شاتل لند
فروشگاه گیفت کارت
 
افسانه‌ی تراوین فروش انواع موس و کیبورد گیمینگ
بهترین سایت فروش گیفت کارت بهترین سایت فروش گیفت کارت

Assassin's Creed Odyssey نقد و بررسی

صفحه شخصی من وبلاگ من - یک گیمر که فرنچایز مورد علاقش هیلو هستش....
تصویر نویسنده
نقد و بررسی بازی Assassin’s Creed Odyssey

نقد و بررسی Assassin’s Creed Odyssey

 "به قلم صدرا شریعتی"

سال گذشته Assassin’s Creed Origins به استراحت دو ساله این سری پایان داد و با معرفی دنیای وسیع و المان‌های نقش‌آفرینی، فصل تازه‌‌ای از این سری را ورق زد. حالا Assassin’s Creed Odyssey با هدف بهبود این سیستم جدید آمده است. اما آیا توانسته انتظارات را برآورده کند؟

ماجراجویی‌های الکسیوس/کساندرا

داستان زمان حال با شخصیت لیلا حسن که در AC Origins با او آشنا شدیم ادامه پیدا می‌کند. لیلا حسن به دنبال آن است که با مطالعه تاریخ باستان و تمدن‌های اولیه بتواند رازهای این دوران را پیدا کند. خبر خوب این است که در AC Odyssey زمان بسیار کمی با لیلا حسن مشغول بازی هستید و سازندگان ترجیح داده‌اند روی داستان زمان قدیم تمرکز کنند که به دلیل گنگ و مبهم بودن داستان زمان حال سری Assassin’s Creed انتخاب بدی به نظر نمی‌رسد.

برای اولین بار در سری Assassin’s Creed شما می‌توانید در ابتدای بازی بین دو شخصیت یکی را برای بازی کردن انتخاب کنید. شخصیت مرد به نام الکسیوس (Alexios) و شخصیت زن به نام کساندرا (Kassandra) می‌باشد. این دو در بازی در حقیقت خواهر و برادر هستند. از نظر داستان و دیالوگ‌ها مهم نیست کدام را انتخاب می‌کنید چرا که هر کدام از آن‌ها دیالوگ‌های یکسانی در تعامل با شخصیت‌های دیگر دارند اما نوع واکنش‌های فیزیکی و چهره‌ی این دو در مواجه با موقعیت‌های مختلف متفاوت است. شخصیت شما در واقع نوه‌ی قهرمان بزرگ اسپارتا یعنی لئونیداس (احتمالا اسم آن را در فیلم ۳۰۰ شنیده‌اید) است و در حقیقت خون پادشاهی در رگ‌های او است. پروتاگونیست داستان در کودکی به دلیل یک پیش‌گویی از قوم اسپارتا ترد و مورد نفرین واقع شده است. شروع داستان هم از همین‌جا است که شما به عنوان یک مزدور در دنیای پر از آشوب یونان باستان قدم می‌گذارید و ماجراجویی می‌کنید تا بیشتر در مورد گذشته‌ و علت ترد شدنتان بدانید. هیچ‌کدام از شخصیت‌ها ارتباطی با فرقه اساسین‌ها ندارند که شاید برای طرفداران سری مایوس‌کننده باشد.


ماجراهای داستان در ۴۳۱ سال قبل از میلاد رخ می‌دهند و همین موضوع AC Odyssey را تبدیل به قدیمی‌ترین داستان سری می‌کند. جایی که جنگ‌های پلوپونز بین یونان و اسپارتا بر سر فتح سرزمین‌های یونان باستان وجود دارد. پروتاگونیست ما در این شلوغی‌های جنگ و التهاب میان یونانیان و اسپارتان‌ها، سعی در یافتن افراد پشت پرده‌ای را دارد که دنیای یونان باستان را به آشوب کشیده‌اند و البته خانواده او را از هم پاشیده‌اند.

برای اولین بار در سری، انتخاب‌های شما تاثیرات جدی روی داستان و پایان بازی دارند به صورتی که ۹ پایان مختلف برای داستان بازی وجود دارد. این شما هستید که انتخاب می‌کنید فردی مردمی باشید که آن‌ها را از ظلم و ظالم نجات می‌دهد یا این که برای پول هر کسی را بکشید. با این که انتخاب‌ها در ماموریت‌های فرعی تاثیری روی شخصیت و دنیای بازی نمی‌گذارند اما انتخاب‌های داستان اصلی به شکل غافل‌گیر‌کننده‌ای حتی در همان اوایل بازی، مسیر داستان را عوض می‌کنند.


