در‌ها را باز کند که ناگهان صدای جیغی سر داده می‌شود. James شروع به دویدن به سمت صدای جیغ می‌کند که ناگهان با موجودی رو به رو می‌شود که از آن سوی میله‌ها به او نگاه می‌کند. این موجود هیچ حرکتی نمی‌کند فقط در سکوت به جیمز نگاه می‌کند. در حالی که رادیوی James به طرز شدیدی شروع به تولید صدای خش خش می‌کند. البته اگر نگاهتان را از وی بردارید و دوباره نگاه کنید Pyramid Head دیگر در آن‌جا حضور ندارد. اما می‌دانید که او در همان اطراف در حال پرسه زدن می‌باشد.. در همان نزدیکی.

Silent Hill 2

5.هیولا تو هستی – Silent Hill 2

بالاخره در Silent Hill 2 آن زمان ترسناک فرا می‌رسد، زمانی که James  متوجه می‌شود هیولای واقعی خودش است! و در تمام مدت همه‌ چیز تقصیر او بوده. James کار بسیار بدی انجام داده است و با فاش شدن این موضوع، بدون لو رفتن دیگر بخش‌ها،‌ قسمت هایی از عناصر داستانی بازی روشن‌تر می‌شوند. این بازی بی‌دلیل انتزاعی نیست، و همه چیز در بازی معنی دارد. به عنوان مثال اولین دشمنی که James با آن رو به رو می‌شود موجودی است بدون دست که استفراغ می‌کند. مقابله با این موجود زیاد سخت نیست چون به دلیل نداشتن دست نمی‌تواند با شما مبارزه کند و فقط بر روی شما استفراغ می‌کند. اما با توجه به چیزی که در انتهای بازی فاش می‌شود... مریضی، استفراغ، موجودی که نمی‌تواند در مقابل شما مبارزه کند... آیا همه‌ی این‌ها شما را به یاد شخص خاصی نمی‌اندازد؟‌

Silent Hill 3

6.انعکاس ترسناک Silent Hill 3

Silent Hill 3 برخلاف Silent Hill 2 که بیشتر مفهومی بود، به ریشه‌هایش در بازی اول یعنی پرداختن به مسائل و فعالیت‌های مخفیانه فرقه‌ای بازگشت. بنابراین این نسخه کمی ساده‌تر بود و نسبت به نسخه دوم زیاد جذاب نبود. اما این مسئله اصلا مهم نیست چون این بازی هم به اندازه‌ی کافی صحنه‌های ناخوش‌آیند و زننده دارد. شخصیت اصلی بازی، Heather Mason وارد اتاقی‌ می‌شود که یک آینه‌ی بزرگ دارد - و با توجه‌ به اینکه این یک بازی Silent Hill است – اتفاقات عجیبی شروع به رخ دادن می‌کند. ناگهان از انعکاس کاسه‌ی روشویی در آینه خون جاری می‌شود و این خون از آینه به دنیای واقعی سرازیر می‌شود. در عین حال، ناگهان انعکاس Heather در آینه از حرکت می‌ایستد و کم کم تغییر شکل می‌دهد به طوری که به نظر می‌رسد بیمار شده است. البته قبلا در بازی اعلام شده بود که Heather از آینه‌ها می‌ترسد. بنابراین Silent Hill را می‌توان بعد ازMushroom Kingdom در بازی‌های ماریو، یکی از سادیستی ترین مکان‌های خود آگاه در بازی‌های رایانه‌ای دانست.

Silent Hill 4

7.هیچ جایی امن نیست - Silent Hill 4: The Room

به لطف اتفاقاتی که در اتاق جن زده‌‌ و تسخیر شده‌ی داستان رخ می‌دهد ،Silent Hill 4: The Room ، احتمالا ترسناک ترین نسخه در تمام سری است. برخی از این اتفاقات خیلی ساده و ملایم هستند مانند حرکت کردن یک جفت کفش (شاید مادر شخصیت اصلی بازی یعنیHenry، از شلختگی او عصبانی شده و آن کفش‌ها را جا به جا کرده) اما برخی دیگر کاملا وحشتناک هستند، مانند صورت‌های که روی دیوارها ظاهر می‌شوند و شروع به جیغ و فریاد کشیدن می‌کنند. به علاوه هرچه قدر به این اتفاقات ترسناک نزدیک‌تر باشید از جان با ارزش شما در بازی بیشتر کم می‌شود. اتاق (The Room) در ابتدای بازی نوعی پناهگاه محسوب می‌شد، اما هرچه بیشتر در بازی پیشرفت کنید این موضوع بیشتر شکل عکس به خود می‌گیرد و هیچ جایی امن نخواهد بود. قطعا یکی از بدترین اتفاقاتی که در این اتاق رخ می‌دهد زمانی است که از سوراخ چشمی در به بیرون نگاه می‌کنید و شخصیت خود را به صورت شوم و خونین می‌بینید که از آن سوی در به شما خیره شده است.

