شاتل‌لند - گیم‌سنتر
 
 
فروش محصولات MSI
 
 

آموزش آنریل انجین 4آموزش آنریل انجین 4 UE4

آموزش بازی سازی اندرویدآموزش بازی سازی اندروید

آموزش گیم میکر استودیوآموزش گیم میکر استودیو

آموزش سی شارپ یونیتیآموزش سی شارپ یونیتی

آموزش یونیتی سه بعدیآموزش یونیتی سه بعدی

آموزش یونیتی دو بعدی Unity2Dآموزش یونیتی دو بعدی Unity2D

آموزش واقعیت مجازی یونیتیآموزش واقعیت مجازی یونیتی
 
موضوع: هفت حلقه مرگ l دریچه ای به دنیای HALO
 
برو به صفحه از 3
 
گارانتی کنسول‌های بازی
فروش گیفت کارت
دانلود فیلم و سریال - مدیاسیتی
فروشگاه اورجینال کی
#1
16 مرداد 1393 ساعت 01:12:43 (1131 روز پيش)
BLACK LION
Amir E


تاریخ عضویت:1390/11/18
تشکر کرده: 8587
تشکر شده: 8795 بار
احساس امروزم:
عصبانی
 
AE0048 
 هفت حلقه مرگ l دریچه ای به دنیای HALO




با سلام خدمت دوستان و کاربران محترم Pardis Game


اکثر شما با نام فرانچایز HALO در قالب یک عنوان ماندگار و در یک گام فراتر به عنوان پرچمدار سبک FPS بر روی کنسول های خانگی رو به رو شدید . شاید بعضی از شما تا حدی با دنیای این بازی آشنایی داشته باشید و شاید هم نه . من این مقاله طویل رو به مرحله تحریر رسوندم تا کمکی هر چند کوچک اما مفید به شناخت بیشتر شما از دنیای بزرگ هیلو انجام بدم.


تاریخچه


سال2000 بود و مایکروسافت در شرف ورود به بازار شدیداً رقابتیه کنسول های خانگی بود . اکثراً در اون زمان به این کنسول مثل چندین پلتفورم دیگه  که در رقابت با یکه تازان سونی قافیه رو باخته بودن نگاه میکردن . توقعی از مایکروسافت نمیرفت که بتواند برای هیولای اون زمان , Play Station 2 رقیب قدری بسازهE3 . سال 2000 فرا رسید و مایکروسافت به شرح عناوین لانچ پرداخت .نوبت به بازی ای به نام Halo:Combat Evolved رسید . سالن تاریک شد و نمایش آغاز...در وسط تاریکی لگوی استدیوی کم نام و نشان و تازه تاسیسی به نام Buangi خود نمایی میکرد . سپس نمایش آغاز شد . دوربین از آسمان آهسته آهسته ارتفاعش رو کم میکرد و نزدیک 2 موجود عجیب و غریب میشد . از همون ابتدا معلوم شد این عنوان یکی از عناوین علمی تخیلیه اون زمان بود . گرافیک قابل قبول بود , نورپردازی و سایه زنی در سطح تحسین برنگیزی قرار داشتن و همه چی در سطح خوبی قرار میگرفت . کنفرانس به پایان رسید اما ظاهراً Halo نتونست از پس انتظارات بر بیاد و نمایش به اندازه کافی تاثیر گذاری رو به جا نگذاشت . همچنان کسی از اکس باکس انتظار توفیق نداشت . اما همه چیز قابل پیش بینی نیست...
یک سال گذشت و در تاریخ 15 نوامبر 2001 , Xbox در کنارش Halo:Combat Evolved , Project Gotham Racing و چند عنوان دیگه به عنوان عناوین لانچ در آمریکای شمالی منتشر شد . فروش Halo:CE به عنوان یک IP جدید خیره کننده و بی سابقه بود . این عنوان در دَم به جا گذاشتن یک رکورد اقتصادی بود . جدا از اون این بازی از وجه نقد و انتقادات هم خوش ظاهر شد , از زیر تیغ نقدها موفق خارج شد و توانست با میانگین نمره 97 از 68 نقد در تاریخ صنعت گیم ماندگار شود . کنترل بازی با کنترلر Xbox کاملا بهینه شده بود . فیزیک و هوش مصنوعیه عالی که از وعده ی بانجی بود بر خلاف انتظارات واقعا در بازی حاظر بودن . علیرغم نبود شبکه ی xlive در آن زمان Halo مولتی پلیر و co-op کاملی رو در اختیار گیمر قرار میداد .این عنوان ثابت کرد که FPS ها هم میتوانن کنسول های خانگی رو به تصرف خود در بیارن . در سال 2006 این عنوان توسط وبسایت IGN در صدر جدول برترین عناوین تاریخ تا آن زمان قرار گرفت . سر انجام این گیم موفق شد به فروش 6.5 میلیون نسخه ای دست پیدا کنه . طبعاً با وجود اون بازخورد های مثب , اون فروش خیره کننده و محبوبیتی که این عنوان در نزد گیمرها پیدا کرده بود مایکروسافت به فکر ادامه ی این سری افتاد و برای کسب یک برگه برنده در مقابل سونی قرار دادی رو با قهرمان اون روزهای صنعت گیمBuangiبست و این استدیو رو به مالکیت خودش در آورد.
3
سال گذشت و پس از تبلیغات عظیم مایکروسافت و سرمایه گذاری هایه بی سابقه بر روی این عنوان دوباره نوبت به هنر نمایی بانجی و عنوان خوش نامش که در اون زمان در کنار عناوین صاحب سبکی مانند Half-Life قرار میگرفت , رسید . 9 نوامبر 2004 وعده ـی مایکروسافت و بانجی به طرفدار های آمریکایی فرانچایز هیلو بود. استقبال خیره کننده بود Halo2 ...  توانست با فروش 125 ملیون دلار تنها در 24 ساعت اول انتشار یک رکورد منحصربه فرد در بین تمامه محصولات سرگرمی و الکترونیکی به جا بگذارد!





بازخورد ها هم همانند فروش بازی بود ...  منتقد سایت و مجله Game Informer بازی رو اینگونه توصیف کرد :(( ساده میگم , Halo 2 بزرگترین شوتر اول شخصی است که تا کنون بر روی کنسول های خانگی منتشر شده است . هیچ چیزی نمیتوانم بگویم که شمارا برای تجربه ی بازی آماده کند . ((
همچنین وبسایت IGN این عنوان رو یک دستاورد اصیل در داستان سرایی , تعادل در گیم پلی و مولتی پلیر در بین بازی های اون زمان خواند و به اون لغب "بهترین عنوان مولتی پلیر کنسول" رو داد.
سرانجام این بازی موفق شد میانگین نمره 95 از 91 نقد رو کسب کنه و به فروش کلی 8.5 میلیون نسخه دست پیدا کنهHalo 2 تبدیل به پرفروش ترین عنوان کنسول xbox شد . این فراچایز به تنهایی برند xbox را از تبدیل شدن به یک شکست اقتصادی نجات داد و مایکروسافت رو قادر ساخت که از نسل ششم پارو فراتر بذاره و با ورود به نسل هفتم کنسول های خانگی سونی رو به چالش بزرگی بکشه.
پس از گذشت یک سال از موفقیت Halo2 نسل هفتم کنسول های خانگی با انتشار X360 رسماً آغاز شد . فاصله ـی یک ساله زمان انتشار X360 با تاریخ انتشار رقیب خود یعنی PS3 باعث شد این کنسول به فروش و محبوبیت مناسبی برسه و زمینه ساز موفقیتی دیگه برای فراچایز هیلو و مایکروسافت بشه . در E3 2006 مایکروسافت در طی کنفرانس از عنوان Halo 3 پرده برداری کرد و تاریخ انتشار اون رو 25 سپتامبر 2007 تایین کرد . 3 سال گذشته بود و طرفدارهای بازی کاملا آماده نسخه جدید از فراچایز محبوبشون بودن ... همه چیز آماده بود برای یک رکورد دیگر . GameSpot گزارش داده بود که 4.2 میلیون نسخه از Halo 3 در فروشگاه ها در تاریخ 24سپتامبر 2007 یعنی یک روز قبل از انتشار رسمی بازی , وجود داشت که از نظر تعداد بی سابقه بود.  نهایتن در تاریخ 25 سپتامبر سال 2007 دنیای گیم  کاملا به طرف Microsoft کج شد...
حتی تصور اینکه یک عنوان شوتر بتواند دوباره موفقیت Halo 2 رو تکرار کند سخت بود.با این حال بانجی ثابت کرد چیزی تحت عنوان "سخت" برایش معنایی نداردhalo 3منتشر شد و رکوردهارو جا به جا کرد . فروش 170 میلیون دلار تنها در 24 ساعت...!!! ( این در حالی است که فیلم اسپایدر من 3 که در آن ماه منتشر شد در هفته ـی اول انتشار خود 150 میلیون دلار فروش داشتهhalo 3  (همچنین توانست در طی یک هفته پس از انتشار به فروش جهانی 300 میلیون دلار برسد , ارقام نشان دادن که در طی یک هفته که از انتشار Halo 3 گذشته بود فروش کنسول X360 دو برابر شده بود . در کنار موفقیت های اقتصادی, این عنوان به خوبی از پس انتقاد ها بر آمد و علاوه بر کسب متا اسکور 94 از 86 نقد , توانست مانند 2 نسخه ــی پیشین خود جوایز رو از سایت ها و مراسم مختلف درو کند.سایت IGN در رابطه با مولتی پلیر بازی اینگونه گفت :(( قوی ترین نقشه های ترکیبی در این بازی یافت میشود .)) و جایزه ــی بهترین بازی مولتی پلیر سال رو هم به این بازی اهدا کرد.





پس از کولاک , Halo 3  بانجی که دیگر برای خود صاحب سبک شده بود و تبدیل به یکی از استدیو های برتر این صنعت شده بود در ذهن خود رویای پر کشیدن داشت . بانجی به دنبال جدایی از دنیای هیلو و خلق یک دنیای جدید , با عناصر جدید و نوآوری های مختلف و نامی نو بود. بنابر این موضوع و صمیمیت این استدیو با مایکروسافت توافقات به صورت کاملا دوستانه ای انجام شد و بانجی به یک استدیوی مستقل تبدیل شد . اما قرار بر آن بود که بانجی به عنوان خداحافظی از طرفداران و فن های سری Halo یک عنوان  ) Spin off فرعی) از سری هیلو بسازد...همین جریان باعث معرفی Halo:Reach در VGA 2009 و انتشار آن در سال 2010 شد... بانجی از تمامه نیروی خود برای ساخت این عنوان استفاده کرد و نتیجه اش خلق یک عنوان خوش ساخت و ناب همچون نسخه های قبل و حتی بهتر از آنها شد به طوری که IGN, GamePro, و Official Xbox Magazine به اون لقب " بهترین Halo در تمام دوران " رو دادن . بازی اتفاقات قبل از نسخه ـی Combat Evolved رو روایت میکرد . اتفاقاتی که تا قبل از اون تنها در کتاب ها و رمان های هیلو به آنها اشاراتی شده بود. Halo:Reach از لحاظ اقتصادی موفق تر از تمامه نسخه های پیشین ظاهر شد . رکورد به نظر دست نیافتنی هیلو 3 توسط این بازی شکسته شد200میلیون دلار تنها در 24 ساعت اول...!!! این عنوان  در ماه اول 4 میلیون نسخه تنها در آمریکای شمالی به فروش رساند. در نهایت به فروش 8.7 میلیون نسخه ای دست پیدا کرد و علاوه بر جلب نظر منتقدها و کسب جوایز متعدد, متا اسکور 91 از 100 نقد رو هم دریافت کرد و به موفق ترین نسخه ــی این فرانچایز تا آن زمان تبدیل شد.
نهایتاً بانجی امتیاز Halo را به Microsoft سپرد و به عنوان یک استدیوـی مستقل شروع به همکاری با Activision کرد که منجر به خلق عنوان Destiny شد و الباقی

BLACK LION آفلاین
 نقل قول  وبلاگ 
46 کاربر از BLACK LION بابت این پست تشکر کرده اند.
Haytham Templar , illigamer , senator7676 , UN4GIV3N , Sina R , mani mms , HATEF6619 , مهران گیمر , mt punk , Black Evil , solidsnake1373 , EZIO 74 , ACIIIfan , E M I N E M , cole phels , alighost100 , 0zero0 , Metal BIG BOSS , rezahaji1386 , dark knight 4 , persian warriors , mohamadalibala , EZIO 5 , PDAVARZANI , captan_parsa , BOBO1379 , Iraj npr , blackeyed , akbar74 , 0157 , HITMAN 4477 , R3DR4N9ER , Jin_kazama , pepsicoola , Black_Flag , GaZeR BeaM , امیر سجاد , mehti , erpc , HappyDirector , big sun , Louie Castaneda , Slender , ashil_come_back , salamatism , Ali Driver , 
#2
16 مرداد 1393 ساعت 01:15:58 (1131 روز پيش)
BLACK LION
Amir E


تاریخ عضویت:1390/11/18
تشکر کرده: 8587
تشکر شده: 8795 بار
احساس امروزم:
عصبانی
 
AE0048 
 

 مایکرو در سال 2011 , در E3 همان سال از ساخته ـی استدیوی جدیدش , industries 343    که الان به خانه ـی جدید فرانچایز هیلو تبدیل شده بود رونمایی کرد و نهایت تاریخ انتشار آنرا 6 نوامبر 2012 مشخص کرد. این نسخه از هیلو از چند لحاظ خاص ترین نسخه ـی این سری شد...


