فروشگاه گیفت کارت
 
خرید گیفت کارت
نقد و بررسی بازی Persona 4 Golden

نقد و بررسی بازی Persona 4 Golden

"به قلم علی حسن زاده"

این نقد براساس نسخه ارسالی سازندگان برای سایت پردیس‌گیم نوشته شده است.

سری عناوین Persona (پرسونا) را می‌توان از محبوب‌ترین و معروف‌ترین عناوین سبک JRPG دانست. حتی اگر محبوبیت این سری را هم تراز با سری بزرگ Final Fantasy بدانیم، چندان بی‌راه نگفته‌ایم. سری‌ای که علی‌رغم ظاهر شاد و رنگارنگش، به داستانی تاریک و بی‌نظیر، شخصیت‌های عالی و بعضاً سیاه شناخته شده و در کنار ارائه‌ی گیم‌پلی‌ای عمیق و لذت بخش، به یکی از بهترین‌های این سبک تبدیل شده است.

کمپانی Atlus در سال ۲۰۰۸ چهارمین نسخه در سری پرسونا را بر روی کنسول PS2 روانه بازار کرد. در سال ۲۰۱۲ و بنا بر سنت همیشگی Atlus، نسخه‌ی آپدیت شده‌ی این عنوان یعنی Persona 4 Golden را که شامل محتوای اضافه از جمله اضافه شدن یک شخصیت، بخش داستانی و آیتم‌های جدید بود، بر روی PS Vita عرضه شد. به عقیده بسیاری، رویکرد Atlus در قبال پلتفرم PC بسیار سنتی است؛ به گونه‌ای که این شرکت علاقه‌ای به عرضه عناوین خود بر روی این پلتفرم نداشته و عرضه ناگهانی P4G بر روی این پلتفرم پس از ۸ سال از نسخه‌ی PS Vita، باعث تعجب همگان شد. البته شاید گفتن این نکته بد نباشد که عطش بازیکنان برای تجربه‌ی سری پرسونا و همچنین رشد فوق‌العاده‌ی فروش بازی‌ها بر روی این پلتفرم در سال‌های اخیر، توجه Atlus را به خود جلب کرده و این شرکت پتانسیل این پلتفرم را به خوبی مشاهده کرده است و به همین دلیل دست به عرضه‌ی یکی از محبوب‌ترین شماره‌های سری پرسونا بر روی این پلتفرم زده است.


داستان بازی با انتقال شخصیت اصلی بازی یعنی Yu Narukami به شهر کوچک Inaba آغاز می‌شود. والدین او که به خاطر موقعیت کاری خود به مکان دیگری مهاجرت کرده‌اند، او را به نزد دایی‌اش فرستاده تا یک سال را به صورت جداگانه سپری کند. Inaba شهر کوچکی است که زندگی به آرامی در آن جریان داشته و بر طبق گفته‌های شخصیت‌های بازی، چیز زیادی برای سرگرم شدن در آن وجود ندارد اما پس از بروز قتلی اسرار آمیز و مخوف، این باور اهالی شهر دچار تزلزل می‌شود. پس از گذشت مدتی قتل دومی رخ داده و شهر را بیش از پیش تحت تاثیر قرار می‌دهد. پلیس نیز دست به کار شده تا قاتل را پیدا کند اما در این امر ناکام است. تنها چیزی که مشخص است، این است که این قتل‌ها در روزهای بارانی و مه‌آلود رخ می‌دهند. در عین حال، شایعه‌ای در مورد یک کانال تلویزیونی در میان دانش‌آموزان پیچیده است: اگر در نیمه شب روزهای بارانی به صفحه خاموش تلویزیون چشم بدوزید، تصاویر عجیبی خواهید دید. پس از امتحان کردن این موضوع خواهید دید که این شایعه حقیقت داشته و دنیای مرموزی در داخل تلویزیون وجود دارد که موازی با دنیای واقعی بوده و چنانچه اتفاقی در یکی صورت پذیرد، در دنیای دیگر تاثیر می‌گذارد. موضوع قتل و پرده برداشتن از اسرار این قتل‌ها و کشف هویت قاتل، هدف اصلی بازی بوده و تمام تلاش بازیکن در این جهت صورت می‌گیرد.