Silent Hill 4

8.سر وحشتناک - Silent Hill 4: The Room

همیشه می‌توان احساس کرد که David Lynch و آثار وی، مخصوصا گیج کننده‌ترین  و وحشتناک‌ترین فیلم‌هایش (مانند Eraserhead و Inland Empire) از منابع الهام سری Silent Hill بوده‌اند. صحنه‌ای که در این قسمت به آن می‌پردازیم ما را به‌ یاد قسمتی از فیلم Eraserhead می‌اندازد. در فیلم صحنه‌ای وجود دارد که همه‌ چیز نرمال اما شاید کمی‌ عجیب به نظر می‌رسد و ناگهان زنی با چهره‌ای دفرمه را در یک رادیاتور می‌بینیم که شروع به آواز خواندن می‌کند. در Silent Hill 4 شخصیت بازی، سرش به کار خودش گرم است و در یک بیمارستان ترسناک در حال چرخ زدن است و وارد اتاقی می‌شود که سر بزرگ شخصیت دوم بازی Eileen Galvin در آن قرار دارد. در ضمن چشم‌های این سر بزرگ حرکات شما را در آن محیط دنبال می‌کنند.

Silent Hill

9.شوک خالص - Silent Hill: Shattered Memories

Shattered Memories یکی از نسخه‌های خوب بازی است و اگر کسی ادعایی بر خلاف این داشت حرفش را باور نکنید. این نسخه بر خلاف دیگر نسخه‌ها که به خشونت تمایل داشتند، بیشتر بر روی خلق اتمسفر و تنش تمرکز دارد. در بازی دشمنان خاصی به جز Raw shock ها وجود ندارد که البته با پیشروی در بازی با توجه به پرونده روان‌شناختی بازیباز این موجودات خود به 4 نوع مختلف تقسیم می‌شوند. این نسخه به نوعی تفسیری متفاوت از نسخه اول سری می‌باشد و داستان شخصیت Harry که به دنبال دخترش در Silent Hill برفی می‌گردد را بازگو می‌کند. هر چند وقت یک‌بار در بازی وارد Ice World می‌شود (دنیایی همانند Hellworld در دیگر نسخه‌های بازی) و در آن‌جا باید از دست Raw Shock ها فرار کنید. در این قسمت‌های بازی شما هیچ ایده و سرنخی ندارید که باید به کجا بروید اما باید با وحشت و کور کورانه و با سرعت از دست این موجودات فرار کنید.

Silent Hill

 10.مرگ کودک - Silent Hill: Downpour

بالاخره به Downpour می‌رسیم. می‌توان گفت صدمه‌ی بزرگی که نسخه‌ی Homecoming به فرنچایز وارد کرد باعث شد تا این نسخه از بازی بسیار دست‌کم گرفته شود. به هر‌ حال ، با توجه به اینکه Downpour به مسائلی چون کودک آزاری و قتل کودکان می‌پردازد، تاریک ترین نسخه‌ در این سری می‌باشد. در یکی از صحنه‌های بازی شخصیت اصلی، Murphy Pendleton مجبور می‌شود کشته شدن یک کودک توسط bogeyman را تماشا کند. در این صحنه bogeyman کودک را از گردن بلند می‌کند و به آرامی و به صورت دردناکی گردنش را می‌شکند. با توجه به اینکه‌ در اکثر بازی‌ها کشته شدن کودکان را نشان نمی‌دهند شما انتظار دارید که در این صحنه اتفاقی بیوفتد و از کشته شدن کودک جلوگیری شود. اما خیر! هیچ اتفاقی نمی‌افتد و بچه با گردن شکسته بر روی زمین پرت می‌شود. سوپرایز!‌

نظر شما درباره‌ی این انتخاب‌ها چیست؟ آیا صحنه‌های دیگری از این سری باید در لیست قرار می‌گرفتند؟‌ نظر خود را در زیر با ما به اشتراک بگذارید.

 مترجم: فردین درویش

نوشته شده در: 19 مرداد 1397
دسته: مطلب متفرقه
 
 
 
ثبت دیدگاه
 
جهت ثبت دیدگاه باید سه روز از ثبت نام شما گذشته باشد.
 