متن پنهان: 


بازی در 6 نوامبر سال 2012 منتشر شد و باز هم رکورد شکنی کرد....
220
میلیون دلار تنها در 24 ساعت اول!!! گویا در سبک شوتر فقط خود هیلو میتوانست رکوردهای خود را جا به جا کند . بازی به لطف Reach Engine از وجه گرافیک پیشرفت های چشم گیری رو شاهد بود ...  فوق العاده زیبا تر شده بود . نور پردازی و سایه زنی در بالاترین سطح خود قرار داشتند , تکسچرها بی همتا بودند و جزئیات هم سرسام آور,همچنین یک پارچگی میان کات سنزها و گیم پلی به نحو احسنت کار شده بود, در بازی اوقاتی که سلاح های سنگین حمل میکردید بازی از دید سوم شخص دنبال میشد , در آن زمان ها جزئیات لباس مستر چیف به قدری بالا بود که میشد آنها را با بازی هایه TPS مقایسه کرد.  متاسفانه  بازی دستخوش بعضی تغییرات نه چندان خوشایند هم شده بود . قابلیت حمل اسلحه در 2 دست (که اتفاقاً خود هیلو یکی از اولین عناوین بهرهمند از این سیستم بود) از بازی حذف شده بود . گیم پلی بازی تا حدی به سمت شوتر های نظامی همچون Batllefield وCOD کشیده شده بود و همچنین مدت زمان بازی کمی کوتاه تر از نسخه های پیشین بود . اما با این حال در کنار نکات مثبتی همچون اضافه شدن بخش  Spartan Ops (یک بخش داستانی کوتاه مربوط به اتفاقات 6 ماه بعد از رویداد های کمپین بازی) و اضافه شدن بعضی قدرت های ویژه به زره مستر چیف (کاراکتر اصلی بازی) این نکات منفی از جذابیت بازی کم نکردن و همچنان منتقدها روی خوش را به این عنوان نشان دادنHalo 4.    با فروش 10 میلیون نسخه ای و کسب متای 87 از 88 نقد یک ستاره به ستاره های فرانچایز Halo افزود.





پس از گذشت زمانی 7-8 ساله و حس شدن هرچه بیشتر جای خالی یک کنسول قدرت مند در بازار سر انجام مایکروسافت از کنسول جدید خود یعنی XBOX ONE در مراسمی ویژه در سال 2013 رونمایی کرد و در همان مراسم با یک تریلر کوتاه از نسخه ــی بعد این فرانچایز هم رو نمایی کرد , نسخه ای که بعد از گذشت چندین ماه با انتشار یک والپیپر مشخص شد Halo5:Guardians  نام دارد و ادامه ای بر داستان Halo 4 است و دارای کاراکتر های جدید و داستانی مرموز و پیچیده است . همچنین اندستریز وعده داده است که بازی بر روی رزولوشن 1080 , فریم ریت ثابت 60 اجرا میشود.
در کنار آن مایکروسافت برای کسانی که دوست دارند دیدار مجددی با فرانچایز محبوبیشان داشته باشند و یا اولین بار است که به دنیای هیلو پا میگذارند عنوا
نMaster Chief Collection  را در دستور کار قرار داده. این عنوان شامل تمامه 4 نسخه ـی پیشین (شماره دار) با گرافیکی بهبود یافته میشود و با قیمت 60$ از اواخر سال 2014 در دسترس کاربران کنسولXbox One  قرار میگیرد.


 


دوستان در قسمت تاریخچه مجبور شدم برای کم کردن حجم مقاله از معرفیه عناوین نه چندان مهم و بی سر و صدا مانند Halo:Wars  دوری کنم و همچنین به دلیل حجم کثیر رمان های این عنوان از معرفی آنها خود داری کردم.
الان به بخش مورده علاقه ـی من و عامل اصلیه جدا بودن هیلو از بسیاری از شوتر ها میرسید...


داستان


برای مرور اتفاقات بازی بایستی به تاریخ های بسیار دور برگردیم . اوقاتی مابین 90 تا 110 هزار سال قبل از میلاد .
در آن زمان کهکشان در آرامش مطلق به سر میبرد . نژاد های مختلف با آداب و رسوم
, خلق و خو و رفتار خاص خودشان با صلح دوستی در کنار هم کهکشان را در مینوردیدند . به مبادله میپرداختند , تجارت میکردند و داشته هایشان را با یک دیگر به اشتراک میگذاشتند . گهگاهی یک جدال نه چندان مدت دار بین 2 نژاد ایجاد میشد اما هرگز به این صلح و دوستی آسیبی وارد نمیکرد...
پرچمدار علم و تکنولوژی
, محافظ این صلح و دوستی و قدیمی ترین نژاد کهکشان مجوداتی به نام "Furerunner / فورانر" ها بودند که مطابق با افسانه هایشان توسط مجوداتی به نام "Precursor / پریکورسر" (توضیح در متن پنهان) خلق شدند .فورانر ها از نظر ظاهری شباهت های زیادی با انسان ها داشتند . سیاره ـی محل سکونت فورانر ها Maethrillian نامه داشت اما هزاران سال بعد جای خود را به Requiem داد که همچون تابلوای هنری از ترکیب تکنولوژی و حیات طبیعی بود . (ضمن اینکه این سیاره یک "Shield World" هم بود که بعدا به آنها هم میرسیم)




 


 


متن پنهان: 


 


 


ارتش مبارزان پرومیثین فورانرها که در آن زمان تحت رهبری شخصی به نام "Ur-Didact / دایدکت " بود  جزء قوی ترین نیروهای نظامیه کهکشان به شمار میرفتند و هیچ نژادی دوست نداشت با آنها وارد مجادله شود .





اما چیزی که فورانر ها را خوف ناک میکرد حلقه های عظیمی ( تقریبا هم اندازه ـی زمین ) به نام "
Halo / هیلو" ها بود . یک هیلو مانند بهشتی حقیقی بود . اکوسیستمی سر سبز همانند سیاره ـی اصلی فورانر ها داشتند .  پیشرفته ترین جوامع فورانر ها در آنها زندگی میکردند و طبعاً بهترین خدمات و پیشرفته ترین امکانات را دارا بودند. هیلو ها توسط وسیله ای غول آسا به نام “ARK” یا به اسم دیگرش " Installation 00 " کنترل و تولید میشدند و توسط مانیتوری هوشمند از آنها نگهداری میشد. شاید پیش خود بپرسید "ARK چه چیز 7 هیلو را کنترل میکرد؟" ... هیلو ها در واقع در کنار اینکه یک منزلگاه فوق العاده برای فورانر ها بودند و به بسیاری از مسافران و مجودات کهکشان اسکان میدادند , مرگبار ترین سلاح عالم هم بودند... هر هیلو قادر بود با شلیک یک اشعه ـی مرگبار دایره ای به شعاع 25 هزار سال نوری را در اطراف خود خالی از سکنه و مجودات زنده بکند . ARK توانایی استفاده از قدرت 7 هیلو به صورت همزمان را داشت . یعنی اگر در آرک کسی بخواهد حیات را از سطح کهکشان راه شیری پاک کند تنها با انجام چند دستور العمل و ارسال دستور به هفت هیلو به راحتی قادر به انجام این عمل است. بنا بر این فورانر ها برای جلوگیری از هرگونه خطر مکان دقیق ark را پنهان ساخته اند . البته در Halo CE مانیتورGuilty Spark 343   اطلاعاتی درباره ـی مکان آن داد . به گفته ـی این مانیتور آرک در جایی به فاصله ـی 262.144 سال نوری از مرکز کهکشان راه شیری قرار دارد . با توجه به اینکه قطر کهکشان راه شیری چیزی حدود 100 هزار سال نوری تخمین زده شده , میتوان نتیجه گرفت ARK  در جایی بیرون از کهکشان و در خلاء مطلق پنهان شده...


 




 


از دیگر نژاد های به نام آن زمان انسان های قدرت طلب و باهوش بودند که به طور مشترک با نژادی باهوش به نام San ?Shyuum (بعدا در داستان ایفای نقش خواهند کرد)  در سیاره Charum Hakkor  حکومت میکردند.انسان ها از 150 هزار سال قبل از میلاد به کمک آرتیفکت های باقی مانده از پریکورسرها توانسته بودند به مراحل والایی از علم و تکنولوژی دست یافته و کم کم با فورانرها به رقابت پردازند.آنها با اکثر مجودات کهکشان سر صلح را داشتند و معمولا به کند و کاو سیارات خالی از تمدن , به دنبال منابع طبیعی میپرداختند . این صلح و آرامش زیبا تا آن زمان که فورانرها اشتباهی جبران ناپذیر انجام دادند پا بر جا بود. آنها طبق عادت مشغول کند و کاو در یکی از سیارات بازوهای کهکشانی بودند که با موجودی عجیب و انگل مانند رو به رو شدند . آن مجودات عجیب "Flood  / فلود " ها بودند . این انگل ها میتوانستند با چسبیدن و نفوذ به بدن میزبان مغز را ذره ذره از کار بیندازند و کنترل بدن را در دست بگیرند . تیم اولی که اعزام شد ناگهان ارتباط خود را از دست داد و به دنبال آن تیمی دیگر با نام " AST-Alpha" اعزام شد . آنها سیاره را از انگلهای فلود پاک کردن و این سر آغازی بود بر تغیان فلودها و سقوط کهکشان . در طی سالهایی که فلودها در جای جای کهکشان ظاهر میشدند و هر روز نژادی جدید را به خطر می انداختند فورانرها در آزمایشگاه های فوق پیشرفته خود به دنبال علاجی برای این انگلها بودند . در در حقیقت اشتباهشان همینجا بود , آنها با نگاه کردن به انگلهای فلود به عنوان یک بیماری به طور آشکارا آنها را دست کم میگرفتند و همین نقطه ضعفشان بود. انسان ها هم همانند دیگر نژادهای ساکن کهکشان راه شیری به نحوی با فلودها درگیر بودند . انها پس از مقاومت فراوان در برابر فلودها سر انجام منظومه و کاشانه خود را از دست رفته یافتند و پس از دادن تلفات بی شمار ناوگان خود را آواره کهکشان کردند.





در آن زمان فرمانده ـی کل قوای انسان ها شخصی  به نام "Forthencho / اوردینکو" بود, او که سیارات تحت کنترل انسان ها را از دست رفته میدید ناوگان خویش را عازم یافتن کاشانه ای جدید کرد. انسان ها تنها میخواستند به هر نحوی از شر فلودها خلاصی کامل یابند , چیز دیگری اهمیت نداشت . آنها به ناچار در برخورد با یکی از سیارات اصلی کلونی فورانرها تلاش کردند طی چند عملیات سنگین خانه ای برای خود فراهم کنند.  پس از آنکه فورانرها متوجه گستاخی نژاد جوانتر و تحت کنترلشان شدند , دشمنیه دیرینیه آتشی تازه به خود گرفت . (همانطور که مذکور شدم انسان ها و فورانر ها از هزاران هزار سال قبل با یک دیگر مشکل داشتند) .





جنگ با فورانر ها اصلا برای انسان ها عمل مناسبی نبود ... آنها در پی مقابله با انگل های فلود بسیار ضعیف شده بودند و دیگر توان مبارزه در جبه ـی دوم آن هم با ارتش عظیم فورانرها را نداشتند . بنا بر این دلیل انسان ها متحمل شکست سختی شدند و مازاد بر آنکه چیزی از آن حمله به دست نیاوردند , تمامه قدرت نظامی خویش را بر باد دادند.پس از آن جنگ  با تصمیم فورانرها کلیه تحقیقات و شواهد فیزیکی مربوط به فلودها و به طور کل تمامه تکنولوژی انسان ها سلب شد و پس از هزاران سال آنها به سیاره مادری خویش یعنی  " Erde-Tyrene" یا با نام آشنا تر آن "زمین " تبعید شدند تا در آنجا تحت نظر "The Librarian/لایبرین" (همسر Ur-Didact) حیات خود را ادامه دهند.لایبرین به آنها زندگی اولیه را آموخت , اینکه چه طور برای خود دهکده های چوبی بسازند و چه طور از رودخانه ها برای تهیه غذای روزانه خود استفاده کنند . در همین سالها بود که فورانرها پورتالی بسیار مهم را در آفریقا بنا نهادند که به مقصد Ark باز میشد . (این موضوع قسمتی از وقایع Halo 2 را توضیح میدهد)
پس از آن آنها بر روی موضوع اصلی یعنی فلودها متمرکز شدند . فورانرها که پس از 150 سال جنگ به خوبی متوجه شده بودند فلودها کنترل پذیر نیستند تاکتیک های پیشرفته ـی خود را به اجرا گذاشتند و جنگ افزارهای1 Tier خود را(پیشرفته ترین جنگ افزارهای آن زمان که منحصر به نژاد فورانرها بود) مورد استفاده قرار دادند اما حتی این هم جلوی نابودی کهکشان توسط فلودها را نگرفت. در جلسات فورانرها Didact به Master Builder (والا مقام ترین فورانر) پیشنهاد استفاده از قدرت Halo ها را داد که با شلیک اشعه خود حیات کهکشان و غذای فلودها را نابود میکنند و از پیشروی آنها جلوگیری به عمل می آورد . این پیشنهاد برای نژادی که خود را حامل ردایی از مسولیت در قبال حیات کهکشان میدید بسیار سنگین بود و حتی باعث بروز چندین اختلاف داخلی شد اما در نهایت زمانی که فورانرها متوجه شدند هیچ طریقی نمیتواند به نابودی فلودها خطم شود سر انجام با این تصمیم موافقت کردند
.
سر انجام پس از اینکه از هر گونه زنده در کهکشان یک جفت به Ark فرستاده شد , هیلوها کار خود را شروع کردند.