با ورود شما به مدرسه، عمده فعالیت‌های بازی شروع می‌شوند. به عنوان مثال با پیدا کردن دوستانی جدید که در واقع شخصیت‌های همراه شما در طول بازی هستند، می‌توانید به فعالیت‌های مختلفی در مدرسه و در شهر بپردازید. شخصیت‌پردازی بسیار خوب بوده و به مرور زمان جای خود را در دل بازیکن باز می‌کنند، چراکه زوایای مختلف شخصیت آن‌ها به مرور زمان آشکار شده و هر کدام به شیوه متفاوتی، روابط دوستانه خود را با شما تقویت می‌کنند. روند بازی به صورت روزانه انجام شده و هر روز آب و هوای خاصی داشته و به چند بخش مختلف از جمله زمان مدرسه، فعالیت‌های بعد از آن، بعد از ظهر و شب تقسیم می‌شوند. همچنین فعالیت‌های اصلی بازی در واقع پس از زمان مدرسه قابل انجام دادن هستند. به عنوان مثال می‌توانید شغلی پاره وقت پیدا کرده و بعد از ظهر‌های خود را به آن اختصاص دهید و در مقابل، Statهای خود را افزایش دهید که بعداً در مبارزات تاثیرگذار خواهند بود، یا می‌توانید وقت خود را با دوستان جدید خود بگذرانید و روابط خود را با آن‌ها تقویت کنید. چنان‌چه روابط خود را با دوستان تقویت کنید، در مبارزات می‌توانید از این موضوع بیشتر نفع ببرید. پرسه زدن در شهر و گفت و گو کردن با مردم شهر نیز از جمله فعالیت‌های دیگر بوده که می‌توانید به آن‌ها بپردازید و در عین حال ماموریت‌های فرعی بی‌شماری در بازی گنجانده شده است تا حالت کسل‌آور شدن و یکنواختی، گریبان‌گیر روند بازی نشود.


بخش مبارزات بازی با ورود به دنیای تلویزیونی شروع می‌شود. همان‌طور که پیش‌تر نیز ذکر شد، دنیای تلویزیونی به نوعی یک دنیای موازی با دنیای واقعی به حساب آمده و باید در مکان‌های مختلف که حالتی سیاه‌چاله‌وار دارند، به خط پایانی رسیده و با باس آن مبارزه کنید. محیط‌های این قسمت‌ها و طراحی‌شان شدیداً یکنواخت بوده و پس از مدتی تکراری و خسته کننده می‌شوند. در طول این قسمت‌ها، دشمنان بازی یعنی Shadowها پرسه می‌زنند که با نزدیک شدن به هر کدام چنان‌چه زننده ضربه اول شما باشید یا آن‌ها، مبارزه شروع می‌شود. در واقع پیش از شروع مبارزه قادر خواهید بود از موقعیت موجود استفاده کرده و با سورپرایز کردن دشمنان، یک نوبت اضافه در شروع مبارزه داشته باشید.

سیستم مبارزات بازی علی‌رغم ظاهر ساده‌ی بازی، بسیار خوب و چند لایه طراحی شده است. این سیستم به صورت نوبتی بوده و بازیکن به چند انتخاب مختلف برای پیشبرد مبارزات دسترسی دارد. بسته به هر انتخاب، مقداری از نوار سلامتی یعنی HP یا نوار جادو یعنی SP کم می‌شود؛ لذا مدیریت کردن این نوارها حائز اهمیت است. می‌توانید با آنالیز کردن دشمنان از نقاط قوت و ضعف آن‌ها با خبر شوید و در مبارزه به نفع خود استفاده کنید. همچنین می‌توانید از Skillهای مختلف برای وارد کردن ضربات قدرتمند توسط پرسوناهای خود بهره بجویید یا ضربات فیزیکی را مد نظر قرار دهید. در نهایت از قسمت تاکتیک می‌توانید رفتار شخصیت‌های همراه را تعیین کنید؛ به گونه‌ای که یا تصمیم‌گیری را بر عهده‌ی خود آن‌ها بگذارید یا برای هر کدام وظیفه‌ی خاصی مشخص کنید یا کنترل مستقیم هر کدام را در نوبت‌شان در دست بگیرید. چنان‌چه احساس کنید قدرت کافی برای پیشروی در مبارزات را ندارید، می‌توانید فرار کنید اما بعضاً باید تبعات آن را به جان بخرید.