ممنون بابت ترجمه
اولین بار با همین بازی با سبک ترسناک روانشناختی آشنا شدم و بشدت هم عاشقش شدم
هر نسخه از این بازی لحظه‌ی شوکه کننده زیادی داره که بنظرم لیاقت بیشتری برای قرار گرفتن تو این لیست داشتن، (اسپویل) مثلا در نسخه دوم بنظرم شوکه کننده ترین لحظه زمانی باشه که میفهمیم Pyramid Head که از اول بازی باهاش مبارزه و از دستش فرار میکردیم درواقع شخصیت نجات دهنده و یادآور گناه جیمز بوده و بالعکس ماریا که جمیز سعی در محافظت ازش داره درواقع نمودی از گناه و دشمن اصلی اونه
تو این سری حتی بعد از اتمام بازی و تحلیل داستان به لحظه های شکه کننده زیادی میرسیم
یکی از آرزوهام تجربه یه عنوان دیگه از این فرانچایزه، کاش یکی پیدا شه این ip رو از دست کونامی نجات بده!
فوقالعاده بود . با تمامی نسخه هاش خاطره دارم . درسته فیلم هاش ان چنان جذاب نبودن ولی واقعا وقتی فن یه فرنچایزی باشی . هر چه قدرم یه چیزی بد از اب در بیاد تا اون خاطره هایی که باهاش داشتی رو خدشه دار کنه ولی بازم برات جذابیت خاص خودشو داره .

نسخه 4 واقعا یکی از بهترین نسخه ها بود . از وقتی که از توی تخت خواب بلند میشی و میبینی در به زنجیر کشیده شده تا زمانی که توی اتاق هستی ناگهان صدای ریخته شده دیوار از دست شویی میاد .
اون موقع واقعا با وحشت جلو میرفتم . زمانی که برای بار دوم باید مراحل رو دنبال میکردیم ولی این بار با محیطی وحشتناک تر .باس فایت هایی وجود داشت که برای اینکه دنبالت نکنن باید شمشیر رو درونشون فرو میکردی ولی فقط یدونه داشتی و باید بینشون انتخاب میکردی

مخصوصا وقتی تو زنداندش درون یه جایی میرفتی که از بالا سایه و صدای قدم زدن یه شخصی رو میشنیدی . سریع بالا میرفتم و میدیدم کسی نیست و ازون سوراخ دوباره به پایین نگاه میکردم و میدیدم یکی داره نگاهم میکنه

نسخه 5 هم انچنان بد نبود . داستان واقعا عالی ای داشت .... وقتی اخر سر فهمیدی که همه ی اینا یه توهمه و باعث و بانی مرگ برادرت خودت هستی . از پایان های های متعدد بازی هم نگذریم مخصوصا UFO

نسخه downpour هم واقعا قشنگ بود .حیف که روی pc نمیتونم دوباره تجربش کنم . چالش های عالی ای هم داشت مخصوصا اون جایی که به دنبال صدای پرنده ها میرفتی تا یک خاطره ای رو زنده کنی و هرچه جلو تر میرفتی . اون خاطره پر رنگ تر و پر رنگ تر میشد . البته واقعا عنصر ترس نسبت به نسخه های قبلی کم تر شده بود ولی برای نسل 7 عالی ترین بود .

میتونم بگم بالای 20 بار دموی P.T رو تموم کردم و واقعا افسوس . ترسی که توی اولین تجربه ی P.T داشتم شاید از خیلی از سری های قبلی بیشتر بود . همچنان امید دارم یک اثار ترسناک عالی از کوجیما رو توی اینده شاهدش باشم .
مقاله خوب و پر خاطره ای بود. خسته نباشید. محبوب ترین بازی سایلنت هیل برای من شماره دوم و بعدش چهارم هست. و البته نسخه دست کم گرفته شده PSP. یادم هست وقتی اون اومد سن ام پایین بود و با هدفون شب ها قایمکی بازی می کردم و می لرزیدم.
خوب می شد اگر توی مقاله های این چنینی به معماهای سایلنت هیل هم اشاره می شد. معمای کتاب های شکسپیر و معمای پرنده های روی سسم فراموش نشدنی هستن.
و داستان و دیالوگ های بی نظیر قسمت دوم. سفر جیمز به یه جور برزخ برای این که تنبیه بشه و قبول کنه که گناه کرده. خدایی قسمت دوم خیلی خوب بود. آدم تحلیل های مربوط به دشمن ها رو هم میخونه به دقت سازندگان پی میبره. مثلن موجودات زن دوپا که سر ندارن و مربوط به داستان اون دختره میشدن که دنبال برادر و مادرش بود.
آخ گفتی معما یاد معمای پیانو سایلنت هیل 1 افتادم، یادش بخیر بعد حلش یجوری حال کردم که انگار کدناسا رو شکستم!
اون معمای کتابای شکسپیر بااین وجود که روی hard بود ولی بالاغیرتا خود شکسپیر هم نمیتونست راحت حلش کنه!
مشاهده 2 پاسخ دیگر
وای خدا! حتی خوندن مقاله هم آدم رو به لرزه میندازه، چه برسه بازیش کنی!
واقعا لحظاتش فراموش نشدنی بود. هوس کردم دوباره بازیشون کنم، ولی می ترسم!!
مورد سوم خیلی خوب بود. منم منتظر بودم یکی بیاد بیرون از درخت ها. چه قدر فضای سایلنت هیل 2 احساس ترس تو آدم ايجاد می‌کرد. این هشت مرحله ی جهان متوالی هم تو اینترنت خوندم که جیمز تو هشت جای بازی یه level از طریق نردبون یا پله یا حتی با پرش درون چاه پایین تر میره. کلن مقالاتی تو سطح اینترنت هست که میتونید بخونید راجب به بازی و بیشتر از داستان سر در بیارید. حیف که این کونامی نادون این فرنچایز رو هم مثل کسلوانیا نابود کرد.
خیلی ممنون بابت ترجمه