 
 
 
BLACK LION آفلاین
 نقل قول  وبلاگ 
38 کاربر از BLACK LION بابت این پست تشکر کرده اند.
UN4GIV3N , Sina R , senator7676 , HATEF6619 , مهران گیمر , mt punk , solidsnake1373 , mohsen tiz , EZIO 74 , cole phels , Ebiram1100 , alighost100 , 0zero0 , Metal BIG BOSS , rezahaji1386 , dark knight 4 , pro ps3 gamer , Haytham Templar , persian warriors , mohamadalibala , EZIO 5 , PDAVARZANI , illigamer , captan_parsa , BOBO1379 , blackeyed , HITMAN 4477 , R3DR4N9ER , Jin_kazama , Black Evil , GaZeR BeaM , امیر سجاد , mehti , erpc , Louie Castaneda , Slender , ashil_come_back , Ali Driver , 
 
#3
16 مرداد 1393 ساعت 01:46:19 (1131 روز پيش)
BLACK LION
Amir E


تاریخ عضویت:1390/11/18
تشکر کرده: 8587
تشکر شده: 8795 بار
احساس امروزم:
عصبانی
 
AE0048 
 



به دستور ARK قدرت هیلوها برای اولین بار و آخرین بار ( تا به امروز) به کار افتادند و تمامه کهکشان را زیر پا گذاشتند . هیچ موجود جنبنده ای جان سالم به در نبرد و کهکشان خالی از سکنه شد.



مجودات درون Ark توسط ربات ها و بر سنتیل ها به سیارات خود بازگردانده شدند و از آن پس دیگر هیچ اثری از فورانرها باقی نمانده بود . آنهایی که از اشعه هیلوها در امان ماندند از کهکشان راه شیری خارج شدند و سرنوشتشان نا معلوم است . فورانرها به یک باره ناپدید شدند و بعدها  شکوه و عظمتشان مورد پرستش مجوداتی قرار گرفت که خود را "Covenet  / کاونت " مینامیدند (در ادامه ـی داستان به آنها بر میخوریم)



در طی این سالها ( تاریخچه ای که در حال حاظر ما از خودمان سراق داریم در این سالها اتفاق می افتد) انسان ها به مراتب بالایی از علم رسیدند و جزء نژاد های قَدَر آن زمان به شما میرفتند . هر ساله سیارات بسیاری را به اشغال خود در میاوردند و کلونیشان را گشترش میدادند. طبعاً تعداد زیادی سیاره و جمعیت بالای هر کدامشان باعث بروز مشکلاتی برای سازمان ملل میشد . گهگاهی یکی از سیارات دچار اغتشاش و شورش میشد . جوامع انسانیه آن سیاره خواستار جدایی از اتحادیه ـی انسان ها میشدند و به دنبال دولت جدیدی بودند . گاهی وقتا هم کشورهای مختلف با هم سر ناسازگاری میگرفتند . سازمان ملل راه حل تمامه این مشکلات را در تشکیل سازمان نظامی ای به نام
united nations space command یا به اختصار   UNSC دید . این سازمان یک اتحادیه ـی نظامی در بین انسان ها بود که تمامه کشورهای حاظر در سازمان ملل ملزم به عضویت و اهدای نیرو به آن بودند . این سازمان  یک پارچگیه خوبی به انسان ها داد . شورش های بسیاری از طرف این سازمان سرکوب شدند و سیارات بسیاری توسط آنها به کلونیه انسان ها افزوده شد . UNSC همان چیزی بود که انسان ها نیاز داشتند تا به واسطه ـی آن
جای فورانر هارا در کهکشان پر کنند.



یکی از سیاراتی که تحت اشغال انسان ها قرار گرفت "Reach / ریچ " نام داشت ...
این سیاره به واسطه ـی منابع معدنیه فراوان و بدرد بخورش بعد از زمین به مهمترین سیاره ـی انسان ها تبدیل شد . مقر دوم
unsc  در این سیاره قرار داشت.
UNSC  که در طی جنگها و شورش های مختلف رفته رفته احساس ضعف کرد تصمیم به شروع یک پروژه ـی بزرگ گرفت که در آن به اصطلاح " سوپر سربازان" ـی برای ارتش این سازمان آماده به خدمت میشوند که از لحاظ جسمی , ژنتیکی و ذهنی در سطح بالاتری از انسان های معمولی قرار دارند. در پی همین هدف پروژه ای به نام  (SPARTAN 1 )ORION Projectدر سال 2321 زیر نظر بخش Office of Naval Intelligence سازمان UNSC  (بخش اطلاعات سازمان یو ان اس سی) کلید خورد . در این پروژه از بین نیروهای مسلح سازمان داوطلبانی پیش قدم میشدند که در این آزمایشات شرکت کنن . تزریغات خطرناک , تمرینات سخت فیزیکی و خستگیه بیش از حد در آزمون های روانی باعث شدتلفات سنگینی به بار آید و به طور کلی پروژه غیر فعال شود.بعد از گذشت مدتی بسیار طولانی با پیشرفته تر شدن تکنولوژی ها و به دست آوردن دست آور های علمی بیشتر توسط انسان ها در سال 2491 پروژه دوباره با جذب داوطلبان از نیروی مسلح ارتش آغاز شد . دانشمندان این دفعه از اشتباهات پروژه ـی گذشته درس گرفتند و آزمایشات را با دقت بیشتری انجام دادند . نتایج بد نبود . سربازان قوی هیکلی با نام"اسپارتان" تولید شدند .اما در طی چند عملیات این اسپارتان ها نا امید کننده ظاهر شدند و نشان دادند کار زیادی از دستشان بر نمی آید. سر انجام به خاطر جلوگیری از تلفات بیشتر پروژه ـی ORION  برای دومین بار در سال 2501 تعطیل شد...
جنگ با شورشیا کمر
UNSC را شکسته بود .  نیروهای ویژه و گروه های اعزامی دائما در حال دادن تلفات سنگین بودند . UNSC چاره ای جزء فعال کردن دوباره ـی پروژ, تحت نظر دکتر Catherine Halsey از واحد ONI 3 و با نام جدید یعنی "SPARTAN-II Project" در سال 2506 یعنی 5 سال پس از تعطیلی پروژه ـی اوریون , نداشت.


پروژه پس از 11 سال تحقیقات دکتر کاترین هالزی و تیم تحت نظرش در سال 2517 رسماً آغاز شد . 75 کودک از جای جای مختلف کلونیه انسان ها در طی این 11 سال دزدیده شده و به جای آنها کلون های تولید شده در آزمایشگاه قرار گرفت . این کودکان نام فامیلی خود را از دست داده و به جای آنها از یک کد به نام Spartan Code  استفاده میشد . مانند Adriana-111  و
Soren-066
 ... . یکی از این کودکان فردی بود به نام “john” ... او در شهر Elysium city واقع در سیاره ـی Eridanus II در تاریخ 17 مارچ 2511 به دنیا آمد و توسط  کاپیتان Jacob Keyes پس از گذشت 3 سال از زیر نظر گرفته شدنش در تاریخ 2517 یکی از آخرین کودکان دزدیده شده بود .
این کودکان به سیاره ـی
Reach برده شدند و مدت کثیری در معرض آزمایشات ژنتیکی  و تمرینات جسمانی بسیار سخت قرار گرفتند . معمولاً آنهارا به تیم های 3 نفره در تمرینات فیزیکی تقسیم میکردند تا جایگاه کار تیمی و اهمیت بالای آن , از همان کودکی برایشان روشن و واضح باشد . هم تیمی هایه جان ,  سم (sam 034) و کیلی (Kelly 087) بودند که معمولاً با رهبریه جان در تمرینات مختلف فیزیکی موفق خارج میشدند .
هوش و ذکاوت بالای جان در رهبری و اتمام ماموریت ها دکتر هالزی و مقامات را مجاب کرد که مقام
Master Chief Petty Officer را به او بدهند . از این پس در تمرینات و بین مقامات از اون با مقام نظامیش یعنی Master Chief  یا Chief یاد میشد.کسب این مقام برای جان این معنا را داشت که از این به بعد او فرمانده ـی ارتش اسپارتان ها است.


از همان ابتدای حظور کودکان در پروژه ـی اسپارتان 2 همه ـی آنها در معرض آزمایشات مختلف با هدف هایی چون :افزایش تراکم استخوانی- افزایش بافتهای پروتئینی- تحریک غده تیروئید برای تسریع رشد استخوان و ماهیچه ها و از بین بردن غریزه جنسی-افزایش فشار خون در شبکیه چشم برای بینایی دقیق تر- کاشت عصبهای مصنوعی برای افزایش سرعت واکنشی فرد و بهینه کردن پردازش مغزی و ... . قرار میگرفتند .بسیاری از اسپارتانها بدنشان به این تغییرات واکنش منفی نشان داد و انهارو به کام مرگ کشاند . از بین 75 کودک تنها 33 اسپارتان توان مقاومت را داشتند و تنها آنها بودند که به عنوان محصولات پروژه پس از 10 سال تمرینات طاقت فرسا و تحمل آزمایشات خطرناک به مقامات UNSC معرفی شدند.(قابل ذکره بعدها 2 پروژه ـی SPARTAN IV و SPARTAN III با هدف تولید سربازانی قدرت مند بدون دادن تلفات اجرا شد . افراد در شرایط بهتری آموزش و آزمایش میشدند و در نتیجه محصولات این 2 پروژه هرگز کیفیت پروژه ـی اسپارتان 2 را نداشتند اما تلفات فوق العاده کمتر شد و نسبت به هزینه ـی صرف شده و زمان تمرینات و مقدار تزریقات سربازان با کیفیتی تحویل ارتش داده شد . پروژه ـی اسپارتان 3 اعضای اختیاری میگیرد و تا الان در جریان است)



دکتر هالزی برای 33 قهرمان خود زرهی به نام MJOLNIR طراحی کرد . نسخه های اولیه آن مشکلاتی مانند سنگینی بیش از حد داشتند اما پس از نسخه ـی VI و V این زره به عضو جدا نشدنیه یک اسپارتان تبدیل شد . وزن بسیار مناسب , منبع تغذیه ـی داخلی , توانایی حمل هوش مصنوعی و سرعت بالای این زره گوشه ای از توانایی هایه آن بود . برای آسیب رساندن به اسپارتانها بزرگترین مانع یعنی  میولنیر آنها در سر راه دشمنان  قرار میگرفت.


UNSC برای افزایش روحیه ـی سربازان خود پروژه ـی اسپارتان2 را از فاز سری خارج کرد و آنرا در معرض نمایش قرار داد . از ان پس UNSC برای عملیات های ضد شورش تیم ها 3 تا 5 نفره ـی اسپارتان های 2 را راهی میکرد و معمولا ماموریت ها به خوبی انجام میگرفت . اسپارتان ها عصای دست UNSC در شورش ها و سر نیزه ـی تیز انسان ها در جنگ ها شدند... . زمان ورود یک اسپارتان به میادین جنگ هیچ دشمنی به خود اجازه نمیداد پیشروی را ادامه دهد ,  سربازان عادی در کنار این اسپارتان ها احساس شکست ناپذیری را داشتند. در آخر اسپارتان ها هم انسان بودند و انسان ها هم هرگز نا میرا نمیشدند...


اسپارتان ها تلفات کمی داشتند که هرگز گزارش نمیشد . طبق آیین نامه ها هم , در پرونده ـی هیچ کدوم از اسپارتانها حق درج وضعیت " کشته شده در ماموریت " وجود نداشت. UNSC  سعی در تلقین شکست ناپذیریه اسپارتانها را داشت . اما واقعیت چیز دیگری بود.


تک تک اسپارتان ها در ماموریت های مختلف از پا در میامدند و کشته میشدند . روز به روز ارتش Master Chief  کوچک تر و کوچک تر میشد . در نهایت از 33 اسپارتان 2 تنها 4 نفر هنوز زنده اند ... Linda058, Kelly087, Frederic104  و John117
که از بین اون 4 نفر هم 3 نفرشان شرایط ادامه ـی خدمت رو ندارند. چیف تبدیل به فرمانده ـی ارتش تک نفره ـی خود شده بود.


در تاریخ 3 فوریه سال 2525 تماس سیاره ـی Harvest پس از مشاهده ـی  چند سفینه ـی نا شناس در آسمانش , با مقر اصلی UNSC  قطع شد. از طرف این سازمان 3 سفینه از زمین به هاروست اعزام شدند تا قضایا واضح شود و شورش های احتمای شناسایی شود . نیروهای اعزامی به محض رسیدن , به صحنه ـی عجیبی بر خوردند ... سطح سیاره ـی هاروست کاملا ذوب شده و سپس منجمد شده بود . هیچ موجودی نتوانست زنده بماند .





در همان حالا که نیروهای UNSC  مشغول بررسی بقایا بودند از طرف چند سفینه ـی ناشناس دیگر مورد حمله قرار گرفتند .  2 عدد از آنها سقوط کرده و تنها یکیشان توانست از معرکه جان سالم به در ببرد . به هر ترتیبی شده آن سفینه که " هراکلس " نام داشت خود را به نزدیک ترین سیاره ـی متعلق به کلونیه انسان ها رساند و پیام دریافتی خود را با مقر اصلی UNSC در زمین به اشتراک گذاشت . پیام به شرح زیر بود...