داستان به خصوص در جایی اوج می‌گیرد که شما وارد شهر بزرگ آتن می‌شوید. آتن را می‌توان نقطه‌ای از بازی در نظر گرفت که شخصیت‌ها و ماموریت‌ها، جذابیت و عمق بیشتری پیدا می‌کنند. با این که داستان بازی بسیار شما را جذب خود می‌کند اما سیستم لِوِل‌ (Level) شخصیت نمی‌گذارد شما با سرعت داستان همگام شوید و کمی قدرت و نوع روایت خوب بازی را کم‌رنگ می‌کند. چیزی که در Assassin’s Creed Origins به وفور شاهد آن بودیم. اجبار به انجام ماموریت‌های فرعی برای ادامه دادن ماموریت‌های اصلی تبدیل به یک فعالیت خسته‌کننده و حوصله‌سربر می‌شود. مخصوصا وقتی در بیشتر ماموریت‌ها شما یا باید یکی را بکشید، یا از جایی دزدی کنید یا قدرت رهبر یک منطقه‌ای را کم کنید. البته باید اذعان داشت که ماموریت‌های فرعی AC Odyssey به لطف سیستم اکتشاف جدید بازی و البته دیالوگ‌ها و داستان‌های جذاب‌تر توانسته ضعف‌های AC Origins را بهبود دهد و داستان و کشش بعضی ماموریت‌ها حتی شما را به شک بیندازد که شاید در حال انجام ماموریت اصلی هستید. ماموریت‌های فرعی که شامل سقراط یا هیپوکراتیس (پدر علم طب) هستند بدون شک آن‌قدر جالب هستند که ارزش وقت گذاشتن روی آن‌ها را داشته باشند اما همان‌طور که گفته شد وجود تعداد زیاد ماموریت‌های تکراری باعث کند شدن پیشروی در داستان اصلی می‌شود.

وجود سیستم لِوِل در بازی که در AC Origins معرفی شد یکی از آن مشکلات اعصاب‌خردکن بازی است. مثل بازی The Witcher 3 شما برای انجام دادن ماموریت‌های اصلی باید شخصیت‌تان را به یک سطح یا لِوِل برسانید وگرنه به پایان رساندن ماموریت غیرممکن به نظر می‌رسد. به این ترتیب بازی شما را به سمت ماموریت‌های فرعی سوق می‌دهد و باید مدت‌ها مشغول انجام کارهای جانبی باشید تا در نهایت لِوِل‌ شما مناسب انجام ماموریت اصلی باشد. با این که این سیستم به خودی خود مشکلی ندارد، اما وجود فاصله زیاد بین لِوِل‌ شما و لِوِل مورد نیاز ماموریت اصلی باعث کمی دلسردی می‌شود. در دو جای بازی این تفاوت سطح بسیار حس شد. در یک نقطه‌ی بازی نیاز به ۴ لِوِل و در یک نقطه دیگری از بازی نیاز به ۸ لِوِل برای ادامه دادن داستان بازی وجود داشت. حالا در نظر بگیرید که برای گرفتن این ۸ لِوِل شما نیاز به حداقل ۱۰-۱۲ ساعت بازی کردن دارید. شاید سازندگان قصد داشتند که بازیکن در این مقاطع بازی به انجام ماموریت‌های فرعی بپردازد و دنیای آن را کشف کند و شاید هم برنامه شومی برای کیف پول بازیکنان داشتند از جهتی که پرداخت‌های درون‌برنامه‌ای بازی گزینه‌ای دارد که شما با خریدن آن می‌توانید XP بیشتری بگیرید و در نتیجه سریع‌تر در داستان پیشروی کنید. البته ناگفته نماند که تا به پایان بردن بازی (که ۵۰ ساعت طول کشید) احساس نیازی به پرداخت‌های درون‌برنامه‌ای آن نشد.

با تمام این حرف‌ها، AC Odyssey توانسته به خوبی از المان‌های نقش‌آفرینی استفاده کند و در نهایت داستانی به یاد ماندنی را خلق کند که البته کم و کاستی‌های خودش را دارد. 

دنیایی وسیع

دنیای بازی واقعا وسیع است. بعد از ۵۰ ساعت بازی کردن حداقل ۸ منطقه دیگر باقی‌مانده که هنوز کشفشان نکرده‌ام. دنیای یونان به خوبی هر چه تمام‌تر ترسیم شده است. پر از نقاشی‌ها، مجسمه‌ها و مناطق باستانی که برای دقایقی شما را به تعجب و تحسین وادار می‌کند. برای گشت و گذار در مناطق اسبی به نام فوبوس (Phobos) دارید که می‌توانید شکل و ظاهر او را هم تغییر دهید. مانند نسخه قبلی دارای یک عقاب به نام ایکاروس(Ikaros) هم هستید که می‌توانید در آسمان مناطق اطراف را ببینید و همین‌طور هدف خود را بهتر پیدا کنید.