در قسمت‌های ابتدایی بازی و پس از شکست نیمه تاریک هر شخصیت، آن شخصیت به پرسونای خود دسترسی پیدا خواهد کرد که می‌تواند در مبارزات از آن استفاده کند. با پیشرفت در بازی، بازیکن به چندین و چند پرسونای مختلف دسترسی پیدا کرده و می‌تواند از قابلیت‌های متفاوت و بی‌شمار آن‌ها استفاده کند. پس از پایان هر مبارزه، مقداری تجربه یا همان Exp دریافت خواهید کرد و در کنار آن نیز هم شخصیت‌ها و هم پرسوناهای آن‌ها ارتقاء پیدا خواهند کرد. همچنین بعضاً به عنوان پاداش، چندین کارت با قابلیت‌های مختلف به شما پیشنهاد می‌شود که می‌توانید یکی از آن‌ها را انتخاب کنید. با داشتن کارت‌های مختلف که یا می‌توانند قابلیت‌های مختلف باشند یا پرسوناهای جدید، می‌توانید به بخش معروف سری پرسونا یعنی Velvet Room و ساکن عجیب آن یعنی Igor و دستیارانش رفته، و به ارتقاء پرسوناها و مهارت‌های آن‌ها و یا ساخت پرسونا‌های جدید بپردازید.

مبارزات بازی شاید در ابتدا ساده و بدون چالش به نظر برسند، اما رفته رفته شاهد افزایش چالش موجود خواهید بود. همان‌طور که شما به قابلیت‌های مختلف دسترسی دارید، دشمنان نیز قابلیت‎های مختلفی در چنته دارند و باید رفتار آن‌ها را در طول بازی به خوبی آنالیز کنید. یکی از بخش‌های جالب مبارزات این است که یکی از شخصیت‌های همراه به عنوان مشاور شما را راهنمایی کرده و پیش از شروع نوبت دشمنان، از رفتار آن‌ها خبر می‌دهد. می‌توانید او را نادیده گرفته و کاری که به نظرتان بهتر است را انجام دهید اما بازیکنان تیزهوش مسلماً گوشه چشمی به این شخصیت داشته و از حرف‌های او بهره خواهند برد.

نمی‌توان حرف از پرسونا زد اما از موسیقی، کلامی به میان نیاورد. موسیقی بازی توسط Shoji Meguro ساخته شده و شاهد موسیقی‌های گوش‌نوار و در عین حال با مفهومی در تمام طول بازی هستیم. موسیقی بازی به خوبی با محیط و داستان و حال و هوای بازی در هم آمیخته شده است و از این نظر تجربه‌ی بسیار خوبی برای بازیکنان رقم خواهد زد.

بازی از نظر گرافیکی در سطح بسیار پایینی قرار دارد و البته از یک بازی ۱۲ ساله نباید انتظار بالایی در این زمینه داشت. شخصیت‌ها بسیار ساده طراحی شده‌اند و انیمیشن‌های بازی تعریفی ندارند. در واقع این عنوان در مقایسه با عناوین منتشر شده در سال خود نیز بسیار پایین‌تر قرار گرفته و در نگاه اول شاید یک عنوان PS1 را در ذهن مخاطب تداعی کند. با این حال نسخه‌ی PC از کیفیت بافت‌های بهتر و رزولوشن بالاتر پشتیبانی می‌کند. علاوه بر این، بازی از نرخ فریم 60 بر ثانیه پشتیبانی خواهد کرد. همچنین قادر خواهید بود بین صداگذاری ژاپنی یا انگلیسی انتخاب کنید. درجه سختی بازی شامل موارد مختلفی چون میزان دمیج وارده توسط بازیکن و میزان دریافتی پول و تجربه بوده و بازیکنان قادر خواهند بود در هر لحظه این موارد را تغییر دهند. کنترل بازی نیز به نرمی انجام شده و از موس و کیبورد به طور کامل پشتیبانی می‌کند. به طور کلی پورت نسخه PC به بهترین حالت ممکن صورت پذیرفته است.