(( نابودیه شما خواسته ـی خدایان ما است . ما تنها ابزاری در دست آنها هستیم))


این پیام متعلق به اتحادیه ای مذهبی با نام "Covenet / کاونت " ها بود . آنها مجموع نژاد هایی هستند که فورانر ها و شکوه آنهارا مورد پرستش قرار میدهند و آنها را به خدایی خود گرفتند. ( در پست بعدی  در رابطه با نژاد های تشکیل دهنده ـی این اتحادیه  و محل سکونتشان توضیحاتی دادم)


 


 
 
BLACK LION آفلاین
 نقل قول  وبلاگ 
37 کاربر از BLACK LION بابت این پست تشکر کرده اند.
UN4GIV3N , Sina R , senator7676 , HATEF6619 , مهران گیمر , mt punk , solidsnake1373 , mohsen tiz , EZIO 74 , cole phels , alighost100 , 0zero0 , Metal BIG BOSS , rezahaji1386 , dark knight 4 , pro ps3 gamer , persian warriors , mohamadalibala , EZIO 5 , Haytham Templar , PDAVARZANI , illigamer , captan_parsa , BOBO1379 , blackeyed , HITMAN 4477 , R3DR4N9ER , Jin_kazama , pepsicoola , Black Evil , GaZeR BeaM , mehti , erpc , Louie Castaneda , Slender , ashil_come_back , Ali Driver , 
 
#4
16 مرداد 1393 ساعت 01:53:52 (1131 روز پيش)
BLACK LION
Amir E


تاریخ عضویت:1390/11/18
تشکر کرده: 8587
تشکر شده: 8795 بار
احساس امروزم:
عصبانی
 
AE0048 
 



, Covenet یک مجمع نظامی با اعتقادات مذهبی بسیار قوی است . آنها شکوه و عظمت فورانر هارو دلیلی بر پرستیدنشون میدانند و اونهارو به خدایی گرفتند . کاونتها شدیداَ به دنبال آرتیفکت ها و فایلهای به جا مانده از فورانر ها هستند ( که تعداد زیادی از آنها در سیارات کلونی انسان ها واقع شده ) به همین دلیل شروع به نبرد با انسان ها و یورش به کلونی آنها کردند . کاونت ها در شهر فضایی و متحرک به نام High Charity زندگی میکنند . این شهر قارچ مانند دارای 460 کیلومتر درازا و قطری 350 کیلومتری است و دارای 4 راکتور بسیار قدرتمند است که میتواند علاوه بر تامین انرژی ساکنین شهر , سفر های slipspace  را صورت دهد ( به سفرهای مافوق سرعت نور که بین ستاره ها انجام میگیرد slip space  گویند) ... کاونت ها تشکیل شده از نژاد های گوناگونی هستند کنه در پایین به معرفی مختصری از آنها به ترتیب درجه و اهمیتشان پرداخته ام..



 


San 'Shyuum : این نژاد از طرف انسان ها prothet نیز یاد میشوند . قدی 2 متری و وزی 90 کیلویی دارند . آنها عالی رتبه ترین نژاد در بین کاونت ها هستند . جدا از قدرت بدنی بسیار ضعیفشان , دارای هوش و تدبیر بالا هستند . آنها با زبان بازی و وعده ـی رسیدن به بهشت متعلق به فورانر ها در صورت به دست آوردن هر 7 هیلو , کاونت هارا به دور هم جمع کرده و فرماندهی آنها را بر عهده گرفتند . آنها در بین خود رتبه بندی دارند و عالی رتبه ترین آنها truth-mercy و regret هستند . این 3 نفر و نیاکانشان پایه گذار اصول دینی کاونت ها (که از آن به عنوان " great jurney"  یاد میشود ) بودند. پیامبران در زمانی حدود 4000 سال قبل با فریب آربیتر و جذب نژاد الیتها اولین قدمهارا برای تشکیل اتحادیه کاونت و دسترسی به هیلو ها برداشتند.


 



Sangheili: در رتبه بندی کاونت ها این نژاد در رتبه دوم قرار میگیرد . آنها نژادی کهن بودند که توسط فورانر ها در سیاره ـی Sanghelios ساکن شده و حیاتشان را ادامه دادند. قدی حد اکثر 2 متر و 60 سانتی و وزنی 170 کیلوگرمی دارند .  توسط انسان ها Elite نام گرفتند . رهبرشان الیتی با نام Thel 'Vadam است ( که معمولا با نام مقامش یعنی Arbiter خطاب میشود ) . آنها در بین خود رتبه بندی ای ندارند اما قویترین هایشان Zealots نام دارند که عضو honor guard هستند ( گارد محافظ پیامبران) . در حقیقت این کلاس از الیت ها  کلاس کاری Master Chief را در بین نژاد خود دارند . آنها موجودات باهوشی هستند و تاکتیک های جنگی پیشرفته ای را مورد استفاده قرار میدهند . سلاح های زیادی را استفاده میکنند اما حقیقتاً هیچ کدامشان به پای energy sword نمیرسد . این شمشیر که از جنس پلاسماست میتواند هر موجودی را به دو نصف تبدیل کند . اگر در جنگ یک الیت به همراه این شمشیر در مقابلتان ظاهر شد فکر درگیری تن به تن را از ذهن خارج کنید.



Jiralhanae : سومین عضو برتر و جدید ترین نژاد عضو اتحادیه ـی کاونت ها هستند . آنها توسط انسان ها brute خطاب میشوند .ظاهری مانند گوریل دارند و هیکلی بزرگ با قدی 260 تا 280 سانتی متری و وزن نیم تنی را داران . هوش بالایی ندارند و تاکتیک های جنگی پیچیده ـی الیتها را کنار میگذارند اما عوضش زور بازوی بیشتری را نسبت به آنها دارند . بروت ها و الیتها ذاتاَ با هم خصومت دارند و هیچ وقت فرمان برداری یک دیگر را نمیپذیرند . همچنین در بین کاونت ها , همه جزء پیامبران از آنها بیزارند و میخواهند آنها از عضویت کاونت ها اخراج شوند . بروت ها معمولاَ با پوشش ساده و زرهی ضعیف در میادین ظاهر میشوند اما کلاس بالاتر آنها سراپا زره پوشند و چکش مرگ باری  به نام Gravity Hammer را با خود حمل میکنند ( این کلاس در honor guard نیز عضویت دارد) . پیشنهاد میکنم با دیدن یک بروت که این سلاح را به دست گرفته تا حد ممکن از او دوری کنید.



Mgalekgolo : مختصر و ساده ... آنها تانکهای زنداند. این موجودات یک بدن واحد نیستن ... کرم های به نام   Lekgolo با قرارگیری در کنار هم و دستور گرفتن از یک مغز واحد, موجودی با قد 3 و نیم متر و وزن 5 تن را تولید میکنند که از جانب انسان ها Hunter(شکارچی) لقب گرفته . رنگ پوستشان با قرمز مایل به نارنجی است یا نارجیه کدر. آنها با تمامه موجودات عضو اتحادیه ـی کاونت ها مشکل دارند به جزء الیت ها . در هنگام حمله اول تلاش میکنند که بفهمند هدف الیت است یا نه , اگر نبود  حکم مرگش امضا شده.هانتر ها سر تا پا زره پوشند . تنها نقطه ضعفشان کمرشان است که توسط زره پوشیده نشده . بر دست چپ یک سپر با زخامت 14 سانتی متر و بر دست راست یک سلاح بسیار قدرت مند پلاسمایی را قرار دادند.
موضوع زمانی ترسناک (تر) میشود که متوجه میشوید آنها عادت دارند به صورت جفت حمله کنند.



Kig-Yar: آنها پنجمین نژاد برتر در بین کاونت ها هستند . بدنی سوسمار مانند دارند و قد و وزنشان 230 سانتی متر و 90 کیلوگرم است . کیگ یار ها در بین انسان ها به Jackal  و یا Skirmishers معروفند . هوش و جنگندگیه خوبی را دارند و تاکتیک هایشان در میدان نبرد گاهی برایتان دردسر ایجاد میکند . به طور کلی آنها به 2 صورت آماده ـی نبرد میشوند . یا یک سلاح پلاسمایی و یا کریستالی کوچک را به همراه یک سپر مغناطیسی و شارژ شونده را در دو دست خود حمل میکنند ( که در این صورت کشتنشان کمی دردسر می آفریند ) و یا خود را از معرکه دور نگه میدارند و با یک اسلحه ـی دور برد به شما شلیک میکنند . آنها در زمان های دور به دزدیهای دریایی در سیاره ای به اسم Chu'ot و دریایی به نام Eayn مشغول بودند که بعدها قبیلهایشان با یک دیگر متحد شدند و به سطوح قابل قبولی از علم رسیدند . الان هم به عنوان عضو اتحادیه ـی کاونت ها به عنوان سربازانی قابل فعالیت میکنند.



Yanme'e : مزاحم های قرن 26 ...! . این حشرات که در بین انسان ها به drone معروفند , قدی تقریبا 2 متری و وزنی 80 کیلویی را داران . زمانی که زیاد میشوند بسیار شمارا آزار میدهند . با حرکت سریعشان و تعداد بالایشان هدف قرار دادنشان غیر ممکن میشود .



Unggoy : در آخرین رتبه مجوداتی با قد 1.30 تا 1.90 و وزنی 120 کیلوگرمی  که از طرف انسان ها Grunt  خطاب میشودند , ایستاده اند. گرانتها هوش پایینی دارند و قدرت بدنیشان بسیار ضعیف  است . به خاطر اینکه تکنولوژیه خاصی برای عرضه به اتحادیه ـی کاونت ندارند و همچنین در گذشته بر ضد آنها شورش کردند , تهی ترین نژاد  در بین دیگر اعضا بر شمرده میشوند .(قابل ذکر است که آنها نفرت فراوانی از الیتها و پیامبران دارند) ; گرانتها معمولاَ در گروه های 2 تا 7 نفره به رهبری یک الیت در میدان حاظر میشوند . زمانی که الیت رهبر کشته شود آنها به سرعت تسلیم میشوند و فریاد زنان این طرف آن طرف میدوند . اما کافی است کمی رحم از خود نشان دهید  تا جزای آنرا تماشا کنید . آنها به محض مناسب دیدن فرصت دوباره شلیک را شروع کرده و برایتان مزاحمت ایجاد میکنند . کل تاکتیک جنگیه این جانوران گاگول این است :)) . آنها معمولا در زمانی که خطری را در اطراف خود احساس نمیکنند و چشم دشمن را دور دیده اند مشغول مسخره بازی و شوخی با یک دیگر میشوند. ( که صحنه های جالبی را در بازی ایجاد میکند) . به عبارت دیگر... آنها  minion های دنیای هیلو هستند...:)



 


 


 


 
 
BLACK LION آفلاین
 نقل قول  وبلاگ 
36 کاربر از BLACK LION بابت این پست تشکر کرده اند.
UN4GIV3N , Sina R , senator7676 , HATEF6619 , مهران گیمر , mt punk , solidsnake1373 , mohsen tiz , EZIO 74 , cole phels , alighost100 , 0zero0 , Metal BIG BOSS , rezahaji1386 , dark knight 4 , pro ps3 gamer , persian warriors , mohamadalibala , EZIO 5 , Haytham Templar , PDAVARZANI , illigamer , captan_parsa , BOBO1379 , blackeyed , HITMAN 4477 , R3DR4N9ER , Jin_kazama , Black Evil , GaZeR BeaM , mehti , erpc , Louie Castaneda , Slender , ashil_come_back , Ali Driver , 
 
#5
16 مرداد 1393 ساعت 01:56:48 (1131 روز پيش)
BLACK LION
Amir E


تاریخ عضویت:1390/11/18
تشکر کرده: 8587
تشکر شده: 8795 بار
احساس امروزم:
عصبانی
 
AE0048 
 



پس از این واقعه , جنگ نژاد انسان و اتحادیه ـی کاونت ها شروع شد ,بزرگترین جنگ تاریخ . تعداد سربازان کاونت با توجه به اینکه آنها از چندین نژاد مختلف تشکیل شدند , طبعاً بسیار بیشتر از انسان ها بود و همین موضوع جنگیدن با آنها را بسیار سخت میکرد . در طی 27 سال جنگ انسان ها و کاونت ها سیارات زیادی مورد حمله قرار گرفتند , سیاراتی مانند Harvest , Alpha Aurigae , Circinius IV , XI Boötis A , Groombridge-1830 , Arcadia,Kholo و... که در بیشتر آن نبردها,UNSC پیروز میدان بود.


نکته : جریان هر کدام از جنگ ها به خودیه خود میتوانند به یک SPIN-OFF تبدیل شوند (مانند نبرد هاروست که عنوان Halo:Wars  را تشکیل داد) . توضیح دادن همه آنها ملزم وقت بسیار بسیار زیادی است که متاسفانه بنده فاقد اون هستم پس بهتره از این جنگها بگذریم و به داستان اصلی بپردازیم .


در تاریخ 17 جولای 2552 ,  سیاره ـی Sigma Octanus IV واقع در منظومه ـی Sigma Octanus توسط کاونت ها مورد حمله قرار گرفت . این سیاره در 60 هزار سال قبل یکی از سیارات زیر مجموعه ـی کلونی فورانر ها بود و دارای آرتیفکت های ارزشمندی بود . انسان ها این آرتیفکت ها را در همان سیاره و در موزه ای به نام Côte d'Azur به عنوان " آثار تاریخ جهانی" نگهداری میکردند . خوشبختانه با مقاومت یک روزه و جانانه ـی کاپیتان جیکوب کیز (Jacob Keyes) آرتیفکت ها و دست نوشته های متعلق به فورانر ها از آن سیار خارج شد , البته نه به طور کاملا بی عیب... 
کاونت ها یک ردیاب به سفینه ـی حامل کاپیتان و آرتیفکت ها متصل کردند و با توجه به مقصد این سفینه , موقعیت سیاره ـی مهم Reach   به دست کاونت ها افتاد.سیاره ای که مهم ترین موقعیت استراتژیک رو بعد از زمین برای انسان ها داراست.