برای گشت و گذار بین جزیره‌ها یک کشتی پر از خدمه دارید. دریانوردی بعد از نسخه‌های Black Flag و Rogue به سری Assassin’s Creed برگشته‌اند. سیستم جنگ با کشتی‌های دیگر تغییر زیادی پیدا نکرده است و به سرعت تکراری می‌شوند. شما چند قابلیت محدود برای جنگیدن با کشتی‌های دیگر دارید. یا می‌توانید تیر و کمان بزنید، یا نیزه پرتاب کنید و یا با کشتی‌تان به کشتی دشمن ضربه بزنید. این سادگی گیم‌پلی در جنگ‌های دریایی موجب یک‌نواختی شده است. علاوه بر این، نابود کردن کشتی‌ها جوایز چندان خوبی هم ندارند که شما را ترغیب به نبرد با آن‌ها کند. کشتی شما هم قابلیت بهتر شدن دارد. می‌توانید تیر و کمان‌های بیشتری بزنید یا حتی قدرت دفاعی کشتی در برابر حملات را بیشتر کنید که هرکدام از این‌ها نیاز به مصالح خاصی دارد. خدمه کشتی‌تان هم قابل تغییر هستند و می‌توانید خدمه زن یا مرد داشته باشید. خدمه‌تان بر حسب جنسیتی که دارند آهنگ‌های متفاوت و زیبایی هنگام دریانوردی می‌خوانند که شنیدنی هستند. ویژگی جدید بازی اضافه شدن قابلیت به خدمت گرفتن دشمنان است. شما می‌توانید دشمنان را یا به صورت مخفیانه و سنتی از پشت بکشید، یا این که آن‌ها را بیهوش کنید و جذب کشتی خودتان بکنید و هر کدام را که خواستید بر اساس قابلیت‌هایی که دارند به عنوان ناوبان کشتی خود منصوب کنید.


سیستم مبارزات بازی تغییر زیادی نسبت به AC Origins نکرده‌ است اما همان بنیان مبارزات را حفظ کرده و بهبود داده است. شما ضربات سریع و سنگین دارید که آن‌ها را می‌توانید به صورت ترکیبی استفاده کنید. اما قابلیت‌های خاصی وجود دارند که می‌توانید آن‌ها را باز کرده و استفاده کنید. این قابلیت‌ها به سه دسته Hunter (مربوط به تیر و کمان)، Warrior (مربوط به حرکات با شمشیر و قدرت جنگ تن به تن) و Assassin( مربوط به حالت مخفی‌کاری) تقسیم می‌شوند. با پیشروی در بازی قابلیت‌های بیشتری را می‌توانید باز کنید که به تنوع گیم‌پلی بازی می‌افزایند. مثلا می‌توانید شمشیرتان را آتش بزنید یا از لگد معروف اسپارتان‌ها (که باز هم در فیلم ۳۰۰ احتمالا آن را دیدید) استفاده کنید.

فعالیت‌های جانبی در دنیای AC Odyssey بی‌نهایت است. مورد اول مربوط به جنگ‌های بین یونانی‌ها و اسپارتان‌ها است. شما می‌توانید با کم کردن قدرت رهبر یک منطقه، آغازگر جنگ باشید و یک سمت جنگ را انتخاب کنید و به نبرد بپردازید. این جنگ‌ها دارای جوایز بسیار خوبی هستند و البته پایان هم ندارند. با پایان یافتن هر جنگی، دوباره می‌توان علیه سمت دیگر اقدام کرد و یک جنگ دیگر در همان منطقه را شروع کرد. مورد دوم مربوط به مزدورها است. با دزدی، کشتن سربازان، حمله به قلعه‌ها و فعالیت‌های این چنینی روی سر شما یک مبلغی گذاشته می‌شود و مزدورها به دنبال شما می‌افتند. این مزدورها در حقیقت همان نقش Phylakyهای دنیای AC Origins را دارند. با این تفاوت که می‌توانید با کم‌تر کردن فعالیت‌های غیرقانونی و یا پرداخت پول این مزدورها را از خود دور کنید. با کشتن مزدورهای بیشتر شما علاوه بر این که به سلاح‌های بهتری دست پیدا می‌کنید، به سمت رده‌های بالاتر مزدوران می‌روید و با جنگجویان قوی‌تری می‌جنگید که در نوع خودش چالش‌برانگیز است. اما قسمت اعصاب‌خردکن این بخش از بازی این است که این مزدوران در بدترین مواقع بازی حتی هنگام انجام یک ماموریت اصلی سر و کله‌شان پیدا می‌شود و کار را سخت می‌کنند به صورتی که حتی با خریدن آن‌ها هم نمی‌توانید از جنگیدن با آن‌ها امتناع کنید و شاید بخواهید بازی را از سیو قبلی ادامه دهید. صحبت از سیو شد، باید گفت که سیو خودکار بازی یکی از بدترین سیستم‌های سیوی است که در بازی‌های جهان‌باز و نقش‌آفرینی تجربه کرده‌ام. شما ممکن است در حال انجام یک ماموریت چند مرحله‌ای باشید و در مرحله آخر به هر دلیلی کشته شوید. سیو بازی به شکل عجیبی شما را به مرحله اول ماموریت یا حتی قبل از قبول ماموریت برمی‌گرداند. بنابراین مجبور هستید که برای اطمینان به صورت دستی پیشروی‌تان را سیو کنید.