 بازبینی تصویری:

عمده‌ سیاه‌چاله‌های بازی طراحی به شدت یکنواخت و تکراری دارند

 

 در هنگام مبارزه به گزینه‌های مختلفی دسترسی دارید

 

 انتظار دیالوگ‌های طولانی و زیاد برای روایت داستان را داشته باشید!

 

 انتظارات خود را از گرافیک و انیمیشن‌های بازی را تا حد ممکن پایین بیاورید!

 

 تکیه کردن به قدرت‌های مختلف پرسونا، نقش بسزایی در مبارزات دارد.

نکات مثبت:

سیستم مبارزات چند لایه و عالی

شخصیت‌های به یادماندنی

داستان جذاب

موسیقی گوش‌نواز

نکات منفی:

خط داستانی بازی تا حدودی طولانی است

سیاه‌چاله‌ها پس از مدتی به شدت یکنواخت و تکراری می‌شوند

سخن آخر: چنان‌چه برای اولین بار است که می‌خواهید وارد دنیای جادویی پرسونا شوید، پرسونا 4 با داشتن داستانی فوق‌العاده، شخصیت‌های دلنشین، موسیقی گوش‌نواز و سیستم مبارزات عالی، تجربه‌ی منحصر به فردی را برای شما رقم خواهد زد.

Verdict

If it is the first time you get to live through the magical world of Persona, Persona 4, with its excellent story, loveable characters, enjoyable music, and great combat, can make for a unique experience

Final Score: 9 out of 10

نوشته شده در: 30 تير 1399
دسته: نقد و بررسی
 
 
 
ثبت دیدگاه
 
جهت ثبت دیدگاه باید سه روز از ثبت نام شما گذشته باشد.
 

جالبه بازی توی نینتندو نیس ولی تقریبا همه جا مثل اینجا اکثر فناش نینتندویی ان هنوز آتلاس برای سویچ نمیدش
تبریک بهت smt v هم معرفی شد برو حالش ببر
اون متنوع نبودن دانجن هاش ضعف بزرگي بود بنظرم. خيلي ساده بودن بي چالش بي معما
يكي ديگه از ضعفاي اكثر پرسونا ها و اين يكي كه شديد هم داشتش
كند بودن چندسإعت اول بازيه كه بعد ميفته رو دور
يكسري اشكلات ريز ديگه مثلا تكراري شدن دشمنا وسط دانجن و خلاقيت پايين تو ديزاينشون و... هم داره ولي بازي خوبيست دركل البته معماي داستانيش پيچيدگي خاصيم نداره و كاملا متوسطه شخصا داستانشو نقطه قوت نميدونم بيشتر كركرتراش جالب بودن با اينتراكشن هاشون
ولي دركل من كه راضي بودم اميدوارام بقيه راضي باشن ازين سري و ازين بازي
هیس داداش صداشو در نیار الان بهت انگه هیتر بودن میزنن
اوه نه راستی پرسونا تو سایت فن بوی نداره راحت باش
ملت فقط وقتی بهت میگن هیتر که از بازی مورد علاقشون انتقاد کنی
حالا باحاليش اينجاس خودم فن اين سريم و عاشق همين پرسونا ٤ هستم جدا كركتراشو دوست دارم . و حالا سري محبوبمو نقد ميكنم اينا فك ميكنن با بازياشون مشكل شخصي داريم نقد ميكنيم ميان نينتندو رو مسخره ميكنن :))))
مشاهده 4 پاسخ دیگر
این بازی های Persona دیگه توی زمینه گرافیک خیلی کم کار و ضعیفن کاش حداقل UI بازی رو عوض میکردن UI بازی های PS2 قشنگترن
ولی گیم پلی بازیاشو خیلی دوست دارم.دی
نایس ریویو
پرسونا ۴ دیگه خیلی قدیمی شده مشخصا از نظره گرافیکی الان دیگه حرفی برای گفتن نداره ولی پرسونا ۵ گرافیکش خیلی خوشکلو و هنریه
جدا كارگردان هنري پرسونا ٥هركي بود بايد به احترامش تعظيم كرد
خاص ترين گرافيكيو داره كه تو نسل ديدم :)
و هميشه هم بياد ميمونه با اون گرافيك در تاريخ گيم
مشاهده 1 پاسخ دیگر