(اتفاقاتی که در بازی Halo:Reach  افتاد, از اینجا آغاز شد. )


8 روز بعد از نبردSigma Octanus IV  , در تاریخ 25 جولای سال 2552 ارتباط سیاره ـی ریچ و در پی آن ارتباط پایگاه فوق محرمانه ـی درون آن (که اطلاعات بسیار مهمی در رابطه با آرتیفکت های بسیار مهم درونش نگهداری میشد) یعنی Visegrad با زمین قطع شد ... ابتدا تصور میشد این یک شورش ساده است زیرا تا قبل از آن در سیارهای به نام Harmony , شورشیان با قطع کردن ارتباط سیاره با پایگاه UNSC  سعی در تحقق اهدافشان کرده بودند .
از طرف
UNSC یک تیم خبره , تشکیل شده از 5 اسپارتان 3 و 1 اسپارتان 2 راهی سیاره شدند . نام این تیم  Noble Team بود که اعضای آن شامل  :  Lone Wolf - Jun - Jorge-Carter - Kat - Emile   بودند. شما در نقش Lone Wolf کار را دنبال میکردید که بعد از پیوستن به تیم شما با لقب جدیدتان یعنی Noble Six خطاب میشدید. این تیم ماموریت سرکوب شورش های احتمالی - جمع آوری اطلاعات حیاتی از سیاره ـی ریچ – تحویل آنها به سفینه ـی اعزامی و زنده ماندن را داشتند...
پس از رسیدن این تیم به سیاره و مکالمه ـی جورج با یکی از بومیان آنجا (جورج خود اهل ریچ بود و زبان بومیان را هم بلد بود) عمق فاجعه معلوم شد... این سیاره زیر بار شورش نبود
 , بلکه تحت حمله ـی کاونت ها بود. کارتر ( اسپارتان رهبر تیم) موضوع را به UNSC گزارش میدهد و سپس همراه با تیم راهی انجام ماموریت اصلیشان میشود.
آنها با یافتن دکتر کاترین هالزی به محل اطلاعات مورد نظر دست پیدا کردند و همچنین یک AI خاص به نام Cortana  را نیز از او تحویل گرفتند . این Ai از اطلاعات مغزی دکتر هالزی ساخته شده بود و باهوش ترین AI در بین تمامه هوش مصنوعی هایه انسان ها بود. کورتانا با شما سریال  CTN 0452-9 در 15 نوامبر 2549 آغاز به خدمت کرد و  از جمله وظایف مهمش رمزگشایی - ترجمه  و اخلال در سیستم های پیشرفته دشمن بود . این AI سه ساله تمام در مقر SWORD Base در سیاره ـی ریچ مشغول مطالعه بر روی تمدن – سیارات – سازه ها – ادوات جنگی و تکنولوژیه مربوط به فورانر ها بود . او یک مخزن از تمامه اطلاعات مربوط به 7 حلقه ـی هیلو ها هم هست .بنابر این یک AI بسیار خاص به شمار می آید و در نبر با کاونت ها نقطه ـی قوت بسیار خوبی  شناخته میشود..


تیم نوبل سر انجام میتواند اطلاعات مربوط به آرتیفکت ها و همچنین هوش مصنوعی کورتانا را به سفینه ـی نجات Pillar of Autumn و دستان کاپیتان جیکوب کیس برساند اما به قیمت کشته شدن 5 عضو از 6 عضو این تیم...
تمامه اسپارتان های متشکل این تیم در نبرد ریچ خودشان را فدای اتمام ماموریت کردند. تنها عضو تیم که توانست زنده بماند
Lone Wolf  بود. او پس از انجام ماموریت و تحویل دادن مدارک و کورتانا , از سوار شدن به سفینه سر باز زد و یک جمله ـی ماندگار را به جا گذاشت.


((I have the gun. Good luck, sir.))


سپس به زیر آتش دشمن بازگشت و جانانه با کاونت ها به مبارزه پرداخت . پس از کشتن چند کاونت کلاخود شکسته اش به زمین پرتاب شد و زرهش در زیر باران گلوله ها رفته رفته میشکافت . اما همچنان به درگیری ادامه داد و سر انجام با حمله ـی چند الیت به صورت همزمان ,به دوستان خویش پیوست و نمادی شد از رشادت سربازانی که در طی  این جنگ 30 ساله از جان و زندگی خود گذشتند تا بقای بشریت قوی تر از هر زمان دیگه ای ادامه داشته باشد.




 


سفینه ـی POA در کنار کورتانا حامل یک محموله ـی مهم دیگر نیز بود.آخرین اسپارتان 2 فعال ... اسپارتان جان 117 یا با نام نظامی Master Chief در کپسول خوابی ( که مخصوص سفرهای بلند مدت بود) قرار گرفته بود . 


(اینجا داستان Halo : Combat Evolved آغاز میشود)


در اثر فشار زیاد کاونتها و تعقیب مداومشان سفینه ـی poa  به طور کاملا تصادفی از طریق SlipSpace (کرم چاله هایی که برای سفر به نقاط مختلف کهکشان مورد استفاده قرار میگرفتند ) به یک هیلو باستانی با نام installation 04 بر میخورد. ( این همان هیلویی بود که هزاران سال قبل در آن , توسط فورانر ها بر روی انگل های فلود آزمایشاتی انجام میشد)
آن ها که هیچ اطلاعی از سازه ـی جلوی رویشان نداشتند بر سطح آن فرود آمدند و با کاونت هایی که از قبل در آن مستقر شده بودند رو به رو میشوند . سفینه ـی
POA آسیب شدیدی دیده بود و دبگر راه برگشتی باقی نگذاشته بود . در همین حین کاپیتان کیس برای جلوگیری از شناسایی موقعیت زمین توسط کاونت ها پروتکل کول را فعال میکند. اینگونه حد اقل میتوان مطمئن بود که مقر اصلی انسان ها در امان است. در همین حین مستر چیف به کمک کورتانا از مخزن خواب بیرون آمده و فرار میکند . کاپیتان کیس هم موفق میشود از اسکلت در حال تخریب سفینه ـی POA جان سالم به در ببرد اما در دام کاونت ها گرفتار میشود و اورا در سفینه ای به نام Truth and Reconciliation که متعلق به کاونت ها است اسیر میکنند . مستر چیف و کورتانا که از موضوع مطلع شده اند نزد دیگر سرباز های نجات یافته میروند و نقشه ای برای نجات کاپیتان جیکوب کیس از اسارت میکشند . سر انجام میتوانند اورا نجات دهند . سپس کاپیتان کیس دستور مستقیم به جان میدهد که جلوی کاونت ها را بگیرد و نگذارد آنها به کنترل هیلو ها , قادر شوند.


مستر چیف در پی انجام این ماموریت راهیه لایه های زیر هیلو میشود . در همین حین به صورت تصادفی Flood  ها توسط اشتباه مرتکب شده از طرف کاونت ها از مخازن نگهداری  ای که هزاران سال در آن زندانی بودند آزاد شده و جبهه ـی سوم را تشکیل میدهند.
مستر چیف و کورتانا در لایه های زیرین موفق میشوند راهی به اتاق کنترل پیدا کنند و در آنجا با مانیتور (نگهبان) هیلو..
 یعنی 343
Guilty Spark رو به رو میشوند .  اسپارک 343 به آنها میگوید که برای از بین بردن انگل های فلود باید هیلو را فعال کنند . مستر چیف که از عواقب شلیک اشعه ـی هیلو نا آگاه بود به منظور فعال سازی آن  به کمک اسپارک 343 مشغول فعال سازی هیلو شد و کورتانا هم در سیستم مشغول مرور اطلاعات مربوط با هیلو بود. ..  چیف در مراحل پایانی کار قرار داشت که کورتانا به یک باره ظاهر شد و به چیف عواقب فعال سازی یک هیلو را گوش زد کرد و همچنین نام این هیلو و اهمیت آن برای کاونت هارا هم به چیف گفت . بنابر این کورتانا و چیف به دنبال نابودی هیلو رفتند در حالی که فرصت چندانی هم نداشتند . اسپارک  مشغول انجام آخرین مراحل از فعال سازی هیلو بود.همچنین او سنتیل ها (نوعی ربات پرنده که برای محافظت از هیلو تعبیه شده بودند) رو هم روانه ی مقابله با چیف و جلوگیری از انهدام داخلی هیلو کرد. چیف بهترین راه نابود کردن هیلو را منفجر کردن سفینه ـی POA  میدانست. برای انجام این عمل به دستور مستقیم و یا کارت مینیاتورینگ درون سیستم عصبیه کاپیتان کیس نیاز بود. بنابر این , آنها به سوی موقعیت  کاپیتان کیس رفتند و متوجه شدند که تحت شدیدترین شکنجه ها از جانب انگل های فلود قرار گرفته و رو به موت است .:D
 چیف توانست در یه حرکت سریع کارت مینیاتوری را به دست آورد و با استفاده از آن شمارش معکوس انفجار سفینه ـی POA را فعال سازد . این شمارش معکوس توسط اسپارک 343 دفع شد . بنابر این , جان خودش دست به کار شد . او راکتور سفینه را به صورت دستی ذوب کرد و قبل از انفجار آن توانست از سطح هیلو بگریزد.
از پس آن ماموریت
, چیف و کورتانا به هم جوش خوردند . کورتانا در پی سوال دکتر هالزی مبنی بر انتخاب یک اسپارتان برای کمک کردن به آن در میادین جنگ...جان را برگزید . البته با توجه به اینکه کورتانا از اطلاعات مغزی هالزی ساخته شده بود و دکتر هالزی هم چیف را باهوش ترین و برازنده ترین اسپارتان در بین تمامه اسپارتان ها میدید , میتوان نتیجه گرفت انتخاب کورتانا چندان بلا تاثیر از سلیقه ـی دکتر هالزی هم نبود. به هر حال...





 
 
BLACK LION آفلاین
 نقل قول  وبلاگ 
37 کاربر از BLACK LION بابت این پست تشکر کرده اند.
UN4GIV3N , Sina R , senator7676 , HATEF6619 , مهران گیمر , mt punk , solidsnake1373 , mohsen tiz , EZIO 74 , cole phels , alighost100 , 0zero0 , Metal BIG BOSS , rezahaji1386 , dark knight 4 , pro ps3 gamer , persian warriors , mohamadalibala , EZIO 5 , Haytham Templar , PDAVARZANI , illigamer , captan_parsa , BOBO1379 , blackeyed , HITMAN 4477 , R3DR4N9ER , Jin_kazama , pepsicoola , Black Evil , GaZeR BeaM , mehti , erpc , Louie Castaneda , Slender , ashil_come_back , Ali Driver , 
 
#6
16 مرداد 1393 ساعت 02:00:41 (1131 روز پيش)
BLACK LION
Amir E


تاریخ عضویت:1390/11/18
تشکر کرده: 8587
تشکر شده: 8795 بار
احساس امروزم:
عصبانی
 
AE0048 
 



چیف به زمین بازگشت و از او استقبال فراوانی به عمل آمد . برای تقدبر , او از دست دختر کاپیتان کیس مرحوم و میراندا کیس مدال افتخاری را دریافت میکند ... در آن سمت رهبر الیت ها یعنی Arbiter در شهر High Charity  مورد اهانت و تحقیر قرار میگیرد . او ماموریت تصرف04 Installation را بر عهده داشت که در آن شکست سنگینی را متحمل شد . پیامبران و کل اتحادیه کاونت ها او را مسئول میدانستند . بنابر این طبق دستور Mercy او را در ملا عام لخت کرده و شکنجه کردند.
(اتفاقا
Halo 2 از اینجا آغاز میشود)


در زمانی که از چیف قدر دانی میشد رادار ها حجوم چند سفینه ـی نا شناس را اعلام کردند و در پی آن ناوگان unsc برای مقابله با آنها آماده شد . سفینه های مهاجم متعلق به اتحادیه کاونت ها بودند و گویا تنها قصد حمله به یک نقطه مشخص را داشتند . در پی درگیری سفینه بزرگتر توانست به مقصد برسد و پس از انجام حملات سنگین و نابود کردن شهر پورتالی را گشود و به داخل آن رفت . یکی از سفینه های کوچک unsc که تحت کنترل کاپیتان جانسون قرار داشت توانست با عبور از پورتال خود را به سفینه ـی محاجم برساند . مقصد آن پورتال هیلو I-05 بود . هدف از حمله آن سفینه به آن نقطه خاص در زمین و سپس رفتن به آن هیلو همچنان نا مشخص بود....
در آن طرف
آربیتر پس از تحمل ساعتها شکنجه نزد پیامبران برده شد . آنها به آربیتر پیشنهاد میدهند که در قبال بازپسگیری درجه و مقامی که داشت برای دستگیری الیتی عازم شود که پیامبران را دروغ گو خوانده و قصد دارد نژاد الیت را از اتحادیه کاونت ها خارج کند. آربیتر به همراه یکی از هم رزمانش و گروهی از بروت ها به لاشه هیلو i-04 میروند , آخرین محلی که حضور آن الیت یاقی در آن گزارش شد.
طی مدت زمانی آربیتر موفق میشود آن الیت را به همراه مانیتور GS343  پیدا کند , اما توان دستگیریش را نداشت . او به آربیتر میگوید که همه این جنگها بیهوده بود و همه آنها بازیچه دست پیامبران بودند , سپس با فرستادن دو کلون از خود , آربیتر و اسپارک را ترک میکند.
در طرف دیگر مستر چیف و جانسون  بر سطح هیلو فرود می آیند و کورتانا به واسطه ـی فایلهای دیجیتال متوجه میشود هدف کاونتها فعال سازی هیلو و آزاد سازی اشعه آن است . چیف از جانسون و میراندا جدا میشود و در پی انجام عملیات متوجه میشود کل ناوگان کاونتها به همراه
شهر های چارتی به این هیلو تلپورت کردند و در پی این اتفاق جان به اعماق آب میوفتد و توسط مجودی عجیب به پایین کشیده میشود. آربیتر پس از بازگشت به های چارتی در نزد پیامبران رفته و از آنها ماموریتی دیگر دریافت میکند . او مامور است کلید فعال سازی هیلو را از سازه ای عظیم در منطقه ای خاص از هیلو برای آنها بیاورد . او به همراه گروهی از بروت ها به آن محل میرسد و متوجه میشود میراندا و جانسون هم سعی دارند به آن کلید دسترسی یابند که به لطف دخالت آربیتر , بروتها کلید را میگیرند و جانسون و میراندا را به عنوان اسیر با خود همراه میسازند . در اینجا مشخص میشود پیامبران دیگر آربیتر را نمیخواهند و به بروتها دستور دادند که او را سر به نیست کنند . در نهایت آربیتر پس از درگیری با بروت ها به داخل گودالی میفتد و توسط موجودی عجیب نجات پیدا میکند . همان موجودی که چیف را نجات داد
این موجود عجیب و غول آسا رهبر فلودها بود که توانسته بود مانیتور هیلو را , 2401PT  به همراه پیامبر Regret به دام بیندازد . او به آربیتر خطرات فعال سازی هیلو را گوشزد میکند و چیف هم در تایید حرفای او سخن میگوید اما آربیتر نمیخواهد حقیقت را بپذیرد . 2401PT به آنها میگوید که اشعه میتواند چه بلایی بر سر موجودات بیاورد . سر انجام آربیتر راضی به همکاری میشود و آن دو برای جلوگیری از فعالیت هیلو عازم میشوند..