شخصی‌سازی الکسیوس یا کساندرا یکی از جذاب‌ترین بخش‌های بازی است. در نسخه قبل شاهد بودیم که شخصی‌سازی بایک (Bayek) شامل یک لباس خاص، شمشیر/تیر و کمان اول و شمشیر/تیر و کمان دوم می‌شد. در Odyssey هر زره، ساعد‌بند، کلاهخود و پابند دارای انواع مختلفی است که با انجام ماموریت‌ها، کشتن مزدورها و جنگجوهای قوی، گشتن صندوق‌ها و غرق کردن کشتی‌ها به دست می‌آورید. تنوع زره‌ها و دیگر پوشیدنی‌ها بسیار خوب کار شده است و شما در انتهای بازی زره‌هایی پیدا می‌کنید که باعث می‌شود فَک به زمین بیفتد. 

موسیقی‌های بازی به سرعت در پوشه‌ی موسیقی‌های مورد علاقه‌تان قرار خواهد گرفت. به هر منطقه‌ای که وارد می‌شوید موسیقی خاصی شروع می‌شود. موسیقی‌های صحنه‌های احساسی و حماسی به خوبی حس آن لحظه را منتقل می‌کنند. علاوه بر موسیقی، صداگذاری شخصیت‌ها بسیار عالی کار شده است به صورتی که شاید بخواهید ساعت‌ها به نکات و پندهای سقراط گوش دهید و خسته نشوید.


اما مخفی‌کاری در Odyssey بسیار جای کار دارد. فرض کنید می‌خواهید فرمانده قلعه‌ی یک منطقه را بکشید. راه مخفی‌کاری را انتخاب می‌کنید. از بین سربازان بسیاری که در قلعه در حال گشت و گذار هستند رد می‌شوید و به فرمانده می‌رسید. حالا می‌خواهید به صورت مخفیانه و به صورت سنتی سری Assassin’s Creed فرمانده را از پا دربیاورید به شکلی که نیاز به درگیری شدید نداشته باشید. اما حقیقت این است که این امکان وجود ندارد. در بیشتر مواقع دشمنانی که برای مثال رهبر یک قلعه هستند، به دلیل زره قوی که دارند و آن سیستم لِوِل بازی که بحث شد نمی‌توانید بکشید. در نهایت تمام تلاش‌های شما برای مخفی‌کاری به هدر می‌رود و باید مثل همیشه جنگ رودررو کنید. به این ترتیب برای اکثر ماموریت‌ها، مخفی‌کاری و کشتن تمام دشمنان به صورت تک به تک کاری تقریبا غیرممکن می‌شود. این موضوع برای طرفداران سری که عاشق تِم مخفی‌کاری آن هستند بسیار مایوس‌کننده است.

مشکل اصلی گیم‌پلی بازی هم همین‌جا است. تمرکز اصلی بازی روی لِوِل‌آپ کردن شخصیت، قوی‌ کردن اسلحه‌ها و زره‌ها و گرفتن قابلیت‌ها است و در این بازی مهارت بازیکن نقش بسیار کمی دارد. در نهایت اگر دشمنان شما ۳ لِوِل بالاتر از شما باشند، حتی اگر از حرفه‌ای‌ترین بازیکنان این سبک باشید، باز هم نمی‌توانید از مرگ فرار کنید.