هیچ جایی امن نیست - Silent Hill 4: The Room
بهترین تیتر ممکن . واقعا آزار دهنده بود ...

یکی از موارد فوق العاده این سری داستان کاملا غنیش هست مخصوصا نسخه های اول
حیف که homecoming پاتکی کوچیک به سری سایلنت هیل و ناک اوت اون توسط downpour ... شروعی امیدوار کننده و در ادامه افتضاح کامل و به دور از سری ...

حاوی اسپویل : یکی دیگه از صحنه های شوکه کننده downpour کشتن اون افسر تو حموم بود نهایت آزار روحی با اون التماس ها و ضجه ها
پایان اصلی Shattered Memories میتونست یکی از شوک اور ترین پایان های این سری باشه

پ.ن : یادش به خیر بعد تموم کردن p.t قلب درد گرفتم
دمت گرم
عالی بود. خسته نباشی.
لامصب خوندنش هم مو رو به تنت سیخ می کنه
کاش واقعا کاش یه نسخه یا یه ریمستر از این لعنتی میدادن بیرون
سلام و ممنون ازاین مقاله
کلا سایلنت هیل یه فضا و اتمسفر مخصوص به خودش رو داره که هیچ بازییییی نداره
من اولین بازی که انجام دادم سایلنت هیل بازگشت به خانه بود با اون اهنگش نابش و خیلی برام جذاب بود البته قبلها تریلر بازی the room رو دیده بودم و ولی خب چون پی سی بازم بعدها این نسخه برا
پی سی اومد و خیلی دنبالش بودم که رو سیستم نصب کنم ولی بهرحال نشد و گیر میکرد.......
سایلنت هیل 2 میدونم زمانه خودش یه ابر بازی بود و داستانه میخکوب کنندش
سایلنت هیل 4 با اون موسیقی وحشتناک دپرسش
کلا امشب میخوام درمورده سایلنت هیل 5 حرف بزنم چون خیلی باهاش حال کردم داتانش و فضاش و موسیقیش ...... یچیزی که سایلنت هیل داره بیشتر قسمت بازی تویه شهر سایلنت هیل جریان داره ولی سایلنت هیل 5 اینجوری نیست و قسمتهای بیشتر بازی تو شهر شپرد هستش که من اینو بیشتر دوس دارم برخلاف بقیه.......لحظه اولش که از خط مقدم میاد به خونه و در راه یه کابوس میبینه بعدمتوجه میشه که برادرش درخطره از ماشین پیاده میشه راننده بهش میگه به خ ونه خوش اومدی سرباز......
اولین باری که میره توخونش میبینه پدرومادرش همه عکسها و خاطره هاشو پرت کردن همه جایه خونه رو میگرده و هیچ نشانی از خودش رو توخونه پیدا نمیکنه انگار تو این دوسالی که نبوده پدرومادرش کلاااا فراموشش کردن و تمرکزشون رو رویه برادره کوچکترش (که به فرزندخاندگی گرفتن)میزارن........اولین باری که مادرشو میبینه ما انتظار داره مادرش خوشحال بشه بگه سلام پسرم چقد دلم برات تنگ شده ولی مادرش (درحالیکه یه هفت تیر دستشه ) میگه همه رفتن الکس من دلم برایه جاشوا (برادر الکس ) تنگ شده و میره دنباله برادرش و تویه تابلو اعلانات مرکز شهر میبینه همه بچه های نوجوانه شهر همشو ن ناپدید شدن و .....
واقعا داستان سری بازی های سایلنت هیل غنیمتیه برا خودش
قربانت میلاد جان
دراخر هم
in my restless dreams i see that town
مشاهده 2 پاسخ دیگر