چیف پس از انجام ماموریتش به وسیله ـی سفینه ای متعلق به فورانر ها از هیلو میگریزد و به سمت زمین میرود. آربیتر نیز به همراه جانسون برای نجات میراندا و باز پسگیری کلید راهی میشود که به گروهی از بروتها و رهبرشان بر خورد میکند . آربیتر به کمک GS343 سعی میکند آنها را آگاه کند و حقیقت را برای آنها آشکار سازد اما موفق نمیشود و سر انجام هیلو به کار میوفتد. خوش بختانه میراندا موفق میشود به موقع کلید را از پلتفورم خارج سازد و هیلو را غیر فعال کند . چیف هم پس از ورود به حریم زمین به داخل جو سقوط کرده و در منطقه ای در شرق آفریقا سقوط میکند.





(اینجا Halo 3 آغاز میشود)


پس از گذشت مدتی , جانسون به همراه آربیتر و تعدادی از تفنگداران موفق میشوند در طی ماموریتی جان را صحیح و سالم از لاشه سفینه نجات دهند . انها پس از از مبارزه با تعداد زیادی از کاونتها موفق میشوند خود را به پایگاه جنگلی یو ان اس سی برسانند , جایی که لورد هود و میراندا کیس مشغول طرح نقشه ای بودند تا دست کاونتها را از آرتیفکت های مهم در رابطه با محل آرک کوتاه بماند
سر انجام قرار بر آن شد که چیف به همراه گروهی از تفنگداران اقدام به از بین بردن دفاع ضد هوایی کاونتها بکند تا لورد هود و نیروهای تحت کنترلش بتوانند حملاتی را انجام دهند .
نقشه آغاز میشود و چیف و افرادش به راه میوفتند و پس از ساعاتی شیلدها و ضد هوایی هایه کاونت ها از بین میرود تا راه برای لرد هود و افرادش باز شود. اما حملات موثر واقع نشد و در آن طرف پیامبر Truth
توانسته بود آرتیفکت هارا به دست آورد . سر انجام با فعال سازی آرتیفکتها پورتال هایی برای تمامه سفینه های کاونتها به مقصد ark باز شد . در همین گیر و دار ناگهان خبری مبنی بر سقوط سفینه ناشناس بر سطح زمین رسید. این سفینه حامل انگل های Flood بود . آنها به زمین رسیده بودند و مطابق انتظار کاری از دست نیروهای انسان ها بر نمیامد , سرعت تکثیر فلودها بسیار بالا بود. به ناچار لورد هود و نیروهایش به عنوان سد دفاعی در برابر تهاجم فلودها بر روی زمین میمانند و چیف و الیت های تحت رهبری آربیتر به همراه جانسون و میراندا کیس پورتالی به مقصد آرک باز میکنند و به دنبال کاونتها میروند . در آنجا GS343 به آنها کمک میکند تا نقشه ـی آرک را استخراج کنند و راه های دسترسی به اتاق کنترل را به آنها میگوید . برای رسیدن به اتاق کنترل آنها مجبور بودند 3 ژنراتور قرار گرفته در 3 برج جدا را غیر فعال کنند . برج اول و دوم توسط چیف غیر فعال میشود اما برج سوم به خاطر دفاع سفت و سخت کاونتها فعال میماند . چیف و آربیتر برای کمک به جانسون راهی برج سوم میشوند و زمانی که به آنجا میرسند اثری از او و نیروهایش یافت نمیکنند.سر انجام برج سوم نیز غیر فعال میشود و اتاق کنترل در دسترس قرار میگیرد . در همین زمان فلودهای همیشه در صحنه از طریق شهر های چاریتی بر سطح آرک سقوط میکنند و به مبارزه با هر دو جبهه میپردازند. از آنجایی که اتاق کنترل به خاطر دفاع سر سختانه honor guard غیر قابل دسترس بود , چیف و آربیتر راهی به درون پیدا نکردند . اما میراندا و کیس که مدتی قبل ناپدید شده بودند از طریق سفینه ـی خود توانستند به درون راهی پیدا کنند و وارد شوند . در آنجا پیامبر Truth برای جلوگیری از آن دو از پشت به سمت میراندا شلیک کرده و او را به قتل میرساند . چیف و آربیتر هم که راهی به درون پیدا نکردند مجبور شدن برای رسیدن به اتاق کنترل روی کمک فلودها حساب کنند و سر انجام با رسیدن آن دو به اتاق , آربیتر که دل خوشی از پیامبران نداشت , Truth را با شمشیر پلاسمای خود کشت . در آن زمان چیف از طریق کورتانا متوجه میشود که کاونتها در طی مدتی که هیلو I-04 نابود شد دست به بازسازی آن زدند , او همچنین متوجه شد کورتانا در های چاریتی که اکنون توسط فلودها آلوده شده بود زندانی شده . او برای نابودی هیلو در حال ساخت تصمیم گرفت آنرا فعال کند که برای اینکار نیاز به کورتانا داشت .  علیرغم تمامه خطرات جان تک و تنها به دل دشمن زد و کورتانا از میان سیل عظیمی از فلودها آزاد ساخت و رابطه عمیقش  با کورتانا را ثابت کرد.سر انجام های چاریتی به همراه گرومایند و تمامه تشکیلاتش منفجر و از بین رفتند .  تفنگداران بازمانده به همراه الیت ها به زمین بازگشتند و تنها کیس و کورتانا به همراه جان و آربیتر راهی هیلو نیمه کاره شدند . در آنجا هم با سیل عظیمی از فلودها بر خورد کردند و پس از مبارزه با آنها با رسیدن به اتاق کنترل هیلو با مانیتور GS343 رو به رو شدند که زودتر از آنها خود را به آنجا رسانده بود . او که تنها وظیفه اش حفاظت از هیلو در هر شرایطی بود با درخواست چیف مبنی بر فعال سازی هیلو و نابود کردن تمامه فلودهای حاظر بر روی آن مخالفت کرد و مانع این کار شد . جانسون تلاش کرد دور از چشم اسپارک هیلو را فعال سازد اما با اگاهی اسپارک از قصد او , با ارسال پالسهای لیزر شدید اورا از پا در آورد و به قتل رساند . چیف با دیدن این صحنه شیرجه ای به سمت جانسون زد و با استفاده از لیزر اسپارتانی که بر کمر داشت اسپارک را از بین برد و هیلو را فعال ساخت.
با فعال سازی ناگهان همه چیز بر هم ریخت و هیلو در حال متلاشی شدن از درون بود . آربیتر به کمک چیف توانست از میان جمعیت انبوهی از فلودها خود را به سفینه ـی UNSC برساند و از سطح هیلو بگریزد اما در اثر موج شدید انفجار هیلو سفینه به 2 نیم تقسیم شد و تیکه اصلی که حامل آربیتر بود با موفقیت به زمین رسید , اما تیکه حامل چیف در فضای بی کران معلق ماند و اثری از آن پیدا نشد . جان پس از اینکه متوجه شد در فضا گم شده است وارد کپسول خواب شد و به کورتانا گفت :(( wake me… when you need me)) . در زمین لورد هود و افرادش از آربیتر و الیت ها قدر دانی کردو به افتخار جان و تمامی سر بازانی که طی این 27 سال جنگ سنگین هر کاری برای محافظت از نژاد انسان ها انجام دادند , سنگ یادبودی تهیه و در ساختمان اصلی unsc قرار گرفت.
با گم شدن مستر چیف , اسپارتانهای 2 تبدیل به افسانه شدند.






 
 
BLACK LION آفلاین
 نقل قول  وبلاگ 
35 کاربر از BLACK LION بابت این پست تشکر کرده اند.
UN4GIV3N , Sina R , senator7676 , HATEF6619 , مهران گیمر , mt punk , solidsnake1373 , mohsen tiz , EZIO 74 , cole phels , alighost100 , 0zero0 , Metal BIG BOSS , rezahaji1386 , dark knight 4 , persian warriors , mohamadalibala , EZIO 5 , Haytham Templar , PDAVARZANI , illigamer , captan_parsa , BOBO1379 , HITMAN 4477 , R3DR4N9ER , Jin_kazama , Khashy_dk , Black Evil , GaZeR BeaM , mehti , erpc , Louie Castaneda , Slender , ashil_come_back , Ali Driver , 
 
#7
16 مرداد 1393 ساعت 02:04:11 (1131 روز پيش)
BLACK LION
Amir E


تاریخ عضویت:1390/11/18
تشکر کرده: 8587
تشکر شده: 8795 بار
احساس امروزم:
عصبانی
 
AE0048 
 



(داستان 3 گانه ـی اول فرانچایز هیلو در همینجا به پایان میرسد. آنچه در ادامه میخوانید مربوط به 3 گانه ـی دوم است که تنها عضو منتشر شده ـی آن Halo 4 میباشد. به دلیل اهمیت بالای این بازی به عنوان استارتر یک 3 گانه ـی جدید بنده یکم مفصل تر به اتفاقاتش پرداختم)
در صحنه ـی آغازین  Halo4 دکتر کاترین هالزی را تماشا میکنید که از طرف فرستاده ـی unsc مورد بازجویی قرار میگیرد . او به خاطر جنایاتی که در طی آزمایش اسپارتان 2 به دور از چشم unsc انجام داد (او به مقامات گزارش داد که 75 کودک در واقع دزدیده شده "داوطلب" بودند) در حسر و مجازات به سر میبرد.  متن گفت گو به شرح زیر بود...
-------------


 بازجو : در باره ـی بچها به من بگو دکتر؟
هالزی:شما خودتان همه چیز را میدانید
بازجو: تو اونهارو دزدیدی...
هالزی: ذهن کودکان بسیار تلقین پذیر تر از دیگران بود .. بدنشان سازگاری بسیار بیشتری در مقابل آزمایشات نشان میداد. به دلیل موفقیت های تیم من بود که در زمان حمله ـی کاونت ها...ما آماده بودیم.
بازجو: دکتر هالزی شما گذشته را به نحومورد علاقه ـی خودتان بازگو میکنید!... تو اسپارتان هارا برای مبارزه با شورش های جوامع انسانی طراحی کرد
, نه برای مبارزه با کاونت ها
هالزی: زمانی که سیارات انسان ها یکی پس از دیگری سقوط میکرد , موقعی که اسپارتان های من تمامه آنچیزی بودند که مقابل انسانیت و انقراض ایستاده بودند , هیچ کس نگران این موضوع نبود که اونها واقعا برای چه چیزی ساخته شده بودند.
بازجو: پس تو احساس میکنی انتخابهایت اینگونه توجیح میشوند؟

هالزی: کار من,نژاد انسان را حفظ کرد
بازجو:آیا تو فکر نمیکنی که نبود اسپارتانها به انسانیت کمک بیشتری میکرد؟
هالزی: تو به دنبال چی هستی؟ دیگران قبل از تو, از بخش اطلاعات سازمان بودند (بخش ONI )...اما مثل اینکه تو از جای دیگری هستی.
بازجو : سوابق نشان داده اند که اسپارتانها عادت های ضد اجتماعی داشتند و به طور کلی جامعه گریز بودند
هالزی: سوابق تنها رفتار آنها در موقهیت های خطرناک و عملیاتی را نشان میدهند . من تنها شرایط حفظ کارایی آنها در سطوح بالا را فراهم کردم
بازجو: آیا تو این رو قبول داری که مستر چیف در عملیات هایش موفق بود چونکه هسته ـی درونی اش شکسته بود؟
هالزی: خوب چه کسانی جان را مجبور به انجام آن عملیات ها به همراه این شرایط کردند؟ ... شما میخواهید اورا جایگزین کنید؟!
بازجو: مَستر چیف مرده...
هالزی: پروندهایش شرایط "گم شده در ماموریت" را نشان میدهند
بازجو: کاترین...اسپارتانها نمیمیرند؟!
هالزی : اشتباه شما این است که آنها را تنها به عنوان یک سلاح نظامی میبینید. اسپارتانهای من , مرحله ـی بعدی انسانیت هستند ... سرنوشت ما به عنوان یک گونه هستند. آنهارو دستکم نگیرید ... اما مهمتر از همه چیز ... او را دست کم نگیرید.