بازبینی تصویری

مجسمه‌های بزرگ و پرابهتی در دنیای یونان وجود دارد

دنیای بازی بسیار بزرگ است

سرعت مبارزات بالاتر رفته است و انیمیشن‌های دشمنان بهبود یافته است

جنگ‌های دریایی برگشته‌اند. کشتی‌تان را می‌توانید ارتقا دهید و ناوبان استخدام کنید

مزدورها رتبه‌بندی دارند و با شکست دادن هرکدام از آن‌ها می‌توانید با مزدورهای قوی‌تر بجنگید و جوایز بهتری بگیرید

شخصی‌سازی جذاب‌تر شده است و با پیشروی در بازی زره‌ها و اسلحه‌های بهتری می‌گیرید

Photo Mode بازی مثل نسخه قبل جذاب است

مبارزه با موجودات باستانی در این نسخه هم وجود دارد

صحنه‌های احساسی به خوبی حس لحظه را انتقال می‌دهند

کشتن چنین حیواناتی از کارهای همیشگی‌تان است

ایوی فرای از AC Syndicate را هم می‌توانید با استفاده از Ubisoft Club به خدمه کشتی خود اضافه کنید

هیپوکراتیس که به عنوان پدر علم طب شناخته می‌شود در کنار سقراط از شخصیت‌های برجسته‌ی بازی است

می‌توانید بین اسپارتان‌ها و یونانی‌ها یک سمت را انتخاب کنید و برایشان بجنگید

همان‌طور که یوبیسافت به خوبی در بازی نمایش داده در یونان باستان ستون‌ها از زمین فاصله داشتند

نکات مثبت:

دنیایی وسیع و به یادماندنی

موسیقی و صداگذاری

سیستم مبارزات بهبودیافته

داستان و روایت قوی و جذاب

تاثیر داشتن انتخاب‌های بازیکن روی داستان

شخصیت‌های دوست‌داشتنی

نکات منفی:

مخفی‌کاری ضعیف

جنگ‌های دریایی خوب کار نشده‌اند و سریع تکراری می‌شوند

اجبار بازیکن به انجام ماموریت‌های فرعی و بالا بردن لِوِل به هر طریق ممکن

مشکلات تکنیکی از جمله باگ‌ها، لودهای طولانی، فریز شدن و بیرون افتادن از بازی

ذخیره یا سیو اتوماتیک بد

و در پایان...

با این که Assassin’s Creed Odyssey کم‌ترین ارتباط با دنیای این سری را دارد و مخفی‌کاری کم‌‌تر از همیشه است، اما داستان، شخصیت‌ها و دنیای بازی از به یاد ماندنی‌ترین‌ها هستند که البته ماموریت‌های فرعی و اجباری باعث شده قدرت داستان کم‌رنگ شود.

تجربه بازی روی Xbox One معمولی بوده است.

Verdict

While Assassin's Creed Odyssy has the least connection to the series' universe and Stealth is less present than ever, but story, characters and the world are one of the most memorable in the series. Of course, the forced side missions make the impact of the story less powerful

Score: 7.5 - Xbox One Version

نوشته شده در: 16 مهر 1397
دسته: نقد و بررسی، Assassin's Creed Odyssey
این ویدئوها رو دیده‌اید؟
  • دانلود تریلر Assassin's Creed: Odyssey
  • دانلود تریلر بازی Assassin's Creed Odyssey
  • دانلود تریلر بازی Assassin's Creed Odyssey
 
 
 
ثبت دیدگاه
 
جهت ثبت دیدگاه باید سه روز از ثبت نام شما گذشته باشد.
 