-------------
سپس داستان شروع میشود...
سال 2557 بود...4 سال و 7 ماه و 10 روز پس از وقایع هیلو 3 . لاشه ـی سفینه ـی مستر چیف توسط اشعه ای ناشناس اسکن میشد . در همان حال کورتانا که شرایط را خطرناک میدید چیف را بیدار کرد . محفظه گرم شد و قلب چیف دوباره به تپش افتاد و او از محفظه بیرون آمد.



کورتانا شرایط را برایش توضیح داد و سپس به سمت عرشه ـی سفینه راه افتادند . آنها در یکی از اتاق های سفینه متوجه میشوند که سفینه توسط جاذبه ـی یک سیاره ـی ناشناس کشیده میشود . در همان حال هم کاونت ها مشغول گشتن آن هستند.
چیف در راه با چند کاونت و الیت درگیر شده و سر انجام به عرشه میرسد . او سیاره ـی بسیار عظیم و تاریکی را میبیند که حفره ای بسیار نورانی درون خود دارد و درحال کشیدند سفینه به داخل خود است . آن سیاره یک شیلد ورلد و سیاره ـی اصلی و پایتخت نژاد باستانی فورانر ها یعنی
Requiem بود. کاونت ها در تلاش بودند که بر سطح سفینه فرود بیایند . چیف با راهنمایی کورتانا سیستم دفاعی سفینه را فعال کرده و با شلیک یک موشک سفینه ـی کاونت هارا از هم میپاشاند .
جاذبه ـی سیاره هر لحظه بیشتر آنهارا به سمت خود میکشد . چیف از عرشه به درون سفینه باز میگردد و سیپس از قسمت عقبی آن (که در پایان هیلو 3 از نیمه دوم خود جدا شد)
, خارج میشود .





 در حین سقوط به درون سیاره, جان بر اثر برخورد با شیئی معلق بیهوش شده و پس از مدتی که از سقوطش به درون آن سیاره گذشت به هوش آمد . جان مشغول گرفتن اطلاعات مبنی بر تعداد سفینه های کاونت ( آنها هم موفق به ورود به درون سیاره شدند) وارد شده از کورتانا بود که با یک کرَش از سوی کورتانا همراه شد . هر زمانی که کورتانا دچار مشکل میشد
, چیف به دلیل اختلال در سیستم عامل زرهش متوجه آن میشد . چیف از او دلیل را جویا شد اما کورتانا سعی داشت با یک جواب سر بالا از گفتن دلیل بپرهیزد . نهایتا با اسرار چیف , جریان لو رفت . کورتانا 8 سال از عمرش گذشته بود . این در حالی بود که یک AI معمولی تنها 7 سال عمر دارد .بنابر این در پایان عمرش قرار داشت و ممکن بود کنترل خود را است دست داده و کارهای احمقانه انجام دهد . چیف به کورتانا قول داد که این موضوع را درست کند و به راه خودشان برای یافتن سفینه ـی نجات ادامه دادند .در اینجا کورتانا کم حرفی چیف را به تمسخر گرفت و به او گفت :(( نظرت چیه بری از کاونت ها درخواست یک سفینه برای بازگشت به خانه رو بدی؟.)) چیف هم در جواب گفت :((" پرسیدن" زره قدرتمند من نیست.)) سپس آنها به راه خود ادامه دادند . پس از عبور از دریچه ـی یک غار به شهر و دنیای باستانی و ناب فورانر ها راه پیدا کردند.



در همین حین که مشغول پیشروی در این سیاره ـی ناشناس بودند سیگنال های نا مفهومی را دریافت کردند , در این سیگنال تنها حرف تشخیص داده شده (( not Covenet )) بود . کورتانا موفق شد با ردیابی این سیگنال محل انتشار آن را دریابد . این سیگنال از محلی در مرکز  Requiem منتشر شده بود .کورتانا موفق میشود پورتالی تا حد ممکن نزدیک ,به هسته ـی سیاره باز کند. پس  از عبور چیف از آن و رسیدن به اتاق تلپورتر ... آنها متوجه میشوند که 2 برج انرژی بلند شیلدی در اطراف هسته ایجاد میکنند و در عین حال پیام های ارسال شده از بیرون سیاره را دچار پارازیت شدیدی میکنند. پس از غیر فعال کردن برج  اول مشخص میشود که پیام از طرف UNSC INFINITY ارسال شده (مختصر توضیحاتی در متن پنهان موجود است)



 


متن پنهان: 




 
 
BLACK LION آفلاین
 نقل قول  وبلاگ 
37 کاربر از BLACK LION بابت این پست تشکر کرده اند.
Sina R , UN4GIV3N , senator7676 , HATEF6619 , مهران گیمر , mt punk , solidsnake1373 , mohsen tiz , EZIO 74 , cole phels , alighost100 , 0zero0 , E M I N E M , Metal BIG BOSS , rezahaji1386 , dark knight 4 , pro ps3 gamer , persian warriors , mohamadalibala , EZIO 5 , Haytham Templar , PDAVARZANI , illigamer , captan_parsa , BOBO1379 , HITMAN 4477 , R3DR4N9ER , Jin_kazama , CrytrOn , Khashy_dk , Black Evil , GaZeR BeaM , mehti , erpc , Slender , ashil_come_back , Ali Driver , 
 
#8
16 مرداد 1393 ساعت 02:06:16 (1131 روز پيش)
BLACK LION
Amir E


تاریخ عضویت:1390/11/18
تشکر کرده: 8587
تشکر شده: 8795 بار
احساس امروزم:
عصبانی
 
AE0048 
 



البته همچنان پیام ها به زحمت  فهمیده میشد بنا بر این آنها راهی غیر فعال کردن دومین برج در آن طرف هسته شدند .  در حالی که با دشمنان عجیب و جدیدی به نام  "Promethen / پرومیثن" میجنگیدند (آنها نگهبانان سیاره و نیروهای زیر نظر دایدکت در هزاران هزار سال قبل بودند) متوجه شدند کاونت ها به دنبالی چیزی در درون هسته هستند.






پس از غیر فعال کردن برج دوم پیام های اینفینیتی واضح و رسا به گوش میرسید . آنها میخواستند به داخل سیاره فرود بیایند . کورتانا تلاش کرد که آنهارا منصرف کند اما سیگنال های ارسالی ضعیف بودند و نمیتوانستند unsci را متوجه ـی خود کنند . کورتانا این موضوع را در میابد که از مرکز هسته سیگنال های بسیار قوی ای ساطع میشود . در نتیجه پورتالی برای چیف باز کرده و او را به مرکز سیاره میرساند تا شاید با کنترل منبع سیگنال ها توان ارتباط با unsci به دست آید . سیگنال ها از جسم کروی – سیاه و بزرگی به نام Cryptum ساطع میشد .

 در همان حالا که کاونت ها مشغول نبر با پرومیثین ها بودند چیف خود را به نزدیکی آن جسم سیاه میرساند و سعی میکند با استفاده از برد سیگنال بسیار قوی این جسم
, با سفینه ـی UNSC INFINITY ارتباط برقرار کند اما گویا Cryptum این کاره نبود...!!!
کره ـی سیاه کم کم بالا آمد و پوسته ـی مشکی آن کنار رفت... موجودی عجیب با هیکلی انسان وار از آن آهسته آهسته بیرون آمد و شروع به سخن گفتن کرد  او کسی بود به نام
Ur-Didact ... رهبر کل قوای رزمنده فورانر ها در 110 هزار سال قبل !!!
او به دلایلی توسط همسر خودش یعنی لایبرین در
cryptum زندانی شد و زمانی 100 هزار سال را در آنجا ماند.  اکنون او به لطف عجله و ندانم کاری هایه چیف دوباره آزاد شده. (قابل ذکره که او به دلایلی نفرت دیرینه از انسان ها داره)


چیف برای اینکه اورا متوجه خود نکند در جایی پناه گرفت اما دایدکت او را دید و با نیروئی نامرئی قبل از آنکه بتواند کاری انجام دهد , از زمین بلند کرد ( البته ما بهش میگیم زمین . منظورم همون cryptum ـه :d )



 


دایدکت انسان هارا بعد از چندین و چند هزار سال همچنان ضعیف خطاب کرد و کاونت هارا که نتوانسته بودند از پس آنها بر آیند ضعیف تر از آنها میدانست.
در همان لحظه کاونت ها و پرومیثن ها که در حال نبرد با یک دیگر بودند به طرف دایدکت زانو زدند و با هم بر علیه انسان ها متحد شدند .
سپس دایدکت چیف را رها کرد و خود به داخل
cryptum برگشت و به سمت جو سیاره حرکت کرد...
چیف توانست با یافتن یک
ghost (نوعی وسیله ـی نقلیه متعلق به کاونت ها) از محلکه نجات یابد و از طریق پورتال به سطح سیاره بازگردد . در همان لحظه سفینه ـی unsc اشتباهش را انجام داد و به درون سیاره وارد شد.
چیف و کورتانا که کاری از دستشان بر نمی آمد تنها سقوط آنرا تماشا میکردند.


 



 


چیف و کورتانا به سمت محل سقوط آن که در میان جنگل ها انبوه بود , حرکت کردند . پس از رسیدن به حوالی محل سقوط ... چیف با کاپیتان لسکی و افسر پالمر و گروهی از تفنگداران UNSC رو به رو شد . آنها با از سر راه برداشتن کاونت ها توانستند کشتی را دوباره سر پا کنند و به داخل آن پناه ببرند . در اتاق فرمان , کاپیتان دل ریو ( فرمانده ـی کل کشتی) به افسر پالمر , لسکی و چیف دستور باز کردن  راهی برای خروج از Requiem  و بازگشت به زمین را میدهند . در حین انجام این ماموریت چیف و کورتانا در چیزی که تصور میشد یه تله است قرار میگیرند . در واقع انها به صورت جداگانه در عالم دیجیتال به دیدار لایبرین ,همسر دایدکت و ناجی نسل بشریت رفته بودند. لایبرین برای چیف توضیح داد که پرومیثین ها در واقع زمانی انسان بودند و همچنین به او گفت که دایدکت سالیان سال است که میخواهد از requiem فرار کند و با به دست آوردن   Composer  ( یک سلاح خطرناک که میتواند هر موجود زنده ای را خاکستر کند) نسل انسان هارا از هستی ساقط کند. او چیف را به طوری "تکامل" بخشید که در آینده در صورت رویارویی با composer بتواند در برابر آن مقاومت کند.
چیف و کورتانا پس از خروج از سازه ـی فورانر ها به جریان عملیات برگشتند و پس از اتمام آن به کشتیه یو ان اس سی اینفینیتی ملحق شدند. در آنجا کاپیتان دلریو دستور حرکت به سمت زمین را صادر کرد اما با مخالفت چیف مواجه شد...
جان که حالا از هدف دایدکت با خبر بود سعی در متقاعد کردن کاپیتان برای موندن در این سیاره و مبارزه با دایدکت را داشت اما کاپیتان زیر بار نمیرفت... او میخواست هر چه سریع تر به زمین بازگردد و مشاهداتش را به
FLEETCOM (ناوگان فرماندهیه سازمان unsc) گذارش دهد . در حین جر و بحث جان و کاپیتان دل ریو نا گهان کورتانا دچار کرش شد و با صدایی بسیار بلند و گوشخراش دیگران را تهدید کرد که نمیگذارند از این سیاره خارج شوند .... سکوت سنگینی اتاق را فرا گرفت. پس ازچند ثانیه کورتانا که حالا به حالت عادیه خود برگشته بود شروع به اظهار پشیمانی کرد اما کاپیتان دل ریو با لحن بسیار تند و خشمگینانه ای به توماس لسکی دستور داد که کورتانا را هر چه سریع تر از اینجا دور و نابود کند . لسکی که مردد از انجام دستور کاپیتان بود در حضور چیف دستش را دراز کرد تا چیپ مربوط به کورتانا را جدا کند اما قبل از آنکه این کار را انجام دهد چیف , کورتانا را برداشت و به پشت کلاه خودش متصل ساخت.  کاپیتان دلریو با فریادی بلند از او درخواست چیپ را کرد اما چیف سینه به سینه ـی او ایستاد و به او گفت که اگر آنها دست به کار نشود خودش برای جلوگیریه دایدکت عازم میشود . دل ریو که بسیار خشمگین شده بود به کاپیتان لسکی و افسر پالمر دستور دستگیری چیف را داد اما هیچ کدام آنها حتی جم نخوردند ( مادر نزاییده کسی که بیاد به چیف دستبند بزنه :d )



چیف به کمک کاپیتان لسکی ,با استفاده از یک lich (نوعی جنگنده ـی هوایی مطعلق به سازمان unsc ) به دنبال دایدکت میرود . اما دیر شد . سفینه ـی او از لایه های زیر requiem بالا آمد و cryptum را در خود بلعید و سپس با یک پورتال به مکان نگهداری composer رفت . این سلاح کشنده قبلا توسط انسان ها کشف و ضبط شده بود و در آزمایشگاهی مطعلق به انها در حوالیه هیلو Installation 03 از ان نگهداری میشد . این آزمایشگاه قبل از رسیدن چیف ,به دستور دایدکت مورد حمله ـی کاونت ها قرار گرفته بود. چیف سعی کرد که با یک بمب HAVOK سلاح را نبود کند اما بسیار دیر شده بود . دایدکت توانست به آن دست پیدا کند و آن را بر سفینه ـی خود نصب کند . سپس با یک شلیک همه ـی انسان های درون آزمایشگاه را نابود ساخت . چیف به لطف لایبرین توانست پس از یک بیهوشیه چند دقیقه ای دوباره سرپا شود. او که از مقصد بعدی دایدکت آگاه بود سریعا یک جنگنده ـی Broadsword را برداشت و به دنبال دایدکت در مسیر زمین حرکت کرد . اون توانست قبل از رسیدن دایدکت به پورتال با او همراه شود و بدون جلب توجه اش به داخل شیلد احاطه کننده ـی سفینه اش برود. در همان زمان UNSC INFINITY که الان تحت رهبریه کاپیتان لسکی در آمده بود به سمت زمین روانه شد و به چیف کمک کرد تا راه ورودی به درون سفینه ـی دایدکت پیدا کند.
چیف پس از ورود به سفینه ـی دایدکت و کشتن جمع کثیری از پرومیثن ها کورتانا را به درون سیستم فرستاد تا شیلد محافظ دایدکت را از کار بیندازند ( در همین حین
COMPOSER مشغول آماده شدن برای حمله به بخش غربی آمریکای شمالی بود) . ناگهان پلتفورم حاوی چیپ کورتانا منفجر میشود و دیگر راهی برای خروج او نیست . چیف برای مقابله با دایدکت روانه میشود اما حقیقتاً در مقابله با او ناتوان بود و نزدیک بود خود را به کشتن دهد



 
 
BLACK LION آفلاین
 نقل قول  وبلاگ 
38 کاربر از BLACK LION بابت این پست تشکر کرده اند.
UN4GIV3N , Sina R , senator7676 , HATEF6619 , مهران گیمر , mt punk , solidsnake1373 , mohsen tiz , EZIO 74 , cole phels , alighost100 , 0zero0 , E M I N E M , Metal BIG BOSS , rezahaji1386 , dark knight 4 , pro ps3 gamer , persian warriors , mohamadalibala , EZIO 5 , Haytham Templar , PDAVARZANI , illigamer , captan_parsa , BOBO1379 , HITMAN 4477 , R3DR4N9ER , Jin_kazama , CrytrOn , Khashy_dk , Black Evil , GaZeR BeaM , mehti , erpc , Slender , ashil_come_back , solid snake forever , Ali Driver , 
 
#9
16 مرداد 1393 ساعت 02:09:53 (1131 روز پيش)
BLACK LION
Amir E


تاریخ عضویت:1390/11/18
تشکر کرده: 8587
تشکر شده: 8795 بار
احساس امروزم:
عصبانی
 
AE0048 
 



 سر انجام چیف با کمک کورتانا ( که بسیار قدرت مند جلوه کرده بود) توانست با اتصال نارنجکی به بازو دایدکت , اورا سرنگون سازد . نهایتاً چیف کلاهک بمبی را که از سفینه اش جدا کرده بود را فعال ساخت و تمامه تشکیلات متعلق به دایدکت را منفجر کرد.
در این صحنه چیف بیهوش شده و پا به دنیای مجازی میگذارد . در آنجا با کورتانا ملاقات میکند که آخرین انرژی باقی مانده اش را صرف دیدن چیف کرده بود .  تلاش میکند که اورا برای رهایی از آن مکان مطقاعد سازد . اما کورتانا به او میگوید که دیگر نمیتواند با او همراه باشد سپس کم کم به عقب رفته و ناپدید میشود . کورتانا برای همیشه از بین رفت.


 



 


 چیف پس از پیدا شدن توسط سفینه های جستجوگر به زمین بازگشته و مورد تقدیر قرار میگیرد . ( اما ایندفعه چون مدال جدیدی نبود که این بشر نگرفته باشه فقط در حد سلام نظامی بود:D ) . پس از پایان نوشته های انتهای بازی ویدئویی به نمایش در می آید که دایدکت در آن مشغول صحبت کردن است ! .(لینک تماشای این ویدئو زیبا به همراه ترجمه ـی دیالوگ ها در متن پنهان . پیشنهاد میکنم ویدئو را از دست ندهید)
 این ویدئو چیف را نیز نشان میدهد که به عرشه
unsc infinity رفته و قصد تعویض MJOLNIR خود را دارد...
در زمانی که چیف کلاخودش جدا میشود صفحه سیاه و بازی به پایان میرسد . گرچه اگر بازی را روی حالت "لجندری" (سخت ترین حالت ممکن) به پایان برسانید موفق میشوید قسمتی از صورت چیف را هم ببینید .


 



 


 


متن پنهان: 





سوال های احتمالی:
به دلیل اینکه نمیخواستم حجم مقاله بیش از حد بشه بعضی از مسائل رو کامل شرح ندادم . اینجا سوال های احتمالی ای که ممکن است برای شما ایجاد شده باشه رو جواب دادم


 


پریکورسر ها به چه علتی توسط فورانر ها از میان رفتند؟


 


فورانر ها نژادی مغرور بودند آنها به تکنولوژیه پیشرفته خالقان خود طمع داشتند . آنها میخواستند به هر طریقی پریکورسر ها را راضی کنند تا تکنولوژیی هایه tire-0 ( پیشرفته ترین تکنولوژی هایه روز که معمولا دست پیشرفته ترین نژاد ان زمان بود) را به آنها بسپارند اما پریکورسر ها که دائما با آنها مخالفت میکردند . جدا از اون فورانر ها از این موضوع که پریکورسر ها ردای مسولیت در قبال حیات و امنیت کهکشان را از فورانر ها گرفته و به انسان ها دادند بسیار خشمگین بودند .فورانرها که میخواستند به هر طریق ممکن ردای مسولیت یا  Mantle of Responsibility به دست آورند تصمیم به نابودی پریکورسرها و بازپسگیری این مقام از انسان ها گرفتند. آنها با اینکه تکنولوژیه برتر را در دستان خالق خود میدیدند اما با چیدن تاکتیکهای جنگی زیرکانه و انجام عملیات های فلج کنند توانستند پایخت آنها را تصرف و بسیاری از انها را از بین ببرند . البته عده ای از پریکورسر ها از این جنگ جان سالم به در بردند و آن زمان بود که انها متوجه شدند فورانر ها چه قاتلانی هستند.


 


نژاد سوم خلق شده توسط فورانر ها چه کسانی بودند؟


 


آنها فلود های وحشی بودند که هزاران سال را در یکی از سیارات بازوهای کهکشانی مخفی  شده بودند تا اینکه توانستند با استفاده ازفورانرها در کهکشان پخش شوند و الباقی...


 


فلود ها به چه علتی توسط پریکورسرها خلق شدند؟ آیا پریکورسرها قصد نابودی حیات را داشتند؟


 


عده ای از بازماندگان پریکورسر که ازعمل بیشرمانه فورانرها به سطوح آمده بودند به منظور انتقام از آنها فلودها را خلق کرده و در سیاره ای غیر قابل سکونت در یکی از بازوهای کهکشانی مخفی ساختند تا اینکه پس از سالها فورانرها توسط همین مخلوقات از میان رفتند.


 


شخص بازجو که در ابتدای نسخه ـی 4 از دکتر هالزی بازجویی میکرد چه کسی بود؟


دقیقا مشخص نیست ... اما یکی از احتمالات به افسر lock خطم میشود . کسی که در پوستر منتشر شده ار هیلو 5 در بالای سر چیف ایستاده بود و یک شخصیت جدید به حساب می آید . برای اطلاعات بیشتر در ارتباط با این نظریه پیشنهاد میکنم ویدئو ـی زیر رو تماشا کنید.


لینک ویدئو


 


اُر-دایدکت چه گونه و به چه علت در cryptum زندانی شده بود


اگر به صورت خلاصه بگویم ...پس از گذشت چند صد سال از شکست سنگین انسان ها و تبعیدشان به زمین , در زمانی که فلودها فعالیتشان شدید تر از هر زمان دیگه ای بود , دایدکت در جنگ با آنها نا توان بود و ارتشش روزانه متحمل تلفات فراوان میشد. او انسان هارا مسئول تضعیف ارتشش میدانست ( آنها در هنگام جنگ با فلودها مجبور به دفاع از کلونی خود در برابر اوردینکو و ارتش آواره اش بودند) . پس برای اینکه هم انتقام این خرابکاری هارا از آنان بگیرد و هم ارتش خود را تقویت کند تصمیم گرفت گروهی از انسان هارا به سربازان پرومیثین خود تبدیل کند و باقی را بکشد ( تا حدی هم موفق شد . پرومیثین های هیلو 4 انسان های بی چاره بودند که دایدکت به پاره آهن تبدیلشان کرده بود) اما قبل از اینکه به موفقیت کامل برسد . توسط همسر خود librarian متوقف گردید و در cryptum زندانی شد. پس از هزاران سال به لطف چیف شیلد اطراف او باز شد و او توانست بار دیگر برای انسان ها خطر آفرین شود .


 


کاونتها چه گونه مختصات زمین را یافتند و چرا به آن حمله کردند؟


در ماموریتی خاص گروهی از الیتها توانسته بودند در بقایای به جا مانده از فورانر ها در یکی از سیارات متروک آرتیفکتی فوق حیاتی را پیدا کنند که علاوه بر مشخص کردن مکان هیلو ها , مکان آرک را و طریقه ـی دسترسی به آن را نمایان میساخت . طبق داده های آرتیفکت , مهمترین پورتال دسترسی به آرک در قاره آفریقا واقع در سیاره زمین بود ( که پس از جنگ انسانها و فورانرها پس از تبعید انسانها به زمین در آنجا ساخته شد). تنها در کنار این سیاره آبی رنگ بود که راه دسترسی به آرک نمایان میشد . بنابراین کاونتها با حمله به زمین قصد داشتند به آرک و در نتیجه قدرت تمامه هیلو ها دسترسی یابند 


 آپدیت / 8 شهریور 93


دوستان برای آشنایی بیشتر با سرگذشت دایدکت , فورانر ها و انسان ها پیشنهاد میکنم این ویدئو رو از دست ندید . درش اطلاعات خوبی از دلیل حبث شدن didact تویه cryptum و دیگر چیز ها میده.


 


 آپدیت / 8 بهمن93


 دوستان میتوانند برای شناخت بیشتر از سرگذشت آربیتر و اتفاقات میان HALO:CE و HALO2 و همچنین هسته کاونتها و چگونگی تشکیلشون این ویدئو رو تماشا کنند .


 


 
 
 
BLACK LION آفلاین
 نقل قول  وبلاگ 
38 کاربر از BLACK LION بابت این پست تشکر کرده اند.
Sina R , UN4GIV3N , senator7676 , HATEF6619 , مهران گیمر , mt punk , solidsnake1373 , mohsen tiz , EZIO 74 , cole phels , alighost100 , E M I N E M , 0zero0 , Metal BIG BOSS , rezahaji1386 , dark knight 4 , pro ps3 gamer , persian warriors , mohamadalibala , EZIO 5 , Haytham Templar , PDAVARZANI , illigamer , captan_parsa , BOBO1379 , akbar74 , HITMAN 4477 , R3DR4N9ER , Jin_kazama , CrytrOn , Khashy_dk , Black Evil , GaZeR BeaM , mehti , erpc , Slender , ashil_come_back , Ali Driver , 
 
#10
16 مرداد 1393 ساعت 02:14:49 (1131 روز پيش)
BLACK LION
Amir E


تاریخ عضویت:1390/11/18
تشکر کرده: 8587
تشکر شده: 8795 بار
احساس امروزم:
عصبانی
 
AE0048 
 



خب دوستان...سر انجام مقاله به پایان رسید . شرایط جدید پردیس گیم ارسال مقاله های سنگینو تبدیل به هفت خان رستم کرده . امیدوارم درست بشه


جا داره به یه نکته اشاره کنم . من تمامه تلاشم رو کردم تا بالاترین سطح ممکن , دنیای هیلو رو در این مقاله شرح بدم اما واقعا غیر ممکن بود . چیزهایی که در بالا نوشتم تنها بخش نه چندان بزرگی از وقایع این فرانچایز و داستانش بود. اگر بخواهیم کل این عظمت رو شرح بدیم باید یک کتاب چند دَه جلدی رو آماده کنیم . به هر حال من تمامه تلاشم رو کردم و سعی کردم تمامه اطلاعاتم تا این لحظه رو به اشتراک بگذارم . امیدوارم تونسته باشم کمکی هرچند کوچک در تشکیل آگاهی شما از این دنیای عظیم انجام بدم. ممنون که وقتتون رو صرف خوندن مقاله کردید.


توجه: این مقاله به صورت انحصاری تنها در سایت "پردیس گیم" منتشر شده و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع مجاز نیست


 


 
 
BLACK LION آفلاین
 نقل قول  وبلاگ 
41 کاربر از BLACK LION بابت این پست تشکر کرده اند.
Sina R , UN4GIV3N , senator7676 , HATEF6619 , مهران گیمر , mt punk , Menzo , solidsnake1373 , mohsen tiz , EZIO 74 , mannam1375 , cole phels , E M I N E M , 0zero0 , Metal BIG BOSS , dark knight 4 , pro ps3 gamer , persian warriors , mohamadalibala , EZIO 5 , Haytham Templar , PDAVARZANI , illigamer , captan_parsa , BOBO1379 , فقط فیفا , HITMAN 4477 , R3DR4N9ER , Jin_kazama , CrytrOn , Khashy_dk , Black Evil , GaZeR BeaM , Deviance , mehti , HappyDirector , mehrda_d , Slender , soroush73 , ashil_come_back , Ali Driver ,