بابت مقاله خسته نباشید استاد
یه نقد کوچولویی به نقدتون داشتم،با توجه به چیزی که من تا الان دیدم(اینقدر هایپ بودم که ده ساعتی از گیم پلی رو تو یوتیوب نگاه کردم قبل خریدن).ماموریت های فرعی خیلی خیلی متنوع تر شده درسته سیستم بازی مجبورمون میکنه ولی بازم ارزشش رو داره.رابط کاربری هم واقعا بهبود پیدا کرده نسبت به نسخه قبل که خودش نکته مثبتیه.جنگ های دریایی هم واقعا خسته کننده نیست،بیشتر سلیقه ایه وگرنه حتی از بلک فلگ هم قویتره .به علاوه بنظرم باید رو بخش موجودات اساطیری و حیوانات متنوع و بعضا خاص یکم بحث میکردین و ازانواع شون و لوکیشن ها خاص خودشون میگفتین و یه نکته منفی هم که بازی داشت،رو پلی فور و ایکس باکس زیر سی فریم میداد که خیلی بد بود...
در کل بنظرم نمره بازی هشت،هشت و نیم عه
برادر من !!!
کی بهتون گفته همچین افت فریم شدیدی داره ؟؟؟؟
اگه کنسول گیمر باشی خوب میدونی که افت فریم تو بازی های OPEN WORLD اونم با همچین جزئیاتی یه چیز طبیعیه .
اون چیزی هم که من تا اینجا تجربه کردم به جز سکانس های خیلی شلوغ و پربرخورد ، افت فریم خاصی ندیدم و افت فریم هایی هم که وجود داره به تجربه ی بازی آسیب نمیزنه و مطمئنم کنسول گیمر ها براشون طبیعیه .
اصلا نمیشه این جور افت فریم هارو تو کنسول ، نکته منفی حساب کرد .
خیلی ممنون از آقای شریعتی، نقد بسیار عالی بود ! واقعاً دستتون درد نکنه
من یه سوال داشتم از دوستانی که بازیش کردن: داستان اینکه میگن ایرانیارو بد نشون داده چیه؟ راسته؟؟
یکی از نقد های برتر رو ترجمه می کردی بهتر بود
امروز صبح بالاخره بعد از کلی زور و زحمت و چاک دادن سر کیسه موفق شدم بازی رو نصب کنم!!!
میخوام قبل از شروع سخنم ، رک و روراست مطلبی رو عرض کنم ....
این عنوان بی شک بهترین AC منتشر شده تو نسل هشتم عه و به طرفداراش و حتی کسایی که به این عنوان علاقه خاصی ندارن به شدت پیشنهاد میکنم اگه قصد خرید بازی دارین ، این عنوان رو بزارین روی بالا ترین اولویت!!!
( تجربیاتی که به صورت خلاصه باهاتون درمیون میذارم از تجربه ی بازی روی XONE X بدستم اومده )
وقتی بازی رو شروع کنین اولین چیزی که بهتون اثبات میکنه این عنوان یه سر و گردن از بقیه ی AC های این نسل بهتره ، گرافیک متحیر کننده بازی عه . گارگردان از همون سکانس اول با باهوشی و استفاده از نما های بلند و خارق العاده ، گرافیک بی نقص بازی رو به رخ شما میکشه !!!
یوبی که همیشه تو گیم پلی AC های قبلی از یه طرف بوم میوفتاد ( تو یه نسخه به شدت کند و تو یه نسخه به شدت ساده تو یکی بشدت سخت و ...) بالاخره تو این نسخه به تعادل مورد نیاز تو گیم پلی رسیده .
متأسفانه همون طور که منتقد عزیز هم گفت ، گیم پلی بازی در زمان کشتیرانی خیلی زود تکراری میشه و کاملا مشخصه فقط برای رفع تکلیف و راضی نگه داشتن طرفداران Black Flag طراحی شده .
تا این لحظه که بنده تو بازی پیش رفتم ، داستان بازی متحیرکننده و بی نقص نبوده ولی مطمئنا شما رو راضی نگه میداره و شما رو به ادامه دادن تشویق میکنه . مراحل فرعی بازی به هیچ وجه در حد اندازه های مراحل داستانی نیستن و جذابیت مراحل اصلی رو نداره ولی خسته کننده هم نیستن و شما رو با خودشون همراه میکنن.
بازی بهشتیه برای کسایی که عاشق گشت و گذار و لذت بردن از مناظر هستن . محیط های بازی بشدت بزرگ و پرجزئیات کار شده ان و کاملا شایسته اصطلاح محیط زنده ست .
اون روح مخفیکاری کلاسیک این سری از بازی جدا شده ( میشد از بی خیال شدن اون هودی های معروف توسط سازنده ها هم متوجه این موضوع شد ) ولی باز هم مخفی کاری ها راضی کنندست .
در آخر باید بگم با احترام به نمره ای که منتقد عزیز دادن ، به نظر من این عنوان بی شک حداقل لیاقت ۸.۵ رو داره.
xtentacion@
من همین حالا متوجه شدم که طبق گفته دوستمون کل منتقدهای gameradar , gaming age , we got this covered , ign و در کل 26 سایتی که به بازی نمره نود یا بالاتر دادن در نهایت 19 سالشونه ، نوبن و هیچی نمیفهمن .
برای توصیف یک بازی از صفتهای زیادی میشه استفاده کرد ( شاهکار - عالی - خوب - متوسط - ضعیف ) که ایشون حجت رو تموم کرد و بازی رو آشغال خطاب کرد . دیگه جای بحث نمیمونه .
کاشکه یاد بگیرم هیچموقع متعصبانه هیچ بازی رو نقد نکنیم . سلیقه ها متفاوته . از نظر شما لول آپ شدن تو دو نسخه اخیر اساسین خیلی سخته از نظر بعضیا هم پیشروی تو دارک سولز . کاشکه به نظر بقیه احترام بذاریم . در ضمن بگم من خودم بازی dark souls 1, 2 رو بازی نکردم ولی سه شو با dlcهاش بازی کردم و به نظرم بازی خوبی بود .
شما هم انشالله موفق باشی برو همون dark souls رو بازی کن . فقط شما خوبی ماها همه نوبیم اصلا ماها هیچی نمیدونیم . در ضمن من متولد 70/2/23 و از هشت نه سالگیم ( میکرو - سگا و ps2 - pc ) دارم بازی می کنم . شاید هرکسی از بازی کردن هدفی داشته باشه شاید یکی نخواد تو مراحل هی بمیره . اصلا شاید یکی میخواد دو ساعت از مشغله های زندگی دور بشه میخواد فیفا بازی کنه و با سبک dark souls هم حال نمیکنه دلیل نمیشه نوب یا بچه باشه . طبق گفته شما نینجا ( گیمر حرفه ای fortnite ) و miracle ( گیمر حرفه ای dota2 ) نوبن چونکه dark souls بازی نمیکنن .
اشکال نداره عوضش امروز من یه چیز تازه یاد گرفتم اونم اینه که نهایت نوزده سال دارم . خداروشکر هشت سال جوونترم کردی .
من اصلا حرفی از دارک سولز زدم؟ :D من دارک سولز رو به همراه هزاران بازی دیگه دوست دارم این جو دارک سولز رو خودتون درست کردین کامنتی بیار توی این پست که من درباره دارک سولز صحبت کرده باشم من توی دوتا 8k زمان صرف کردم و از اون اولا که 3k بودم تا الان که divine پلی میدم و فقط بوست می کنم کلا دوتا بازی میکنم پس لازم نیست اینا رو یاد آوری کنی بهم و این که نظر من این بود ac یک بازی بلاک باستری و از همون اول هم نظرمو دادم شمایی که جبهه می گیری ادمایی داریم که به دوتا میگن آشغال یا به دارک سولز نظر شخصیشونه ولی خب زمانی که همراه با منطق بشه. من نمی تونم بازی با روایت ضعیف مثل ac و گیمپلی فوق آسان(نسخه های قبلی) و یا کپی برداری از ویچر و دارک سولز (نسخه های اخیر) رو قبول کنم. حالم بهم می خوره وقتی یک سازنده هر سال میخواد یه نسخه تکراری عرضه کنه. الان رو شما نیگا پنج سال دیگه هم نگاه کن یوبی سافت قراره تا پنج ساله دیگه از origins کپی برداری کنه ... خلاصه اینکه شما درک درستی از رینج سنی نداری توی جامعه گیمری به این بزرگی ممکنه یه 40 ساله هم پیدا بشه ac بازی کنه ولی رینج سنی کلی teen هستن.
سلام دوست عزیز ببخشید اگه در مورد شما پیش داوری کردم .
در رابطه با صحبتاتون به نظر من تقلید نه تنها بد نیست اتفاقا خیلی هم خوب هست مثل uncharted که گیم پلیش تا حدی از سری tomb raider تقلید شده بود ولی بعدها به حدی سطح اونو ارتقا داد که الان tomb raider داره از اون تقلید می کنه . یا سری darksiders که تا حدی از بازیهای بزرگ الگو گرفته ولی بازم خودش بازی خوبیه . خود horizon zero dawn از خیلی بازی تقلید کرده و الگو گرفته ولی جزو بهترین بازیهای چند سال اخیره .
سری اساسین مخصوصا تو دو نسخه یونیتی و سیندیکیت تقریبا همه طرفداراشو ناامید کرد حالا یه عده کلا زده شدن و سری رو گذاشتن کنار ولی بعضیام تصمیم گرفتن بهش فرصت دوباره بدن و هرکدوم دلایل خودشونو دارن که کاملا محترمه . شما میگین که تو نسخه های اخیر از ویچر تقلید شده که اتفاقا درست هم هست . ولی با توجه به اینکه الان سه ساله نسخه جدید ویچر نمیاد و این سری تا حدی جای خالیشو پر میکنه چه اشکالی داره ازش تقلید کنه . الان شاید کیفیتش در حد ویچر نباشه ولی شاید یه روزی به ویچر برسه یا حتی بهترم بشه حتی اگه احتمالش یک درصد باشه . من هیچموقع نگفتم بازی شاهکار یا عالیه ولی بازم بازیه خوبیه و چیزی که منو آزار میده اینه که خیلیا بدون اینکه اودیسی رو تجربه کرده باشن بازیو میکوبن . مثلا نمونش اینکه خیلیا از داستان بازی ایراد میگیرن درصورتی که تو بیشتر نقدا جزو نکات مثبت بازی محسوب میشه .
در آخر میخوام مرد و مردونه این دو تا نظر رو با هم مقایسه کنید :
بازی legend of zelda یکی از بهترین بازیهای تاریخه ولی من هیچموقع باهاش ارتباط برقرار نکردم چون به نظرم گرافیکش کارتونیه و کلا با شخصیتش حال نمیکنم و اینکه تا حالا بازیشم نکردم ( شاید اگه بازی کنم نظرم عوض بشه )
نظر اول : " بازی legend of zelda آشغاله "
نظر دوم : " من بازی legend of zelda رو دوست ندارم "

حرف من طرفداری از سری اساسین یا هر بازی دیگه ای نیست . چیزی که منو اذیت میکنه اینه که تازگیا خیلی مشاهده میکنم طرفدارای ps بازیای انحصاریهای xbox رو میکوبن و یا بالعکس ، بدون اینکه اون نسخه رو تجربه کرده باشن و جالبیش اینه که میگن : "فلان بازی آشغاله چون من دوست ندارم ( مثلا dmc آشغاله و فقط gow خوبه . کریتوس خداس دانته شبیه احمقاس ) یا با فلان چیز بازی حال نمیکنم و هیچکس حق اعتراض نداره چون این نظر شخصیمه ."
در صورتی که شاید همون فلان چیز جزو نقاط قوت بازی محسوب بشه مثلا تغییر زاویه دوربین تو نسخه آخر gow رو شاید خیلیا خوششون نیاد ولی هیچکسی حق نداره بگه gow آشغاله چون من با زاویه دوربینش حال نمیکنم .

تو خارج به کسایی که متعصبانه و بدون اینکه بازی رو تجربه کرده باشن اونو میکوبن ، hater میگن و این نظر شخصی محسوب نمیشه . معمولاً haterها بدون منطق نظر میدن و مهم نیست بازی چقدر خوب باشه چون از نظر اونها محکومه . این گروه بازیرو از زمان اولین تریلرش و حتی قبل از انتشارش تا بعد از انتشارش میکوبن و اصلا با کیفیتش کاری ندارن جوری که خارجیا یه جمله معروف دارن که میگه :
" haters gonna hate" یا "haters always hate"
به معنی اینکه "متنفران همیشه متنفر خواهند بود"

در انتها میگم که منظورم از hater شما نیستین یا هرکس دیگه . اینو کلی گفتم . اتفاقا به نظرتون که از سری اساسین خوشتون نمیاد احترام میذارم .
ولی چه متای اساسین 0 بشه چه 100 بشه من حتما این بازیو تهیه میکنم چون همیشه این سری رو دوست داشتم و خواهم داشت . خاطرات زیادی با این سری دارم و به نظرم این بازی آشغال نیست و البته شاهکارم نیست . بازی خیلی خوبیه نسبت به سری های قبل بهبودهای زیادی داشته و انشالله بهترم میشه .
ظاهرا کسانی که بازی rpg و سرک کشیدن تو هر سوراخی از بازی رو و لول آپ کردن دوست ندارن از این بازی خوششون نمیاد.
(اجبار بازیکن به انجام ماموریت‌های فرعی و بالا بردن لِوِل به هر طریق ممکن)
این واقعا یه ضعف هست‌ش مراحل فرعی اورجین که خیلی چرت و مسخره بود و آدم همش باید این مراحل انجام میداد انگاری هم تو این نسخه این مشکل حل نشوده ولی به هر حال اساسین برای من جز بهترین سری بازی هاست
قطعا نقدش كنم كمتر از شش ميدم ! چون پول خريدشو ندارم با پوسترش نقد ميكنم ! XD

اما فارغ از نمره كه ديگه توجهي بهش نميكنم ! :دي نقد خيلي خوب بود ! ميدونين صرف تعريف يا كوبيدن نبود ! سعي داشت به خواننده يه سري اطلاعات درباره بازي بده كه خوب خوشبختانه موفق هم شد !

كاش سينا ربيعي مينوشت اما :( ميديديم هنوز هم روي حرفش براي تحول در سري توسط اوريجينز هست يا خير ! XD
اگر اجبار به مراحل فرعی
از نوع متنوعش باشه و ارزششو داشته باشه هیچ اشکالی نداره
در غیر این صورت واقعا بده
مثلا اورجینیزو من خودم مشتاقانه هر مرحله اضافه ای میدیدم حتی بعد از اتمام بخش داستانی بیخیال نمیشدم
من خودم از مراحل فرعی اورجین متنفر بودم بنظر من اصلا مراحل فرعی جذابی نداشت از همه بدتر اجبار به انجام اون مراحل بود تا لول اپ کنی که آدم واقعا دیونه می‌کرد
این نسخه واقعا متنوع هستش نگران نباش
انتظارات من به شخصه از بازی براورده هست یوبیسافتو دوست دارم و قصدم کوبیدن نی ولی واقعا چندها سالی شده که انتظار بازی بی نقص از یوبیسافت ندارم
نقدهای پردیس گیم به جز یه سری موارد خاص منصفانه و عالی هست
خسته نباشید